ویترینی پر از خالی
بازی با اعداد برای سینمای ایران پشتوانه میشود؟!
با یک محاسبه سرانگشتی، اگر تنها «یک هزارم» عوامل این فیلمها در همین چهار سال اخیر جزو دستاوردهای شاخص این جشنواره و انجمن سینمای جوانان بودند، از میان منتخبین همین چهار سال اخیر میبایست حداقل 8 کارگردان تراز اول و جوان و 8 فیلمبردار شاخص و جوان از این جشنواره به سینمای بلند و داستانی راه یافته باشند.
جشنواره فیلم کوتاه تهران به عنوان مهم ترین رویدادی که متولیاش انجمن سینمای جوانان است در شرایطی سی امین دوره اش را پشت سر میگذارد که شواهد نشان میدهد فاقد ظرفیت لازم برای شناسایی و توسعه ظرفیتهای انسانی برای سینمای ایران است و سیاستهای اعمالی در این نهاد و جشنواره فیلم کوتاه تهران در چند سال اخیر نتوانسته نتیجه عملی داشته باشد و تنها کارکرد آماری اش را شاهد بودهایم تا چاره ای جز اصلاح مدیریت این حوزه و تغییر چهره منصوب شمقدری به امید بهبود این حوزه پیش رو نباشد.به گزارش «تابناک»، «حدود 2000 فیلم از ایران در دوره 27،»، « 4232 فیلم از ايران و 105 كشور خارجی در دوره 28»، «2000 فیلم کوتاه از ایران و 3196 فیلم کوتاه خارجی از 107 کشور جهان در دوره 29» و حالا «2002 فیلم کوتاه از ایران در دوره 30»، آمارهای جالبی است که درباره تعداد متقاضیان حضور در جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران طی چهار دوره اخیر ذکر شده است؛ عدد و رقمهای عجیب که شبیه به هم در هر دوره در افتتاحیه یا حین برگزاری جشنواره تکرار شده است.
البته این تنها موضوع جالب و تکراری جشنواره فیلم کوتاه تهران نیست، بلکه اساساً در هرآنچه توسط متولی این رویداد به وقوع میپیوندد میتوان این تکرارهای عجیب را مشاهده کرد؛ تکرارهایی که اگر با خوش بینی، حمل بر وقوعش گذاشت، نشان میدهد انجمن سینمای جوانان ایران چه مسیر کسالت آوری را در پیش گرفته، چه هدف گذاری شده و چه دستاوردی، ارزش تلقی میشود.

احسانی معاون سازمان سینمایی و میرزاخانی مدیر انجمن سینمای جوانان
سیستم ظاهراً به جز یک عدد بزرگ که باید در ایام جشنواره بیان شود، چیز دیگر مطالبه نمیکند و به همین دلیل در هر دوره، خروجی مورد انتظار مدیر انجمن سینمای جوانان با کمک بودجه کلان این نهاد حاصل آمده است اما آنچه از این رقم بزرگ که هر ساله اعلام میشود، پراهمیت تر است، کیفیت فیلمهای تولیدی و تعداد فیلم سازانی است که هر 365 روز به سینمای ایران افزوده میشوند و توان حضور در سطح نخست فیلم سازی ایران را دارند و میتوان از ایشان در بخش سینمای بلند داستانی بهره برد.
با یک محاسبه سرانگشتی، اگر تنها «یک هزارم» عوامل این فیلمها در همین چهار سال اخیر جزو دستاوردهای شاخص این جشنواره و انجمن سینمای جوانان بودند، از میان منتخبین همین چهار سال اخیر میبایست حداقل 8 کارگردان تراز اول و جوان و 8 فیلمبردار شاخص و جوان از این جشنواره به سینمای بلند و داستانی راه یافته باشند.
اگر این جشنواره آنقدر کیفت نازلی دارد که به اندازه یک هزارم خروجی واقعی نداشته، سخن از اعتبار این رویداد بیشتر حکم گزافه گویی را میتواند پیدا کند و اگر این جشنواره دستاوردهای انسانی ارزشمندی داشته اما حتی 8 دستاورد انسانی این جشنواره نیز نتوانسته اند وارد پروسه تولید فیلم با استفاده از تبصره ویژه «فاخریسم» شوند، نقش مدیر انجمن سینمای جوانان چه بوده است؟!
آیا تصور میشود اگر چهره ای به جز میرزاخانی در صدر انجمن سینمای جوانان بود، چهره های جوانی که به سبب علاقمندی به فیلم سازی با دوربین های دیجیتال اقدام ساخت فیلم کرده و به این جشنواره ارسال نمودهاند، فیلمی نمیساختند و این آمارها به دست نمی آمد یا اینکه تصور شده همین که چراغ جشنواره خاموش شد، ماموریت رئیس انجمن سینمای جوانان به پایان رسیده و او باید در پی نوشتن لیست تازه 2 هزار فیلم جشنواره بعدی برود؟ حقیقتاً چند فیلم ساز منتخب چهار دوره اخیر جشنواره فیلم کوتاه تهران، موفق به تولید فیلم بلند داستانی شده اند و دستاورد واقعی و نه عددی این ویترین خالی برای سینمای ایران چه بوده است؟


بخش «افق نو» در جشنواره امسال با هدف بستن دهان منتقدین همین وضعیت اضافه شده و ادعا شده این بخش به کارگردانان و فیلمبردارانی می پردازد که روزگاری در انجمن سینمای جوان کار می کردند و در حوزه فیلم کوتاه فعالیت کردند و در جشنواره ها دیده شدهاند اما قریب به اتفاق چهره هایی که در این بخش معرفی شده اند نظیر هومن بهمنش، محصول دوران حضور مدیرانی هستند که وقتی روی صندلی این انجمن عریض و طویل مینشستند، پایشان به زمین می رسید و در واقع به نوعی یادآور روزهای خوب سینمای جوان کشور هستند که پس از رفتن شان تکرار نشد.
جشنواره سی ام اما با تبلیغات بسیار شدید همراه بوده و ظاهراً در این مقطع که بزنگاه تغییرات مدیران سینمایی است، پس از تومار امضاهایی که برای ایوبی فرستاده شد تا ایوبی را برای نگه داشتن هاشم میرزاخانی در شرایط پیچیده ای قرار گیرد اما واقعیت آن است که انجمن سینمای جوانان به همان اندازه نیازمند تغییر مدیریت و قرار دادن چهرهای خبره در صدرش است که مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی بود و بنیاد سینمایی فارابی همچنان هست و این تغییر نیز نه در قالب تومار حمایت عدهای که در قالب نامه سرگشاده 217 سینماگر از رئیس سازمان سینمایی درخواست شده و رئیس سازمان سینمایی نیز بعید است امضای این 217 سینماگر را نادیده بگیرد.
یادمان نرود از نهادی کوچک چون کانون پرورش فکری کودکان نسلی از کارگردان ظهور و بروز کردند تا سینمای ایران شاید تا چند دهه دیگر نیز فرصت بهره بردن از دستاوردهایشان را داشته باشد و بنابراین نمی توان به همین سادگی مرکزی مهم همچون انجمن سینمای جوانان را به اشخاصی سپرد که استراتژی در این حوزه ندارند. سینمای جوان به یک مدیر خبره نیاز دارد که لااقل فیلم سازان جوان با او همراه باشند و دیگر چنین اتفاقی رخ ندهد که در افتتاحیه جشنواره فیلم کوتاه، جای لشگری از چهره های جوان سینما و مستند ایران خالی باشد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱۰
انتشار یافته: ۲
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟




