تقدير از علي پروين توسط باشگاه پارسه تهران
باشگاه پارسه که اين فصل يکي از مدعيان جدي صعود به ليگ برتر است در يک حرکت زيبا و نمادين از سلطان فوتبال ايران تقدير کرد.
در اين مراسم که در زمين اختصاصي پارسه ورزشگاه نوبنياد انجام شد در بين دو نيمه بازي اين تيم با راهيان کرمانشاه از سري بازي هاي ليگ دسته اول از يک عمر زحمات علي پروين در فوتبال تقدير به عمل آمد.
پروين که به همراه جمعي از دوستان هميشگي اش براي ديدن بازي پسرش که در تيم پارسه حضور دارد به اين بازي آمده بود در بين دو نيمه با حرکت زيباي کاوه عابديني مالک موسسه فرهنگي ورزشي پارسه غافلگير شد.
باشگاه پارسه در يک متن زيبا از زحمات علي پروين براي فوتبال تشکر و تقدير کرد و تماشاگران حاضر در ورزشگاه که تعدادشان به 500 نفر مي رسيد يکصدا نام سلطان را در ورزشگاه صدا زدند.
متن قدرداني از علي پروين به اين شرح بود :
" وقتي اسم فوتبال مي ايد بدون شک اولين شخصي که با ان اجير مي شود نام علي پروين است.
او ميتوانست از کله سحر تا اذان ظهر بازيکند. در ضمن او از همان دوران کودکي کاپيتانبچههاي محل بود و کسي اصلا به خود اجازهنميداد در جايي که علي زاغي حضور داشت،حرف از کاپيتاني بزند.اولين بار که با توپ فوتبال آشنا شد، انگار نيمهگمشده خود را يافته بود. وقتي 4 يا 5 ساله بود،قبل از اينکه با توپ بازي کند، به آن خيره ميشدو مدت زمان زيادي آن را نگاه ميکرد.
البته او خود هرگز ادعايکاپيتاني نميکرد اما خداوند به او نيرويي دادهبود که همه را به سوي خود جذب ميکرد و البتهتواناييهايش نيز سرشار بود; چنانچه همان طورکه ميدانيد او بعدها کاپيتان بيجانشين سالهايپرافتخاپرسپوليس وتيم ملي شد.
علي پروين، انگار کاپيتان به دنيا آمده بود و روز خداحافظي از فوتبال نيز به همه ثابت کرد کهفوتبال ايران ديگر کاپيتاني مانند او به چشمنخواهد ديد. او براي آخرين بار بازوبند کاپيتانيرا در بازي پرسپوليس، دارايي در سال .1366(27 تيرماه) به بازو بست.
اگرچه ستاره هاي هاي پوشالي امروز به دنبال سلطان شدن هياهوي رئزنامه هارا بغل کرده و با حاشيه هادست و پنجه نرم مي کنند اما واقعيت اين است که بعد از رفتن علي پروين، پرسپوليس، ديگر همچون او رابه خود نديد و البته فوتبال ايران نيز براي هميشهاز ستارهاي در حد و اندازههاي علي پروينمحروم شد.
علي پروين پسر تخص مامان نصرت که هميشه کوچه را با هياهوي فوتبال شلوغ مي کرد و در زمين هاي خاکي عارف ستاره درخشاني بود که هنوز هم وقتي پيرمردهاي خيابان عارف دور هم جمع مي شوند از شيرين کاري هايش مي گويند.
کسي که به تيم گواراني برزيل در سال 1350 و به تيم پر ستاره ان دوران چلسي در سال 1352 و 2سال بعد در سال 1354 به تيم بزرگ منچستر گل زد.
يک کاپيتان و ليدر مادرزاد که حتي در زمان حضورش به عنوان بازيکن ترکيب تيم را تعيين مي کرد و حرفش از سرمربي و مدير تيم هم بيشتر برش داشت.
علي پروين يکي از ستاره هاي ناب فوتبال ايران بود که بعد از گذشت چيزي حدود 42سال کنفدراسيون اسيا از او تقدير مي کند و او را مورد ستايش قرار مي دهد.
اين اسطوره پرسپوليس که خودش از بنيانگذاران اين باشگاه بزرگ بود را نمي توان در قالب کلمات ستود اما اين طلاي ناب با چشماني زاغ که به گفته مجتبي محرمي وقتي در چشمانش نگاه مي کردي برق چشمانش تورا مي گرفت و فقط مي توانستي بگويي چشم علي اقا بازيکني فراتر از فوتبال ايران بود که شايد اگر در ميان اين نسل کاغذي فوتباليستهاي امروز بود قيمتش با کيريستين بيل ستاره رئال برابري مي کرد.
اسطوره اي که حالا فرزندش در تيم پر ستاره پارسه حضور دارد و اين نرد بزرگ فوتبال را هر از چند گاهي به ورزشگاه پارسه مي برد تا شاهد پا به توپ شدن محمد باشد.
علي پروين را بايد ستود در اين آسمان بي ستاره و در جايي که کلاغها آسمان را براي پرواز عقابها شلوغ کرده اند.
علي پروين را بايد تعمل کرد در جايي که ستاره هاي ان پس از باختن مهماني مي گيرند و به شادي مي پردازند در حالي به قول يکي از بازيکنان پرسپوليس که مي گفت زماني که بازي را مساوي مي کرديم تا چند روز نمي شد با علي آقا حرف زد و همه ما با حالتي غمناک به خانه مي رفتيم و حتي زن و بچه ما هم مي دانستند چه خبر است تو گويي که کسي فوت کرده است.
زنده باد علي پروين و زنده باد ستاره اي که سلطان شد و اسطوره وار زندگي کرد.
اسطوره ا ي که بي رقيب بود و به قولي شايد 100 سال ديگر هم کسي به مانند علي پروين ظهور نکند."
در اين مراسم بازيکنان و مجموعه پارسه همگي به علي پروين شاخه هاي گل رز هديه دادند و يک عکس يادگاري گرفتند.
علي پروين در پايان در جايگاه وي آي پي با لحن خودش گفت دمشون گرم که به فکر ما بودند و از کاوه عابديني مالک پارسه و عليرضا رستم بيگ قائم مقام باشگاه که زحمات زيادي کشيده بودند تشکر کرد.


