پدركش اين بار به سراغ طلاهای دو زن رفت
کد خبر: ۳۳۲۹۱۹
| | 4585 بازدید
جواني 30 ساله كه پدرش را 10 سال قبل به قتل رسانده بود اينبار با شكايت دو زن سر از بازداشتگاه درآورد. «كوروش» اينك متهم است كه با معرفي كردن خود به عنوان طلاساز طلاهاي اين دو زن را به سرقت برده است.
به گزارش اعتماد، اوايل تير ماه سال جاري زن ميانسالي به كلانتري رفت و از سرقت طلاهايش توسط پسر جواني شكايت كرد. زن ميانسال به ماموران گفت: «چند روز قبل ميخواستم براي انجام كاري به ميدان شهرك غرب بروم و چون عجله داشتم سوار ماشين پژو پارسي شدم. راننده پسر جواني بود و مرا به مقصد رساند. در راه سر صحبت را با من باز كرد و من هم غافل از دامي كه قرار است در آن بيفتم از زندگيام و مشكلات آن گفتم. پسر جوان گفت ميتواند با گرفتن وامي مشكلم را حل كند و به همين بهانه شماره تماس مرا گرفت.»
زن ميانسال ادامه داد: «فرداي آن روز راننده پژو پارس با من تماس گرفت و به بهانه وام با من در يك رستوران قرار گذاشت. در آنجا با وعدههايي كه به من داد اطمينانم را بيشتر جلب كرد و من او را به خانهام دعوت كردم. پسر جوان با من وارد خانهام شد و چون قبلا در صحبتهايم از محل اخفاي طلاهايم با او صحبت كرده بودم، به بهانهيي خودش را به محل نگهداري طلاهايم رساند و آنها را سرقت كرد. آن روز متوجه نشدم اما چند روز بعد كه به سراغ طلاهايم رفتم از سرقت آنها متوجه شدم.»
مرد جوان اعتماد زنان را جلب ميكرد
با اعلام شكايت زن ميانسال پروندهيي در پايگاه دوم پليس آگاهي تشكيل شد و تحقيقات كارآگاهان براي يافتن سارق طلاها آغاز شد. در ادامه تحقيقات كارآگاهان به سراغ محلهايي رفتند كه سارق جوان با مالباخته رفته بود و در يكي از اين محلها توانستند ردي از پسر جوان را به دست بياورند و سارق جوان به نام كوروش (30 ساله) را دستگير كردند.
همچنين چندي پيش زن جواني طي تماس با مركز فوريتهاي پليسي 110 از سرقت طلاهايش خبر داده و با طرح شكايت اين زن جوان پروندهيي در اين خصوص در پايگاه چهارم پليس آگاهي پايتخت تشكيل شده بود. اين زن كه از ناحيه پا فلج بود به كارآگاهان پايگاه چهارم گفته بود: «براي انجام و پيگيري كارهاي اداريام نياز به يك موتورسوار داشتم كه در اين رابطه با پسري به نام كوروش آشنا شدم. كوروش زماني كه وضعيت مرا ديد گفت ميتواند كارهاي اداري و بانكي مرا انجام دهد. صحبتهايش طوري بود كه من به او اعتماد كردم. كوروش خودش را طلاساز معرفي كرد و من كه مقداري طلاي تعميراتي داشتم آنها را به او دادم تا با هم آنها را به يكي از طلافروشيهايي كه ميگفت مال دوستانش است ببريم. كوروش وارد مغازه طلافروشي شد و بعد از مدتي برگشت و گفت طلاها را نميشود اينجا تعمير كرد و بايد آنها را به بازار ببرم. با اين بهانه ساعت مچيام را كه مارك بود از من گرفت. او گوشي تلفن همراهم را نيز از من گرفت تا با آن تماس بگيرد اما هرگز آن را برنگرداند. من كه فكر ميكردم كوروش آدم معقولي است طلاها را به او دادم اما ديگر خبري از او نشد. او حدود 3 ميليون طلا، گوشي تلفن همراه و ساعت مچيام را سرقت كرده است.»
كارآگاهان پايگاه چهارم پليس آگاهي به سراغ طلافروشي رفته كه كوروش براي تعمير طلا به آنجا رفته بود و مشخص شد كه طلافروش كوروش را نميشناخته. از سويي تصوير پسر جوان از دوربين مداربسته طلافروشي به دست آمد.
در ادامه تحقيقات كارآگاهان پايگاه چهارم با شناسايي مخفيگاه كوروش قصد دستگيري او را داشتند كه متوجه شدند اين متهم توسط كارآگاهان پايگاه دوم پليس آگاهي پايتخت دستگير شده است.
متهم سابقه قتل در پرونده خود دارد
در بررسي سوابق متهم جوان مشخص شد كوروش حدود 10 سال قبل در درگيري با پدرش او را به قتل رسانده اما با رضايت خانواده و پس از تحمل حبس از زندان آزاد شده است. پسر جوان در بازجوييها در رابطه با انگيزه خود از سرقتهايش گفت: «از نظر مالي هيچ مشكلي ندارم و نه تنها بيسواد نيستم بلكه فوق ديپلم دارم. اگر اينجا هستم به خاطر نداري و فقر و مشكلات مالي نيست، براي اين است كه دل مادرم را شكستهام. او به من گفت ادامه تحصيل بده، ازدواج كن، اما من توجه نكردم و بياعتنا به صحبتهايش به كار خودم ادامه دادم. براي همين اينجا هستم چون به مادرم توجه نكردم.»او ادامه داد: «نميخواستم دست به سرقت بزنم، زماني كه چشمم به طلاهاي زن جوان افتاد وسوسه شدم و تصميم گرفتم طلاهاي او را سرقت كنم. به همين دليل به او گفتم كه من در بازار آشنا دارم و او بدون هيچ هزينهيي طلاها را برايت تعمير ميكند. زن جوان كه به من اعتماد كرده بود طلاهايش را به من داد. متهم ادامه داد: من هم طلاها را به بازار بردم تا آنها را بفروشم اما از شانس بدم چون طلاها فاكتور نداشت كسي آنها را نخريد. من هم به ناچار سوار مترو شدم تا به خانه بروم اما طلاها را از من زدند. شايد هم طلاها را گم كردم و من حاضرم آن مقداري را كه دزديدهام برگردانم.»پسر جوان ادامه داد: «من قبول دارم كه طلاهاي زن جوان را سرقت كردهام اما مبلغ طلاها با ساعت مچي او حدود 7 ميليون تومان بود. اما سرقت دوم را قبول ندارم. من با شاكي دوم ارتباط برقرار كردم اما فرصت سرقت به من دست نداد.»
سرهنگ كارآگاه جان پرور، رييس پايگاه دوم پليس آگاهي تهران بزرگ، با اعلام اين خبر گفت: با توجه به اينكه هر دو شيوه سرقت مشابه هستند، احتمال دارد كه متهم پرونده سرقتهاي مشابه ديگري را مرتكب شده باشد. لذا برابر هماهنگيهاي انجام شده با شعبه 11 بازپرسي دادسراي ناحيه 4 تهران و با توجه به وجود پرونده مشابه در اين پايگاه، متهم پس از تكميل تحقيقات درباره شكايت مطرح شده در اين پايگاه دوم و جهت ادامه تحقيقات تكميلي درباره شناسايي جرايم ديگر در اختيار پايگاه چهارم پليس آگاهي پايتخت قرار گرفت.
به همين دليل از كساني كه بدين شيوه و شگرد مورد كلاهبرداري قرار گرفتهاند دعوت ميشود براي شناسايي متهم و طرح شكايت خود به پايگاه چهارم پليس آگاهي واقع در سيدخندان، خيابان ابوذر غفاري مراجعه كنند.
به گزارش اعتماد، اوايل تير ماه سال جاري زن ميانسالي به كلانتري رفت و از سرقت طلاهايش توسط پسر جواني شكايت كرد. زن ميانسال به ماموران گفت: «چند روز قبل ميخواستم براي انجام كاري به ميدان شهرك غرب بروم و چون عجله داشتم سوار ماشين پژو پارسي شدم. راننده پسر جواني بود و مرا به مقصد رساند. در راه سر صحبت را با من باز كرد و من هم غافل از دامي كه قرار است در آن بيفتم از زندگيام و مشكلات آن گفتم. پسر جوان گفت ميتواند با گرفتن وامي مشكلم را حل كند و به همين بهانه شماره تماس مرا گرفت.»
زن ميانسال ادامه داد: «فرداي آن روز راننده پژو پارس با من تماس گرفت و به بهانه وام با من در يك رستوران قرار گذاشت. در آنجا با وعدههايي كه به من داد اطمينانم را بيشتر جلب كرد و من او را به خانهام دعوت كردم. پسر جوان با من وارد خانهام شد و چون قبلا در صحبتهايم از محل اخفاي طلاهايم با او صحبت كرده بودم، به بهانهيي خودش را به محل نگهداري طلاهايم رساند و آنها را سرقت كرد. آن روز متوجه نشدم اما چند روز بعد كه به سراغ طلاهايم رفتم از سرقت آنها متوجه شدم.»
مرد جوان اعتماد زنان را جلب ميكرد
با اعلام شكايت زن ميانسال پروندهيي در پايگاه دوم پليس آگاهي تشكيل شد و تحقيقات كارآگاهان براي يافتن سارق طلاها آغاز شد. در ادامه تحقيقات كارآگاهان به سراغ محلهايي رفتند كه سارق جوان با مالباخته رفته بود و در يكي از اين محلها توانستند ردي از پسر جوان را به دست بياورند و سارق جوان به نام كوروش (30 ساله) را دستگير كردند.
همچنين چندي پيش زن جواني طي تماس با مركز فوريتهاي پليسي 110 از سرقت طلاهايش خبر داده و با طرح شكايت اين زن جوان پروندهيي در اين خصوص در پايگاه چهارم پليس آگاهي پايتخت تشكيل شده بود. اين زن كه از ناحيه پا فلج بود به كارآگاهان پايگاه چهارم گفته بود: «براي انجام و پيگيري كارهاي اداريام نياز به يك موتورسوار داشتم كه در اين رابطه با پسري به نام كوروش آشنا شدم. كوروش زماني كه وضعيت مرا ديد گفت ميتواند كارهاي اداري و بانكي مرا انجام دهد. صحبتهايش طوري بود كه من به او اعتماد كردم. كوروش خودش را طلاساز معرفي كرد و من كه مقداري طلاي تعميراتي داشتم آنها را به او دادم تا با هم آنها را به يكي از طلافروشيهايي كه ميگفت مال دوستانش است ببريم. كوروش وارد مغازه طلافروشي شد و بعد از مدتي برگشت و گفت طلاها را نميشود اينجا تعمير كرد و بايد آنها را به بازار ببرم. با اين بهانه ساعت مچيام را كه مارك بود از من گرفت. او گوشي تلفن همراهم را نيز از من گرفت تا با آن تماس بگيرد اما هرگز آن را برنگرداند. من كه فكر ميكردم كوروش آدم معقولي است طلاها را به او دادم اما ديگر خبري از او نشد. او حدود 3 ميليون طلا، گوشي تلفن همراه و ساعت مچيام را سرقت كرده است.»
كارآگاهان پايگاه چهارم پليس آگاهي به سراغ طلافروشي رفته كه كوروش براي تعمير طلا به آنجا رفته بود و مشخص شد كه طلافروش كوروش را نميشناخته. از سويي تصوير پسر جوان از دوربين مداربسته طلافروشي به دست آمد.
در ادامه تحقيقات كارآگاهان پايگاه چهارم با شناسايي مخفيگاه كوروش قصد دستگيري او را داشتند كه متوجه شدند اين متهم توسط كارآگاهان پايگاه دوم پليس آگاهي پايتخت دستگير شده است.
متهم سابقه قتل در پرونده خود دارد
در بررسي سوابق متهم جوان مشخص شد كوروش حدود 10 سال قبل در درگيري با پدرش او را به قتل رسانده اما با رضايت خانواده و پس از تحمل حبس از زندان آزاد شده است. پسر جوان در بازجوييها در رابطه با انگيزه خود از سرقتهايش گفت: «از نظر مالي هيچ مشكلي ندارم و نه تنها بيسواد نيستم بلكه فوق ديپلم دارم. اگر اينجا هستم به خاطر نداري و فقر و مشكلات مالي نيست، براي اين است كه دل مادرم را شكستهام. او به من گفت ادامه تحصيل بده، ازدواج كن، اما من توجه نكردم و بياعتنا به صحبتهايش به كار خودم ادامه دادم. براي همين اينجا هستم چون به مادرم توجه نكردم.»او ادامه داد: «نميخواستم دست به سرقت بزنم، زماني كه چشمم به طلاهاي زن جوان افتاد وسوسه شدم و تصميم گرفتم طلاهاي او را سرقت كنم. به همين دليل به او گفتم كه من در بازار آشنا دارم و او بدون هيچ هزينهيي طلاها را برايت تعمير ميكند. زن جوان كه به من اعتماد كرده بود طلاهايش را به من داد. متهم ادامه داد: من هم طلاها را به بازار بردم تا آنها را بفروشم اما از شانس بدم چون طلاها فاكتور نداشت كسي آنها را نخريد. من هم به ناچار سوار مترو شدم تا به خانه بروم اما طلاها را از من زدند. شايد هم طلاها را گم كردم و من حاضرم آن مقداري را كه دزديدهام برگردانم.»پسر جوان ادامه داد: «من قبول دارم كه طلاهاي زن جوان را سرقت كردهام اما مبلغ طلاها با ساعت مچي او حدود 7 ميليون تومان بود. اما سرقت دوم را قبول ندارم. من با شاكي دوم ارتباط برقرار كردم اما فرصت سرقت به من دست نداد.»
سرهنگ كارآگاه جان پرور، رييس پايگاه دوم پليس آگاهي تهران بزرگ، با اعلام اين خبر گفت: با توجه به اينكه هر دو شيوه سرقت مشابه هستند، احتمال دارد كه متهم پرونده سرقتهاي مشابه ديگري را مرتكب شده باشد. لذا برابر هماهنگيهاي انجام شده با شعبه 11 بازپرسي دادسراي ناحيه 4 تهران و با توجه به وجود پرونده مشابه در اين پايگاه، متهم پس از تكميل تحقيقات درباره شكايت مطرح شده در اين پايگاه دوم و جهت ادامه تحقيقات تكميلي درباره شناسايي جرايم ديگر در اختيار پايگاه چهارم پليس آگاهي پايتخت قرار گرفت.
به همين دليل از كساني كه بدين شيوه و شگرد مورد كلاهبرداري قرار گرفتهاند دعوت ميشود براي شناسايي متهم و طرح شكايت خود به پايگاه چهارم پليس آگاهي واقع در سيدخندان، خيابان ابوذر غفاري مراجعه كنند.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


