نگاه شما: مسئول قتلعام درختان كن کیست؟
عباس محبعلي در مطلب ارسالی برای «نگاه شما» نوشت:
هر چه فكر ميكنم، نميتوانم به اين سوال پاسخ بدهم كه چرا بايد درختهاي كهنسال را خشكاند و جاي آن آپارتمان ساخت. مگر آسمان تهران كم فضاي جولان براي برجها و ساختمانهاي بلندمرتبه دارد؟
راستش را بخواهيد تا پيش از اين هيچ وقت فكر نميكردم چهره ساختمانها و آپارتمانهايي كه ميسازيم در برابر عرياني درختها تا اين اندازه كريه و زشت باشد. كافي است مسيرتان را به سمت غرب منطقه 5 و شهرزيبا كج كنيد. خيابان مرادي شاهدي بر اين مدعاست. به جرأت ميشود گفت در ده-يازده سال اخير، اين خيابان قتل عامهاي فجيع و البته بيسر و صدايي را به خود ديده است كه با يك اين هماني (اگر به كسي برنخورد) تنها ميشود آن را با فاجعه نسلکشی سربرنیتسا، مقايسه كرد. به همين صراحت كه ميگويم.
راستش قصدم از اين قياس تنها نشان دادن عمق فاجعه است. فاجعهاي كه آرام آرام از ذهن مردم پاك ميشود. روزگاري وقتي در فصل بهار وارد خيابان مرادي ميشدي، كافي بود در هر كجاي خيابان دست دراز كني تا برگي از شاخه بچيني و اگر شانسي يارت ميبود، توتي بچيني. امروز وقتي گذارتان به اين خيابان بيفتد يك تصوير آزار دهنده بيشتر نخواهيد ديد؛ رقص برهنه تك درختاني شاخ و بن بريده در ضيافت خياباني خانهها و ماشينها... بيشتر به يك شوخي آزار دهنده شبيه است؛ اينكه روزگاري خانهها وصله ناجوري بر تن باغها بودند، اما امروز درختان وصله ناجور بر تن خيابانها شدهاند.
بگذاريد از زاويه ديگري اين موضوع را نگاه كنيم.
حرف حق تلخ است
23 دي ماه بود كه اعضاي شوراي شهر به همراه شهردار محترم تهران، به ديدار مقام معظم رهبري رفتند. در اين ديدار توصيهها و نصيحتهايي به مديريت شهري شد، اما در ميان همه آنها به نظرم يك نكته از اهميت بيشتري برخوردار بود.
حضرت آیت الله خامنهای در بخشي از سخنانشان، با تأكید بر قدر دانستن باغات و درختهای تهران و حفظ این ثروتهای ملی، به موضوع ساخت و سازها در ارتفاعات تهران و لزوم جلوگیری از تبدیل منابع طبیعی به ساختمان اشاره كردند؛ موضوعي كه مدتهاست در ديدارهاي مختلف با مديران شهري تكرار ميشود.
اما ميدانيد روز بعد، حاصل اين توصيهها مهم چه بود؟ جولان خبرهاي زنجيرهاي صداوسيما بر موضوع ساخت و ساز در ارتفاعات كه البته ربطي هم به شهر تهران نداشت. در يكي از گزارشها، خبرنگار محترم 20 و 30 سراغ روستاي سولقان رفت و از ساخت و ساز در كوهپايه گفت و در يك گزارش مفصل، نوسازي خانهها و شيوع آپارتمانسازي در اين روستا را به گردان شهرداري تهران انداخت. هر چند اگر سري به اين روستا بزنيد به مردمي كه دل سنگ را شكافتهاند و باغستانهايي با ميوهها رنگارنگ ساختهاند، حق خواهيد داد كه براي خلاص شدن از سرماي طاقت فرساي زمستان و خرابيهاي مكرر سقف بعد از هر بارش، سر به آپارتمان نشيني بگذارند. اما نكته اينجاست چرا يك موضوع ساده و روشن تبديل به يك موضوع براي جدلهاي سياسي ميشود؟
چه كسي باغها را خشك ميكند؟
درست يك ماه قبل از اين ديدار بود كه اعضاي شورای شهر تهران خواستار بازنگری در قانون حفظ باغات شدند. اعضای شورای اسلامی شهر تهران در جریان بیست و چهارمین جلسه خود گزارش عملکرد سازمان پارکها و فضای سبز شهر تهران پیرامون فعالیت های کمیسیون ماده 7 و چگونگی اجرای مصوبات شورا در خصوص حفظ و گسترش فضای های سبز و باغات تهران را شنيدند و بر اساس آن، تکلیف 70 درصد باقی مانده از املاک در اجرای قانون باغات، چگونگی استفاده از ابزارهای قانونی در برخورد با متخلفی که اقدام به خشکاندن باغ ها پشت درهای بسته می کنند را مشخص كردند. البته توجه به افزایش جنبه اقتصادی سیاست های تشویقی قانون باغات و همچنین بازنگری قانون حفظ باغات و آیین نامههای مرتبط با آن از جمله موضوعاتی بود که اعضا شورا برای حفظ باغات تهران برآنها تاکید كردند.
در اين جلسه شهردار تهران گزارشي از فعاليتها خود در اين زمينه ارايه كرد. او با تاکید بر اینکه مدیریت شهری خرید باغات تهران را در دستور کار دارد گفت: اگر چه روند فضای سبز از اول دهه 60 در تهران به سمت نابودی بود اما در 10 و 15 سال گذشته ، این روند به سمت رشد فضای سبز تغییر مسیر داده است.
به گفته شهردار تهران در سال گذشته تنها 560 میلیارد تومان اعتبار برای خرید باغات منطقه یک اختصاص داده شده است همچنین شهردار 100 هکتار از باغات توت در کن را نیز خریداری کرده است.
اما اين همه ماجرا نيست. مسئولان به شدت پيگير حفظ باغها و درختان كهنسال هستند، اما به نظر شما مردم و صاحبان باغ هم به همين اندازه مسئله برايشان مهم است؟
ميراث كهن مردم كن!
در قوانين حسابرسي و حسابداري براي يك واحد دو نوع دارايي تعريف ميكنند. يكي دارايي مشهود و يكي نامشهود. خب، معلوم است كه دارايي مشهود همه آن چيزهايي است كه يك واحد تجاري به طور عيني دارد، مثل كالا، زمين و... اما ميدانيد حفظ داراييهاي نامشهود خيلي سختتر از تشخيص دادن آن است. يعني نيروي كار، تجربه، اختراعات صورتگرفته و خيلي چيزهاي ديگر كه داخل ويترين نميروند، داراييهاي نامشهودند. ميدانيد چرا اين مثال را زدم؟ چون در يك اين هماني ساده به اين نتيجه رسيدم كه هر چند ارزش ملكي باغات كن جزو داراييهاي مشهود مردم ساكن در اين روستاست، اما واقعا چه كسي در اين سالها به داراييهاي نامشهود كن كه طبيعت ناب، فرهنگ بومي و... است توجه كرده است.
حسابداران ميدانند در يك واحد تجاري داراييهاي نامشهود عموماً كاربرد جايگزين ندارند و نميتوان آنها را به اجزاي كوچكتر براي فروش تقسيم كرد، اما مردم كن همراه با فروش باغات خود داراييهاي نامشهود خودشان را هم به ثمن بخس ميفروشند. ميدانيد نتيجهاش چه ميشود؟ اينكه وقتي وارد جاده پايين كن ميشويد، علاوه بر گاراژهاي تو در تو، ساختمانهايي را ميبينيد كه سر به فلك كشيدهاند، بدون داشتن حتي يك وجب حياط و يك نهال كوچك. لازم نيست سن زيادي داشته باشيد تا به عمق فاجعه پيببريد. در همين خيابان، زماني تا چشم كار ميكرد، باغ توت بود و درختاني كه به جرأت بيش از 70-80 سال سن داشتند.
ما چه ميكنيم، ديگران چه ميكنند؟
يادم ميآيد اوايل سال 1391 رییس اداره کل میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری وقت استان تهران، گفتوگويي با يكي از روزنامههاي دولتي انجام داده بود. با يك جستوجوي ساده اينترنتي آن را در تاريخ 10 تيرماه و روزنامه ايران پيدا كردم.
ميدانيد چرا اين مصاحبه در ذهنم مانده است. بخشي از آن را بخوانيد تا متوجه شويد. «از دیدگاه ما اصلا چیزی به نام بافت فرسوده وجود ندارد. هرچه هست بافت تاریخی است که به لحاظ تاریخی و ملی شان ارزشمندی دارد حتی اگر معماری خاصی نداشته باشد. ما در خصوص بافت فرسوده و تاریخی تهران با شهرداری نیز مذاکراتی انجام داده ایم. اما متاسفانه طبق یکی از مادههای قانونی که در شهرداری وجود دارد اگر بنای قدیمی که جزو همان بافت فرسوده می شود، به دلیل قدمت زیاد و فرسودگی آسیب رسان تشخیص داده شود، شهرداری آن بنا را تخریب می کند، در حالی که ما همه تلاشمان این است که این قبیل بناها را که به هر حال به نحوی معرف یک اتفاق تاریخی هستند احیا و ترمیم کنیم.»
اصلا بگذاريد به تجربيات ديگران نگاه كنيم. من نه سفر خارجي رفتهام و نه از وضعيت تورهاي گردشگري كشورها خبر دارم، اما وقتي جست و جو ميكنيد، يك نكته بيش از اندازه به چشم ميزند و آن هم گردشگري روستايي و بناهاي تاريخي در كشورهاي صاحب تاريخ اروپاست.
شهر ليسبون در پرتغال حدود 3200 سال قدمت دارد و قديميترين شهر اروپا و مركز گردشگري در كشور پرتغال است. ميدانيد ضوابط و وقوانين در اين شهر چگونه است؟ در اين شهر كه بافتهاي تاريخي زيادي دارد، بازسازي كليت شهر و خانهها در دستور كار است، اما اين بازسازي به گونهاي است كه به هويت و روح تاريخي بافت قديمي شهر ضربه نزند. علاوه بر اين مالكان مجبورند نماي ساختمانهاي قديمي خود را حفظ كنند.
بگذاريد مثال ديگري بزنم. شهر بارسلون هم يكي از شهرهاي توريستي اسپانيا است. در شهر بارسلون، سیاست کلی مدیران شهر، توسعه بافت های مدرن است، بافت تاریخی با ایجاد یک کمربندی از بافت مدرن جدا شده اما به عنوان بخشی از عقبه فرهنگی آن شهر مورد توجه قرار گرفته است.
يا بياييد به معروفترين مقصد گردشگري اروپا نگاهي بيندازيم. شهر معروف و تاریخی استراسبورگ در فرانسه،از دیدگاه بسیاری از کارشناسان و حتی مردم عادی که به این شهر سفر کرده اند، بیشتر شبیه به موزهای است که از دیوارهای آن تاریخ، فرهنگ و هنر گذشتگان را میتوان دید و آموخت. شهری که هم اکنون بین 7 شهر مهم فرانسه قرار گرفته و در دو دهه گذشته تلاش های زیادی برای حفظ بافت های تاریخی خود كرده است. جالب اينكه شهردار اين شهر چند سال پيش به تهران سفر كرد و تجارب خود را در اختيار مسئولان قرار داد. اما فكر ميكنيد اين سفر دستاوري هم براي ما داشت، جز اينكه همچنان وامهاي بانكي و پولهاي سرمايهداران، هويت تاريخي تهران را تبديل به يك موجود نامتناجس ميكنند؛ موجودي كه فقط عنوان شتر، گاو، پلنگ مناسب آن است. در چنين وضعيتي از دست مسئولان و مديريت شهر چه كاري بر ميآيد. در اول گزارش نقل قول مقام معظم رهبري را آوردم. در ادامه مصوبه شوراي شهر را هم ذكر كردم و البته كارگروههاي مختلف ديگري هم تشكيل شده كه مجال نام بردن از آنها نيست كه تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل...
مَخلص كلام
تهران از نظر هويتي تجربههاي تلخي را تجربه كرده است. كافي است فقط به نام روستاها و مكانهاي تاريخي از بين رفته توجه كنيم؛ ده ونك، ده پونك، فرحزاد، طرشت، درشت، باغ فيض، نارمك، داراباد و خيلي نامهاي ديگر كه امروز از همه يال و كوپال خود، محلهاي در ميان 374 محله تهران هستند.
كن داراييهاي زيادي، مثل تاريخ، فرهنگ، بافت تاريخي و... دارد كه هنوز به كام سوداگران نرفته است. هنوز از دهها كيلومتر آن طرفتر ميشود، برج و باروي درختان كهنسال آن را ديد. كن ديگر يك روستا نيست، يك هويت باقي مانده از تاريخ تهران است كه بيتوجهي به همين مقدار هم مسلما كام ما را تلخ خواهد ميكند. بيشتر از تلخ شدن كام ما، كام آنهايي تلخ ميشود كه نامشان در تاريخ ميماند، اما كسي به جستوجوي هويت آنان نخواهد آمد. آن روز، كن تنها يك نام بينشان است.
* برای آشنایی با شرایط و نحوه همکاری با «نگاه شما» اینجا را کلیک کنید.
مالکان باغ ها با هماهنگی بساز و بفروشها از آبیاری درختان جلوگیری می کنند- کم کم درختان خشک شده و شبانه آنها را قطع می کنند.
قطع درختان شبانخ را بار ها و بار ها در ساعات پایانی به نیروی انتظامی و شهر داری اطلاع دادیم
ولی کو گوش شنوا.... دریغ از نظارت و پیگیری....
از ماست که بر ماست...... در امارات یک متر فضای سبز را با هزینه چند ده هزار دلاری به تفرجگاه و سمبل تفرح تبدیل می کنند... همه چیز در شهر دبی مصنوعی است و درخت خیلی کم می بینیم.... بعد ما میراث ماندگار شهر و مرکز تنفس غرب تهران را قتل عام کرده و شبانه سنگ و سیمان میریزیم.....
از ماست که بر ماست ....
آقا دستت درد نکنه
امیدوارم تاثیری توی دل بعضیا که همه چیزو پول و برج میبینن داشته باشه



