ما زیادی زرنگیم یا زیادی تنبلیم؟
جمله معروفی است که از کارمندهای ادارات یا دیگر کسان زیاد شنیدهایم ـ شاید شما هنوز آن را نشنیده باشید ـ و آن این است که «ادای کار کردن را درآوردن، سختتر از خود کار کردن است». در این زمینه، مثالهای فراوانی است که همه از بریم.
به هر حال، هر کدام از ما، یا بخشی از بدنه بروکراتیک ناکارآمد اداری هستیم یا روزی در این حلقه گرفتار آمدهایم؛ اما این را بگذارید کنار آن که بسیاری از ما در اظهارنظرهای جمعیمان از هر سه جمله، یک جمله را با عبارت «ما ایرانیها...» آغاز میکنیم و در بسیاری از این سخنان که «ما ایرانیها را خیلی زرنگ میدانیم» و شاهد مثال آن، یا ایرانیهای شاغل در ناسا هستند یا زرنگیهایمان برای دور زدن سیستم ـ حال هر سیستمی که باشد ـ است.
و خلاصه آن که بسیاری از ما، کلاه گذاشتن بر سر سیستم، دور زدن قانون و فرار از زیر بار مسئولیت را زرنگی میدانیم.
* آیا تاکنون شما با این مشکل برخوردهاید یا خیر؟
* به نظر شما، این مشکل راه چارهای دارد؟
* اگر بخواهید منصفانه خود را نقد کنید، خود شما تا چه اندازه مصداق این زرنگیها هستید؟
* چه میزان موافق این موضوع هستید که این دست قانونگریزی، دور زدن سیستم و فرار از کار زرنگی است و تا چه میزان موافقید که این دست امور، ناشی از تنبلی ذاتی ما ایرانیهاست؟
افسوس بر شما
بازناکی این رفتار را اربابان شما نهادینه کردند ...
نخستین درسی که به ژاپنی ها در مدرسه می دهند، میهن پرستی، بهتر بودن تولید ژاپنی به بقیه دنیا و مشتری مداری است.
تازه چه کسی گفته ژاپنی ها منابع ندارند؟
متاسفانه فرهنگ غلطی جا فتاده است که به سختی میتوان تغییر داد..
مثال آنهم همین که تو اداره کمتر کار کن و حقوق کامل خودتو بگیر نمونه بارز هستش که باعث میشه خیلیها از زیر کار شانه خالی کنند.
اینم یکی دیگه از توهماتی است که فکر میکنیم ایرانیها خیلی ویژه هستند.
راه حل این مشکل در واقع فرهنگ سازی و آموزش بسیار جدی است که بسیج تمامی امکانات و همت مردم این سرزمین و مسئولان را می طلبد.
باور کنید از نظر فرهنگی امروزه بسیار عقب هستیم. نه از فرهنگ غنی گذشته چیزی به یاد داریم و نه از فرهنگ اسلامی و آموزه های عالی آن چیزی برای عرضه داریم.



