آموزش و پرورش و قضا و قدر الهی
دیروز که پسرم از مدرسه به خانه آمد اعلام کرد که مامان کلاسمون را عوض کردند گفتند تا یک هفته باید توی کلاس۲/۶ باشید، همون کلاسی که تیر آهن افتاد روی سقفش...
پرس وجو کردم و متوجه شدم که گویا معلم مربوطه گفته است چرا من؟؟ چرا من باید در کلاس خطرناک درس بدهم و بقیه ی معلم ها در امنیت باشند؟ خلاصه یاد یک شعری افتادم که شاعر میگه: من در خطرناک زندگی میکنم! بله گویا این وصف حال ما ایرانی هاست. در هر حال آموزش و پرورش به شکایت این معلم رسیدگی کرده و به این نتیجه رسیده که عدالت باید اجرا شود و کلاسهای طبقه ی سوم مدرسه که در خطر سقوط مصالح ساختمانی قرار دارد باید بین معلم ها به اشتراک گذاشته شود! هر هفته یک معلم!
معلم ها هم تشویق شده اند که به قضا و قدر الهی راضی باشند!مدیر مدرسه اعلام کرده که بهتر است والدین دانش آموزان نیز به خدا توکل کنند. اگر مرگ بچه شان رسیده باشد هر جا که باشند همین است و کاری نمی شود کرد و اگر هم مرگش نرسیده باشد که تیرآهن سقوط کند هم نمی میرد. خلاصه به جای تخلیه ی مدرسه و اقدامات ایمنی مدرسه را به قضا و قدر الهی سپرده اند.
قرار است به زودی مادران جلوی مدرسه یه اجتماعی راه بیندازند و اعتراض کنند. شما شعاری به ذهن تان میرسد؟
آنا آریان / وبلاگ باغ مخفی
زندگی با تقدیر جلو نمی ره بلکه تدبیر می خواهد.
جای معلمهای این مدرسه باشم می رم میشینم خونه تا کلاس امن بهم ندادن نمی رم در س بدم. بسه دیگه.....



