صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

هماهنگی ۲۲ عامل برای رونق صنعت گردشگری

کد خبر: ۳۴۱۳۷۴
| |
6595 بازدید

سفیر و نماینده دائم ایران در یونسکو با اعلام اینکه طی نیم قرن تعداد گردشگران خارجی به مرز یک میلیارد نزدیک شده است گفت: برای رونق صنعت گردشگری به هماهنگی ۲۲ عامل نیاز است.

به گزارش تسنیم، گردشگری در ایران با توجه به ظرفیت‌هایی که موجود است به نسبت ضعیف به نظر می‌رسد به طوری که فاصله بین وضعیت فعلی و ماموریتی که سند چشم‌انداز تعیین کرده و برای تحقق آن فقط 12 سال فرصت داریم در برخی حوزه‌ها زیاد است و باید با برنامه‌ریزی صحیح و تدوین راهکارهای اجرایی آن این فاصله را به حداقل برسانیم.

در حال حاضر بخشی از برنامه چهارم توسعه در زمینه گردشگری خاک خورد و هم‌اکنون هم بخش زیادی از برنامه پنجم توسعه این وضعیت را دارد لذا نگرانی‌‌ها برای اینکه وضعیت اصلاح شود و عملیاتی‌کردن این برنامه در دستور کار مسئولان قرار گیرد بیشتر شده است.

امروزه گردشگری در حیات جوامع بشری جایگاه ویژه‌ای دارد و طی نیم قرن تعداد گردشگران خارجی به مرز یک میلیارد نزدیک شده است و این صنعت به یکی از بازیگران اصلی تجارت بین الملل تبدیل شده و از منابع درآمدی مهم بسیاری از کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه به شمار می‌آید. گردشگری دارای آثار مثبت و منفی است که سیاستگذاری و برنامه‌ریزی دقیق می‌تواند آثار مثبت آن را تقویت و از تاثیرات منفی آن بکاهد.

در این بین برای بررسی هرچه بیشتر الگوی مطلوب سیاست گردشگری خارجی در ایران قسمت دوم گفت‌وگوی خبرگزاری تسنیم با دکتر محمدرضا مجیدی، سفیر و نماینده دائم ایران در یونسکو و دانشیار گروه مطالعات منطقه‌ای دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران را می‌خوانید.

*تسنیم: به نظر می‌رسد از بین انواع گردشگران خارجی، بیشترین گردشگری که وارد کشور می‌شود گردشگر فرهنگی است.اهمیت این نوع گردشگری از نظر شما در چه درجه‌ای قرار دارد؟

مجیدی: گردشگری فرهنگی نوعی از گردشگری است که گردشگر در آن به جستجو، فراگیری و تجربه درباره فرهنگ حال و گذشته جامعه خود یا دیگران می‌پردازد. گردشگران فرهنگی با انگیزه‌های متفاوت به این نوع از گردشگری روی می‌آورند، گروهی به دلیل علاقه به تاریخ و فرهنگ به سرزمین‌های گوناگون سفر می‌کنند، گروهی درصدد شناخت روحیات ملل مختلف هستند، گروهی که پژوهشگران و متخصصان هستند به منظور تحقیق و پژوهش در رشته تخصصی خود و بهره‌گیری از علوم و فرهنگ مرتبط به سایر کشورها عزیمت می‌کنند و گروهی برای دانش‌افزایی و بالابردن اطلاعات خود و طرح این اطلاعات عینی و مشهود در جلسات و مجامع مختلف و یا تهیه گزارش‌های مکتوب و مصور جهت بهره‌برداری در  رسانه‌های دیداری و شنیداری و نوشتاری به گردشگری اهتمام می‌ورزند.

باید توجه داشت که فرهنگ در شکل‌گیری، رشد و توسعه گردشگری نقش اساسی داشته و سنگ بنای توسعه گردشگری است لذا گردشگری فرهنگی از منظرهای گوناگون قابل توجه است. از یک منظر، گردشگری فرهنگی، حرکت انسان‌ها برای جاذبه‌های فرهنگی در غیر از مکان معمولی سکونت با هدف به دست‌آوردن اطلاعات و تجربه جدید برای ارضای نیازهای فرهنگی است. از منظر دیگر گردشگری فرهنگی، هنرها و نمایش‌ها، که خارج از مکان معمولی سکونت قرار دارد را شامل می‌شود.

ببینید! گردشگری فرهنگی اهداف مختلفی را دنبال می‌کند؛ اهدافی چون؛ تشویق و تسهیل کار متصدیان حفظ و مدیریت میراث به منظور نشان‌دادن اهمیت میراث به جامعه میزبان و بازدیدکنندگان، کمک به پیشرفت و تشویق صنعت گردشگری برای حمایت و اداره گردشگری به شیوه‌ای که میراث و فرهنگ‌های زنده جامعه میزبان را محترم شمارد و آن را اصلاح کند، تسهیل و تشویق گفت‌وگو میان طرفداران محیط زیست و متولیان صنعت گردشگری درباره اهمیت و شکنندگی مکان‌های میراثی، مجموعه‌ها و فرهنگ‌های زنده از جمله نیاز رسیدن به آینده‌ای پایدار برای آنها و تشویق تدوین‌کنندگان طرح‌ها و سیاست‌ها برای شکل‌دادن به اهداف و راهبردهای جامع و قابل اندازه‌گیری مرتبط با ارائه و تبیین مکان‌های میراث و فعالیت‌های فرهنگی در زمینه حفظ و نگهداری آنها.

مقاصد گردشگری فرهنگی متنوع و گوناگون هستند. در نگاه اولیه، گردشگری فرهنگی دیدار از آثار تاریخی، یادمان‌ها و مکان‌ها و محوطه‌های باستانی و میراث فرهنگی ملموس به ویژه آثار ثبت‌شده در فهرست میراث جهانی را در برمی‌گیرد و با نگاهی وسیعتر به حوزه گردشگری فرهنگی، حوزه میراث معنوی شامل شیوه‌های زندگی مردم، آئین‌ها، آداب و رسوم، لباس، هنر، صنایع دستی، آواها و نواهای محلی، ادبیات، غذا، ورزش‌ها و بازی‌های سنتی و محلی و جشنواره‌های گوناگون را نیز شامل می‌شود. البته برخی، ابعاد مردم شناسی و آشنایی با مردم بومی و جوامع محلی را نیز در زمره گردشگری فرهنگی قلمداد می‌کنند.

 

*تسنیم: در این بین نقش میراث فرهنگی و طبیعی در گسترش گردشگری فرهنگی چیست؟

*مجیدی: در منشور بین‌المللی فرهنگی آمده است که میراث فرهنگی و طبیعی در گسترده‌ترین سطح ممکن به همه مردم تعلق دارد و هریک از ما حق و تکلیف داریم که ارزش‌های جهانی آن را درک کرده، ارج گذاشته و حفظ و نگهداری کنیم، در این منشور که در دوازدهمین اجلاس مجمع عمومی ایکوموس در اکتبر سال 1999 در مکزیک به تصویب رسید، براصول شش‌گانه‌ای تاکید شد که می‌تواند نقطه عزیمت سیاستگذاری گردشگری فرهنگی باشد؛ اصولی مانند گردشگری ملی و بین المللی بهترین ابزار تبادل و تعامل فرهنگی، پویایی رابطه اماکن و بناهای میراثی با گردشگری، تنظیم برنامه‌ریزی گردشگری و حفاظت از میراث به گونه‌ای که گردشگر از سفر خود احساس ارزش، لذت و رضایت کند، مشارکت جوامع میزبان و اهالی بومی در برنامه‌ریزی گردشگری و حفاظت از میراث، بهره‌مندی جوامع میزبان از منابع گردشگری و برنامه‌های حفاظت از میراث، حمایت و تقویت ویژگی‌های میراث فرهنگی و طبیعی توسط برنامه‌های تقویت و ترویج گردشگری این اصول گردشگری فرهنگی را به گردشگری پایدار تبدیل می کند که بهترین الگوی گردشگری در چارچوب توسعه پایدار به شمار می‌آید.

بدیهی است آنچه به پایداری توسعه گردشگری معنا می‌بخشد حفظ میراث فرهنگی و طبیعی برای همه نسل‌های حال و آینده ، بهتر شناخته‌شدن فرهنگ‌ها و تمدن‌ها، بهبود شرایط زندگی روزمره و کاهش فقر است. تحقق این اهداف به کیفیت طرح و اجرای سیاست‌ها و برنامه‌های گردشگری مرتبط است، به سخن دیگر درک دقیق و تعریف روشن مفاهیم فرهنگ و پایداری در فرآیند سیاستگذاری گردشگری نقش کلیدی دارد. لازمه این امر مشارکت همه جوامع در حفظ و پاسداشت و تقویت میراث فرهنگی در بلند مدت است.

گردشگری فرهنگی از آن رو گردشگری پایدار نامیده می شود که نه تنها اثرات منفی بر فرهنگ و جامعه و محیط زیست به جای نمی‌گذارد بلکه در تعامل سازنده با مواریث فرهنگی و طبیعی به تقویت آنها پرداخته و مسئولیت همگانی حفظ و پاسداشت آنها را برای نسل های آینده یاد آوری می‌کند. گذر زمان در جوامع در حال توسعه گاهی موجب کم‌شدن توجه مردم به میراث فرهنگی و هنری خود می‌شود و سنت‌ها کم رنگ می‌شود و جز برخی نمادها چیزی باقی نمی‌ماند اما گسترش گردشگری فرهنگی باعث می‌شود این سنت‌ها و آئین‌ها و جشن ها با تقاضا روبرو شوند که نتیجه آن  زنده‌سازی و تقویت میراث فرهنگی است. البته این مراسم و آئین‌ها نباید گرفتار آفت بازاری‌شدن شوند که صرفا برای خوشایندی گردشگران اجرا شوند و نه آن گونه که واقعی بوده‌اند.

در گردشگری فرهنگی، گردشگران خود را متعهد به رعایت قواعد فرهنگی جامعه مقصد می‌دانند و به نوعی می‌کوشند تا به سنت‌ها احترام گذارند، رابطه تاثیرگذاری و تاثیرپذیری میان گردشگر و مقاصد متقابل است. درجوامع با پایه‌های فرهنگی قوی تاثیرپذیری از مهمان کمرنگ‌تر و در مقابل شاید تاثیرگذاری بر آنها قوی‌تر باشد. ولی اگر جامعه مقصد دچار چند پارگی فرهنگی باشد تاثیر پذیری آن از فرهنگ میهمان می‌تواند گسترده‌تر باشد.

در سیاستگذاری گردشگری توجه به کد اخلاق گردشگری که توسط سازمان جهانی گردشگری ارائه شده است می‌تواند روشنگر باشد. این کد موجب می‌شود گردشگران علاوه بر درک تفاوت سنت‌ها و آداب و رسوم در همان ابتدای ورود به کشور میزبان از آداب و رسوم آنان مطلع شوند و به این ترتیب در طول اقامت خود احساس یگانگی بیشتری با کشور میزبان داشته باشند. مواد ده‌گانه این کد اخلاقی عبارتند از :

1- نقش گردشگری در ایجاد تفاهم و احترام متقابل بین مردم و جوامع
2- گردشگری به عنوان وسیله‌ای برای تکامل فردی و گروهی
3-  گردشگری عاملی برای توسعه پایدار
4-  گردشگری، استفاده کننده میراث فرهنگی بشریت و عاملی برای تقویت این میراث
5-  گردشگری فعالیتی سودمند برای کشورها و جوامع میزبان
6-  مسئولیت‌ها و تعهدات دست‌اندرکاران که در امر توسعه گردشگری مشارکت دارند
7-  حق گردشگری
8-  آزادی حرکت و تردد گردشگران
9- حقوق شاغلان و کارگزاران صنعت گردشگری
10- اجرای اصول کد اخلاق گردشگری

 

*تسنیم:‌یکی از دغدغه‌هایی کعه در ذهن بسیاری از کارشناسان قرار دارد این است که  متأسفانه بسیاری از منابع گردشگری کشورمان به جاذبه تبدیل نمی‌شوند. نظر شما چیست؟

*مجیدی: ببینید! برای شکل‌بخشیدن به مقاصد گردشگری و فعال‌شدن صنعت گردشگری باید ظرفیت‌ها و پتانسیل‌هایی که همان منابع گردشگری هستند، بالفعل و عملیاتی شده و به جاذبه‌های گردشگری تبدیل شوند. منابع گردشگری گوناگون هستند که مهمترین آنها عبارتند از: پایگاه‌های باستان‌شناسی، فرهنگی و تاریخی -که همان میراث فرهنگی هستند- ، پایگاه‌های طبیعی، میراث معنوی شامل آداب و رسوم، لباس، جشن‌ها، شیوه‌های زندگی، آئین‌های مذهبی و .... ، هنرها و صنایع دستی ، فعالیت‌های جذاب اقتصادی شامل بازارهای سنتی، پرورش گیاهان و محصولات کشاورزی، فرآوری برخی محصولات (مانند مراسم گلاب‌گیری در قمصر کاشان)، اماکن شهری جذاب شامل مراکز فرهنگی، پارک‌ها، سالن‌های نمایش، گالری‌های هنری و .... ، موزه‌ها ( باستان‌شناسی، تاریخی‌، قوم‌نگاری، تاریخ طبیعی، هنری، صنایع دستی، علم و تکنولوژی و .....)، رویدادها و جشنواره‌های فرهنگی و آداب و رسوم  مهمان‌پذیری شامل شیوه‌های سنتی و بومی استقبال از میهمانان.

اما نکته مهم این است که برای تبدیل یک منبع به جاذبه گردشگری باید اجزاء سیستم گردشگری در تعامل سازنده با یکدیگر بسیج شوند. برای جذب گردشگر تنها نمی‌توان به داشتن جاذبه اکتفاء کرد. مجموعه عوامل و عناصر و اجزاء باید در کنار هم قرار گیرند که نظام گردشگری را شکل داده و این نظام صنعت گردشگری را ایجاد و حمایت کند. از جمله عناصر، عوامل و اجزایی که می‌توان به آنها اشاره کرد، موارد زیر است که به صورت موردی به آن اشاره می‌کنیم؛

1- فرهنگ‌سازی در زمینه گردشگری و آموزش عمومی جامعه پذیرای گردشگران
2- آموزش اختصاصی و کادرسازی
3- فراهم‌کردن زیرساخت‌های قانونی برای حمایت از حوزه گردشگری و تامین امنیت جانی و مالی آنان
4- فراهم‌کردن زیرساخت‌های مادی ( اقامتگاه، حمل و نقل، اماکن پذیرایی، تغذیه مناسب و متنوع و...)
5- سامان‌دهی مراکز و پایگاه‌های گردشگری (جاذبه‌ها)
6- معرفی مناسب جاذبه‌های گردشگری
7- دردسترس‌بودن دائمی مراکز و پایگاه‌های گردشگری
8- تسهیلات گردشگری (خدمات بانکی پیشرفته و پذیرش کارت‌های اعتباری، بین المللی ، آسان‌سازی اخذ روادید و ....)
9- هماهنگی تورگردانان، دفاتر خدمات مسافرتی، راهنمایان
10- اطلاع‌رسانی مناسب در مورد مقصد گردشگری و فرهنگ و آداب و رسوم جامعه میزبان
11- تبلیغات بین المللی مناسب : فضای مجازی، شبکه‌های تلویزیونی ماهواره‌ای، مراکز و نمایندگی‌های ایران در خارج  و ....)
12- ثبت ملی آثار فرهنگی و طبیعی و رعایت استانداردها
13-بهره‌گیری از ظرفیت‌های بین المللی مانند قرار گرفتن مواریث فرهنگی و طبیعی و معنوی در فهرست میراث جهانی
14- طراحی رویدادهای گردشگری و تهیه تقویم این رویدادها و مراسم سنتی در مناطق مختلف کشور
15- تولید اقلام و محصولات مناسب به ویژه کتاب‌های راهنمای گردشگران
16- سازماندهی بازارهای صنایع دستی
17- تهیه نقشه‌های گردشگری
18- رقابتی‌کردن خدمات گردشگری برای کاهش هزینه‌های سفر و طراحی سفرهای ارزان قیمت و متنوع‌کردن بسته‌های قیمتی براساس طبقه‌بندی گردشگران و توان مالی آنان
19- رتبه‌بندی کیفی اماکن
20- درآمدزاکردن اماکن گردشگری
21- بازاریابی مناسب
22- هماهنگی نهادها و دستگاه‌های مختلف که به گونه‌ای با حوزه گردشگری خارجی مرتبط هستند

باتوجه به نکات یادشده آگاه‌سازی، آموزش و تربیت کارکنان و پرسنل درگیر در امر گردشگری، برای دخیل‌کردن جوامع در فرآیند حفظ و تقویت و ترویج میراث‌شان ضروری است. مشارکت همگانی می‌تواند میراث بشریت را قادر سازد تا بهتر حفظ شود، شرایط زندگی بهبود یابد و فقر ریشه‌کن شود. البته شکوفایی صنعت گردشگری، موجب غنی‌شدن فرهنگ، حفظ محیط زیست به دلیل بیداری مردم و آگاهی نسبت به ارزش میراث طبیعی کشورها و افزایش اطلاعات و آگاهی اجتماعی می‌شود.

همچنین باید تاکید نمود که با توجه به بین‌بخشی‌بودن صنعت گردشگری باید در تعریف راهبردهای این حوزه و سیاستگذاری مناسب هم به سطوح محلی و ملی و منطقه ای و بین‌المللی و تعاملات این سطوح توجه نمود و هم بخشهای مختلف سیاسی، اجتماعی، اداری، حقوقی و قضایی، رسانه‌ای و اطلاع‌رسانی و استانداردسازی خدمات را در این مسیر همراه ساخت. در این میان باید سهم و نقش بخش خصوصی کارآمد و آموزش‌دیده و متخصص به صورت دقیق تعریف و روشن شود تا دولت از تصدی‌گری پرهیز و به سیاستگذاری و نظارت بپردازد. ضمن آنکه تعامل بخش‌های دولتی و خصوصی و همکاری مستمر به هم‌افزایی ظرفیت‌ها می‌انجامد و دسترسی به اهداف را آسان‌تر می‌کند. مداخله دولت باید به مواردی مانند حفاظت از منابع گردشگری و محدودیت دسترسی بازدیدکنندگان به سایت‌ها و مراکز میراثی آسیب‌پذیر و یا تنظیم بازار از طریق سازوکارهای قیمت‌گذاری و یا خود تنظیمی محدود شود، ولی در همان حال باید از طریق سیاست‌های کلان به توسعه گردشگری اهتمام ورزد.

*تسنیم:‌ از نظر شما الگوی مطلوب گردشگری ایران آیا الگوی گردشگری فرهنگی است؟

*مجیدی: ایران همانگونه که در حوزه مادی دارای منابع و ذخایر سرشار است، در حوزه فرهنگی، تاریخی و معنوی نیز از منابع فراوان بهره مند است. همانگونه که بدون استخراج و استحصال و بهره‌برداری از منابع زیرخاک نمی‌توان این ثروت‌ها و سرمایه‌های ملی را در خدمت توسعه، رشد، آبادانی و پیشرفت قرار داد، منابع عظیم گردشگری نیز تا با سرمایه‌گذاری مناسب به سطح جاذبه‌های استاندارد نرسند نمی‌توانند به صنعتی در ردیف صنایع پیشرفته و درآمدزا و در فهرست عناصر مادی و معنوی قدرت ملی قرار گیرند. لذا باید ظرفیت‌ها از قوه به فعلیت درآیند تا حضور در جمع 10 کشور برتر دنیا از نظر  جاذبه های تاریخی و 5 کشور اول دنیا از نظر طبیعت‌گردی و تنوع زیستی در صحنه عمل تحقق یابد و ارتقاء جایگاه ایران در فهرست مقاصد گردشگری را مشاهده کرد. مقصد گردشگری با سفر گردشگران تعریف می شود که به نوبه خود برآیند هماهنگ و متوازن اجزاء سیستم گردشگری است.

تعریف سیاست گردشگری و ارزیابی نتایج حاصله از آن باید با رویکرد واقع بینانه و براساس الگوی مطلوب گردشگری برای کشور صورت گیرد و لزوما برخی مقایسه‌ها با توجه به تفاوت الگوهای گردشگری و شرایط فرهنگی و اجتماعی مقاصد گردشگری گمراه‌کننده است و پاسخگوی نیاز نیست.

در سند جامع توسعه ملی گردشگری تهیه شده توسط سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی آمده است:

" با توجه به این که ایران در بخش جاذبه های طبیعی و اکوتوریسم رتبه پنجم و در بخش جاذبه های تاریخی و باستانی رتبه دهم دنیا را دارد و بر اساس پیش‌بینی‌ها در پایان برنامه هفتم توسعه که مصادف با پایان سند چشم انداز بیست ساله است، ایران باید به سالانه بیست میلیارد دلار درآمد ارزی در سال دست یابد. این اهداف به عنوان اهداف کلی و بلند مدت سند جامع توسعه ملی گردشگری خواهند بود".

سوابق فرهنگی و تمدنی چندین هزار ساله ایران و جاذبه‌های تاریخی و میراث فرهنگی فراوان که 12  اثر از این آثار شامل تخت جمشید، پاسارگاد، بیستون، چغازنبیل، ارگ بم، تخت سلیمان، نقش جهان، گنبد سلطانیه، مجموعه قره کلیسا، سازه‌های آبی شوشتر، بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی و بازار تبریز در فهرست میراث جهانی به ثبت رسیده این کشور را در میان 10 کشور اول دارای جاذبه های تاریخی قرار داده است.

علاوه بر آن جاذبه های طبیعی ایران با داشتن 700 کیلومتر مرز آبی در دریای مازندران و بیش از دو هزار کیلومتر در سواحل خلیج فارس و دریای عمان و مالکیت بیش از بیست جزیره در خلیج فارس و داشتن طیف وسیعی از چشم اندازها و آب و هواهای گوناگون بسیار زیاد است. مجموعه این عناصر ایران را در میان پنج کشور اول دارای جاذبه های طبیعی جای داده است.

با عنایت به مباحث پیش‌گفته و آثار و پیامدهای مثبت و منفی گردشگری، الگوی مطلوب گردشگری برای جامعه ایران گردشگری فرهنگی است و سیاستگذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌ها باید در این چارچوب صورت گیرد. با توجه به تاثیر گردشگری بر میراث فرهنگی و طبیعی، محیط زیست و توازن جوامع باید الگوئی از گردشگری مورد تاکید قرار گیرد که پایدار بوده و در خدمت توسعه پایدار باشد و با ویژگی‌های فرهنگی، اجتماعی، جغرافیایی و اقتصادی جوامع میزبان سازگار باشد.

از گردشگری فرهنگی به گردشگری پایدار یاد می‌شود زیرا نه تنها اثرات منفی بر فرهنگ و جامعه و محیط زیست به جای نمی‌گذارد بلکه در تعامل سازنده با مواریث فرهنگی و طبیعی به تقویت آنها پرداخته و مسئولیت همگانی حفظ و پاسداشت آنها را برای نسل‌های آینده یادآوری می‌کند. با عنایت به مباحث مطرح شده در این نوشتار الگوی مطلوب گردشگری برای جامعه ایران گردشگری فرهنگی است و سیاستگذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌ها باید در این چارچوب صورت گیرد.

شکوفایی گردشگری در ایران به صورت عام و گردشگری خارجی به صورت خاص مستلزم تبدیل منابع و ظرفیت‌ها به جاذبه‌های بالفعل گردشگری است. در گردشگری فرهنگی با توجه به منابع و جاذبه های ایران در 2 حوزه زیارتی و سیاحتی قابل تعریف است که تحقق اهداف مورد حضور موفق در بازار جهانی گردشگری علاوه بر بهره گیری از ظرفیت‌های ملی نیازمند همکاری های منطقه ای و بین منطقه ای و اتخاذ سیاست فعال در این زمینه است که شرح آن در گفت‌وگوی بعدی می‌آید.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟