به احترام صبر و استواری این زنان خونینجگر
غم زمانه خورم یا فراق یار کشم؟
من و تو که هیچ از چشمانتظاری نمیدانیم، چگونه میتوانیم قدردان این فداکاریها باشیم؟! اگر مادر شهید میتواند شفاعت امام عزیزمان را بکند، چه حقی بر گردن ما مردم و مسئولین دارد؟! نمیدانم که چگونه باید پاسخگویشان باشیم؛ اما می دانم که اگر نظر رحمتشان که گوشهای از رحمت الهی است، شامل نشود از اهل دوزخ خواهیم بود.

اگر مردان خیالشان از خانواده راحت نباشد، به جنگ نمیروند، مگر به صورت ماشینی و کامپیوتری؛ اما مردی که تقویت روحی داشته و زن را حامی خود بداند، به جنگ میرود؛ مگر کم زجر کشیدهاند مادران و همسران شهدا؟!
به گزارش «تابناک»؛ درد بیپدری کودکان را چه کسی تصور میکند؟ همسر شهیدی میگوید سه سال فرزندم را در آغوش کشیده سر کوچه میرفتم تا بچه در انتظار آمدن پدر به خواب برود؛ سپس او را به رختخواب منتقل میکردم. پس از سه سال کم کم به بچه فهماندیم که پدرش شهید شده و دیگر باید برای رفع دلتنگی بر سر قبر بابا برود.
ما برای خانواده شهدا مینگاریم که همین افتخار برای شما بس که زمانی که عدهای محضر امام بودند، خانواده شهیدی وارد شد؛ چند مرد و چند زن. مردان کنار صندلی امام و زنان روبهرو نشستند. عکس شهید همراهشان بود. امام پرسیدند آیا این شهید مادر هم دارد؟ گفتند بله. ایشان است. امام (ره) دست بر سینه گذاشته و فرمود، مرا در قیامت از شفاعت فراموش نکنید؛ امامی که آیت الله اراکی در وصفشان گوید که تردیدی در بهشتی بودنشان نیست و آیت الله گلپایگانی در نماز میت «ان کان مسیئا» را برایشان نخواندند، به مادر شهید چنین میگوید و این افتخار بزرگی است.
سالهاست یکی از این مادران را در تمامی برنامههای تشییع شهدا میبینیم و او را با قاب عکسی به دنبال گمشدهاش میشناسیم؛ آری او از کسانی است که هنوز امید به بازگشت فرزندش دارد.
... و مادرانی را خواهیم دید که همه روزها و اوقات خوبشان را در کنار مزار فرزندانشان میگذرانند و کلبهای هر چند محقر با سماوری همیشه روشن که آنان را در برابر سرما و گرمای روزگار حفظ میکند، خانه امیدشان شده است؛ مادرانی که در راه دفاع از انقلاب و لبیک به امام و رهبر خود، خمینی کبیر (ره) از جگر گوشههایشان گذشتند.
بسیاری از این مادران در عصرهای پنجشنبه و یا هر گاه دلشان هوای شهیدشان را میکند، به کنار مزارش میروند و با او درد دل میکنند. برخی از این مادران فداکار نیز سال هاست چشم به راهی را تجربه میکنند. آنها چشم به راه کسی هستند تا از عزیزشان خبری بیاورد و یا پیکر عزیزشان را تشییع کنند.
مادرانی که با پیروی از بانوی بزرگوار اسلام، حضرت زهرای مرضیه (س) لحظهای از یاری امام خویش غفلت نکردند و همانند بانوی بزرگ کربلا، حضرت زینب (س) پیام خون شهیدان خویش را با بردباری و استقامت به جهانیان رسانیدند؛ بانوانی صبور و مقاوم که در شهادت عزیزانشان، جز به شکر الهی لب نگشودند و با دلاوری و متانت خویش، موجب حیرت دوستان و ناامیدی دشمنان انقلاب شدند.
و اما من و تو که هیچ از چشم انتظاری نمیدانیم، چگونه میتوانیم قدردان این فداکاریها باشیم؟! اگر مادر شهید میتواند شفاعت امام عزیزمان را بکند، چه حقی بر گردن ما مردم و مسئولین دارد؟! اگر شفاعت شهدا شامل حالمان نمیشود، آیا مادران آنها شفیع ما میشوند؟! آیا امروز که شمار کمی از این مادران زندهاند، از این انقلاب و حکومت راضیاند و آیا ما رهروان خوبی برای فرزندانشان بودهایم؟!
نمیدانم که چگونه باید پاسخگویشان باشیم؛ اما میدانم اگر نظر رحمتشان، که گوشهای از رحمت الهی است، شامل نشود، از اهل دوزخ خواهیم بود؛ باشد که رستگار شویم.
به گزارش «تابناک»؛ درد بیپدری کودکان را چه کسی تصور میکند؟ همسر شهیدی میگوید سه سال فرزندم را در آغوش کشیده سر کوچه میرفتم تا بچه در انتظار آمدن پدر به خواب برود؛ سپس او را به رختخواب منتقل میکردم. پس از سه سال کم کم به بچه فهماندیم که پدرش شهید شده و دیگر باید برای رفع دلتنگی بر سر قبر بابا برود.
ما برای خانواده شهدا مینگاریم که همین افتخار برای شما بس که زمانی که عدهای محضر امام بودند، خانواده شهیدی وارد شد؛ چند مرد و چند زن. مردان کنار صندلی امام و زنان روبهرو نشستند. عکس شهید همراهشان بود. امام پرسیدند آیا این شهید مادر هم دارد؟ گفتند بله. ایشان است. امام (ره) دست بر سینه گذاشته و فرمود، مرا در قیامت از شفاعت فراموش نکنید؛ امامی که آیت الله اراکی در وصفشان گوید که تردیدی در بهشتی بودنشان نیست و آیت الله گلپایگانی در نماز میت «ان کان مسیئا» را برایشان نخواندند، به مادر شهید چنین میگوید و این افتخار بزرگی است.

... و مادرانی را خواهیم دید که همه روزها و اوقات خوبشان را در کنار مزار فرزندانشان میگذرانند و کلبهای هر چند محقر با سماوری همیشه روشن که آنان را در برابر سرما و گرمای روزگار حفظ میکند، خانه امیدشان شده است؛ مادرانی که در راه دفاع از انقلاب و لبیک به امام و رهبر خود، خمینی کبیر (ره) از جگر گوشههایشان گذشتند.
بسیاری از این مادران در عصرهای پنجشنبه و یا هر گاه دلشان هوای شهیدشان را میکند، به کنار مزارش میروند و با او درد دل میکنند. برخی از این مادران فداکار نیز سال هاست چشم به راهی را تجربه میکنند. آنها چشم به راه کسی هستند تا از عزیزشان خبری بیاورد و یا پیکر عزیزشان را تشییع کنند.

مادرانی که با پیروی از بانوی بزرگوار اسلام، حضرت زهرای مرضیه (س) لحظهای از یاری امام خویش غفلت نکردند و همانند بانوی بزرگ کربلا، حضرت زینب (س) پیام خون شهیدان خویش را با بردباری و استقامت به جهانیان رسانیدند؛ بانوانی صبور و مقاوم که در شهادت عزیزانشان، جز به شکر الهی لب نگشودند و با دلاوری و متانت خویش، موجب حیرت دوستان و ناامیدی دشمنان انقلاب شدند.
و اما من و تو که هیچ از چشم انتظاری نمیدانیم، چگونه میتوانیم قدردان این فداکاریها باشیم؟! اگر مادر شهید میتواند شفاعت امام عزیزمان را بکند، چه حقی بر گردن ما مردم و مسئولین دارد؟! اگر شفاعت شهدا شامل حالمان نمیشود، آیا مادران آنها شفیع ما میشوند؟! آیا امروز که شمار کمی از این مادران زندهاند، از این انقلاب و حکومت راضیاند و آیا ما رهروان خوبی برای فرزندانشان بودهایم؟!
نمیدانم که چگونه باید پاسخگویشان باشیم؛ اما میدانم اگر نظر رحمتشان، که گوشهای از رحمت الهی است، شامل نشود، از اهل دوزخ خواهیم بود؛ باشد که رستگار شویم.
ویدیویی که میبینید، گوشهای از دلتنگیهای مادرانی است که دل بیتاب خود را در کنار مزار فرزندانشان مینشانند و با آنان زندهاند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۷
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۴۴
ای کاش مرا هم شفاعت کنید..
یا علی
پاسخ ها
محسن
| ۰۹:۲۹ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۹
عباس
| ۱۰:۱۵ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۹
ناشناس
| ۱۲:۵۰ - ۱۳۹۹/۰۷/۰۱
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۷:۱۲ - ۱۳۹۹/۰۷/۰۱
محمد
| ۲۰:۳۴ - ۱۳۹۹/۰۷/۰۱
ناشناس
| ۰۷:۱۶ - ۱۳۹۹/۰۷/۰۲
با تشکر از اآقای محمد عزیز وتوضیح مستدل ایشان
مادرم....نگاه تو به قاب عكس برادر شهيدم زمين را به لرزه وا مي دارد.
مادرم..نگاه نافذ تو به لبخند درون عكس گويي پسر شهيدت به تو لبخند ميزند..
مادرم...زمزمه هاي شبانه ي تو با پسر شهيدت داغ نبود آفتاب را براي من تداعي ميكند.
مادرم...لحظه هاي بردباري تو در فراق تنها پسرت چنان نفس را در سينه ام حبس مي كند كه گويي دنيا به آخر رسيده است.
مادرم..در حيرتم تو چه صبري داري..تو چه تحملي داري....32سال زمان كمي نيست...تويي كه يك روز من كه دخترت هستم را نبيني و به انتظار شنيدن صدايم هر روز لحظه شماري م يكني...تصور 32 سال انتظار را اصلا نمي توانم در ذهن خود بگنجانم...واي مادرم تو چه طاقت يداري....
پاسخ ها
فاطمه
| ۰۸:۳۲ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۹
حسن
| ۰۸:۵۳ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۹
سید حسن
| ۱۰:۲۹ - ۱۳۹۲/۰۷/۱۱
بدانیدکه میدانید اگر امروز جای خالی شهدا کاملا محسوس است ولی دعا کنید سایه آقا سید علی از سرمان کوتاه نشود واگر قابل باشیم در این دیار هنوز فرزندان زیادی دارید باشد که ما قدردان شما باشیم انشاا...
آری او از آنان است که هنوز امید به بازگشت فرزندش دارد. )
اشک تو چشمام جاری شد
نظرسنجی
در صورت تجاوز به خاک ایران، کدام گزینه باید در اولویت هدف قرار دادن باشد؟



