در خصوص مجيدي دست به افشاگري مي زنم!
مدیرعامل باشگاه استقلال میگوید حتی با فتوشاپ هم نمیتوان تصاویر شیرجه زدنهای او را درست کرد.
خبرورزشی؛ مصاحبه با فتح اللهزاده و مرور بعضی از خاطرات، هیچ وقت کهنه شدنی نیست. از ماجرای غرق کردن حاجی تا چمدان فرانکی که از آلمان به ایران آورد، همه و همه جذابیتهای زیادی دارند. همیشه گوشهایی هستند که بخواهند این داستانها را بشنوند.
* زور موسوی و فرهاد به من نمیرسید
یک بار در رسانهها نوشتند که علی موسوی و مجیدی میخواستند من را در دریا بیاندازند. آنها میخواستند هم زورشان نمیرسید من را در آب بیاندازند! در دبی در خانه فرهاد یک جام سه جانبه گذاشتیم که من قهرمان شدم. این بچهها میدانستند من میخواهم خبر باختشان را به همه بدهم، به همین خاطر میخواستند هلم بدهند در دریا. این فرهاد ناقلا هم مدام یک ماهی به قلاب وصل میکرد و الکی میگفت ماهی گرفت. شمردم باید ۱۰۰ تا ماهی گرفته باشد ولی آخرش دیدم فقط یک ماهی روی قایق داریم! تقلب کرده بود.
* افشاگری میکنم!
وعد از اینکه با مجیدی بازی کردم و بردم، الکی گفتند حاجی غش کرده! این حرفها چیست. اتفاقا بنده غش کردن در کارم نیست. فرهاد اگر بخواهد بیشتر از این شایعه بسازد، فیلم شکستش مقابلم را در اختیار رسانهها قرار میدهم. فیلمش هست و مدارکش هم موجود است. لازم باشد دست به افشاگری میزنم.
* شگرد من در جوانی
در جوانی شگرد من این بود که وقتی دو مدافع حریف میآمدند توپ را بگیرند، با پشت پا توپ را از بالای سر آنها رد میکردم و یک ضرب توپ را میزدم توی گل! در جوانی الگوی فوتبالی نداشتم چون آن وقتها در شهرستان بازی میکردیم و این چیزها زیادی باب نبود. ولی بنده شگردهای خاصی در بازیگری داشتم که بعدها خیلی از بزرگان از من الگوبرداری کردند!
* به موسوی گفتم بمان
علی موسوی میتوانست سود زیادی به استقلال برساند. او وقتی در لورکوزن بود، گفت نمیخواهد بماند. از آلمان زده شده بود. میگفت خستهام و میخواهم به ایران برگردم. گفتم علی فکر کن ۱۸ روز میخواهند تو را به زندان بیاندازند، بمان ولی گفت نه نمیتوانم. اگر علی این مدت کوتاه را در آلمان میماند یک میلیون ۹۵۰ هزار مارک گیر ما میآمد. حساب کنید آنوقتها مارک ۴۲۰ تومان بود. ولی نماند و پول از دست ما پرید.
یک بار مارکها را از آلمان با چمدان آوردم. ببین من چقدر ساده بودم. یادم هست در فرودگاه که چمدان را میخواستند از بازرسی رد کنند، چشمهای پلیس داشت از حدقه در میآورد که اینهمه پول را کجا میبری! روزی که رفتم پیش کالموند رئیس لورکوزن گفت یک بانکی هست و برو فرانکها را آنجا بگیر. یادم هست فرانکها را که گرفتم آن متصدی بانک گفت پول را تحویل گرفتی و از اینجا به بعد به ما ربطی ندارد! ببین ما چقدر ساده بودیم اصلا فکر نمیکردیم بابا ممکن است این پولها را از ما بدزند! خلاصه که چمدان پولها را رساندیم به فرودگاه و در فرودگاه برای خروج مشکلی نبود اما همین حالا بخواهی ۱۰ هزار دلار خارج کنی یا وارد جلویت را میگیرند. در ایران هم بدون مشکلی چمدان پول را آوردم.
* دمپاییام به اندازه کفش شما ارزش دارد!
یک بار عکس بنده را در روزنامهها انداختند که با دمپایی در جلسه حاضر شدهام، در دفتر خودم. آخر حاجی جان این چه خبرهایی است؟ اولا دمپایی بنده به اندازه کفش جنابعالی ارزش دارد! برای این دمپایی ۱۷۵ هزار دلار پول دادهام! بعدش هم بنده که یکی دو ساعت در دفتر نیستم. از ساعت ۸ صبح تا ۱۲ شب سرکارم، معلوم است که باید دمپایی بپوشم و راحت باشم.
* عادل و کباب!
عادل فردوسیپور خیلی آدم بامزهای. او را دوستش دارم. اگر چلو کباب بود ۵ دقیقهای میخوردمش! خلاصه ما با عادل مشکلی نداریم و به نظر ما او به فوتبال کمک میکند.
* ناصرخان حال بچهها را گرفت
مهدی پاشازاده یک بار خاطره تعریف کرده بود که حاجی دور زمین با کت و شلوار دوید و ۱۰۰ متر نرفته غش کرد و او را با آمبولانس بردند! بنده این خبر را تکذیب میکنم. بنده اهل غش کردن نیستم. اتفاقا آن روز تمرین بچهها تمام شد و من هنوز داشتم میدویدم. یک بار اتفاقا ناصرخان خدا بیامرز بدجور حال بچهها را گرفت. گفت واقعا متاسفم که حاجی با این سن و سال اینطور میدود ولی شما نمیدوید.
* فتوشاپ نبود
بعد از انتشار عکسهای شیرجه من، الکی گفتند حاجی با فتوشاپ شیرجهاش را درست کرده. اتفاقا با فتوشاپ هم نمیتوان اینطور شیرجه در آورد. خدا را شکر عکس از پشت تور هم هست. این عکس را که ببیند میفهمید بنده چقدر زیبا شیرجه زدهام.
چند بار مصاحبه خواندم از مجاهد خذیراوی گفته بود فتح اللهزاده از من حمایت نکرد ولی اینطور نیست. اتفاقا ما حمایت کردیم ولی خیلی چیزها گفتنی نیست. اگر خودش را ببینم به او میگویم که چکارها کردیم. مجاهد اشتباه کرد. جوان بود. ولی به نظرم در حقش اجحاف شد. او جوانی کرد و نتوانست خوب از خودش دفاع کند.
* باید با اسم فرهاد در بانکهای مختلف حساب باز کنم
نمیدانم چرا همیشه نام فرهاد مجیدی از قرعه کشی تست دوپینگ خارج میشود؟ اگر میدانستم فرهاد اینقدر خوش شانس است با اسم او در بانکهای مختلف حساب باز میکردیم تا جوایز آنها را برنده شویم، شاید با این کار تیم از این وضعیت بیپولی خارج میشد. مگر میشود یک نفر تا این حد خوش شانس باشد که نامش از همه قرعهکشیها برای تست دوپینگ خارج شود؟!


