کیروش و میلوتینوویچ در کنفرانس علم و فوتبال:
فوتبال چیزی فراتر از مرگ و زندگی است
کارلوس کیروش و میلوتینوویچ مهمترین سخنرانهای صبح کنفرانس علم و فوتبال بودند. صحبتهای جالب این دو مربی که هر دو سابقه چندباره حضور در جام جهانی را داشتند از جذاترینب بخشهای صبح امروز همایش بود.
کد خبر: ۳۵۶۲۳۷
| | 11053 بازدید
کارلوس کیروش با توجه به عدم حضور دو تن از سخنرانان همایش علم و فوتبال که مقاله هم داشتند، به درخواست حضار به تریبون سخنرانی دعوت شد تا میهمانان از او سوال کنند.
امیر حاج رضایی و بیژن ذوالفقارنسب ریاست این بخش از کنفرانس را برعهده داشتند دکتر ذوالفقارنسب با خوشآمدگویی به کارلوس کیروش از حاضران خواست تا پس از شنیدن حرفهای سرمربی تیم ملی فوتبال ایران سوالات خود را از وی بپرسند.
ذوالفقارنسب در ادامه صحبتهایش گفت: تیم ملی در راهی که برای آمادگی پیشرو دارد، با مشکلات و موانعی روبهروست و اولین مساله که برای موفقیت لازم است این است که آقای کیروش از آرامش فکری خوبی برخوردار باشد. من از آقای کیروش میپرسم که مهمترین دغدغه کاری شما برای آماده سازی تیم ملی برای سازماندهی و عملکرد خوب در جام جهانی 2014 برزیل چیست؟
کی روش گفت: قبل از هرچیز به همه سلام میکنم و خوشحالم در این همایش سخنرانی میکنم. همچنین به کسانی که توانستند همایشی را در این سطح برگزار کنند، تبریک میگویم. گردهمایی و دور هم جمع شدن مربی، پزشک، خبرنگار و همه اهالی فوتبال اتفاق بینظیری است که برای اولین بار در دوران حضورم در ایران تجربه میکنم. از این فرصت بسیار خاص استفاده میکنم تا قدردانی کنم از تمامی اهالی فوتبال که برای فراگیری بیشتر اینجا جمع شدهاند. ما جمع شدیم تا از تجربه همدیگر استفاده کنیم. میخواستم عذرخواهی کنم و همچنین قدردانی کنم از حضور استاد خودم آقای بورا که معلم من بودند و حق معلمی به گردن من دارند و ایجاب میکند که از ایشان تشکر و عذرخواهی کنم.

کیروش ادامه داد: من و آقای سیموئز اشتباها فکر کردیم که سخنرانی شما را از دست دادیم. در ترافیک گیر کردیم اما خوشحالم که به موقع رسیدیم. خودم فکر میکردم که به سخنرانی بورا نمیرسم اما خوشبختانه توانستم حضور داشته باشم و بعد از طی کردن سالیان دراز در فوتبال و تجربیات زیادی که آقای بورا داشتند - ایشان تجارب زیادی دارند - از ایشان قدردانی میکنیم که سخنرانی کردند و هنوز علاقه به یادگیری دارند. تشکیل این کنگره یک فرصت فوقالعاده و بسیار خاص است تا از همدیگر یاد بگیریم. به شخصه این افتخار را داشتم که مشغول به حرفه فوتبال بودم و در قارههای مختلف کار کردم. با تمام مربیان و بازیکنان بزرگی که آشنا شدم همیشه این افتخار را داشتهام که توانستهام یاد بگیرم و بدون توجه به اینکه با کدام بازیکنان و مربیان کار میکنم، چیز جدید یاد بگیرم.
سرمربی تیم ملی در ادامه به بازگو کردن خاطرهای پرداخت: بازیکن روسی بود که تنها چند روز پس از حضورش او را میدیدیم که او خوشحال است گویا شب قبلش تولد او بوده است. او تنها 20 سال سن داشت. از او درباره خوشحالیاش پرسیدم چه اتفاقی برای تو افتاده است؟ به من گفت: هر روز که از خواب بیدار میشوم وقتی انگشتان پایم را نگاه میکنم که تکان میخورد، بهترین اتفاق برای من است. از این جمله بازیکن روس درس بزرگی یاد گرفتم. او برای من یکشنبه بعدازظهر بازی مهمی انجام و پاس گل داد و توانستیم بازی را ببریم. همان شب تصادف شدیدی داشت که از گردن به پایین فلج شد. اسم این بازیکن "چپردف" بود و این اتفاق یکی از بزرگترین درسهایی بود که در زندگی یاد گرفتم. این که همیشه خوشحال باشم و از فرصتها استفاده کنم.
کیروش افزود: من بعد از آن فرصت زیادی داشتم که به نقاط مختلف دنیا سفر و با بازیکنان و مربیان زیادی کار کنم. فوتبال همیشه جزئی از زندگی من و خانوادهام بوده است. من به طور حرفهای در لیگ بازی نکردم اما فوتبال یکی از ارکان مهم زندگی من است. پدر من هم بازیکن و هم مربی بوده است اما درباره سیموئز باید بگویم که وقتی بچه بودم، با تیکههای کوچک کاغذ فوتبال بازی میکردم، اسم سیموئز را روی کاغذ مینوشتم و با گلوله کاغذی بازی میکردم و افتخارم این بود که اسم سیموئز روی کاغذ است. در طول دوران فوتبالم در کلاسهای زیادی شرکت کردم و هر روز چیزهای زیادی یاد گرفتم. با تمامی این مسائل از روحی روانی، تاکتیکی و همه تجاربی که داشتم وقتی با بازیکنانم روبهرو میشوم نمیدانستم باید چه کار کنم اما تصمیمی که گرفتم از تمام شک و تردیدهایم فرار کردم. تصمیم من این بود که باید همه بازیکنان را تست کنم. به خودم گفتم حالا کافی است و به آنها گفتم بیاید فوتبال بازی کنید اما دوباره یک روز به آنها تمرین غیرفوتبالی دادم و این اتفاق تا زمانی بود که من به این نتیجه رسیدم که با تمام تجارب افکارم و آزمایشات مختلفی که روی مسائل پزشکی بازیکنان انجام گرفته بود، به یک نتیجه رسیدم، همچنان که بورا اشاره کرد، باید بگویم فوتبال ورزش سادهای است. بعد از گذشت 40 سال در حرفه فوتبال ما میتوانیم مسائل حرفهای زیادی داشته باشیم. میتوانیم تجهیزات پزشکی و ورزشی زیادی داشته باشیم اما مهمترین مساله این است که از فوتبال لذت ببریم. بتوانیم به بازیکنان کمک کنیم تا از فوتبال لذت ببرند. به خاطر همین است که بورا مطلبی گفت که فرگوسن هم به آن اشاره میکرد. فوتبال مشاهداتی است که از دریچه چشم یک مربی صورت میگیرد.
کیروش در ادامه صحبتهای خود عنوان کرد: هنوز به خاطر دارم که در منچستریونایتد والتر را به خدمت گرفته بودیم. فرگوسن دائم به من میگفت که زیاد خودت را درگیر تمرین میکنی. گاهی لازم است که از دور فقط بازیکنان را مشاهده کنی. فرقی نمیکند که شما در کدام قسمت دنیا مربی یک بازیکن باشید. اروپا و آسیا فرقی نمیکند. هر کجا باشید که باید با ذهن باز با بازیکن صحبت کنید. مربی باید بداند که هر لحظه چه کاری انجام دهد. چگونه با بازیکنان و تیمش ارتباط برقرار کند. گاهی اوقات مهمترین مساله، ارتباطات با بازیکنان است. شما باید بدانید که چه زمانی چه حرفی را بزنید و حتی مهمتر اینکه چه زمانی چه حرفی را نزنید. زمانی که شما بتوانید به این نقطه برسید، توانستهاید ارتباط مناسبی با بازیکن برقرار کنید. گاهی اوقات لازم است سکوت لازم برقرار باشد؛ چرا که سکوت کافی است. هم بازیکنان میدانند چه میخواهی بگویی و بازیکن میداند چه سوالی میتواند انجام بدهد، این سکوت گاهی خودش یک مدل ارتباط است.
وی ادامه داد: از بعد دیگری میخواهم به این مساله اشاره کنم که در دوران مربیگری اهمیت بسیار زیادی دارد. همه کسانی که اینجا هستند، پوشکاش را میشناسند. در کنگرهای که در فیفا بودم، آقای پوشکاش حضور داشتند. سخنرانی و مراسمی خداحافظی ایشان در فیفا بود. او به همه حضار گفت که این سخنرانی آخر من است و آخرین سخنرانی من است که دارم برای شما مطرح میکنم. میخواهم حالا راز مربیگریام را برای شما بگویم. اگر همه آماده هستید بزرگترین درس مربیگریام را به شما بگویم. من هم چیزی که از پوشکاش یاد گرفتم را به شما میگویم. تکرار میکنم این مطلب مال من نیست و مال پوشکاش است. پوشکاش به حضار گفت؛ همه آماده هستید؟ و سپس گفت؛ سعی کنید همیشه بهترین قرارداد را با رییستان امضا کنید. اما خب به خاطر اینکه امروز سخنرانی من نیست، میخواهم به این اشاره کنم که بزرگترین درس من این است که سازگاری با شرایط بزرگترین درس است. در شرایط سخت این قویترها، بزرگترها و باهوشترها نیستند که موفق میشوند آنهایی موفق میشوند که قدرت سازگاری بیشتری دارند.

کیروش اضافه کرد: بزرگترین اشتباه این است که یک مربی کپیبرداری انجام بدهد. اگر شما حس میکنید با تقلید از تمرینهای فرگوسن و کاپلو به موفقیت دست پیدا میکنید، کاملا اشتباه است. اگر میخواهید مربی خوبی باشید، باید مطمئن شوید که انگیزه و اراده درستی دارید. تمرینات را به خوبی دنبال میکنید. مطلب کلیدی برای آمادهسازی این است که تمرینات به شکل مناسب و شکل صحیح انجام شود. برای مثال تمریناتی که من دو، سه یا چهار بار در تیم ملی انجام میدهم شاید چیزی نباشد که مربی با انجام دادنش در باشگاه به هدفش برسد؛ چرا که این تمرینات برای یک تیم تاثیرگذار باشد. شما به منچستریونایتد میروید و 10 بازیکن مختلف با طرز تفکر مختلف و طرز تفکر انگلیسیها را میبینید. بازیکن فرانسوی، آرژانتینی، برزیلی و سایر کشورها را در اختیار دارید. شما چگونه میتوانید تمرینی انجام دهید که انگیزه و شور و اشتیاق بازیکنان حس شود در حالی که شما فقط 60 دقیقه فرصت در اختیار دارید. در نتیجه میخواهم بگویم که شما باید خودتان را با داشتههایتان وفق دهید تا تلاش کنید روی نقطهای دست بگذارید که بیشترین تاثیر را برای رسیدن به هدف دارد. شما اگر به پزشک مراجعه کنید و بگویید گلویم درد میکند اما اگر پزشک کرمی برای پای شما بدهد چه فایدهای دارد؟ یا اگربازیکنی دچار دلدرد شود و پزشک به او داروی قلبی بدهد. چه فایدهای دارد؟
سرمربی تیم ملی فوتبال ایران در ادامه اظهار کرد: شما باید به عنوان یک مربی همیشه اول باید خوب مشاهده کنید و بعد تمرین بدهید. با تمرین فرگوسن، کیروش یا بورا نمیتوان نتیجه گرفت. شما از من پرسیدید که نگرانی شما برای تیم ملی چیست. الان جواب میدهم. بعد از این مقدمه باید بگویم که نظر من چیست. دغدغه من این است که در جام جهانی با غرور و افتخار بازی کنیم و در تاریخیترین و مهمترین تورنمنت جهان با قدرت ظاهر شویم. معتقدم که باید برنامه آمادهسازی خاص و ایرانی شده برای جامجهانی داشته باشیم. معتقدم باید برنامه آمادهسازی که کاملا با نیازهای فوتبال و بازیکنان ایران سازگاری داشته باشد، انجام شود. اگر بخواهیم به این مهم دست پیدا کنیم، نیاز به تمرین زیادی داریم. ما میتوانیم برنامه آمادهسازی خوبی داشته باشیم اما به برنامهای نیاز داریم که بورا گفت. نیاز به بازیکنان داریم. ما میتوانیم توپ و کمپ داشته باشیم و هزینه زیادی کنیم. ما امکانات تغذیه، اقامت و همه چیز را شاید بتوانیم خوب داشته باشیم اما یک چیز کم داریم و آن بازیکن است. بدون بازیکن هیچ کار نمیشود کرد.
او ادامه داد: شرایطی که گفتم، از لحاظ امکانات در ترکیه فراهم بود. پول زیادی در ترکیه خرج شد که از بیتالمال خرج شده بود. اما همانطور که گفتم فقط بازیکنان را نداشتیم. نگرانی من و 60 میلیون ایرانی بعد از بازی با کرهجنوبی و صعود به جامجهانی این هست که در برزیل خوب کار کنیم. تمامی آن افراد که من مسوولیت رهبری تیم ملی کشورشان را برعهده دارم و فوتبالشان را رو به جلو حرکت دهم. برنامه آمادهسازی برای حضور پرافتخار در جامجهانی چیست؟ هیچگاه از بار مسوولیت شانه خالی نمیکنم. مسوولیت من این است که بجنگم و رهبری تیم ایران را جوری انجام دهم که با افتخار در برزیل ظاهر شویم. فیفا قوانین خاص خود را دارد. آقای بلاتر اینجا حضور خواهند داشت. قوانین خاصی برای بازیکنان وجود دارد اما من همینجا بگویم که این قوانین برای کشور ایران ساخته نشده و قانونها توسط اسپانیاییها، آلمانیها، فرانسویها و ... ساخته شده است. آقای بورا با من در کره بودند و خاطرم هست که هر دو سال یک بار کاری که میخواهم انجام بدهم، انجام دادیم. من این افتخار را داشتم که جوانترین مشاور کنگره فیفا باشم. هر زمان که به کنگره فیفا میرویم، افتخار این را داشتیم که ببینیم و بشنویم که همکار خوب من چطور میتوانست صحبت کند که اسپانیا چگونه توانست قهرمان جام جهانی شود. من آنجا شنیدم که آقای پریرا و اسکولاری چطور توانسند برزیل را قهرمان جام جهانی کنند و بعد از پشت سر گذاشتن کنگرههای بسیار یکی از همکاران من از اسلوونی توانست پشت تریبون برود و بگوید لطفا به ما نگویید که چطور برزیل، اسپانیا قهرمان جام جهانی میشوند. به ما بگویید که چگونه کشوری مثل اسلوونی میتوانند قهرمان جام جهانی بشود؟ سوال این است که کشورهایی مثل اسلوونی، ایران، نیجریه میتوانند قهرمان جهان شوند؟ چرا این کشورها نمیتوانند به این سطح بالا برسند؟
کیروش به سابقه کاریاش در گذشته اشاره کرد و افزود: این افتخار و فرصت را داشتم که در تیم ملی پرتغال در رده جوانان کار کنم. پرتغال 110 هزار فوتبالیست حرفهای دارد که اگر بخواهم مقایسه کنم، هلند یک میلیون فوتبالیست حرفهای دارد. حالا من به عنوان یک مربی حرفهای بگویم که چگونه میتوان با پرتغال قهرمان جامجهانی شویم و من آنقدر در دوران جوانیام این علاقه را در خودم میدیدم که به کشورهای مختلف میرفتم و حتی با مدیربرنامههایم به فرانسه رفتیم و سعی کردم به مدت 15 روز یاد بگیرم که مربیان از بازیکنان چه توقعاتی میتوانند داشته باشند. در 15 روزی که در فرانسه بودم، شرایط گاهی سخت شد و من حتی میخواستم برگردم اما به هر حال ماندم و با شرایط ساختم و تقدیرنامه به من داده شد. آنجا فهمیدم که اگر قرار است با پرتغال قهرمان جامجهانی شویم، نمیتوانم از فرانسه، اسپانیا و ایتالیا نسخهبرداری کنم. باید برنامهای مطابق با فرهنگ، سطح فوتبال و شرایط بازیکنان کشورم طراحی کنم. دقیقا کاری بود که با کمک فدراسیون پرتغال انجام دادیم.
کیروش ادامه داد: مربیان مختلفی کمک کردند و ما توانستیم دو بار در رده جوانان قهرمان جهان شویم. من توانستم در آن زمان دستاورد بزرگ و خوبی در پرتغال به جای بگذارم. وقتی ما شروع کردیم فقط یک بازیکن بینالمللی داشتیم که بیرون از پرتغال بازی میکرد. بعد از 10 سال بازیکنی نداشتیم که در خود پرتغال بازی کند و همه بازیکنان لژیونر شده بودند. پس من در جواب سوال شما تکرار میکنم که دغدغه اصلی من این است که هنوز بعضی از افراد و مسوولان هستند که مسوولیت خودشان را نمیدانند و فوتبال ایران را با فرانسه مقایسه میکنند. بعضیها میگویند که لیگ انگلیس و اسپانیا فقط 15 روز قبل از جامجهانی تمام میشود حتی لیگ آلمان. من در جواب آنها میگویم که اگر فوتبال ما مثل آنها بود که من هم خوشحال میشدم که لیگ ما هم دو هفته قبل از جام جهانی تمام شود. ولی به خاطر اینکه من سرمربی تیم ملی ایران هستم وظیفهام این است که به اهالی فوتبال و همکاران خودم در لیگ برتر گوشزد کنم که شما بهتر از هرکسی میدانید که من درست میگویم. من از همینجا خالصانه از همه میخواهم که حمایت کنید تا بتوانیم به خوبی برای جامجهانی آماده شویم. من به کمک صادقانه شما احتیاج دارم. اگر چیزی وجود داشته باشد که من بتوانم بعد از 30 سال با شما سهیم شوم، این است که با شرایط سازگار شویم و باید آمادهسازی تیم ملی با جام جهانی با واقعیات فوتبال سازگار کنیم.
حاجرضایی در سخنانی به پیشینه فوتبال پرتغال اشاره کرد و از حضور شخصی مانند کیروش ابراز خوشحالی کرد و گفت سوال من این است که جامجهانی برزیل برای ما ایرانیها دیگر یک مسابقه ساده نیست. فریاد ملتی است که از حلقوم شما و بازیکنان بیرون میآید. همان فریادی که شما بر سر سرمربی کرهجنوبی کشیدید و لذت ما را دو چندان کردید. این ادب کردن یک مربی بینزاکت بود. جامجهانی از نظر ما ایرانیها چنین حال و هوایی دارد. میدانید که مقولهای در فوتبال است آن هم از زبان شنکلی که فوتبال مرگ و زندگی نیست چیزی فراتر از این دوست. به نظر شما فراتر از مرگ و زندگی چه میتواند باشد؟
کیروش در پاسخ گفت: از سوال شما تشکر میکنم و از اینکه در قضاوت غرورآمیز من را خطاب قرار دادید، تشکر میکنم. باید بگویم اگر از من امتحان گرفتید و چنین سوالی مطرح میکردید نمیتوانستم قبول شوم؛ چرا که سوال بسیار سختی است. بعد از آشنایی با بازیکنان مختلف جهان به نقاط مختلف جهان سفر کردم. همچنین با بازیکنان یوگسلاوی که هموطن آقای بورا هستند. از کار کردن با همین بازیکنان بود که موهای سرم ریخت (کیروش سرش را به حضار نشان میدهد). وقتی شما این سوال را از من پرسیدید، یادم آمد که اسم فوتبال را زمانی سازمان ملل فوتبال گذاشته بودم. فوتبال از هر موضوع دیگر سیاسی و اجتماعی و ... مهمتر است. فوتبال بدون در نظر گرفتن این که افراد از چه کشورهایی میآیند، انجام میشود. افراد مختلف دنیا را که ریشهها و زبان متفاوتی دارند به هم نزدیک میکند. شما از من پرسیدید که فراتر از مرگ و زندگی چیست؟ این همین فوتبال است که از همه چیز فراتر است. اگر شما واقعا این مطلب را حس کنید، به آن اعتقاد پیدا میکنید.
سخنرانی کیروش با تشویق حضار به پایان رسید.
پیش از کیروش بورا میلوتینوویچ برای حاضران سخنرانی کرد. سخنرانی یکی از باتجربهترین مربیهای فوتبال دنیا هم نکات جالب توجهی داشت.
بورا میلوتینوویچ، سرمربی چین در جام جهانی 2002 ضمن تبریک صعود تیم ملی به جام جهانی و آرزوی موفقیت برای ایران در برزیل عنوان کرد: من عذرخواهی میکنم که زبان انگلیسیام زیاد قوی نیست، اما تلاش کردهام تا همه چیز را نوشته باشم و چیزی جا نیفتاده باشد.
وی ادامه داد: تعریف من از فوتبال تصویری است که در ذهن یک مربی قرار دارد. مربی باید به این فکر کند که من چی هستم، کجا هستم و حریفم چه کسی است.
میلوتینوویچ در ادامه سخنرانی خود از حضار پرسید یک به علاوه یک چند میشود و در پاسخ به سوال حضار که گفتند "دو " عنوان کرد: این جواب در دنیا واقعی است، اما در دنیای فوتبال دو نمیشود.
وی اظهار کرد: باید همیشه تلاش کنید تا بهترین عملکرد ممکن را با بیشترین تلاش در زمین پیاده کنید و به چیزی که از خود ارائه میدهید افتخار کنید. هر جلسه تمرین یک مسابقه فوتبال است و هر مسابقه فوتبال یک جلسه تمرین است. همیشه تلاش کنید تا روز به روز پیشرفت کنید. خودتان را هدایت کنید. هم درون زمین و هم بیرون از زمین پخته و با احترام رفتار کنید. این توانایی ذهنی را داشته باشید که برد و باخت را پذیرا باشید.
میلوتینوویچ گفت: تیمها و بازیکنان خوب همیشه پیش از هر چیزی خودشان را مسئول نتایج می دانند. باید همیشه بدانید که چگونه احساسات خود را کنترل کنید. شخصیت خوبی داشته باشید و روحیه تیمی را حفظ کنید. از فوتبال بازی کردن لذت ببرید.
بورا در اینجا پرسید به نظر شما کدام موارد بهتر است؟ برخی از حاضران در همایش جواب دادند مورد ششم و برخی هم جواب دادن مورد دهم که بورا در واکنش به این پاسخها گفت: زمانی که در سال 2000 به چین رفتم، من به آنها گفتم که کشتی شما به جام جهانی کره و ژاپن برود. شما بین سالهای 2000 و 2001 بازی های مهمی دارید و باید راهی پیدا کنید که به جام جهانی صعود کنید. ما شروع کردیم با کار کردن با تیم چین. آنها اسپانیایی بلد نبودند من هم چینی بلد نبودم اما هر دو به خوبی حرف همدیگر را میفهمیدیم. چون من در ذهنم همیشه این تفکر را داشتم که چه کسی هستم و قرار است با چه کسی بازی کنیم. من برای دو تیم احترام زیادی قائلم. عربستان و ایران در زمان بلاژوویچ.
وی ادامه داد: من به عنوان سرمربی در یک تورنمنت شرکت کردم. در این لحظه سیموئز وارد سالن شد که بورا صحبتهایش را قطع کرد و از رسانهها خواست تا او را تشویق کنند.

بورا گفت: زمانی که من بچه بودم سیموئز بازیکن بسیار خوبی بود و من همیشه بازیهایش را نگاه میکردم. همچنین سرمربی تیم ملی فوتبال وارد سالن شد که بورا او را در آغوش گرفت و گفت: من از کارلوس کیروش چیزهای زیادی را یاد گرفتم.
میلوتینوویچ ادامه داد: نکته مهمی در 9 ماه آینده وجود دارد که همه باید بدانند، مردم و فدراسیون باید بدانند که در این 9 ماه چه کار کنند. با تیم ملی خود چگونه برخورد کنند. این مساله برای تیم ملی نکته بسیار حساسی است.
بورا در پاسخ به سوال خود گفت: همه باید حمایت کنیم. همه باید از کارلوس کیروش به عنوان سرمربی تیم ملی حمایت کنیم. این اعتقاد من است. باید به آقای کارلوس کیروش باور داشته باشیم و همه باید به او ایمان داشته باشیم که میتواند موفق شود. اگر قرار باشد من با تیم کیروش بازی کنم، قطعا با تیم دومم بازی میکنم، چرا که نمیخواهم تیم اصلی ام را به او نشان دهم. زمانی که من در چین بودم، مرد بسیار خوشحالی بودم، چون در گروهی قرار داشتم که نه ایران حضور داشت و نه عربستان سعودی و این بهترین شرایط برای صعود تیم ما به جام جهانی بود.
وی گفت: زمانی که من سرمربی بودم، تیم ما شاید خیلی خوب بازی نمیکرد و تماشاگرپسند نبود. اما بازیها را میبرد. ما به خوبی می دانستیم که در هر دقیقه از بازی باید چه کاری را انجام دهیم. من هشت بازیکن داشتم که کاملا یکسان بازی میکردند. من توانستم به آنها یاد دهم که چگونه مقابل هر تیمی بازی کند. و این همان شماره "10" است، یعنی این که بدانیم چگونه از فوتبال لذت ببریم.
در ادامه سخنرانی میلوتینوویچ از عبارتی استفاده کرد که نه مترجم و نه مربیان خارجی حاضر در نشست با آن آشنا نبودند. او درباره شیوه گلزنی تیمش گفت: ما مقابل دروازه وقتی می دیدیم که تیممان قویتر است زیاد حساب و کتاب نمی کردیم. ما به شیوه بزن در رو گل می زدیم. وقتی شما با تیم قویی بازی میکنید، شما آقای کعبی را می شناسید. می دانید که در تیم السد زیر نظر من بازی میکرد؟ من خیلی خوشحال بودم که چنین بازیکنی دارم. این مساله باعث میشد که من بتوانم روی او حساب کنم. هم چنان که وقتی مقابل تیم ملی ایران بازی میکردم می دانستم که آنها بازیکنانی هم چون علی دایی و علی کریمی را دارند. تمام علم مربیگری همین چیزها است. یعنی این که بدانید تیم حریفتان چه بنیهای دارد.
بورا در پاسخ به سوال یکی از حضار درباره فلسفه مربیگری که در ابتدای صحبتهایش مطرح کرده بود، گفت: همان طور که گفتم تیم تصویری از آن چیزی که است که در ذهن مربی قرار دارد.
وی ادامه داد: زمانی که من در چین بودم، یکی از خبرنگاران به من گفت: تمرینات شما مانند کاپلو می ماند، من به او گفتم اصلا نمی فهمم که چه میگوید. اصلا معنی ندارد تمرین دادن دو مربی مثل هم باشد. من برای هر جلسه تمرین خاصی دارم. شاید شما اگر هفته بعد تمرین کاپلو را نگاه کنید به این نتیجه برسید که تمرین کاپلو شبیه من است. فلسفه من در مربیگری این است که زیاد صحبت نکنم. کارم را انجام دهم و به مسائل جانبی کاری نداشته باشم. این پاسخ من به شماست که فلسفه من در فوتبال چیست. من به تمام دنیا سفر میکنم، از هر نقطه جهان چیزی یاد می گیرم و آنها را در ذهنم ثبت میکنم، همین آموخته ها به من کمک میکند. من به عنوان یک مربی همیشه میدانم که کجا هستم و میدانم که همیشه کجا می روم. زبانی که صحبت میکنم مهم نیست، مهم رابطهای است که با بازیکنانم دارم. علم ارتباطات مهمترین مساله برای یک مربی است، برای رابطه برقرار کردن با بازیکنانش است.
سرمربی سابق تیم ملی چین همچنین عنوان کرد: احترام متقابل اهمیت بسیار زیادی دارد. مستقل از این که مربی چقدر خوب یا بد باشد و برای تیمش چه کاری انجام داده است همیشه باید احترام حفظ شود. اینجاست که تفاوتها مشخص میشود، چرا یک بازیکن گاهی اوقات خوب بازی میکند و گاهی بد بازی میکند.
سرمربی سابق تیم ملی چین از تجربیاتش در این تیم صحبت کرد و گفت: من احساس میکردم بازیکنان روحیه جنگندگی دارند. همیشه به آنها توصیه میکردم که فیلم سینمایی "تایتانها" را به خاطر بیاورند تا بتوانند روحیه خود را بالا ببرند. یا مثلا در فیلمهای "راکی" نکات زیادی وجود دارد که برای بازیکنان من مفید بود.
در ادامه یکی از حضار پرسید کسانی که این جا نشستهاند هر کدام کلاس زیادی رفتهاند. اما اینجا آمده اند که چیزی یاد بگیرند. هم چنان که خود شما از حضور در کشورهای دیگر چیز یاد می گیرید، حالا ما هم از شما میخواهیم چیزی یاد بگیریم. سرمربی سابق تیم ملی چین از سکوی سخنرانی پایین آمد و نزد او رفت و گفت: من از پارتیزان بلگراد آمدهام. در سال 1966 زمانی که شما احتمالا به دنیا نیامده بودید، که آن فرد در پاسخ به میلوتینوویچ گفت: من 63 سالم است و از شما بزرگتر هستم.
میلوتینوویچ پس از این شوخی با این فرد در پاسخ به سوال او گفت شما میتوانید ببینید که با بازیکنانم چگونه برخورد کردم. اینها پایه اساسی فوتبال است. به نظر شما تکنیک مهمتر است یا تاکتیک؟ حتی میتوان سوال را گستردهتر کرد یا پرسید تکنیک مهمتر است یا تاکیتک قوای جسمانی یا آمادگی روانی. طبیعیتا پاسخ این است که هر چه این عوامل بالاتر باشد بهتر است، اما اگر قرار باشد همه با هم برابر باشند و فقط یکی بالاتر باشد به نظر شما کدام بهتر است؟

همه حضار پاسخ مختلفی به او دادند و بورا در پایان گفت: هر کسی یک چیزی گفت، اما به نظر من تاکتیک خیلی مهم است. شما اگر بهترین تکنیک را داشته باشید، اما نتوانید تاکتیک را خوب کار کنید چه کاری میتوانید در زمین انجام دهید. شما یحیی توره را می شناسید. او در منچسترسیتی بازی میکند. برای من او نمونه بازیکن استثنایی و فوقالعاده است. همیشه در بهترین موقعیت قرار دارد و در هر موقعیتی بهترین کار را میکند. گاهی گل می زند، گاهی شرایط را برای هم تیمی هایش فراهم میکند. آیا شما یادتان هست که دونگا چگونه بازی میکرد؟ دونگا همیشه در جای صحیحی در زمین قرار می گرفت و سطح تاکتیکی بالایی داشت.
در ادامه حمید درخشان از میلوتینوویچ پرسید، به نظر شما کدام بازیکنی است که همه فاکتور را داشته باشد؟ شما خودتان کدام بازیکن را ترجیح میدهید. میلوتینوویچ گفت: من ترجیح میدهم که بازیکن تاکتیک پذیر داشته باشم و حتی اگر تکنیکش پایین باشد تا این که بازیکنی داشته باشم که تکنیک بالایی دارد، اما تاکتیک پذیر نیست.
سرمربی سابق تیم ملی چین درباره حضورش در دوحه نیز گفت: من در بهترین جای دنیا کار میکنم. شما می دانید که تیمهای بایرن مونیخ، پاری سن ژرمن و منچستر یونایتد کجا تمرین میکردند؟ در دوبی.
در ادامه سخنرانی میلنتونوویچ پنجعلی خطاب به او گفت: شما گفتید که بازیکن تاکتیکی بهتر است، اما اگر ما قوچان نژاد را نداشتیم، الان در جام جهانی نبودیم که سرمربی سابق تیم ملی چین در پاسخ گفت: تکنیک را میتوانید از هفت سالگی و 12 سالگی یاد بگیرید. هم چنان که میتوانید یاد بگیرید که چگونه حرکت کنید. اینها حرکات ساده فوتبال است که قابل یادگیری هستند. هم چنان که یک کودکی الفبا را یاد میگیرد به ترتیب از حرف اول شروع میکند تا حرف آخر را یاد بگیرد، اما وقتی حرفهای میشوید به دانشگاه میروید. اما مشکل روز این است که مردم یادشان میرود که باید به بازیکنانشان چه چیزی را یاد دهند. تکنیک چیزی است که باید از قبل فرا گرفته شده باشد. مربی باید تاکتیک را به بازیکنانش یاد دهد. گاهی اوقات مربی می بینید که بازیکنانش کارهای اولیه و ساده را هم بلد نیستند. هنر مربی این است که تشخیص دهد که بازیکنانش در چه سطحی هستند و از همان سطح لازم با آنها کار کند.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


