گفتهها و ناگفتههای روزنامههای امروز صبح
در سایه بیتدبیریها، ۱۱۳ محیطبان و ۳۳۶ شکارچی کشته شدند
در حالی که اصلاحطلبان در حال بازگشت آرام آرام به صحنه مسائل روز کشور هستند، برخی روزنامهها به واکاوی نقش مجلس در شرایط امروز کشور پرداخته و برخی دیگر به دنبال کسانی میگردند که قصد عبور از احمدینژاد را دارند.
امروز ادامه سفر رهبر انقلاب به خراسان شمالی، در صفحه نخست بسیاری از روزنامهها نمود یافته است. روزنامهها با تیترهایی همچون «نهیب رهبری»، «سؤالات رهبری» و یا «نقش سبک زندگی در تمدن اسلامی» به استقبال از این سخنان رفتهاند. اعتراف مجلس به اشتباهات خود از زبان رئیس آن و قبولاندن این ضعف از جانب عدهای دیگر به صفحه نخست روزنامهها راه یافته است.
اما مجلس روز گذشته تصمیم مهم و مورد توجهی درباره نرخ ارز و درآمد حاصل از فروش نفت و یارانهها گرفته است و روزنامهها همچنان پررنگ به سرنوشت وعدههای اقتصادی احمدینژاد و نیز پروژههای عمرانی ناتمام پرداختهاند.
بازدید پشت سر هم سران دو قوه مقننه و مجریه از اردوی تیم ملی فوتبال و رابطه فوتبال و سیاست و البته ـ با توجه به سخنان آقای احمدینژاد ـ رابطه سیاست و مطبوعات نیز در صفحات روزنامهها خودنمایی میکند.
از میان مسائل خارجی نیز، سفر دوم اخضر ابراهیمی به ایران و مسائل سوریه، نقش پررنگی در صفحات روزنامهها دارند.
مهمترین تیترهای روزنامههای امروز
روزنامه جوان، سخنان دیروز رهبری را نهیب رهبر انقلاب به سبک زندگی غربی و سخنان احمدینژاد در اردوی تیم ملی را روحیه دادن به فوتبالیها و حالگیری از فوتبالنویسها نامیده است. این روزنامه با توجه به شرایط اقتصادی کشور، از خطر تکرار تجربه قاچاق بنزین در مورد کالاهای اساسی خبر داده است.
همچنین در بخش بینالمللی و جدای از مسأله سوریه، این روزنامه از انتشار تصاویر پهپاد ایوب از مناطق استراتژیک سرزمینهای اشغالی خبر داده است.
روزنامه جمهوری اسلامی، جدای از سخنان رهبری با عنوان توصیههای رهبر انقلاب به جوانان، خبر داده است که از دیروز سهمیهبندی خودجوش ارز توسط صرافیها روی داده و از زبان رئیس مجلس گفته است که بیتدبیریها بیش از تحریمها به مشکلات دامن میزند.
روزنامه آرمان، بخش بسیاری از صفحه نخست خود را به سخنان دیروز حسن روحانی اختصاص داده و تیتر «کشور مدیر میخواهد نه نوکر» را بر جسته کرده و در کنار آن، پرداخت «یارانه نقدی از تفاوت قیمت ارز ممنوع»، «گزارش مهدی هاشمی از زندان به پدرش» و «مجلس در تلاش برای جبران نقص نظارتی»، دیگر تیترهای مهم صفحه نخست این روزنامه هستند.
روزنامه ابتکار، در صفحه نخست خود با درج تصاویر بازدید لاریجانی و احمدینژاد در اردوی تیم ملی فوتبال، تیتر «فوتبال سیاسی یا سیاست فوتبالی» را برگزیده است.
اما «ضربالاجل شش ماهه به همسریابها»، دیگر تیتر جالب توجه صفحه نخست این روزنامه است. این روزنامه مصوبه دیروز مجلس درباره ارز و یارانهها را مصوبه هشدارآمیز مجلس به دولت نامیده است.
«بیست آسیب در سبک زندگی ایرانیان»، تیتر روزنامه ایران از سخنان دیروز رهبری است. این روزنامه در بخش بینالملل خود، از آغاز خروج انگلیس از اتحادیه اروپا خبر داده و استیضاح وزیر جهاد کشاورزی را گام جدید گروهی خاص در تقابل با دولت دانسته است.
روزنامه جهان اقتصاد از مصوبه دیروز مجلس و با توجه به شایعات پیشین در مورد قصد دولت برای پرداخت یارانه ارزی، تیتر «طرح دولت شکست خورد» را آورده است. این روزنامه از رؤیای پرویز مشرف برای بازگشت به قدرت خبر داده و در مورد پروژههای عمرانی ناتمام از تیتر « ۷۲ درصد وعدههای عمرانی ناتمام» استفاده کرده است.
روزنامه اعتماد از سخنان رهبری برداشت کرده است که نخبگان به مفهوم سبک زندگی در ایران بپردازند. این روزنامه در صفحه نخست، تیتر اصلی خود را از آن سخنان حسن روحانی درباره مدیر و نوکر کرده و در کنار آن، از زبان موسوی خوئینیها، چاره مسائل کشور را در انتخابات آزاد و شفاف دانسته است.
این روزنامه در صفحه نخست خود، تیترهای دو مطلب در مورد سخنان دیروز رئیسجمهوری در باره مطبوعات را هم آورده است.
روزنامه آفتاب در صفحه نخست خود از زبان حسن روحانی گفته که تولید با شعار و تیتر درست نمیشود. دیگر مطلب اقتصادی صفحه نخست روزنامه به پروژههای عمرانی ناتمام اختصاص دارد. تیتر میانی صفحه نخست این روزنامه هم عدهای بیکارند که مطالب بیارزش مینویسند از زبان احمدینژاد است. این روزنامه مطلبی هم از افزایش سرسامآور هزینه جهیزیه آورده است.
برخی مطالب مهم روزنامهها
همشهری: مرگ غمانگیز ۱۱۳محیطبان و ۳۳۶شکارچی متخلف در نبود تدبیری
سه ماه از شهادت عبدالله یاری به دست شکارچیان متخلف نگذشته که چهارشنبه گذشته، شکارچی متخلفی در پناهگاه حیات وحش قمیشلو (واقع در استان اصفهان) در درگیری با محیطبان جان میبازد. گویی سناریوی کشتن و کشته شدن در طبیعت ایران تمامی ندارد. ماجرای شکار و شکارچی و محیطبان ماجرای غمانگیزی است. گلوله که شلیک میشود همیشه حیوان شکار نمیشود؛ گاه شکارچی بر خاک میافتد و گاه محیطبان. فرقی نمیکند؛ چه محیطبان جان ببازد چه شکارچی، جوانی از دست میرود، خانوادهای به سوگ مینشیند، مادری داغدار میشود، زنی بیوه و کودکی یتیم. در این بازی غمانگیز بدون برد، محیطبان در هر شرایطی بازنده است؛ بکشد گرفتار بند و زندان میشود، نکشد خود کشته میشود. اکنون با کشته شدن یک شکارچی متخلف دیگر در قمیشلو، شمار شکارچیان متخلفی که جان بر سر شکار نهادهاند، به ۳۶۶ نفر و تعداد محیطبانان شهید هم با شهادت عبدالله یاری به ۱۱۳نفر رسیده است.
اکنون بسیاری میپرسند سازمان حفاظت محیط زیست و دیگر نهادها چه میکنند برای پایان دادن به این کشت و کشتارهای ناخواسته؟ و باز میپرسند در خلأ تدبیر و درایت مسئولان، محیطبانان چقدر باید تاوان بپردازند؟
اسد تقیزاده، محیطبان یاسوجی، هنوز در بند است و خانواده مجتبی رضایی (جوانی که به خاطر همراهی با شکارچیان متخلف، قربانی شلیک ناخواسته تقیزاده شد) با وجود هزاران درخواست عفو، همچنان لحظه انتقام را به انتظار نشستهاند؛ چه باید کرد با این بلایی که دامنگیر محیط زیست کشور شده است؟!
محمدعلی اینانلو در گفتوگو با همشهری و پس از نگارش نوشتاری طولانی با نام «آری این چنین است که کشته میشوید»، عملکرد سازمان حفاظت محیط زیست را در زمینه شکار به نقد کشیده و در پاسخ به سوال این قصه غمانگیز کی به پایان میرسد، میگوید: «مادام که تغییری در روند مدیریت محیط طبیعی محیط زیست ایجاد نشود، نباید انتظار داشته باشیم ماجرای غمانگیز مرگ شکارچی متخلف و یا محیطبان به پایان برسد».
روزنامه آرمان: مصائب حاشیهنشینی نخبگان
آرمان در مطلبی به قلم الهه کولایی، استاد دانشگاه و نماینده پیشین مجلس گفته است: در همه کشورهای جهان، استفاده از کسانی که تجربههای خود را در عرصههای اجرایی با هزینه کردن از منابع کشور به دست آوردهاند، فرصتی مغتنم محسوب میشود و چنین راهبردی میتواند در چهارچوب رقابتهای سیاسی نیز مورد بهره قرار گیرد. در واقع همه جوامع انسانی نیاز دارند، کسانی را که از بالاترین سطح مهارتی و تجربهای در امر مدیریت کشور بهرهمند هستند، به شیوههای گوناگون در عرصه مدیریت و اداره کشورها به کار گیرند و حتی اگر جریانهای سیاسی نیز در حال تغییر باشند، در نظامهای توسعهیافته سیاسی شرایط برای بهرهگیری از این تجربهها و اندوختهها در سطوح مدیریت میانی و بخشهای مشاورهای و پژوهشی فراهم میشود. درواقع این افراد ضمن آنکه باید در سازوکارهای مناسب جابجا شدن نخبگان قرار گیرند، ولی به هیچ وجه مفهوم چنین جابجایی کنار گذاشتن تجربههای گرانبهایی که در اثر مداومت در حوزههای اجرایی ایجاد شده است، نباید تلقی شود. به سبب اینکه ممکن است بر اساس جهتبندیهای گروههای سیاسی امکان استفاده از این افراد از بین برود یا اینکه این افراد به انزوا کشیده شوند، چنین مسألهای خسران جبرانناپذیری برای جامعه به همراه دارد، در سایه چنین خسرانی، از نو باید گروه دیگری همین تجربههای اندوخته شده را با هزینه کردن منافع کشور به دست آورند، چراکه به طور طبیعی در چنین شرایطی بخشهای نظری و در واقع، دیدگاههای مبتنی بر آرمان و آرزو در زمینه اجرا محک میخورد و زمینههای اجرایی شدن و عملیاتی شدن آن مشخص میشود؛ بنابراین، اگر چنین فرصتی فراهم نشود تا در شرایط جابجایی نیروهای سیاسی از تجارب اندوخته شده پیشینیان استفاده شود، کل جامعه و کل نظام سیاسی هزینههای این کمتوجهی را خواهد پرداخت، با وجود فراز و نشیبهای سیاسی و جابجا شدن نیروهای سیاسی در کشورهای پیشرفته به گونهای شرایط برای بهرهگیری از نخبگانی که در حوزههای اجرایی و سطوح مختلف امکان بهرهمندی جامعه را از نتایج تلاشهای پیشینیان فراهم آورند، مورد توجه قرار میگیرد؛ بنابراین، بحث وحدت نیروهای سیاسی حول محور منافع عموم جامعه همواره تلاشهای صورت گرفته در حوزه کشورهای توسعهیافته را شکل میدهد. موفقترین نظامهای سیاسی نظامهایی هستند که شرایط را برای بهرهگیری از اندوختههای انسانی یاد شده فراهم آورند. در نظر گرفتن این نکته که در آموزههای دینی، بر موضوع مشورت و استفاده از آرا و نظرات همگان تأکید ویژه شده است، به ویژه اینکه این همگان کسانی باشند که تواناییهای فکری، علمی و عملی را برای پاسخگویی به مسائل و مشکلات جامعه به دست آورده باشند و چنین شخصیتهایی نباید در پرتو تحولات سیاسی از گردونه مدیریتی کشور کنار گذاشته شوند، همچنین کنار گذاشته شدن از حوزه قدرت سیاسی نباید به مفهوم تضعیف کردن امکان بهرهبرداری از توانمندیها و ذخایر ارزشمندی باشد که در طول زمان انباشته شده است. به نظر میرسد، هر نوع تلاش برای وحدت یافتن و ایجاد اجماع و همبستگی در میان نیروهای دلسوز و علاقهمند به نظام باید دغدغه همه کسانی باشند که به پیشرفت و تعالی جامعه و توسعه همهجانبه و حلوفصل عقلانی توجه دارند و این حاصل نخواهد شد جز از طریق بهکارگیری همه نیروهای که از توان، اراده و عزم لازم برای کاهش و حلوفصل مشکلات کنونی تجربه لازم را دارند و در گذشته نیز تجربههای آنها کارساز بوده است.
روزنامه ابتکار: آقایان این کلام که دیگر سخن احمدینژاد یا مشایی نیست
روزنامه ابتکار در یادداشتی به انتقاد از تندروی در بحث حجاب پرداخته و گفته است: بعضی از همینهایی که در استقبال بودند و شما (استاندار) از آنها تعریف کردید، خانمهایی بودند که در عرف معمولی به آنها میگویند خانم «بدحجاب». اشک هم از چشمش دارد میریزد، حالا چکار کنیم ردش کنید؟ مصلحت است؟ حق است؟ نه دل متعلق به این جبهه است. او یک نقص دارد، مگر من نقص ندارم؟ با این نگاه و روحیه برخورد کنید. این فرمایشات رهبر معظم انقلاب بود که در سفر به خراسان شمالی فرمودند و حالا کلاه خود را قاضی قرار دهید و ببینید چقدر بین آنچه به نام حکومت انجام میشود و آنچه در کلام رهبر نظام هست اختلاف وجود دارد. این سخن حکم نص را دارد و جای ابهام برای تفسیر نگذاشته است. یکی از امتیازات احکام اجتماعی اسلام این است که از ابعاد مهم انسانی برخوردار است. حفظ کرامت انسانی محور همه دعوتها است. دعوت به حجاب هم از این قاعده مستثنی نیست. حجاب میبایست در خدمت حفظشان انسانی زن باشد، نمیتوان به بهانه بدحجابی اصلشان و حیثیت انسانی فرد را مورد تعرض قرار داد؛ بنابراین، برخوردهای خشن و علنی هیچ نسبتی با این هدف غایی ندارد، دعوت به حجاب نباید موجب لطمه وارد آوردن به شأن انسانی گردد. نمیتوان به نام ضرورت حجاب، انسانیت کسی را لگدمال کرد و او را به استهزا گرفت و تحقیر کرد. آنچه مهم است این که او یک انسان است و انسان بودنش اصل و بنیان میباشد. حجاب هم به خاطرشان انسانیاش ضرورت پیدا کرده است. حالا این منطق را مقایسه کنید با آنچه از برخوردها در اخبار و به وسیله تصاویر انعکاس پیدا میکند. انتشار عکسها، خبرهایی که حکایت نادیده انگاشتن جایگاه و منزلت انسانی را در برخوردها به نمایش میگذارد، به طبیعی خلاصه کردن همه منکرات در چهار تار موی بیرون یک دختر خانم و بسیج همه امکانات برای برخورد با آن به عنوان مظاهر منکراتی مصداق دور افتادن از اصل و گرفتار انحراف شدن است. در آموزههای دینی اولویت بندی نسبت به منکرات وجود دارد، یعنی اگر در جامعهای منکرات زیادی رواج دارد اولویت در برخورد با زشتترین آنهاست. زشتترین منکرات آن منکری است که بیشترین اثر سوء اجتماعی و تأثیر در معاش و زندگی و اعتقاد مردم داشته است و اصولا بخشی ازهمین برخوردها که به نام مبارزه با بدحجابی صورت میگیرد، خود جزو مصادیق زشتترین منکرات به حساب میآید. خلاصه آقایان این کلام رهبر انقلاب بود، نه سخن احمدینژاد و نه صحبت مشایی است، پس لطفا با این مقیاس عملکرد خود را ارزیابی کنید.
روزنامه دنیای اقتصاد در سرمقاله خود و از زبان دکتر جعفر خیرخواهان، بیماری هلندی را عامل افول تولید کارخانهای در کشور دانسته است. در این روزنامه آمده است:
بیماری هلندی چیست؟ پس از اینکه آثار زیانبار کشف میادین عظیم گاز طبیعی در سال ۱۹۵۹ بر اقتصاد هلند آشکار شد، هفته نامه اکونومیست در سال ۱۹۷۷ به قصد نشان دادن افول بخش تولیدات کارخانهای این کشور، اصطلاح بیماری هلندی را رایج کرد. این پدیده که به صنعتزدایی و کشاورزیزدایی نیز معروف است، زمانی رخ میدهد که بهرهبرداری از منابع طبیعی و صدور آن به خارج و کسب درآمد ارزی منجر به افزایش ارزش پول ملی کشور میشود؛ بنابراین از قدرت رقابتی صادرات سایر کالاهای تولیدی کشور در صحنه جهانی میکاهد. هنگامی که درآمد ارزی ناشی از صدور منابع طبیعی افزایش مییابد، ارزش پول کشور در مقایسه با پول سایر کشورها بالا میرود. تاثیر مستقیم آن روی تراز تجاری کشور به شکل ایجاد مازاد ارز است که پول داخلی تقویت شده و صادرات به خارج به نسبت گرانتر میشود؛ بنابراین توان رقابت تولیدکنندگان داخلی کاهش مییابد. از بین همه بخشهای تولیدی که تاثیر میپذیرند بیشترین تاثیر منفی در بخش تولیدات کارخانهای (و همچنین تولید محصولات کشاورزی) دیده میشود.
در مدل کلاسیکی بیماری هلندی، اقتصاد از یک بخش کالاهای غیرقابل مبادله (مثل بخشهای خدماتی و ساختمانسازی و واسطهگری) و دو بخش کالاهای قابلمبادله تشکیل میشود که یکی رونق گرفته و دیگری ناتوان میماند. بخش رونقگرفته معمولا از ناحیه بهرهبرداری منابع طبیعی مثل نفت و گاز یا سایر منابع طبیعی از قبیل منابع معدنی (مس، طلا و غیر آن) نیرو میگیرد؛ اما بخش ناتوان مانده تقریبا همیشه بخش تولیدات کارخانهای است که نیروهای کارآفرین و خلاق بسیاری در آن حضور دارند و اشتغالزایی بالایی دارد.
این رونق منابع به دو شیوه بر بخش ناتوانمانده اقتصاد تاثیر میگذارد. نخست نیروی کار و مهارتها را از بخش تولیدات کارخانهای به سمت استخراج و عرضه منابع طبیعی انتقال میدهد؛ در حالی که با اینجابهجایی درآمد به دست آمده از منابع طبیعی در کوتاهمدت افزایش مییابد، بهرهوری کلی بخش تولیدات کارخانهای اقتصاد را پایین میآورد. اینجابهجایی اثرات مهمی در بلندمدت میگذارد زمانی که قیمت منابع طبیعی سقوط کرده یا منابع به پایان میرسد؛ بنابراین از بخش تولیدات کارخانهای چیزی باقی نمیماند تا اقتصاد به سمت آن بازگردد، (جابجایی نیروی کار از بخش ناتوانمانده به بخش رونق گرفته را اغلب صنعتزدایی مستقیم مینامند).
دوم آنکه افزایش مخارج اقتصاد در نتیجه درآمد اضافی که از محل پولهای بخش رونق یافته میسر میشود، هنوز هم نیروی کار بیشتری را از بخش تولیدات کارخانهای خارج میکند؛ اما این بار به سمت بخش کالاهای غیرقابل مبادله میبرد که برخی از آنها ارزشافزایی و منافع اجتماعی بالایی هم برای اقتصاد ندارند؛ بنابراین این افزایش مخارج تقاضا برای کالاهای غیرقابل مبادله را افزایش داده و قیمت این کالاها را به سمت بالا میراند؛ اما چون قیمت کالاهای قابلمبادله با توجه به تقاضای جهانی و در بازارهای بینالمللی تعیین میشود، قیمت این کالاها تغییر نمیکند. (جابجایی نیروی کار از بخش عقبمانده به بخش کالاهای غیرقابل مبادله را صنعتزدایی غیرمستقیم مینامند.) بیماری هلندی معمولا در کوتاهمدت به نفع اقتصاد است؛ چون مقادیر عظیمی درآمد از منابع طبیعی به دست میآید، اما در بلندمدت اقتصاد معمولا آسیب میبیند؛ چرا که تمرکز بر تولید این منابع طبیعی، بقیه اقتصاد به ویژه بخش تولیدات کارخانهای را بسیار ضعیفتر میسازد. پس از اتمام این منابع طبیعی یا کاهش شدید قیمت آنها، کشور با بخش تولیدات کارخانهای غیرمولد و غیررقابتی باقی میماند و اقتصاد نقطه اتکای مناسبی برای کسب درآمد صادراتی ندارد. اقتصاد سپس گرفتار رکود خواهد شد و معمولا ضعیفتر و غیرمولدتر از قبل میشود، زمانی که تازه شروع به استفاده از منابع طبیعی کرده بود. روشهای اصلی جلوگیری از بیماری هلندی عبارتند از: تلاش برای اینکه پولملی کشور اضافه ارزش (overvaluation) پیدا نکند و رقابتپذیری بخش تولیدات کارخانهای افزایش یابد. به این منظور میتوان درآمدهای ارزی از منابع طبیعی را ۱) به خارج انتقال داد ۲) در جاهای معینی از اقتصاد و به تدریج سرمایهگذاری کرد که ناگهان تمام آن پول جذب اقتصاد نشود. در شیوه نخست، انتقال ارز به خارج جلوی اضافه ارزش یافتن پول ملی را میگیرد؛ چون نرخ ورود درآمد ارزی به اقتصاد را کاهش میدهد، منفعت بلندمدتتری را نیز عاید میکند؛ چون این درآمد را میتوان در آینده با بهره افزوده شده و به نحو معقولانهتری استفاده کرد و جریان یکنواخت درآمدی طی دوره زمانی طولانی فراهم میشود. شیوه دوم با سرمایهگذاری درآمد حاصل از منابع طبیعی در زیرساختها یا آموزش و مهارتهای کاربردی عملی میشود. این شیوه کیفیت عوامل تولید اقتصاد را افزایش داده و اجازه مولدتر شدن و نیز رقابتیتر شدن بخشهای تولیدات کارخانهای را میدهد. به طور کلی، این اقدامات باید منجر به افزایش رقابت اقتصادی شود و به رشد پایدار بلندمدت و توسعه اقتصادی کمک کند.
هلند و نروژ که با کشف ناگهانی منابع طبیعی روبهرو شدند، توانستند از این بیماری بگریزند، اما بسیاری از کشورهای نفتخیز جهان سومی به این بیماری مبتلا شدهاند و بخش تولیدات کارخانهای ضعیف و غیررقابتی از خود باقی گذاشتهاند
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۲۳
انتشار یافته: ۹
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۶:۴۳ - ۱۳۹۱/۰۷/۲۴
من متاسف هستم از اینکه عدالت در مورد حافظ محیط زیست اینقدر ضعیف است.مگر محیط بان ضابط دادگستری نیست؟چه ضابطی است که جرات ضبط ندارد؟پس به جای اسلحه به مامور چماق بدهید!!باید قانون حامی مامور خود باشد و متخلف از قانون باید از قانون بترسد که متاسفانه متخلف نه تنها نمی ترسد بلکه گستاخ هم میشود.رئیس محیط زیبست باید محکم در مقابل هرگونه خلاف زیست محیطی بایستد و مامورانش را حمایت نماید.
70درصدنتیجه کار
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



