جزييات پرونده انتقامگيري مسلحانه در سعادتآباد
مرد مسلحي كه بامداد سوم دي ماه به زور وارد شركتي خصوصي در سعادتآباد تهران شده بود، انگيزه خود از اين اقدام را «مشكلات شخصي با نگهبان شركت» عنوان كرد.
به گزارش اعتماد، سوم دي ماه امسال ماموران پليس آگاهي تهران از طريق تماسهاي متعدد مردمي با فوريتهاي پليسي ١١٠ از وقوع يك فقره سرقت مسلحانه از شركتي خصوصي در خيابان سرو غربي قرار گرفتند و به سرعت به محل مورد نظر اعزام شدند.
با حضور ماموران در محل حادثه مشخص شد فردي پس از ورود با يك قبضه كلت كمري به شركتي خصوصي با دو نگهبان بهشدت درگير شده اما سرانجام از سوي آنان دستگير ميشود.
با تشكيل پروندهيي مقدماتي با موضوع سرقت مسلحانه و در همان تحقيقات اوليه ماموران مشخص شد متهم، يوسف، يكي از كارمندان سابق شركت است كه به دليل اخراج از محل كار دست به اين اقدام زده است.
يكي از نگهبانهاي شركت در اظهاراتش به كارآگاهان گفت: «ساعت سه بامداد سوم دي ماه در شركت بودم كه متوجه ورود يوسف به داخل شركت شدم. يوسف با سركردن يك كلاه نقابدار سعي داشت تا مانع از شناسايي خود شود اما من بلافاصله پس از شنيدن صدايش كه با تهديد اسلحه مرا به سمت اتاق استراحت خدمات هدايت ميكرد، او را شناختم. يوسف پس از بردن من به داخل اتاق استراحت خدمات، همكار ديگرم را كه در حال استراحت بود مجبور كرد تا دستانم را با نوار چسب پهني كه به همراه خودش آورده بود، ببندد.»
يوسف كه يكي از نگهبانان را عامل اصلي اخراجش از شركت ميدانست پس از حبس كردن نگهبان دوم در يكي از اتاقهاي شركت، به سراغ نگهبان اول آمد و با كشيدن يك پلاستيك روي سر او شروع به فشار دادن گلويش كرد. ثانيهها براي نگهبان به سرعت سپري ميشد و فشار دستان يوسف، نفس او را به شماره انداخته بود كه ناگهان يكي از نگهبانان موفق شد دستانش را باز كند و به كمك همكارش بشتابد.
نگهبان ادامه داد: «پس از آزاد شدن دستانم يوسف همچنان گلويم را فشار ميداد، با او درگير شدم در زمان درگيري گلولهيي از اسلحه شليك شد كه به زمين اصابت كرد. پس از گرفتن اسلحه از دست يوسف، به سراغ همكارم رفته و پس از آزاد شدن وي از داخل اتاق، با پليس تماس گرفته و يوسف را به ماموران تحويل داديم.»
به گفته سرهنگ حاجيزاده، متهم در جريان بازجوييها از اختلاف شخصي خود با نگهبان پرده برداشت و گفت: نگهبان شركت چندين بار برايم پاپوش درست كرده و باعث اخراج من از شركت پس از هفت سال كار كردن شد. به همين دليل تصميم گرفتم تا از او زهرچشم بگيرم. بنابراين اسلحهيي تهيه كردم و به شركت رفتم. وقتي با هم درگير شديم چون او از نظر بدني قويتر از من بود ضربه محكمي به پشت سرم وارد كرد و توانست اسلحه را از من بگيرد. انگيزهام، تنها و تنها ترساندن بود و هيچ قصدي براي سرقت از داخل شركت نداشتم. به اين ترتيب و با اعتراف متهم، جزييات پرونده تكميل و به همراه متهم براي سير مراحل قانوني به مراجع قضايي تحويل داده شد.


