علم باستانشناسی باید از دولتی بودن خارج شود
رئیس جامعه باستانشناسی کشور میگوید: ضروری این است که دولت باید از میراث فرهنگی و محوطههای باستانی حمایت کند و البته به مردم، باستان شناسان و کارشناسان پاسخگو باشد، اما آنچه ضروری نیست حمایت و دخالت دولت در علم باستانشناسی است.
به گزارش تسنیم، آثار باستانی یک کشور به نوعی هویت ملی آن کشور را تشکیل میدهد و نگهداری و حفظ آنها از تخریب و غارت از بزرگترین وظایف ملی ایران و ایرانی محسوب میشود، از طرف دیگر عرضه این آثار به مردم کشور و سایر کشورهای دنیا نیز موجب زندهنگهداشتن این آثار تاریخی و نشاندهنده فرهنگ و تمدن هزاران ساله ایران است.
موضوع غارت آثار تاریخی از دیرباز مطرح بوده است و به عنوان مثال میتوان به ارائه امتیاز کاوشهای باستان شناسی کشورمان به موزههای امریکا در سالهای 1931 تا 1941 یعنی در دوران پهلوی اشاره کرد که البته از این نمونه زیاد دیده میشود.
در این بین یکی از مهمترین اقداماتی که سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی پیش گرفت تا از این غارت جلوگیری کند موضوع ثبت آثار تاریخی و بیمه آنها بودکه باید این دو اقدام به بوته نقد گذاشته شود که آیا این روشها مثمرثمر بودهاند یا خیر؟ اما وضعیت فعلی نشان میدهند که حداقل این روشها برای جلوگیری از تاراج آثار باستانی کافی نبودهاند.
دکتر کریم علیزاده، رئیس جامعه باستانشناسی کشور در این زمینه معتقد است قوانین موجود باستانشناسی در سالهای بسیار دور و بر اساس وضعیت و شرایط آن زمان تنظیم و تصویب شده است و وقت آن رسیده است که دستی به سر و روی این قوانین کشیده شود چرا که قوانین موجود برای وضعیت فعلی از کارآیی کافی برخوردار نیستند.
گفتوگوی خبرگزاری تسنیم با این باستانشناس سرشناس کشور را در زیر میخوانید:
تاراج و غارت میراث فرهنگی سابقهای دیرینه در کشور دارد
تسنیم: موضوع تاراج آثار باستانی کشور از گذشته تاکنون مطرح بوده است و هماکنون هم وجود دارد؛ راهکارهای موجود برای پیشگیری از این موضوع چیست و اینکه آیا نیاز به قوانین در این زمینه و ورود مجلس به این موضوع وجود دارد؟
علیزاده: تاراج و غارت میراث فرهنگی در ایران سابقهای دیرینه دارد. این پدیده ناخوشایند تنها محدود به ایران هم نیست و در اکثر کشورهای دنیا با شدت و مقیاس متفاوتی دیده میشود. در همه کشورها معمولاً قوانینی سختگیرانه برای حفاظت از مواریث فرهنگی و محوطههای باستانی وضع میشود. در ایران نیز قوانین خوبی در این رابطه به تصویب رسیده است. البته در این باره دو نکته وجود دارد که از اهمیت بالایی برخودار است:
الف) قوانین موجود در سالهای بسیار دور و بر اساس وضعیت و شرایط آن زمان تنظیم و تصویب شده است. با توجه به پیچیدگیها و مشکلات جدیدی که در حفاظت از میراث فرهنگی با آنها مواجه هستیم، میتوان گفت که قوانین موجود برای وضعیت فعلی از کارآیی کافی برخوردار نیستند. موارد و مصادیق بسیاری از لابهلای اخبار میتوان پیدا کرد که حکایت از نقص و کاستی در قوانین موجود دارد. بنابراین ضروری است که مجلس شورای اسلامی با توجه به شرایط فعلی و نظرات کارشناسی متخصصان و باستانشناسان دست به هنگام کردن قوانین موجود بزند و از سوی دیگر ضروری است که قوانین جدیدی نیز در این باره به تصویب برساند و در اختیار مراجع قضایی قرار دهد.
احکام مراجع تقلید در حمایت از میراث فرهنگی تأثیر بهسزایی دارد
ب) مسئلهای دیگر و مهمتر اینکه به نظر میرسد قوانین مصوب مجلس نه فقط ناقصاند، کاستیهایی دارند و به هنگام نیستند، بلکه کافی هم نیستند. در کشوری همچون ایران که اکثریت آن مسلمان شیعه هستند و احکام و قوانین شرعی از جایگاه ویژهای برخوردارند، شاید بتوان گفت قوانین مدنی و به طور خاص قوانین مدنی مرتبط با میراث فرهنگی نیازمند حمایت و پشتیبانی از سوی مراجع تقلید، آیات عظام و احکام شرعی است. در کشوری که اکثریت مردم آن مقید به احکام شرعیاند و آنها را از قوانین مدنی حتی بیشتر رعایت میکنند، بیشک احکام مراجع تقلید در پشتیبانی از مواریث فرهنگی تاثیر به سزایی در حفاظت خواهد داشت. بدین منظور میبایست مسئولان و دستاندرکاران در میراث فرهنگی، کارشناسان و متخصصان و باستانشناسان ارتباط نزدیکی را مراجع تقلید برقرار کنند و با ارائه گزارشها و نظرات کارشناسی خود زمینه حمایت و پشتیبانی مراجع و روحانیون را فراهم کنند.
تسنیم: در زمینه آثار باستانی یکی از راهکارهای حفظ این آثار، بیمه و ثبت بوده است؟ آیا این دو راهکار تاکنون موثر بودهاند؟ راهکارهای بعدی مورد پیشنهاد شما در این زمینه چیست؟
علیزاده: پیرو آنچه پیش از این ذکر شد و توضیح دادم که حفاظت از مواریث فرهنگی نیازمند قوانین مدنی و شرعی بهنگام و قوی است، مقوله ثبت را میتوان از جمله اقدامات شکلی و ساختاری در حفاظت از میراث فرهنگی در نظر گرفت که نیازمند ضوابط و سازوکارها و ضمانتهای اجرایی و پشتیبانی و عملی است. از این دیدگاه شاید بتوان به ایجاد و تقویت یگان حفاظت از محوطههای باستانی و نیروی انتظامی، آموزشهای اجتماعی و مردمی اشاره کرد. ثبت محوطههای باستانی و مواریث فرهنگی به خودی خود متضمن حفاظت از آنان نیست. بالا بردن و تقویت برنامههای حفاظتی میراث فرهنگی علاوه بر قوانین مدنی و شرعی میبایست با تقویت قضات و بخشهای تخصصی و حقوقی مرتبط با موضوع میراث فرهنگی در قوه قضاییه و نیز تقویت، تجهیز و برنامهریزی یکپارچه برای یگان حفاظت از میراث فرهنگی تکمیل شود تا از ضمانتهای اجرایی نیز برخوردار باشد.
تسنیم:به نظر میرسد موضوع حمایت از باستانشناسی چه از نظر صنفی و چه از نظر حمایتی در طی سالهای اخیر خدشهدار شده است به طوری که بسیاری از باستانشناسان در طی سالهای اخیر اعتراضات زیادی را به سیاستهای سازمان میراث فرهنگی و گردشگری مطرح کردند اما به جایی نرسید. نظر شما در این زمینه چیست؟
علیزاده: موضوع حمایتهای دولتی از علم باستانشناسی و صنف باستان شناسان از موضوعات پیچیده، مهم و وسیعی است که شاید پرداختن به آن فرصت و مجالی دیگری میطلبد اما بطور اجمالی باید عرض کنم که هم حمایتهای دولت و هم حمایت نکردن دولت از باستانشناسی میتواند مشکلزا باشد. آنچه درست و ضروری به نظر میرسد این است که دولت باید از میراث فرهنگی و محوطههای باستانی حمایت کند و در این رابطه به مردم به ویژه به باستان شناسان و کارشناسان پاسخگو باشد. اما آنچه ضروری نیست حمایت و دخالت دولت در علم باستانشناسی است. با تغییر دولتها و بالتبع تغییر سیاستهای دولتی میزان حمایت و توجه دولتها نیز به مقوله میراث فرهنگی و باستانشناسی دستخوش تغییر میشود. متاسفانه به نظر میرسد که میراث فرهنگی و باستانشناسی در سالها و دولتهای اخیر از جایگاه شایستهای برخوردار نبوده و به همین خاطر میراث فرهنگی و باستانشناسی در سالهای اخیر دستخوش تغییرات زیادی شده و آسیبهای جدی و فراوانی دیده است.
از جمله کارهایی که باید انجام شود تا بتوان میزان آسیبپذیری باستان شناسی و باستان شناسان هنگام تغییر سیاستهای دولتی کاست این است که باستان شناسی به مثابه یک علم باید از حالت دولتی خارج شود و نقش دولت در شکلدهی و سازماندهی علمی کمرنگ یا حذف شود. این کار را باید به خود باستان شناسان و تحولات و جریانات علمی سپرد. دوم اینکه تشکیل نهادهای علمی-صنفی نیز میتوانند از میزان آسیب پذیری باستانشناسی بکاهد. باستان شناسان مجبورند نهادهای علمی-صنفی خود را تقویت کنند و در پیشبرد اهداف و برنامههای علمی خود از طریق فعالیتهای مدنی نیز بکوشد.
تسنیم: با توجه به پایان دولت نهم و دهم، ارزیابی شما از عملکرد این دو دولت چیست؟
*علیزاده: ارزیابی عملکرد دولتهای نهم و دهم در زمینه میراث فرهنگی به طور جامع و دقیق فعلا با توجه به کمبود اطلاعات و آمار غیرممکن است، اما با توجه به شواهد و قرائنی که در سه مقوله مهم در میراث فرهنگی همچون مدیریت بهینه، حفاظت از مواریث و محوطههای باستانی و نیز تقویت و تجهیز سازمان میراث فرهنگی وجود دارد که از طریق اخبار و رسانهها در اختیار قرار میگیرد شاید بتوان یک ارزیابی اجمالی از عملکرد دولتهای نهم و دهم ارائه دهد.
در دولتهای نهم و دهم در مقایسه با دولتهای پیشین شمار مدیران و مسئولان غیرکارشناس، ناآشنا و بیتجربه در موضوع میراث فرهنگی بسیار بالا رفت. شاید بهترین مثال در این زمینه سپردن مدیریت موزه ملی ایران به یک غیرباستانشناس و غیرکارشناس باشد، در مقوله حفاظت از میراث فرهنگی و محوطههای باستانی نیز به نظر میرسد میزان آسیبها و تخریبها در دولتهای نهم و دهم بالا رفت. از این جنبه حتی محوطههای شاخص و ثبت شده ملی و جهانی همچون تخت جمشید، شوش، تاق بستان و موارد دیگر علیرغم وجود تمهیدات، برنامهها و بودجههای حفاظتی از گزند آسیبها در امان نماندند.
یکی از برنامههای بزرگی که در سازمان میراث فرهنگی و در دوران دولتهای نهم و دهم اجرا شد، انتقال بخشهایی از این سازمان بویژه پژوهشگاه میراث فرهنگی با پژوهشگاههای وابسته به خارج از تهران از جمله به شهرهایی چون مرودشت، شیراز، اصفهان یا قزوین بود. به جرات میتوان گفت که میزان مخالفتی که از سوی کارشناسان و اهالی میراث فرهنگی با این برنامه شد از زمان تشکیل سازمان میراث فرهنگی تاکنون بینظیر بود و با هیچ یک از برنامههای آن سازمان مشاهده نشده بود. به نظر میرسد اکثریت قریب به اتفاق اهالی میراث فرهنگی و کارشناسان و باستانشناسان با اجرای این برنامه مخالف بودند و آن را نیز غیرکارشناسی ارزیابی میکنند با توجه به موارد و مثالهای فوقالذکر نمیتوان عملکرد دولتهای نهم و دهم را در زمینه میراث فرهنگی مثبت ارزیابی کرد.
تسنیم: راهکارها، اولویتها و برنامههای پیشنهادی خودتان به رئیس جمهور یازدهم برای بهبود وضعیت باستانشناسی کشور را بفرمایید؟
علیزاده: پیشنهادهای خودم برای رئیس جمهور یازدهم برای بهبود وضعیت باستانشناسی کشور را شاید بهتر باشد با توجه به مشکلات و موانعی که در باستانشناسی ایران دیده میشود تنظیم کنم که به شرح زیر نام میبرم؛
الف) مدیریت تخصصی و تخصص گرایی در سازمان میراث فرهنگی و بخشهای ذیربط
ب) دور نگه داشتن میراث فرهنگی و باستان شناسی از سیاست و سیاستزدگی
پ) دادن جایگاهی شایسته به میراث فرهنگی در برنامههای توسعهای و عمرانی
ت) برگرداندن یکپارچگی و انسجام سازمانی به سازمان میراث فرهنگی
ث) ارتقای کیفی و کمی برنامههای حفاظت از محوطههای باستانی کشور.


