برنامه عموپورنگ؛ تدارک تفریح یا تبلیغ؟!
عاطفه آریان*
عموپورنگ عزیز! لطفا صداقت نگاههای معصومانه کودکانی
که با اشتیاق شما را میبینند با دروغ تبلیغات آلوده نکنید، تا مثل گذشته
محبوب بمانید!
عموپورنگ یا همان داریوش فرضیایی نامی آشنا برای
همه کودکان و بزرگسالان است. شاید اجحاف نباشد اگر بگوییم که مخاطبان
برنامه عموپورنگ هم بزرگترها هستند و هم بچهها؛ بزرگترهایی که با نشستن
پای برنامه عمو پورنگ فرصتی برای فراموشی خستگیهای روزانه پیدا میکنند و
بچههایی که برای سرگرمی پای این برنامه مینشینند.
داریوش فرضیایی در طول این سالها ثابت کرد که بدون هرز رفتن نیز میتوان برنامهای شاد تهیه کرد. حضور چهرههای کودکانه و جذابی چون «امیرمحمد» هم بیشک در این پیشرفت بیتاثیر نبوده است.
البته رسانه ملی ما به کرات ثابت کرده که برنامههایی که در طول یک مدت متوالی و مستمر خود را ملزم به پخش میکنند به ویژه برنامههای شاد و طنزگونه، عملا پس از مدتی به دلیل تکراری بودن سوژهها، به رکود و هجوگویی دچار میشوند و ریزش مخاطبان را در پی دارند اما نکته قابل تامل در برنامههای عموپورنگ این است که وقفههای نسبتا طولانی و چندماهه میان برنامههای آن موجب شده تهیهکنندگان این برنامه، در این فرصت خود را بازآرایی کرده و با لوکیشنهای تازهتر، سوژهها، شخصیتها و محتواهایی جدیدتر در ایام مختلف بهار، تابستان، رمضان و... خود را عرضه کنند؛ هزار و شصت و شونزده. کتابخانه عموپورنگ و... نمونههایی از این دست است. اما این همه ماجرا نیست.
چندی پیش که به صورت اتفاقی برنامه عموپورنگ را میدیدم، ناگهان در اواسط برنامه متوجه نحوه جدید ارائه تبلیغات مواد غذایی (ماکارونی و...) شدم. امیرمحمد و شخصیتهای دوست داشتنی برنامه، با نشان دادن محصولات، بچهها و مخاطبان را تشویق به مصرف و خرید آن میکردند! جالب این بود که این روال تبلیغاتی در روزهای بعد هم تکرار شد ... البته چندی پیش در برنامه پربیننده فیتیلهها هم شاهد چنین جریانی بودیم.
فکر کردم مگر نه اینکه این برنامه برای کودکان تهیه شده است؟ پس چرا ذهن بیدفاع کودکان را با این تبلیغات منفعت طلبانه نشانه گرفتهایم؟ آیا رسانه ملی ما به اندازه کافی زمان و فضا برای تبلیغات خود ندارد که به برنامههای کودک هم رحم نمیکند؟ آیا نبایستی بودجه این برنامهها را تا حدی تقویت کرد که موجب نشود برای تامین هزینه، از تبلیغات شرکتها بهره ببرند؟ آیا منفعت اقتصادی آنقدر مهم است که «معدود برنامههای فرهنگی کودکانه» را هم باید فدای آن کرد؟
جدا از اینکه رسانه محترم ملی ما حتی در بسیاری از اوقات در تبلیغات عمومی میان برنامهای خود نیز، اصول تبلیغ را رعایت نمیکند، اما حالا نوبت به کودکانی رسیده که مجبورند «محدود گزینههای رسانهای برای پر کردن اوقات فراغت» خود را با برنامه عموپورنگی پر کنند که محصولات فلان شرکت را برایشان تبلیغ میکند! کودکانی که به اقتضای سن خود نه قدرت استدلال منطقی دارند و نه قضاوت کامل.
به نظر شما نتیجه این فرایند چه میشود؟
ما
در آگهیهای بازرگانی تلویزیون، روزانه شاهد تبلیغ کالاهایی هستیم که
مخاطب غیرمستقیم بسیاری از آنها کودکانند اما چرا باید در برنامههای کودک
هم شاهد تبلیغات مستقیم محصولات باشیم؟
اجازه بدهید کمی فراتر برویم؛ آیا تلویزیون حق دارد که در برنامه کودکان یک محصول تبلیغاتی را به آنان توصیه کند؟ آیا تبلیغات برای کودکان در جامعه ما اصولی دارد؟
شورای بازرگانی آگهیهای صداو سیما در «مجموعه ضوابط تولید آگهیهای رادیویی و تلویزیونی» در اصل ۶۴ و ۶۹ به مواردی اشاره کرده که به نظر میرسد محدودیتهایی در حوزه تبلیغات کودکان قائل شده:
اصل ۶۴- آگهی نباید موجب بدآموزی کودکان شود و از زود باوری، حس عاطفی و کم تجربگی آنان در تشخیص واقعیتها سوء استفاده شود.
اصل ۶۹- هنگام پخش برنامههای ویژه کودکان پخش آگهیهای مربوط به مواد غذایی، کبریت، محصولاتی با خواص دارویی و حاوی ویتامین، غذاهای کمکی کودکان، وسایل و اسباب لاغری و شیوههای درمانی آگهی فیلمها با صحنههای وحشتناک و خطرناک و خطرآفرین ممنوع میباشد.
حال بیایید قضاوت کنیم. آیا برنامه عموپورنگ شامل اصول فوق میشود؟ جدا از جنبههای قانونی و حقوقی، آیا از نظر اخلاقی میتوان تبلیغات برای کودکان را توجیه کرد؟! واقعا چه استدلالی جز منافع اقتصادی در این تبلیغات نهفته است؟ قضاوت با شماست...
*کارشناس ارشد علوم ارتباطات اجتماعی
عموپورنگ یا همان داریوش فرضیایی نامی آشنا برای
همه کودکان و بزرگسالان است. شاید اجحاف نباشد اگر بگوییم که مخاطبان
برنامه عموپورنگ هم بزرگترها هستند و هم بچهها؛ بزرگترهایی که با نشستن
پای برنامه عمو پورنگ فرصتی برای فراموشی خستگیهای روزانه پیدا میکنند و
بچههایی که برای سرگرمی پای این برنامه مینشینند. داریوش فرضیایی در طول این سالها ثابت کرد که بدون هرز رفتن نیز میتوان برنامهای شاد تهیه کرد. حضور چهرههای کودکانه و جذابی چون «امیرمحمد» هم بیشک در این پیشرفت بیتاثیر نبوده است.
البته رسانه ملی ما به کرات ثابت کرده که برنامههایی که در طول یک مدت متوالی و مستمر خود را ملزم به پخش میکنند به ویژه برنامههای شاد و طنزگونه، عملا پس از مدتی به دلیل تکراری بودن سوژهها، به رکود و هجوگویی دچار میشوند و ریزش مخاطبان را در پی دارند اما نکته قابل تامل در برنامههای عموپورنگ این است که وقفههای نسبتا طولانی و چندماهه میان برنامههای آن موجب شده تهیهکنندگان این برنامه، در این فرصت خود را بازآرایی کرده و با لوکیشنهای تازهتر، سوژهها، شخصیتها و محتواهایی جدیدتر در ایام مختلف بهار، تابستان، رمضان و... خود را عرضه کنند؛ هزار و شصت و شونزده. کتابخانه عموپورنگ و... نمونههایی از این دست است. اما این همه ماجرا نیست.
چندی پیش که به صورت اتفاقی برنامه عموپورنگ را میدیدم، ناگهان در اواسط برنامه متوجه نحوه جدید ارائه تبلیغات مواد غذایی (ماکارونی و...) شدم. امیرمحمد و شخصیتهای دوست داشتنی برنامه، با نشان دادن محصولات، بچهها و مخاطبان را تشویق به مصرف و خرید آن میکردند! جالب این بود که این روال تبلیغاتی در روزهای بعد هم تکرار شد ... البته چندی پیش در برنامه پربیننده فیتیلهها هم شاهد چنین جریانی بودیم.
فکر کردم مگر نه اینکه این برنامه برای کودکان تهیه شده است؟ پس چرا ذهن بیدفاع کودکان را با این تبلیغات منفعت طلبانه نشانه گرفتهایم؟ آیا رسانه ملی ما به اندازه کافی زمان و فضا برای تبلیغات خود ندارد که به برنامههای کودک هم رحم نمیکند؟ آیا نبایستی بودجه این برنامهها را تا حدی تقویت کرد که موجب نشود برای تامین هزینه، از تبلیغات شرکتها بهره ببرند؟ آیا منفعت اقتصادی آنقدر مهم است که «معدود برنامههای فرهنگی کودکانه» را هم باید فدای آن کرد؟
جدا از اینکه رسانه محترم ملی ما حتی در بسیاری از اوقات در تبلیغات عمومی میان برنامهای خود نیز، اصول تبلیغ را رعایت نمیکند، اما حالا نوبت به کودکانی رسیده که مجبورند «محدود گزینههای رسانهای برای پر کردن اوقات فراغت» خود را با برنامه عموپورنگی پر کنند که محصولات فلان شرکت را برایشان تبلیغ میکند! کودکانی که به اقتضای سن خود نه قدرت استدلال منطقی دارند و نه قضاوت کامل.
به نظر شما نتیجه این فرایند چه میشود؟
اجازه بدهید کمی فراتر برویم؛ آیا تلویزیون حق دارد که در برنامه کودکان یک محصول تبلیغاتی را به آنان توصیه کند؟ آیا تبلیغات برای کودکان در جامعه ما اصولی دارد؟
شورای بازرگانی آگهیهای صداو سیما در «مجموعه ضوابط تولید آگهیهای رادیویی و تلویزیونی» در اصل ۶۴ و ۶۹ به مواردی اشاره کرده که به نظر میرسد محدودیتهایی در حوزه تبلیغات کودکان قائل شده:
اصل ۶۴- آگهی نباید موجب بدآموزی کودکان شود و از زود باوری، حس عاطفی و کم تجربگی آنان در تشخیص واقعیتها سوء استفاده شود.
اصل ۶۹- هنگام پخش برنامههای ویژه کودکان پخش آگهیهای مربوط به مواد غذایی، کبریت، محصولاتی با خواص دارویی و حاوی ویتامین، غذاهای کمکی کودکان، وسایل و اسباب لاغری و شیوههای درمانی آگهی فیلمها با صحنههای وحشتناک و خطرناک و خطرآفرین ممنوع میباشد.
حال بیایید قضاوت کنیم. آیا برنامه عموپورنگ شامل اصول فوق میشود؟ جدا از جنبههای قانونی و حقوقی، آیا از نظر اخلاقی میتوان تبلیغات برای کودکان را توجیه کرد؟! واقعا چه استدلالی جز منافع اقتصادی در این تبلیغات نهفته است؟ قضاوت با شماست...
*کارشناس ارشد علوم ارتباطات اجتماعی
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۶۳
راديو تلويزيون ما تا مي بييند مردم از يه برنامه خوششون اومده خراب مي كنند.همين يه برنامه عموپورنگ بود كه اونم خراب شد
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



