افشای راز قتل پدر پس از 9 سال
کد خبر: ۳۲۷۹۳۰
| | 8173 بازدید
تاييد حکم قصاص پسر جنایتکاری که پدرش را پس از کشتن در باغچه دفن کرده بود او را به یک قدميچوبه دار نزدیک کرد.
به گزارش قانون، داستان این پدرکشی 9 سال پس از وقوع جنایت فاش شد.22 آبان ماه سال 81 پسری با مراجعه به اداره پلیس اعلام کرد که پدرش،حمید زمانی که آنها در خانه نبودند از خانه خارج شده و دیگر باز نگشته است.پس از تشکیل پرونده برای پیدا شدن حمید تحقیقات از اعضای خانواده او آغاز شد.تحقیقات اولیه مشخص کرد که حمید مردی تندخو و بد اخلاق بود به طوری که با همسر و فرزندانش درگیر بوده است اما هیچ سرنخی مبنی بر پیدا کردن رد پایی از حمید در این تحقیقات یافت نشد.
9 سال بعد یعنی در مهرماه سال 90 مردی به اداره آگاهی شهریار رفت و اعلام کرد که راز پدر گم شده ام فاش شده و به خاطر همین از بردارش شاکی است.این مرد که نامش مهران بود در گفتههايی تکان دهنده به ماموران گفت:«چند سال قبل پدرم به طرز مرموزی ناپدید شد.ما حتی موضوع را پلیس هم گزارش دادیم اما هیچ کدام از تلاشها نتوانست اثری از پدرم نشان دهد.آن زمان من امید داشتم که پدرم به خانه برگردد اما برادرم که با پدرم اختلاف داشت معتقد بود که او دیگر باز نميگردد به همین خاطر بهتر است خانه را بفروشیم.من مخالف فروش خانه بودم اما مادر و برادرم اصرار داشتند که این کار را بکنیم.تا اینکه عاقبت یک شب برادرم پیش من آمد تا با هم صحبت کنیم.او لا به لای درد دلهايش به من گفت که پدرمان را کشته و جسدش را در باغچه خانه مان دفن کرده است.باور چنین موضوعی برای من سخت بود اما وقتی فهمیدم که موضوع جدی است به همین خاطر به اداره آگاهی آمدهام تا از برادرم به خاطر کشتن پدرمان شکایت کنم.»
با ثبت اظهارات مهران گروه بررسی صحنه جرم برای تاييد صحت و سقم ماجرا به خانه مورد نظر واقع در شهریار رفتند. ماموران توانستند در باغچه خانه چند تکه استخوان و چند مهره از گردن یک انسان را کشف کنند.همزمان با ارسال استخوانهای یافت شده به پزشکی قانونی محمدرضا برادر مهران به جرم کشتن پدرش دستگیر و برای بازجویی به اداره آگاهی منتقل شد.محمدرضا در اظهاراتش به قتل پدرش و دفن جسد او در خانه اعتراف کرد.
او در اعترافاتش گفت:« یک سال پس از جنایت متوجه شدم مادرم قصد دارد خانه را بفروشد به همین خاطر یک روز که کسی درخانه نبود بقایای جسد را از باغچه خارج کرده و داخل یکی از قناتهاي تهران انداختم.»
با این اعترافات ماموران راهی قنات مورد نظر شده و بعد از جستوجوهای گسترده موفق شدند بخشی از بقایای جسد را کشف کنند.مادر محمدرضا نیز در بازجوییها با بیان اینکه از وقوع این قتل با خبر بوده به ماموران گفت:«رابطه حمید،شوهرم با پسرم محمدرضا خیلی خوب نبود.حمید بچهها را کتک ميزد.درگیری او با محمد رضا از همه بیشتر بود تا حدی که اواخر محمدرضا را از خانه بیرون کرده بود.آن شب هم من و مهران با هم به خانه خواهرم رفته بودیم. حمید در خانه تنها بود اما وقتی به خانه برگشتم دیدم حیاط به هم ریخته است.با دیدن محمدرضا در خانه تعجب کردم وقتی از او پرسیدم پدرت کجاست او با نگرانی اظهار بی اطلاعی کرد.وقتی به او فشار آوردم که بگوید پدرش کجاست محمدرضا به من گفت که پدرش را کشته و جنازه اش را در همین خانه دفن کرده است.من را هم تهدید کرد که از این ماجرا چیزی به کسی نگویم.»
با توجه به شواهد موجود و اعترافات محمدرضا بازپرس دادسرای جنایی برای او قرار مجرمیت صادر کرد که با تایید قرار مجرمیت و صدور کیفرخواست پرونده برای محاکمه به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.آذر ماه سال 91 به این پرونده در جلسه ای به ریاست قاضی عزیز محمدی و 4 قاضی مستشار در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران رسیدگی شد.در این جلسه پس از قرائت کیفر خواست فرزندان مقتول رضایت خود را اعلام کردند اما مادر حمید از دادگاه تقاضای قصاص کرد.سپس قاضی عزیزمحمدی پس از تفهیم اتهام محمدرضا از او خواست در جایگاه حاضر شود و از خودش دفاع کند.
محمدرضا نیز درباره انگیزه اش برای این کار گفت:« پدرم مرد بد اخلاقی بود و مدام ما را با کابل کتک ميزد. دو روز قبل از این حادثه او با من دعوا کرد و من را از خانه بیرون انداخت. زمانی که برای برداشتن لباسهایم به خانه بازگشتم با او روبهرو شدم و با هم درگیر شدیم. من هم در یک لحظه با چاقو ضربه ای به سینه اش زدم که باعث مرگش شد. بعد از قتل جسد را در باغچه خانه دفن کردم.یک سال پس از جنایت متوجه شدم مادرم قصد دارد خانه را بفروشد به همین خاطر یک روز که کسی درخانه نبود بقایای جسد را از باغچه خارج کرده و داخل یکی از قناتهاي تهران انداختم.»
قضات دادگاه پس از شنیدن اظهارات متهم و وکیل مدافع او برای او به اتهام قتل پدرش حکم قصاص صادر کردند.با تایید حکم قصاص در شعبه 31 دیوان عالی کشور نفسهاي محمدرضا به شماره افتاده است.
به گزارش قانون، داستان این پدرکشی 9 سال پس از وقوع جنایت فاش شد.22 آبان ماه سال 81 پسری با مراجعه به اداره پلیس اعلام کرد که پدرش،حمید زمانی که آنها در خانه نبودند از خانه خارج شده و دیگر باز نگشته است.پس از تشکیل پرونده برای پیدا شدن حمید تحقیقات از اعضای خانواده او آغاز شد.تحقیقات اولیه مشخص کرد که حمید مردی تندخو و بد اخلاق بود به طوری که با همسر و فرزندانش درگیر بوده است اما هیچ سرنخی مبنی بر پیدا کردن رد پایی از حمید در این تحقیقات یافت نشد.
9 سال بعد یعنی در مهرماه سال 90 مردی به اداره آگاهی شهریار رفت و اعلام کرد که راز پدر گم شده ام فاش شده و به خاطر همین از بردارش شاکی است.این مرد که نامش مهران بود در گفتههايی تکان دهنده به ماموران گفت:«چند سال قبل پدرم به طرز مرموزی ناپدید شد.ما حتی موضوع را پلیس هم گزارش دادیم اما هیچ کدام از تلاشها نتوانست اثری از پدرم نشان دهد.آن زمان من امید داشتم که پدرم به خانه برگردد اما برادرم که با پدرم اختلاف داشت معتقد بود که او دیگر باز نميگردد به همین خاطر بهتر است خانه را بفروشیم.من مخالف فروش خانه بودم اما مادر و برادرم اصرار داشتند که این کار را بکنیم.تا اینکه عاقبت یک شب برادرم پیش من آمد تا با هم صحبت کنیم.او لا به لای درد دلهايش به من گفت که پدرمان را کشته و جسدش را در باغچه خانه مان دفن کرده است.باور چنین موضوعی برای من سخت بود اما وقتی فهمیدم که موضوع جدی است به همین خاطر به اداره آگاهی آمدهام تا از برادرم به خاطر کشتن پدرمان شکایت کنم.»
با ثبت اظهارات مهران گروه بررسی صحنه جرم برای تاييد صحت و سقم ماجرا به خانه مورد نظر واقع در شهریار رفتند. ماموران توانستند در باغچه خانه چند تکه استخوان و چند مهره از گردن یک انسان را کشف کنند.همزمان با ارسال استخوانهای یافت شده به پزشکی قانونی محمدرضا برادر مهران به جرم کشتن پدرش دستگیر و برای بازجویی به اداره آگاهی منتقل شد.محمدرضا در اظهاراتش به قتل پدرش و دفن جسد او در خانه اعتراف کرد.
او در اعترافاتش گفت:« یک سال پس از جنایت متوجه شدم مادرم قصد دارد خانه را بفروشد به همین خاطر یک روز که کسی درخانه نبود بقایای جسد را از باغچه خارج کرده و داخل یکی از قناتهاي تهران انداختم.»
با این اعترافات ماموران راهی قنات مورد نظر شده و بعد از جستوجوهای گسترده موفق شدند بخشی از بقایای جسد را کشف کنند.مادر محمدرضا نیز در بازجوییها با بیان اینکه از وقوع این قتل با خبر بوده به ماموران گفت:«رابطه حمید،شوهرم با پسرم محمدرضا خیلی خوب نبود.حمید بچهها را کتک ميزد.درگیری او با محمد رضا از همه بیشتر بود تا حدی که اواخر محمدرضا را از خانه بیرون کرده بود.آن شب هم من و مهران با هم به خانه خواهرم رفته بودیم. حمید در خانه تنها بود اما وقتی به خانه برگشتم دیدم حیاط به هم ریخته است.با دیدن محمدرضا در خانه تعجب کردم وقتی از او پرسیدم پدرت کجاست او با نگرانی اظهار بی اطلاعی کرد.وقتی به او فشار آوردم که بگوید پدرش کجاست محمدرضا به من گفت که پدرش را کشته و جنازه اش را در همین خانه دفن کرده است.من را هم تهدید کرد که از این ماجرا چیزی به کسی نگویم.»
با توجه به شواهد موجود و اعترافات محمدرضا بازپرس دادسرای جنایی برای او قرار مجرمیت صادر کرد که با تایید قرار مجرمیت و صدور کیفرخواست پرونده برای محاکمه به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.آذر ماه سال 91 به این پرونده در جلسه ای به ریاست قاضی عزیز محمدی و 4 قاضی مستشار در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران رسیدگی شد.در این جلسه پس از قرائت کیفر خواست فرزندان مقتول رضایت خود را اعلام کردند اما مادر حمید از دادگاه تقاضای قصاص کرد.سپس قاضی عزیزمحمدی پس از تفهیم اتهام محمدرضا از او خواست در جایگاه حاضر شود و از خودش دفاع کند.
محمدرضا نیز درباره انگیزه اش برای این کار گفت:« پدرم مرد بد اخلاقی بود و مدام ما را با کابل کتک ميزد. دو روز قبل از این حادثه او با من دعوا کرد و من را از خانه بیرون انداخت. زمانی که برای برداشتن لباسهایم به خانه بازگشتم با او روبهرو شدم و با هم درگیر شدیم. من هم در یک لحظه با چاقو ضربه ای به سینه اش زدم که باعث مرگش شد. بعد از قتل جسد را در باغچه خانه دفن کردم.یک سال پس از جنایت متوجه شدم مادرم قصد دارد خانه را بفروشد به همین خاطر یک روز که کسی درخانه نبود بقایای جسد را از باغچه خارج کرده و داخل یکی از قناتهاي تهران انداختم.»
قضات دادگاه پس از شنیدن اظهارات متهم و وکیل مدافع او برای او به اتهام قتل پدرش حکم قصاص صادر کردند.با تایید حکم قصاص در شعبه 31 دیوان عالی کشور نفسهاي محمدرضا به شماره افتاده است.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


