حماس به هر امتیازی تن خواهد داد!
مذاکرات صلح خاورمیانه با آغاز عملیات جنگی اسرائیل علیه غزه در اواخر سال ۲۰۰۸ و اوایل ۲۰۰۹، متوقف شد. پیش از آن، تحت فشار دولت بوش و در ادامۀ روند کنفرانس آناپولیس، دو دولت ضعیف محمود عباس و ایهود اولمرت، با میانجیگری ایالات متحده مذاکراتی را دنبال کردند. پس از حضور جان کری در کسوت وزیر خارجه امریکا، روند مذاکرات بین دو طرف گسترش بیشتری پیدا کرده است. البته نمیشود به آغاز این مذاکرات خوشبین بود، چراکه از یک سو دو طرف اصلی در این گفتوگوها با اهدافی تاکتیکی وارد مذاکرات شدهاند، تا از خود در مورد اشکالتراشی در فرایند صلح اتهامزدایی کنند و از سوی دیگر، آنها تحت فشار ایالات متحده و سایر قدرتهای جهانی حاضر به مشارکت در مذاکرات مستقیم شدهاند و رغبتی واقعی برای تداوم چنین مذاکراتی بین دو طرف وجود ندارد.
آشکار است مذاکراتی که تنها با فشار خارجی امکان آغاز شدن یافت و تحت تأثیر این فشارها و بدون رغبت طرفهای درگیرِ مناقشه ادامه یافت، نمیتواند به نتیجهای برسد که مذاکرات پیشین ـ که گاه با جدیت و اصرار بیشتری دنبال میشد ـ از رسیدن به آن ناتوان ماند. ائتلاف تندرو حاکم در اسرائیل ـ که از دادن هرگونه امتیاز و گذشت از آنچه حقوق مسلم اسرائیلی میداند اکراه دارد ـ در صورت رسیدن مذاکرات به نتیجه با خطر روبهرو خواهد بود. پس از وقفهای نسبتاً طولانی، میتوان دلایل چندی را برای آغاز روند سازش مطرح ساخت. مسألۀ نخست، احتمال رسیدن به بنبست در فرایند صلح است که به شدت امریکا و به دنبال آن طرفهای درگیر در این مناقشه را نگران ساخته است. سابقۀ مذاکرات صلح و فراز و نشیبهای آن به خوبی نشان میدهد که هرگاه مذاکرات به بنبست خورده و ناامیدی از مذاکره بر مشوقهای استمرار آن بیشتر شده، تندروی در هر دو طرف بالا گرفته، به افزایش درگیری و خشونت انجامیده است.
این در حالی است که دهمین سفر جان کری به منطقه خاورمیانه برای به ثمر رساندن مذاکرات به اصطلاح صلح نیز به پایان رسید. مذاکرات سازش بین طرفهای اسرائیلی و فلسطینی بر پایه برنامه زمانبندی از پیش تعیین شده برگزار میشود. طرف امریکایی و اسرائیلی احتمال میدهد تا نیمه نخست سال ۲۰۱۴ میلادی این توافق حاصل شود. جان کری وزیر خارجه آمریکا در پایان سفرش به منطقه اعلام کرد که به احتمال زیاد هیأتهای فلسطینی و اسرائیلی تا پایان آوریل آتی به توافق کامل برای صلح برسند.
از سرگیری مذاکرات صلح پس از وقفهای نسبتاً طولانی، پرسشهای چندی را در چرایی و انگیزههای موجود در ورای چنین تحولی برانگیخته است. این نکته که جنگ غزه به توقف مذاکرات انجامید، روشن است؛ اما اینکه چه مسائل جدیدی ازسرگیری مذاکرات را پس از این وقفه ممکن ساخت، نکتۀ دیگری است که برای پاسخگویی به آن لازم است نگرش طرفهای مناقشه در ارتباط با ازسرگیری مذاکرات و دلایل آنها برای ورود به چنین مذاکراتی بررسی شود. برای پاسخ به این پرسشها «تابناک» با صباح زنگنه از کارشناسان خاورمیانه به گفتوگو پرداخته است.
* آقای زنگنه، سفرهای اخیر جان کری، وزیر امورخارجه امریکا به منطقه و پیگیری پروسه صلح خاورمیانه را چگونه ارزیابی میکنید؟
رفتوآمدهای وزیر خارجه آمریکا به منطقه و به ویژه میان اسرائیل و فلسطینیها تداوم داشته و این دهمین سفر کری به فلسطین اشغالی و منطقه است. به نظر میآید کری در طرحهایی که ارائه کرده، تلاش داشته موضوع فلسطین را با مجموعهای از تبلیغات که عمدتا میتواند جنبه روابط عمومی داشته باشد، تبدیل کند؛ بنابراین، عملا هیچ گونه پیشرفتی در این زمینه حاصل نشده است.
اسرائیلیها همچنان در حال ساخت و ساز واحدهای مسکونی در مناطق و به ویژه پیرامون بیتالمقدس و به ویژه در بخش شرقی هستند. اسرائیلیها با این کار، در واقع این شهر مقدس را احاطه و آن را از بقیه سرزمینهای فلسطینی عملاً جدا خواهند کرد. صهیونیستها هیچ گونه توقفی در عملیات حفاری و تخریب زیر مسجدالاقصی نکردهاند و حفاریها ادامه دارد و توقفی در آن نشده است.
همچنین دیده میشود که ورود یهودیها به صحن مسجد الاقصی با حمایت نظامیان اجازه داده شده است. باید گفت در این میان سرکوب شدیدی بر فلسطینیان معترض در جریان است. به این دلایل به نظر میآید که مذاکرات بین فلسطینیها و اسرائیلی تنها یک سرپوشی بر تعدیات و تجاوزات این رژیم به حقوق فلسطینیهاست و در جریان این مذاکرات، هیچ گونه امتیازی به فلسطینیها داده نخواهد شد.
* وضعیت غزه چگونه است؟
غزه همچنان در حال محاصره است و این رفت و آمدها در پایان یک موج تبلیغاتی بیش نخواهد بود.
* جان کری اعلام کرده به شدت به دنبال به سرانجام رسیدن طرح دو دولت در سرزمینهای اشغالی است. آیا این طرح به صورت عملیاتی درخواهد آمد؟
تشکیل دو دولت یک ابزار و یک محتوای بسیار کمرنگی از واقعیات در فلسطین بیش نخواهد بود. دولت به معنای تشکیلاتی دولتی است که مرز مشخص، دارای مبادی ورود و خروج، فرودگاه، گذرنامه مستقل و دارای نیروی نظامی و انتظامی مستقل باشد. این در حالی است که هیچ کدام از مشخصات یک دولت مستقل در این طرح دیده نشده و عنوان دو دولت مستقل عملاً در حد اقدامات اداری بسیار ـ بسیار محدود است. این طرح همراه خود چیزی از خصوصیات یک دولت و حتی یک نهاد را نخواهد داشت.
* موضع سایر گروههای فلسطینی پیرامون مذاکرات چیست؟
حماس در عمل به هر امتیازی که حاصل میشود تن خواهد داد. در مورد همین طرح دو کشور که در جریان است وحدتنظر بین احزاب و جریانها و تشکیلات فلسطینی وجو ندارد. بنابراین همین طرح از آغاز با نارضایتی و یا مخالفت سایر احزاب و جریانها روبهرو خواهد شد.
* حماس طرح دو دولت را نمیپذیرد؟
البته شاید هم این طرح را نپذیرد.
* آقای دکتر، از آغاز روی کار آمدن جان کری به عنوان وزیر خارجه امریکا، همواره وی یکی از دغدغههای خود را به سرانجام رسیدن موضوع صلح خاورمیانه دانسته است؟ به نظر شما اهداف جدید امریکا از مطرح کردن این موضوعات چیست؟
دمکراتها، همواره به طور سنتی کمتر از خواستههای اسرائیل پیروی میکنند. البته این بدین معنا نیست که دمکراتها بتوانند موضوع اسرائیل را به سرانجامی برسانند. در شرایطی آقای کری، به موضوع خاورمیانه اظهار علاقه کردند که دو بحران عظیم در سوریه و مصر به وجود آمده است. این دو کشور بالهای شرقی و غربی فلسطین را تشکیل میدهند که به شدت تضعیف شدهاند و از طرف دیگر، اعتراضات شدید به اسرائیلیها در مورد ادامه شهرکسازی بروز کرده است.
از سوی دیگر، در زمینههای گوناگون، فلسطینیها مورد اعتراض و انتقاد قرار گرفتند و از طرف دیگر نرمشی در بین کشورهای عربی نسبت به اسرائیل حاصل شده است. این شرایط، فضای مناسبتری برای امریکاییها ایجاد کرده تا در نهایت فرصتی بیابند که تا به بقیه پروندههای بحرانی در منطقه رسیدگی بکنند.
امریکاییها میخواهند، از طریق بحرانهای خاورمیانه بتوانند بحران تبلیغاتی به دست آورند و بحرانهای اصلی در این منطقه را تحت الشعاع قرار دهند.
در نهایت امریکاییها از بروز درگیری و بحران جدید در خاورمیانه که کشورهای متعددی را تحت پوشش قرار داده است، احساس نگرانی میکنند. به همین دلایل رفت آمدهای خودشان را به منطقه و به خصوص کشور فلسطین افزایش دادهاند.
* آینده مذاکرات صلح به کجا خواهد رسید؟
اسرائیلیها به دنبال یک فرصت تنفسی هستند تا از این مرحله بگذرند و به وضعیت مناسبتری برسند. امریکا هم تلاش میکند از این فرصت به دست آمده استفاده نماید و از وضعیت بحرانی که هم در داخل اسرائیل وجود دارد و هم در منطقه بین ملتهای مسلمان وجو دارد، بتواند گریزگاهی برای برون رفت از مشکلات خود بیابد. روشن است که اسرائیل مذاکره با محمود عباس و دادن هر گونه امتیاز به فلسطینیها را با وجود ائتلاف تندروی حاکم برنمیتابد و در صورت وقوع چنین امری، دولت نتانیاهو احتمالاً سقوط خواهد کرد.


