نگاه شما: چرا به درآمد پزشکان کار داریم؟!
بخش «نگاه شما» برای ارائه و معرفی «نگاه» مخاطبان «تابناک» به همه موضوعات است. هر مخاطب «تابناک» میتواند با مد نظر قرار دادن شرایط همکاری با این بخش، «نگاه» خود را ارسال کند تا در معرض دید و داوری دیگر مخاطبان قرار گیرد.
کد خبر: ۴۷۱۰۳۱
| | 9667 بازدید
فرید فرجی: من دانشجوی سال سوم دانشگاه علوم پزشکی تهران هستم.خوبی سال سوم بودنم این است که نه انقدر زیاد و طولانی وارد دنیای پزشکی شده ام که چیزی از دید یک فرد بیرونی به این حرفه یادم نیاید و ندانم و نه حضور من در این حیطه انقدر کوتاه بوده که هیچ چیز جدیدی از بدو ورودم یاد نگرفته باشم و هیچ دید جدیدی کسب نکرده باشم.
حقیقت را بگویم! من هم قبل اینکه دانشجوی پزشکی شوم درآمد پزشکان را محاسبه می کردم و هم حتی امروز که در حالت خوشبینانه جزیی از کادر درمانی کشورم به حساب می آیم.از نظر من صرف پزشک بودن یک فرد باعث نمی شود تا درآمد او از طرف دیگران محاسبه شود! متاسفانه خیلی از ما_که اعتراف کردم من هم واقعا یکی از ما هستم! _ نسبت به شرایط زندگی دیگران کنجکاویم و می خواهیم بدانیم در حالی که شناسنامه و پرچم ما و یک فرد دیگر در جامعه شبیه هم است ، شرایط زیستن و گذران زندگی مان در این شرایط مساوی چه فرقی می کند.بنابراین تا جایی که حوصله مان قد بدهد و بتوانیم ، سعی در کسب این اطلاعات داریم! (و البته : متاسفانه! ) اما چیزی که باعث می شود محاسبه ی حقوق پزشکان بیشتر از سایر مشاغل و حرفه ها بیشتر به چشم بیاید شاید سه چیز باشد. اول از همه اینکه این کار در مورد پزشکان بی نهایت آسان تر قابل اجراست! مثلا اگر بخواهیم حقوق مدیر یک شرکت را محاسبه کنیم احتمال خطا خیلی بالا می رود در حدی که خودمان هم نمی توانیم به عددی که به دست آورده ایم اعتماد کنیم.چرا که میزان این حقوق به عوامل بسیار زیادی از جمله ساعت احتمالی اضافه کاری مدیر یا نوع شرکت یا... بستگی دارد. گواه این ادعا را هم این می گیرم که خیلی از ما حقوق پزشک را معادل مجموع پول ویزیت های او در مطبش محاسبه می کنیم و خیلی اوقات اصلا به این فکر هم نمی کنیم که او در بیمارستان هم ممکن است کار کند و حقوقی داشته باشد یا استاد دانشگاه هم باشد یا ... .گاهی اوقات هم از زبان کسی که کمی با این مسائل هم آشناست چیز دیگری می شنویم.مثلا اینکه : "حداقل حداقل " فلان پزشک اینقدر درآمد ماهیانه دارد با این فرض که فقط از مطبش پول در بیاورد و آخرش گاهی نچ نچ هم می کند که اگر بخواهم شوخی و مبالغه کنم در دلش می گوید: نچ نچ ! از روزی که نتایج کنکور آمد و جلوی نامش پزشکی ثبت شده بود پدرش به عنوان جایزه برای او پارویی خرید و از ان روز توی مطبش نشسته و پول های بی زبان ما را پارو می کنم.اخرش هم می فهمیم چیزی مان نبوده و پولمان را حرام کردیم!
دومین دلیلی که به ذهن من می رسد و کمی شبیه اولین دلیل است این است که پزشکان مستقیما با مردم کار می کنند و همین باعث می شود بیشتر از مشاغل دیگر به چشم بیایند و مستقیما هم از خود مردم حقوق می گیرند! به همین دلیل بیشتر به ذهن ها می رسد که ببینیم اصلا حقوق او چقدر است؟! کمااینکه خیلی ها به دنبال درآمد فوتبالیستی که باز شغلش بیشتر از سایر مشاغل به چشم می آید هستند ولی چون هم خیلی وقت ها مبلغ قرارداد ها اعلام می شود دیگر به دنبال محاسبه نمی روند و هم اینکه تعداد فوتبالیست ها خیلی کمتر از تعداد پزشکان است و می توان با خود گفت آن ها استثنا هستند و از خیر مقایسه آن ها با خود می گذریم!
اما می توان دلیل سوم هم بهتر و بیشتر بودن درآمد عده ی نسبتا زیادی از پزشکان نسبت به متوسط جامعه دانست. مثلا عزیزی که مسئول نظافت منازل است هم مستقیما از مردم حقوق می گیرد اما چون حقوقش خیلی چشمگیر نیست خیلی ها نظرشان به درآمد او جلب نمی شود و دنبال محاسبه نمی روند.
اما در مورد قسمت غیر درآمد مادی پزشکان باید بگویم بررسی زندگی اجتماعی پزشکان مانند خیلی از مشاغل دیگر جوهری از آب خلیج فارس می خواهد و ورقی به اندازه برگ درختان کوه های سرسبز دامنه ی شمالی البرز! با این حال اگر بخواهم اشاره ی کوچکی کنم باید بگویم جامعه ی پزشکی هم دقیقا مانند همه ی جوامع دیگر همه جور فردی را به خود دیده! هم فردی به معنای واقعی انسان و هم متاسفانه فردی که اگر درس نمیخواند و مشقت های بدون مبالغه طاقت فرسای سال های دانشجویی را تحمل نمی کرد و روپوش نمی پوشید شاید داشت از دیواری بالا می رفت! بنابراین این که بگوییم برای پزشکان صفی وجود ندارد و بن بستی در جامعه نیست انصافا بی انصافی است! به این دلیل که هم بسیاری از پزشکان از موقعیت اجتماعی خود سو استفاده نمی کنند و هم با خیلی از مشاغل دیگر هم می توان از این دست سو استفاده گری ها هم کرد و هم اینکه خیلی از بن بست های زندگی آنان داخل بیمارستان ها و در محیط کارشان اتفاق می افتد و سایرین نمی بینند! واضح ترین آن ها شاید همین طرحی باشد که سال ها باید در محیطی که نه تنها محل زندگی آن ها نیست بلکه باید سعی کنند محل انتخابی طرحشان دور افتاده هم باشد تا زودتر به پایان برسد و به شهرشان برگردند باشد.لازم به ذکر است که یک پزشک متخصص دو سال برای دوره ی عمومی و به تعداد سال های تخصص برای دوره ی تخصص باید به طرح برود که ما مجموعا حدود هفت سال را فرض می کنیم و در غیر این صورت مدرکی نخواهند گرفت.این از آن جمله سختی هایی است که تقریبا فقط رشته های مربوط به درمان در طول زندگی شان باید تجربه کنند.اما در مورد موقعیت اجتماعی که عنوان شد "یک پزشک باور دارد همه چیز دان است" هم باید عرض کنم زمانی که ما وارد دنیایی می شویم محیط اطراف و جامعه مان تقریبا می شود همان محیط! یعنی یک پزشک بیشتر ساعات روز را با جامعه ای سروکار دارد که همگی پزشک هستند و نسبتا شبیه به هم.و اینطور نیست که به دلیل پزشک بودن هر لحظه خود را بالا فرض کند و حس خاصی نسبت به خودش داشته باشد! باز هم حساب پزشکانی که میخواهند جبران سختی های سال های دانشجویی شان را با فخر فروشی و زیاده خواهی از مردم کنند جدا می کنیم. اما موضوع اخر که شاید بد نباشد به آن هم بپردازیم این است که : چرا پزشکانی که نمی گذارند کسی در کارشان دخالت کند در همه کاری دخالت می کنند ؟
از نظر من اینکه یک پزشک زمانی که می بیند فردی با خود یا دگر درمانی غلط از آن فرد ناراحت شود امری کاملا طبیعی است! چرا که فطرتا هرکس ظلمی در حق دیگری ببیند باید غمگین و ناراحت شود! حتی پزشکی که می بیند همکارش در کارش اشتباهی کرده و به بیماری آسیب رسانده باز هم از دست او عصبانی می شود! چه برسد به اینکه ببیند فردی با اینکه خود می داند چیز زیادی از پزشکی نمی داند به فردی پیشنهاداتی می دهد و پزشک با چشم خود اثرات سو آن کار غیر تخصصی را میبیند!
اما اینکه چرا پزشک در کاری غیر از پزشکی دخالت می کند!: نه تنها پزشک که مسلما هر فردی که در کار غیر تخصصی خود که خود می داند چیز زیادی از آن نمی داند دخالت کند و بانی ضرری شود مرتکب عمل مذمومی شده و ظلم کرده است. شاید همه ی این ها از سر این باشد که یاد نگرفته ایم بگوییم : "نمی دانم!" خدا کند روزی برسد که همه ی ما شجاعت گفتن این فعل ساده را داشته باشیم و خود و دیگران را به دشواری نیندازیم!
حقیقت را بگویم! من هم قبل اینکه دانشجوی پزشکی شوم درآمد پزشکان را محاسبه می کردم و هم حتی امروز که در حالت خوشبینانه جزیی از کادر درمانی کشورم به حساب می آیم.از نظر من صرف پزشک بودن یک فرد باعث نمی شود تا درآمد او از طرف دیگران محاسبه شود! متاسفانه خیلی از ما_که اعتراف کردم من هم واقعا یکی از ما هستم! _ نسبت به شرایط زندگی دیگران کنجکاویم و می خواهیم بدانیم در حالی که شناسنامه و پرچم ما و یک فرد دیگر در جامعه شبیه هم است ، شرایط زیستن و گذران زندگی مان در این شرایط مساوی چه فرقی می کند.بنابراین تا جایی که حوصله مان قد بدهد و بتوانیم ، سعی در کسب این اطلاعات داریم! (و البته : متاسفانه! ) اما چیزی که باعث می شود محاسبه ی حقوق پزشکان بیشتر از سایر مشاغل و حرفه ها بیشتر به چشم بیاید شاید سه چیز باشد. اول از همه اینکه این کار در مورد پزشکان بی نهایت آسان تر قابل اجراست! مثلا اگر بخواهیم حقوق مدیر یک شرکت را محاسبه کنیم احتمال خطا خیلی بالا می رود در حدی که خودمان هم نمی توانیم به عددی که به دست آورده ایم اعتماد کنیم.چرا که میزان این حقوق به عوامل بسیار زیادی از جمله ساعت احتمالی اضافه کاری مدیر یا نوع شرکت یا... بستگی دارد. گواه این ادعا را هم این می گیرم که خیلی از ما حقوق پزشک را معادل مجموع پول ویزیت های او در مطبش محاسبه می کنیم و خیلی اوقات اصلا به این فکر هم نمی کنیم که او در بیمارستان هم ممکن است کار کند و حقوقی داشته باشد یا استاد دانشگاه هم باشد یا ... .گاهی اوقات هم از زبان کسی که کمی با این مسائل هم آشناست چیز دیگری می شنویم.مثلا اینکه : "حداقل حداقل " فلان پزشک اینقدر درآمد ماهیانه دارد با این فرض که فقط از مطبش پول در بیاورد و آخرش گاهی نچ نچ هم می کند که اگر بخواهم شوخی و مبالغه کنم در دلش می گوید: نچ نچ ! از روزی که نتایج کنکور آمد و جلوی نامش پزشکی ثبت شده بود پدرش به عنوان جایزه برای او پارویی خرید و از ان روز توی مطبش نشسته و پول های بی زبان ما را پارو می کنم.اخرش هم می فهمیم چیزی مان نبوده و پولمان را حرام کردیم!
دومین دلیلی که به ذهن من می رسد و کمی شبیه اولین دلیل است این است که پزشکان مستقیما با مردم کار می کنند و همین باعث می شود بیشتر از مشاغل دیگر به چشم بیایند و مستقیما هم از خود مردم حقوق می گیرند! به همین دلیل بیشتر به ذهن ها می رسد که ببینیم اصلا حقوق او چقدر است؟! کمااینکه خیلی ها به دنبال درآمد فوتبالیستی که باز شغلش بیشتر از سایر مشاغل به چشم می آید هستند ولی چون هم خیلی وقت ها مبلغ قرارداد ها اعلام می شود دیگر به دنبال محاسبه نمی روند و هم اینکه تعداد فوتبالیست ها خیلی کمتر از تعداد پزشکان است و می توان با خود گفت آن ها استثنا هستند و از خیر مقایسه آن ها با خود می گذریم!
اما می توان دلیل سوم هم بهتر و بیشتر بودن درآمد عده ی نسبتا زیادی از پزشکان نسبت به متوسط جامعه دانست. مثلا عزیزی که مسئول نظافت منازل است هم مستقیما از مردم حقوق می گیرد اما چون حقوقش خیلی چشمگیر نیست خیلی ها نظرشان به درآمد او جلب نمی شود و دنبال محاسبه نمی روند.
اما در مورد قسمت غیر درآمد مادی پزشکان باید بگویم بررسی زندگی اجتماعی پزشکان مانند خیلی از مشاغل دیگر جوهری از آب خلیج فارس می خواهد و ورقی به اندازه برگ درختان کوه های سرسبز دامنه ی شمالی البرز! با این حال اگر بخواهم اشاره ی کوچکی کنم باید بگویم جامعه ی پزشکی هم دقیقا مانند همه ی جوامع دیگر همه جور فردی را به خود دیده! هم فردی به معنای واقعی انسان و هم متاسفانه فردی که اگر درس نمیخواند و مشقت های بدون مبالغه طاقت فرسای سال های دانشجویی را تحمل نمی کرد و روپوش نمی پوشید شاید داشت از دیواری بالا می رفت! بنابراین این که بگوییم برای پزشکان صفی وجود ندارد و بن بستی در جامعه نیست انصافا بی انصافی است! به این دلیل که هم بسیاری از پزشکان از موقعیت اجتماعی خود سو استفاده نمی کنند و هم با خیلی از مشاغل دیگر هم می توان از این دست سو استفاده گری ها هم کرد و هم اینکه خیلی از بن بست های زندگی آنان داخل بیمارستان ها و در محیط کارشان اتفاق می افتد و سایرین نمی بینند! واضح ترین آن ها شاید همین طرحی باشد که سال ها باید در محیطی که نه تنها محل زندگی آن ها نیست بلکه باید سعی کنند محل انتخابی طرحشان دور افتاده هم باشد تا زودتر به پایان برسد و به شهرشان برگردند باشد.لازم به ذکر است که یک پزشک متخصص دو سال برای دوره ی عمومی و به تعداد سال های تخصص برای دوره ی تخصص باید به طرح برود که ما مجموعا حدود هفت سال را فرض می کنیم و در غیر این صورت مدرکی نخواهند گرفت.این از آن جمله سختی هایی است که تقریبا فقط رشته های مربوط به درمان در طول زندگی شان باید تجربه کنند.اما در مورد موقعیت اجتماعی که عنوان شد "یک پزشک باور دارد همه چیز دان است" هم باید عرض کنم زمانی که ما وارد دنیایی می شویم محیط اطراف و جامعه مان تقریبا می شود همان محیط! یعنی یک پزشک بیشتر ساعات روز را با جامعه ای سروکار دارد که همگی پزشک هستند و نسبتا شبیه به هم.و اینطور نیست که به دلیل پزشک بودن هر لحظه خود را بالا فرض کند و حس خاصی نسبت به خودش داشته باشد! باز هم حساب پزشکانی که میخواهند جبران سختی های سال های دانشجویی شان را با فخر فروشی و زیاده خواهی از مردم کنند جدا می کنیم. اما موضوع اخر که شاید بد نباشد به آن هم بپردازیم این است که : چرا پزشکانی که نمی گذارند کسی در کارشان دخالت کند در همه کاری دخالت می کنند ؟
از نظر من اینکه یک پزشک زمانی که می بیند فردی با خود یا دگر درمانی غلط از آن فرد ناراحت شود امری کاملا طبیعی است! چرا که فطرتا هرکس ظلمی در حق دیگری ببیند باید غمگین و ناراحت شود! حتی پزشکی که می بیند همکارش در کارش اشتباهی کرده و به بیماری آسیب رسانده باز هم از دست او عصبانی می شود! چه برسد به اینکه ببیند فردی با اینکه خود می داند چیز زیادی از پزشکی نمی داند به فردی پیشنهاداتی می دهد و پزشک با چشم خود اثرات سو آن کار غیر تخصصی را میبیند!
اما اینکه چرا پزشک در کاری غیر از پزشکی دخالت می کند!: نه تنها پزشک که مسلما هر فردی که در کار غیر تخصصی خود که خود می داند چیز زیادی از آن نمی داند دخالت کند و بانی ضرری شود مرتکب عمل مذمومی شده و ظلم کرده است. شاید همه ی این ها از سر این باشد که یاد نگرفته ایم بگوییم : "نمی دانم!" خدا کند روزی برسد که همه ی ما شجاعت گفتن این فعل ساده را داشته باشیم و خود و دیگران را به دشواری نیندازیم!
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


