صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

هشتاد کیلومتر به «امید»

روایتی از سفر به سمنان، زادگاه رییس‌جمهور منتخب
کد خبر: ۳۲۷۵۸۴
| |
22290 بازدید
1  صدها بار این راه را رفته بودم، شب‌هایش را بیشتر دوست داشتم و روزهایش را کمتر؛ شب‌ها، آخر طول مسیر را با «شب، سکوت، کویر»همراه می‌شدم و نوای جاودانه استاد. «شب، سکوت، کویر»وقتی هم شب است و هم سکوت و هم کویر، خیلی بیشتر به عمق جانت نفوذ می‌کند و تو را برای دقایقی از همه چیز و همه‌کس جدا می‌کند. از سه راه افسریه، 111 کیلومتر که از تهران به طرف شرق دور شوی، درست در میانه این راه «کویری»، به شهر کوچکی می‌رسی به نام «آرادان»؛ شهری که هشت سال است در ورودی‌اش و در مسیر چشم مسافران، میزبان تابلو بزرگی است که روی آن نوشته است: «به آرادان، زادگاه رییس‌جمهور محبوب جناب آقای دکتر محمود احمدی‌نژاد خوش آمدید». این‌بار اما با همیشه فرق داشت، تابلو را نگاه کردم و می‌دانستم که این‌بار که از این مسیر بیایم، از این تابلو خبری نیست و ‌ای بسا که مسافران بعدی اساسا هیچ‌گاه نفهمند که «آرادان» زادگاه رییس دولت‌های نهم و دهم بوده است. برای من انتهای این راه همواره «سمنان» بود؛ شهر آبا و اجدادی‌ام؛ شهری تاریخی و صنعتی با مردمانی از جنس کویر. شهری که اینک یک ویژگی مهم دیگر هم دارد: شهر «رییس‌جمهور منتخب ملت ایران». از آرادان که به سمت شرق ادامه مسیر دهیم، 80 کیلومتر جلوتر به شهر کوچک دیگری می‌رسیم به نام «سرخه». شهری که به قالی‌ها و مردمان خوبش شهره است و صفای دل مردمانش را با هیچ‌چیز نمی‌توان عوض کرد. هیچ‌گاه فکر نمی‌کردم فاصله «امید» تنها 80 کیلومتر باشد اما خب تقدیر بر این قرار گرفته است که حداقل چهار سال دیگر هم «سمنان» زادگاه رییس‌جمهور ایران باشد؛ رییس‌جمهوری که «امید»را به جامعه بازگردانده است و زن و مرد و پیر و جوان را نسبت به آینده خوشبین کرده است...

برنامه‌ریزی این سفر کوتاه خیلی سریع صورت گرفت؛ از ساعت 11 شب 26 خرداد تا نیمه‌شب همان روز ارتباط‌ها برقرار شد و قرار‌ها نهایی. وعده کردیم که صبح اول وقت در ورودی سرخه میهمان نزدیکان رییس‌جمهور منتخب باشیم. داماد بزرگ و دو پسرخاله حسن روحانی سر ساعت منتظرمان بودند. من و صدرا و مهدی هم بعد از توقفی کوتاه در بازار قدیم آرادان که اتفاقا این‌بار برخی مغازه‌دارانش تصویر «روحانی» را بر شیشه مغازه‌شان زده ‌بودند، به سرخه رسیدیم و همراه با میزبانانمان به سطح شهر رفتیم. اغراق نیست اگر بگویم همه خوشحال بودند، پیرمردها از اینکه حسن آقای فریدون و جوان‌تر‌ها از اینکه حسن آقای روحانی رییس‌جمهور کشورشان شده است، در پوست خود نمی‌گنجیدند؛ تقریبا بر تمامی شیشه‌های کسبه محل از پیر و جوان تصویر او دیده می‌شد؛ می‌گفتند دیشب جشن بزرگی در سرخه به پا بوده است: جشنی که جمعیت حاضر در آن را تاکنون این شهر یکجا به خود ندیده بوده است. به خانه قدیمی «حاج اسدالله» پدر حسن روحانی رفتیم؛ خانه‌ای که دیگر نیست و به جای آن «بانک» ساخته‌اند. به مغازه قدیمی‌اش، آخر او از کسبه خوش‌نام و پرآوازه سرخه بوده است و دست آخر هم به خانه ابدی‌اش در آرامستان سرخه. در هنگامه این بازدیدها، مردمی را در کنار خود می‌دیدیم که هرکدام به سهم خود می‌خواستند «با افتخار» هر اطلاعاتی را که از دوران کودکی و نوجوانی «حسن آقا» در حافظه‌شان مانده بود، در اختیار ما بگذارند. مردمی که برق امید و افتخار را در چشم‌هایشان می‌شد خواند، مردمی که آنقدر خوب بودند که تا کویری نباشی و تا با کویری‌ها نشست‌وبرخاست نداشته باشی، نمی‌توانی عمق این سخن را درک کنی. از سرخه تا سمنان 18 کیلومتر بیشتر راه نیست؛ راهی که حسن روحانی در سال 40 که در سمنان درس می‌خواند، بسیار آن را می‌پیمود. به سمنان که می‌رسیم، یک راست به منزل مادر رییس‌جمهور منتخب می‌رویم؛ منزلی که دو خواهر و دامادهای وی نیز در آنجا میزبان ما هستند. یک خانواده صمیمی و بی‌آلایش، یک مادر مهربان و یک خانه معمولی؛ این تمام آن چیزی است که می‌توان در توصیف خانه آقای رییس‌جمهور به کار برد. «حاج خانوم» با آنکه حدود 90 سال دارد، به خوبی از شرایط کشور آگاه است؛ از اینکه مردم با مشکلات و دغدغه‌هایی روبه‌رو هستند و از اینکه پسر بزرگش امید را به جامعه بازگردانده است.

مهم‌ترین انتظارش از پسر این است که در کنار مردم و برای آنان بماند و هرکاری را که می‌تواند، برای مردمش انجام دهد؛ مردمی که به باور او روی رای‌شان حساب کرده‌اند و از منتخبشان انتظار حرکت در مسیر عدالت را دارند؛ می‌گوید می‌داند که دیگر پسرش فرصت کمی برای دیدار و صحبت با او خواهد داشت ولی همه اینها را به جان می‌خرد و برای موفقیت پسرش در راهی که تازه در آغاز آن است، «دعا» می‌کند. خواهران و دامادهایش هم همین را می‌گویند. خواهرانش از «داداش» می‌خواهند که برای مردم کار کند و هر آنچه را که در توان دارد در راه آنان صرف کند، دامادهایش هم همین را می‌گویند. از خانه بیرون می‌آییم، به شهرم نگاه می‌کنم، به مردمش و به آرزوهایشان؛ آرزوهایی که مشترک است با جای جای این وطن پهناور؛ آرزوهایی ریز و درشت که شاید دولت «تدبیر و امید» بتواند بخشی، تنها بخشی از آنها را محقق کند که اگر همین هم باشد کاری شده است کارستان...
 3 در راه برگشت هستیم؛ نخستین نشست خبری رییس‌جمهور منتخب به پایان رسیده است و نوع و لحن سخنان وی در این نشست، نوید روزهای بهتری را برای این سرزمین می‌دهد؛ سرزمینی که تشنه صداقت، توسعه، درستکاری، عدالت و فرهنگ است. با خود فکر می‌کنم بار دیگری که از تهران به سمت سمنان خواهم رفت، فارغ از اینکه روز باشد یا شب، وقتی از کنار آرادان یا سرخه می‌گذرم و به سمنان می‌رسم، دقیقا درباره این «روز» و این «امید» و این «انتخاب»، چگونه می‌اندیشم؟

 «حاج اسدالله فریدون» دو پسر داشت و اهل سرخه سمنان بود. بیشتر از 70 سال در وسط روستایی که بعدها، بخش و شهر و شهرستان شد هر روز صبح از خانه بیرون می‌آمد نماز صبحش را در مسجد می‌خواند و بعد درب مغازه عطاری‌اش را باز می‌کرد و می‌نشست به انتظار رزق و روزی. البته این تنها کار او نبود، حاج اسدالله غیر از این، قالیباف زبردستی هم بود، زمین کشاورزی هم داشت و اهل زراعت بود، با این همه مشغله، با سیاست از نوع مذهبی‌اش هم بیگانه نبود. نماینده آیت‌الله بروجردي در محل بود و وجوهات شرعی مردم را می‌گرفت و به او می‌رساند. از سال 42 و با شروع قیام امام خمینی از قم، به واسطه پسر بزرگش حسن که در قم درس طلبگی می‌خواند با مرجع انقلابی آشنا شد و پخش اعلامیه‌های او در سرخه و اطراف را برعهده گرفت. این کار البته بی‌دردسر نبود، نشان به آن نشان که تا پایان حکومت پهلوی دست‌کم 20 بار توسط ساواک دستگیر شد و هربار چند روزی را در بازداشت به سر برد. حاج اسدالله حالا نیست، او یک سال و نه ماه پیش این دنیا را بدرود گفت و حالا در آرامگاه ابدی‌اش در گلزار شهدای سرخه آرمیده، اما همان پسر که او را با قیام امام خمینی آشنا کرد حالا چند روزی است با رای 18میلیونی مردم پیروز انتخابات ریاست‌جمهوری دور یازدهم شده و رییس‌جمهور جدید ایران خواهد بود.

روحانی رای اول آرادان

پیروزی رییس‌جمهور جدید، نه‌فقط در شهر کوچک سرخه که در همه جای ایران با جشن مردمی همراه شد، حتی در آرادان زادگاه رییس‌جمهور قبلی – محمود احمدی‌نژاد - که تا کمتر از دو ماه دیگر باید سکان ریاست قوه‌مجریه را به منتخب جدید تحویل دهد. شهرهای کوچک آرادان و سرخه غیر از اینکه زادگاه دو رییس‌جمهورند در امتداد جاده‌ای که به مشهد می‌رود همسایه هم هستند، با فاصله‌ای در حدود 70کیلومتر. در سردر ورودی آرادان تابلویی نصب شده با یک عکس بزرگ از رییس دولت‌های نهم و دهم با این عنوان: «به شهر آرادان زادگاه محمود احمدی‌نژاد رییس‌جمهور محبوب ایران خوش آمدید» این تابلو به‌زودی برچیده می‌شود و یکی مشابه آن، 70کیلومتر جلوتر بر سردر ورودی شهر سرخه نصب خواهد شد.

در آرادان سه‌روز پس از پایان انتخابات هنوز بر شیشه برخی ماشین‌ها و مغازه‌ها عکس حسن روحانی نصب است، در بازار تاریخی شهر، مغازه‌ای هست که علاوه بر عکس رییس‌جمهور منتخب، عکس رییس‌جمهور قبلی را هم به درب ورود چسبانده است، صاحب کهنسال مغازه «حاجی محمدعلی اسکندری» نام دارد و از قدیمی‌های بازار آرادان است. او با اشاره به عکس‌ها می‌گوید: «برای ما فرقی نمی‌کند، هم احمدی‌نژاد را دوست داریم و هم روحانی را، هر دو مال همین استان هستند، من به روحانی رای دادم اما اگر احمدی‌نژاد می‌توانست در این انتخابات کاندیدا شود به او رای می‌دادم، مردم اینجا دوستش دارند، چون احمدی‌نژاد نبود، بیشتر آرادانی‌ها طرفدار روحانی بودند، البته در این هشت‌سال برای شهر ما کاری نکرده ولی آدم فعالی بود و پشتکار داشت، دزد هم نبود. من پدر احمدی‌نژاد، میرزا احمد که در بازار دوم شهر مغازه داشت را می‌شناختم، اول آرایشگر بود بعد خواروبارفروشی زد، وقتی هم که رفت تهران آهنگری زد. احمدی‌نژاد خیلی کوچک بود که از اینجا رفتند، پدرش هم خیلی آدم فعالی بود.»

از او می‌پرسم اگر احمدی‌نژاد در این انتخابات کاندیدایی داشت آیا آرادانی‌ها به او رای می‌دادند، اینطور پاسخ می‌دهد:«نه، مردم خودشان بینش دارند، فکر دارند، طرف را می‌سنجیدند، بیخودی و برای معرفی یک نفر که کسی را انتخاب نمی‌کنند، حتی اگر احمدی‌نژاد کسی را انتخاب می‌کرد اما مردم روی او شناخت نمی‌داشتند به او رای نمی‌دادند. روحانی هم به این خاطر مورد قبول مردم شد چون دکترای خارج داشت، معلوماتش از بقیه هم بیشتر بود و بهتر از آنها حرف می‌زد.»

یکی دیگر از کسبه بازار آرادان درباره اهالی شهر رییس‌جمهور جدید اینطور می‌گوید: «مردمان سرخه مردمان کاسبی هستند، خیلی فعال و اهل کار کردن‌اند، شهرشان را هم دوست دارند، هر روز 10، 20 نفرشان می‌آیند همین‌جا در بازار آرادان کاسبی می‌کنند، از قدیم هم در این کار هستند، برای کاسبی به همه شهرها و روستاهای اطراف می‌روند ولی شهرشان را ترک نکرده‌اند. اما آرادان اینطور نبود، نصف بیشتر مردم اینجا برای همیشه رفته‌اند گرمسار، اما سرخه‌ای‌ها اینطور نیستند، هرجا بروند شب برمی‌گردند خانه خودشان در سرخه.»

زادگاه آشیخ حسن بانک شد

سرخه شهر بزرگی نیست، همه‌جای شهر را با پای پیاده نیم‌ساعت می‌شود گز کرد، در چنین جایی پیداکردن خانه و مغازه پدر رییس‌جمهور منتخب هم راحت است، در مرکز شهر و در دو سوی مسجد بزرگ شهر، همان جایی است که شیخ حسن روحانی فرزند حاج اسدالله فریدون به دنیا آمد، در خانه‌ای کاهگلی و سنتی که حالا سال‌هاست اثری از آن باقی نمانده و بر جایش یک ساختمان سنگی بزرگ که بانک ملی شعبه سرخه در آن است، روییده. روبه‌روی خانه اما هنوز مغازه حاج اسدلله هست، اگرچه صاحب مغازه از مهر سال 90 بار سفر بست و از این دنیا رفت، اما محل مغازه‌اش تا همین چند روز پیش بار دیگر بعد از 18ماه باز شده بود و ستاد انتخاباتی مرکزی پسرش در سرخه بود. حالا که کار تمام شده بار دیگر مغازه بزرگ و خالی از جنس به تعطیلی رفت. در قسمت انباری مغازه اما نمایی دست‌نخورده از دکور، درست همانطور که زمانی حاج اسدالله اینجا را می‌چرخاند وجود دارد، با قفسه‌هایی چوبی، ساخت دست خود حاجی و قوطی‌های عطاری که روی آن چیده شده.

اهالی محل خوشحالند، بچه‌محلشان رییس‌جمهور جدید کشور شده و دایم به فامیل‌های دور و نزدیک او که هنوز در این شهر زندگی می‌کنند تبریک می‌گویند. این همان محل کودکی‌های رییس‌جمهور روحانی است و پیرمردهای نشسته در سایه دیوارهای بزرگ بانک ملی، از خاطرات کودکی‌های آشیخ حسن می‌گویند. از کمک‌هایش به پدر گزاردنش در مغازه و زراعت و قالیبافی، از بازی‌های کودکانه‌اش در کوچه و از نمازگزاردنش در مسجد ولیعصر.

كوچ از سرخه به سمنان

حاج اسدالله خودش خانه قدیمی را به بانک فروخت، می‌گویند اوایل دهه 70 بود، اول عزم رفتن به سمنان داشت، در کوی فلسطین مرکز استان هم خانه‌ای خرید و می‌خواست مغازه‌اش را هم به آنجا ببرد، در نهایت اما سمنان باب طبعش نیامد و از ترک‌کردن سرخه منصرف شد. برگشت به شهر زادگاه، در خیابان هفتم‌تیر و انتهای کوچه‌ای بن‌بست که نام نظامی را بر خود دارد، خانه‌ای ویلایی و بزرگ خرید. این خانه هنوز هست اما خالی از سکنه. تا حاجی بود همسرش و مادر آشیخ حسن روحانی هم بود و چراغ خانه روشن می‌ماند، اما او که از دنیا رفت، سه دختر و دو پسر آنها، مادر را به سمنان و خانه نوساز خودشان بردند تا در تنهایی نماند و به خانه دخترانش در این شهر، نزدیک باشد. خانه جدید و آپارتمانی به همت پسر بزرگ‌تر خانواده در محل همان خانه قدیمی که حاج اسدالله چند سال قبل خریده بود ساخته شد و حالا مادر آنجاست. خانه نوساز است و سرتاسر کف آن را فرش‌های نفیس دستبافی پوشانده که بافت دست خود حاج اسدالله هستند.
خانه کوچه بن‌بست نظامی هم با درختان انگور پربار و انارها و زیتون بزرگش حالا تنها و خالی مانده، فقط هرازگاه داماد بزرگ خانواده به آن سری می‌زند و درخت‌ها را آب می‌دهد. تا پدر خانواده بود، اینجا برای اعضای خاندان فریدون مرکزیت داشت، دختران خانواده و شوهرانشان از سمنان و دو پسر خانواده با زن و فرزند از تهران هرازگاه برای دیدار پدر و مادر به اینجا می‌آمدند. آشیخ حسن هم هر وقت می‌آمد، اهالی محل خبردار می‌شدند، این را صاحبان مغازه‌های نبش و روبه‌روی بن‌بست نظامی می‌گویند و خوشحال از اینکه همسایه قدیمی‌شان حالا رییس‌جمهور کشور است.

در قسمت انتهایی درون خانه، تختخواب حاج اسدالله هنوز همان‌طور که آخرین‌بار حاجی بر آن خوابیده بود، دست‌نخورده باقیمانده، روبه‌روی تخت، آینه‌ای به دیوار است که یک گوشه‌اش عکسی از او در کنار علی‌اکبر ناطق‌نوری و کمال خرازی نصب شده و گوشه دیگرش عکس حسین فریدون پسر دومی خانواده در میان پدر و مادر، بر طاقچه بالای تختخواب هم ردیفی از عکس نوه و نتیجه‌ها چیده شده، از عکس بچه‌های دختران تا نوه‌های آشیخ حسن که نتیجه‌های حاج اسدالله هستند و حالا که پدر بزرگشان رییس‌جمهور کشور شده خود با پدر و مادر در اتریش زندگی می‌کنند.

این خانه محل دیدار اهالی شهر با آشیخ حسن روحانی و استراحت او در سرخه هم بود، اما حالا که مادر به سمنان رفته و در آپارتمانی نوساز زندگی می‌کند، و شیخ حسن روحانی هم رییس‌جمهور شده شاید کمتر گذرش به اینجا بیفتد. اما با این همه اگر رییس‌جمهور منتخب هیچ‌گاه فرصت نکند به این شهر سفر کند، سرخه‌ای‌ها تا همیشه به اینکه شهرشان یک رییس‌جمهور تربیت کرد، به خود می‌بالند.

پژمان موسوی


این گزارش نخست در روزنامه شرق منتشر شده است.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟