اگر آمریکا یک کشور جهان سوم بود!
هادی شریفی
سرانجام پس از کش و قوس ها، مناظره ها و رجز خوانی های فراوان، انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به پایان رسید و باراک اوباما با اختلاف کمی از میت رامنی جلو افتاد و صندلی کاخ سفید را برای چهار سال دیگر از آن خود کرد.
نکات جالب این قضیه یکی این بود که میت رامنی در محل تولد خود یعنی میشیگان از اوباما عقب افتاد و رای نیاورد. همچنین وی در ایالت تگزاس که فرماندار آن بود نیز حائز اکثریت آرا نشد؛ و دیگری و مهمتر اینکه میت رامنی شکست خود را قبول کرد و پس از آن تلفنی به اوباما تبریک گفت و در سخنرانی خود به سادگی از آن گذشت و عنوان کرد: آمریکا فرد دیگری را برای رهبری برگزید! همچنین وی در ادامه گفت: من به شما ملحق می شوم و برای آمریکا تلاش می کنم.
اما اگر این اتفاق در یک کشور جهان سومی افتاده بود به احتمال بسیار زیاد، رامنی یا اوباما و یا طرفدارانشان قبل از اعلام نتایج نهایی، پیروزی خود را اعلام کرده بودند و بعد از اعلام نتایج رامنی از قبول آن طفره می رفت و داد می زد: تقلب شده، تسلیم نمی شوم و...
خلاصه دائم بیانیه می داد و از همه ی طرفدارانش تقاضای کمک می کرد که به خیابانها بریزند و حق خود را پس بگیرند!
شهرهای بزرگ محل آشوبهای مردمی می شد، خلاصه آبروی چندین و چند ساله مملکت متزلزل می شد و اعتبار و حیثیت و اقتدار آن مخدوش و فرصتی بسیار مناسب پیش می آمد تا همه دشمنان کشور به انواع هجمه های روانی علیه آن بپردازند و خلاصه دشمن شاد می شد.
تا مدتها اینگونه پیش می رفت تا بالاخره دولت مرکزی بتواند کمی اوضا را آرام کند و چند سال طول می کشید تا طبعات اقتصادی آن را بهبود بخشد و چند ده سال طول می شکید تا طبعات حیثیتی آن را جبران کند. و ابنکه چه لطمات دیگری به اعصاب و روان و افکار عمومی و جوانان و مردم آن مملکت داشت خدا می داند و بس.
اما نکته مهم این است که متاسفانه افراد در برخی کشورهای جهان سوم و در حال توسعه فرهنگ و ظرفیت پذیرش شکست را ندارند و پس از آن به شدت جامعه را دچار شرایط بحرانی می کنند.
نمونه دیگر این نوع رفتار را می توان در رقابتهای ورزشی دید. از دعواهای پس از شکست در مسابقات فوتبال دوران کودکی گرفته تا در شهرآوردهای ورزشی انواع و اقسام ناسزاها بین دو تیم رد و بدل می شود و پس از شکست نیز تیم بازنده فضا را به آشوب می کشاند.
در رقابتهای سیاسی نیز رقیب شکست خورده به جای اینکه به فکر ضرورت حفظ وحدت و پیشرفت مملکت باشد فضا را بحرانی می کند و اگر برای تحریک افکار عمومی و آشوب نا کارآمد باشد مدام به رقیب پیروز شده انتقاد مخرب می کند و تمام سعی خود را می کند تا هرچه بتواند رقیب را تخریب کند.
اما آنچه که راهکار نهایی و عمقی آن است تقویت روحیه و فرهنگ پذیرش شکست در نخبگان جامعه و همچنین آموزشهای لازم روانشناسانه از دوران کودکی به افراد است.
هادی شریفی / وبلاگ دلنوشتهها
نکات جالب این قضیه یکی این بود که میت رامنی در محل تولد خود یعنی میشیگان از اوباما عقب افتاد و رای نیاورد. همچنین وی در ایالت تگزاس که فرماندار آن بود نیز حائز اکثریت آرا نشد؛ و دیگری و مهمتر اینکه میت رامنی شکست خود را قبول کرد و پس از آن تلفنی به اوباما تبریک گفت و در سخنرانی خود به سادگی از آن گذشت و عنوان کرد: آمریکا فرد دیگری را برای رهبری برگزید! همچنین وی در ادامه گفت: من به شما ملحق می شوم و برای آمریکا تلاش می کنم.
اما اگر این اتفاق در یک کشور جهان سومی افتاده بود به احتمال بسیار زیاد، رامنی یا اوباما و یا طرفدارانشان قبل از اعلام نتایج نهایی، پیروزی خود را اعلام کرده بودند و بعد از اعلام نتایج رامنی از قبول آن طفره می رفت و داد می زد: تقلب شده، تسلیم نمی شوم و...
خلاصه دائم بیانیه می داد و از همه ی طرفدارانش تقاضای کمک می کرد که به خیابانها بریزند و حق خود را پس بگیرند!
شهرهای بزرگ محل آشوبهای مردمی می شد، خلاصه آبروی چندین و چند ساله مملکت متزلزل می شد و اعتبار و حیثیت و اقتدار آن مخدوش و فرصتی بسیار مناسب پیش می آمد تا همه دشمنان کشور به انواع هجمه های روانی علیه آن بپردازند و خلاصه دشمن شاد می شد.
تا مدتها اینگونه پیش می رفت تا بالاخره دولت مرکزی بتواند کمی اوضا را آرام کند و چند سال طول می کشید تا طبعات اقتصادی آن را بهبود بخشد و چند ده سال طول می شکید تا طبعات حیثیتی آن را جبران کند. و ابنکه چه لطمات دیگری به اعصاب و روان و افکار عمومی و جوانان و مردم آن مملکت داشت خدا می داند و بس.
اما نکته مهم این است که متاسفانه افراد در برخی کشورهای جهان سوم و در حال توسعه فرهنگ و ظرفیت پذیرش شکست را ندارند و پس از آن به شدت جامعه را دچار شرایط بحرانی می کنند.
نمونه دیگر این نوع رفتار را می توان در رقابتهای ورزشی دید. از دعواهای پس از شکست در مسابقات فوتبال دوران کودکی گرفته تا در شهرآوردهای ورزشی انواع و اقسام ناسزاها بین دو تیم رد و بدل می شود و پس از شکست نیز تیم بازنده فضا را به آشوب می کشاند.
در رقابتهای سیاسی نیز رقیب شکست خورده به جای اینکه به فکر ضرورت حفظ وحدت و پیشرفت مملکت باشد فضا را بحرانی می کند و اگر برای تحریک افکار عمومی و آشوب نا کارآمد باشد مدام به رقیب پیروز شده انتقاد مخرب می کند و تمام سعی خود را می کند تا هرچه بتواند رقیب را تخریب کند.
اما آنچه که راهکار نهایی و عمقی آن است تقویت روحیه و فرهنگ پذیرش شکست در نخبگان جامعه و همچنین آموزشهای لازم روانشناسانه از دوران کودکی به افراد است.
هادی شریفی / وبلاگ دلنوشتهها
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۶
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۶۳
پاسخ ها
ناشناس
| ۲۲:۳۱ - ۱۳۹۱/۰۸/۲۰
ناشناس
| ۲۲:۳۴ - ۱۳۹۱/۰۸/۲۰
ناشناس
| ۲۲:۳۶ - ۱۳۹۱/۰۸/۲۰
پاسخ ها
بینش
| ۲۲:۰۲ - ۱۳۹۱/۰۸/۲۰
حالا شما از «حق ویژه برای توهین به مخالف» سخن بگویید! مخاف! چه واژه گیج و مبهمی ! جناب با انصاف کجای دنیا به موارد بالا مخالف می گویند؟ اصلا در کل غرب با آن همه دولت و جمعیت تا به حال مخالف مانند مورد بالا توانسته سر بلند کند!؟(چه رسد به اینکه دو سه سال بیانیه هم بدهد و نفسکش بطلبد!)
در پایان آقای با انصاف! جرات داشته باشید و حول و حوش همان ادعای دروغین اصلی یعنی "تقلب" سخن بگویید! چرا که پیراهن عثمان اصلی آن است وقتی این مشخص شود باقی دروغ های آن جریان برانداز یا به قول شما مخالف هم روشن می شود...
ناشناس
| ۰۹:۳۱ - ۱۳۹۱/۰۸/۲۲
احزاب آمريکا از نظر مردم آنجا اختلاف اساسی دارند زیرا در بحث های مالیاتی و تامین اجتماعی تفاوتهای عملکردی بسیاری دارند که روی زندگی اقشار مختلف اثر می گذارد.
میگن ادم دروغ گو هر کاری کنه رسوا تر میشه . درسته؟
پاسخ ها
ناشناس
| ۲۱:۳۵ - ۱۳۹۱/۰۸/۲۰
پاسخ ها
ناشناس
| ۰۸:۴۸ - ۱۳۹۱/۰۸/۲۱
.....
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۰:۰۴ - ۱۳۹۱/۰۸/۲۱
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



