انتقال آب شمال به فلات مرکزی، لزوما از خزر نیست
رئیس مرکز پژوهشهای مجلس گفت: بخشی از امور شاید به لحاظ اقتصادی بار مالی کلانی داشته باشد اما گریزی از آنها نیست، ضرورت دارد و باید انجام شود ما آبهای شیرین زیادی را در شمال کشورمان داریم که قابل استفاده است و به دریایخزر میریزد، این آبها باید مهار شود.
کاظم جلالی نماینده مردم شاهرود و میامی در مجلس در گفتگو با خانه ملت در مورد موضوع انتقال پایتخت که هنوز بحث مهم این روزها است و نیز یک طرح مهم استانی یعنی انتقال آب دریای خزر به فلات مرکزی ایران گفت: بخشی از امور شاید به لحاظ اقتصادی بار مالی کلانی داشته باشد اما گریزی از آنها نیست، ضرورت دارد و باید انجام شود.
انتقال پایتخت امری ضروری است و کسی نباید تصور کند که انتقال پایتخت به معنای انتقال تهران است. طبیعی است که اگر قرار باشد تهران دیگری در جای دیگر ایجاد کنیم هم بار مالی زیادی دارد هم کار بی معنایی است. اما اینکه پایتخت سیاسی کشور را به نقطهای دیگر منتقل کنیم یک امر واجب و ضروری است
براین اساس خانه ملت گفتگویی با دکتر کاظم جلالی نماینده مردم شاهرود و میامی در مجلس و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس انجام داده است که در ادامه میخوانید.
ضرورت انتقال آب دریای خزر به فلات مرکزی ایران چیست و فکر میکنید انجام این کار به لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه است؟
بخشی از امور شاید به لحاظ اقتصادی بار مالی کلانی داشته باشد اما گریزی از آنها نیست و ضرورت دارد و باید انجام شود. ایران در منطقه کم آب قرار گرفته و نزولات آسمانی آن هم کم است. متأسفانه با استفاده بسیار نابسامانی نیز که از منابع آب زیرزمینی انجام دادیم، سالانه مقادیر زیادی از این منابع در حال کاهش است و این بدان معنا است که ایران در آینده میتواند از وضعیت بحرانی در آب برخوردار شود. حتی امکان اینکه برخی از مناطق ما بهخاطر این مشکل غیرقابل سکونت شود و جمعیتش مجبور به مهاجرت شوند نیز وجود دارد. ما در گذشته که دانشجو بودیم میخواندیم که آینده جنگ دنیا جنگ آب است. آن روز خیلی برایمان باور کردنی نبود، ولی امروز میبینیم این واقعیت است و کشورها به سمت مهار آبهای درون مرزهایشان میروند، بخصوص کشورهایی که دچار کمآبی هستند. لذا ما باید منابع جدید آب در کشورمان ایجاد کنیم. البته باید تلاش کنیم نزولات آسمانی که داریم مهار کنیم و از آب استفاده بهینه کنیم. چرا که اتلاف منبع آبی بسیار زیادی داریم و در کنارش باید منابع آبی جدید ایجاد کنیم. یکی از منابع آبی جدید انتقال آب دریای خزر است. لزوما هم بحث انتقال از آب دریای خزر مطرح نیست. ما آبهای شیرین زیادی را در شمال کشورمان داریم که قابل استفاده است و اینها به دریایخزر میریزد. این آبها باید مهار شود، آب شیرین نباید تلف شود و به شکل سیلابها و بعضا رودخانههای فصلی به داخل دریای خزر بریزد. لذا بحث ما این است که اگر همین آبها هم مهار شود میتواند به فلات مرکزی ایران منتقل شود. ضمن اینکه برخی از کشورهای بالا دست شمالی ما هم آبهای بسیار زیادی دارند که باید با آنها وارد مذاکره شد و آن آبها را وارد کشور کرد. بههرحال باید به داد وضعیت آب در داخل ایران خصوصا فلات مرکزی ایران رسید و یکی از راههای آن انتقال آب از شمال کشور است که مطرح شده است.
موضوع انتقال پایتخت هنوز از بحثهای مورد توجه و مهم این روزها است. نظر شما درباره این طرح و ضرورت اجرای آن چیست؟
انتقال پایتخت امری ضروری است و کسی نباید تصور کند که انتقال پایتخت به معنای انتقال تهران است. طبیعی است که اگر قرار باشد تهران دیگری در جای دیگر ایجاد کنیم هم بار مالی زیادی دارد هم کار بی معنایی است. اما اینکه پایتخت سیاسی کشور را به نقطهای دیگر منتقل کنیم یک امر واجب و ضروری است نه مستحبی و زینتی. بهدلایل بسیار زیاد اینکار باید صورت بگیرد و کار را از جایی باید آغاز کرد. در دنیا هم تجربیات مشابه وجود دارد، از همین کشورهای کنار دست خودمان بگیرید تا کشورهای دورتر. مثل پاکستان که اسلامآباد را برای پایتخت ایجاد کرد و قزاقستان که پایتخت خود را از «آلماتی» به «آستانه» برد تا مالزی که پایتخت را بهجایی به نام «پوتراجایا» منتقل کرد. پس امر انتقال پایتخت هم به لحاظ مقولهای بهنام امنیت ملی هم بهواسطه مسائلی مثل آلودگی هوا، ترافیک و مشکلاتی که امروز گریبانگیر تهران شده،امری ضروری است. این شبهه هم نباید وجود داشته باشد که مسئولین جمهوری اسلامی میخواهند بروند در یک جای غیرآلوده زندگی کنند و مردم در منطقه آلوده باشند، این حرف درستی نیست. بودن پایتخت در تهران باعث آلودگی، ترافیک، ازدحام و نابسامانی بیشتر میشود. بنابراین میتوان با انتقال پایتخت از تهران از بدتر شدن وضعیت آن جلوگیری کرد. البته تهران میتواند به عنوان یک مرکز اقتصادی و تجاری باقی بماند ولی پایتخت سیاسی آن باید بهجای دیگری منتقل شود. متأسفانه ما همه تمرکز را به داخل تهران آوردهایم در حالیکه برخی کشورهای دنیا یک پایتخت علمی، فرهنگی دارند که دانشگاهها، کتابفروشیها مراکز علمی و فرهنگی شان همه در آنجا مسقر شده است، مراکز اقتصادیشان در شهر دیگری و مرکز سیاسی در جای دیگری است. ما باید بدانیم با تمرکزی که در فرهنگ، سیاست، اقتصاد و دانش در تهران ایجاد شده دیگر نمیتوانیم این وضعیت را ادامه بدهیم. متاسفانه حریم شهر تهران هم مشخص نیست. هر شهرداری که آمد برای اداره شهر مجبورشد تراکم بفروشد و یا منطقه جدیدی در تهران ایجاد کند تا بتواند آن را اداره کند. خب این وضعیت تا کجا میتواند ادامه پیدا کند؟ اگر قرار باشد ما تراکم بفروشیم و تهران را اداره کنیم پس باید تا ابد در تهران تراکم فروخته شود. از آن طرف باید روزبهروز جمعیت تهران افزایش پیدا کند و ساختمانهای تهران بیشتر شود و محدوده آن نیز گسترش پیدا کند. باید جایی جلوی این روند را گرفت. پس دلایل زیادی برای انتقال پایتخت وجود دارد. کارهای علمی ای هم در این خصوص انجام شده. من اطلاع دارم که برخی مراکز دانشگاهی در حال انجام تحقیقاتی در اینخصوص هستند و در دانشگاهی پایاننامهای با همین موضوع در حال تنظیم است.
فکر میکنید کجا میتواند به عنوان پایتخت جایگزین انتخاب شود؟
مطالعاتی را مرحوم کازرونی که وزیر مسکن و شهرسازی بود در دوران بعد از وزارتش همراه تیم تحقیقاتیاش انجام داده بود و بهترین منطقه را شاهرود معرفی کرده بود. مطالعه دیگری انجام شده که استان سمنان را مشخص کردند ولی منطقه خاصی را نه. یک مطالعه دیگری هم انجام شده که گفته شده در منطقه سلفچگان شهر جدیدی ایجاد شود. باید کار را شروع کرد، اگر چه میدانیم این کار بار مالی دارد و انجام با سرعت آن ممکن نیست. ولی میتوان برای انجام آن در طولانی مدت برنامهریزی کرد چرا که از زوایای مختلف میتواند به نفع کشور باشد.
به اعتقاد شما پایتخت جدید چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟
معتقدم مهم نیست، پایتخت جدید کجا ایجاد شود. آنچه مهم است اینکه پایتخت باید شهری باشد با یک محدوده کاملا مشخص از ابتدا که آن محدوده به هیچوجه افزایش پیدا نکند. جمعیت آن هم در دراز مدت فقط در حد 500 هزار جمعیت دیده شود نه بیشتر. نه اینکه الان با 500 هزار نفر کارش را شروع کند، بلکه کل جمعیتی که برای پایتخت دیده میشود باید درچند دهه نهایتا به 500 هزار نفر برسد. باید به لحاظ وضعیت آب مشکل خاصی را نداشته باشد، به لحاظ مرکزیت دسترسی راحت به آن وجود داشته باشد، به لحاظ جمعیت یا منطقه بیجمعیت باشد یا کم جمعیت و از نظر زمین از وضعیت ارضیای برخوردار باشد که از همان ابتدا بتوان با یک تقسیم بندی خاص کار را انجام داد. مثلا وزارتخانهها در یک منطقه قرار بگیرند، سفارتخانهها در یک منطقه، محدوده پارلمان، ریاست جمهوری و رهبری مشخص باشد و به لحاظ شهرسازی مورد توجه قرار گیرد.
از ترکیب فیلمهای امسال جشنواره فجر خبر دارید؟ ارزیابی شما از فیلمهای امسال جشنواره چیست؟
تا آنجاییکه من مطلع هستم ترکیب جشنواره فیلم فجر امسال ترکیب جامعی است و تقریبا مجموعه کاملی از سازندگان سینمای ایران در آن حضور دارند. فکر میکنم مجموعا جشنواره امسال با توجه به فیلمهای خوبی که ساخته شده، جشنواره خوبی باشد.
سینمای پس از انقلاب چه تفاوتی با سینمای دوران گذشته دارد؟
سینمای قبل از انقلاب با سینمای امروز اصلا قابل مقایسه نیست. دنیای امروز بسیار متحول شده و نوع معانی و مفاهیم و همه آنچه که امروز در سینما بهکار میرود با گذشته تفاوت بسیار زیادی دارد. امروز سینما هدفمند است و یک رسانه تاثیرگذار و بزرگ.


