اختلاف؛ جان خواهرزن را گرفت
به گزارش جامجم، بيست و ششم شهريور امسال مردي با مركز فوريتهاي پليسي 110 شهرستان رباط كريم در غرب استان تهران تماس گرفت و از حمله مردي چاقو به دست به خانه يكي از همسايهها و زخمي شدن سه زن خبرداد.
در پي اين حادثه ماموران انتظامي با حضور در يكي از محلههاي جنوبي شهر افراد زيادي را كه مقابل يك خانه تجمع كرده بودند، مشاهده كردند.
ماموران وارد خانه شدند و با مشاهده سه زن زخمي، موضوع را به اورژانس خبردادند كه با حضور امدادگران افراد زخمي به بيمارستان منتقل شدند.
زخمي شدن سه زن از سوي داماد خشمگين
ماموران با تحقيق از همسايهها متوجه شدند آنها با شنيدن فرياد كمكخواهي از منازلشان خارج شده و مشاهده كردند داماد همسايه ـ به نام رضا ـ سراسيمه از خانه بيرون آمد و با يك خودروي عبوري محله را ترك كرد. هنگامي كه آنها وارد خانه همسايه شدهاند، مشاهده كردهاند زن صاحبخانه و دو دخترش با چاقو زخمي شدهاند.
كارآگاهان جنايي با اطلاعات به دست آمده جستجو براي دستگيري داماد فراري خانواده را آغاز كردند.
مرگ خواهرزن
جستجو در اين رابطه ادامه داشت تا اينكه در پي گزارش مسوولان بيمارستان معلوم شد، يكي از سه زن زخمي كه خواهرزن متهم بود بر اثر شدت خونريزي فوت كرده، اما دو زن ديگر كه مادر زن و همسر متهم هستند با تلاش پزشكان از مرگ حتمي نجات يافتهاند.
در پي مرگ زن جوان، موضوع به بازپرس كشيك قتل دادسراي شهرستان رباط كريم گزارش شد وبا هماهنگي قضايي جسد به پزشكي قانوني انتقال يافت.
جستجوي پليس براي دستگيري عامل جنايت ادامه داشت تا اينكه چند روز پيش ماموران اطلاع يافتند متهم فراري در خانه يكي از اقوامش در تهران پنهان شده است.
دستگيري قاتل فراري در تهران
كارآگاهان جنايي با شناسايي مخفيگاه عامل جنايت و با محاصره محل، متهم را پيش از آنكه فرصت فرار پيدا كند، دستگير كردند. متهم به قتل براي تحقيقات بيشتر به اداره آگاهي شهرستان رباط كريم منتقل شد.
رضا ـ متهم به قتل ـ در بازجويي مقدماتي اظهارات متناقضي را بيان كرد تا اينكه در ادامه تحقيقات به زخمي كردن مادر زن و همسر خود و همچنين قتل خواهرزنش اعتراف كرد.
اعتراف به جنايت
متهم گفت: من و همسرم از مدتي پيش با هم اختلاف داشتيم و پس از بالا گرفتن اين اختلافها، همسرم قهر كرده و به خانه مادرش رفت و ديگر حاضر به ادامه زندگي با من نبود.متهم اضافه كرد: خيلي همسرم را دوست داشتم و نميخواستم از من جدا شود.
روز حادثه به خانه مادرزنم رفتم و از همسرم خواستم بهانهجويي نكند و همراه من به خانه بيايد؛ اما او حاضر به بازگشت نبود، همان موقع بار ديگر با هم مشاجره كرديم. خواهر همسرم كه در طبقه بالاي ساختمان زندگي ميكرد با شنيدن دعواي ما به طبقه اول آمد. او و مادرش سعي ميكردند به مشاجره من و همسرم پايان دهند، اما بينتيجه بود. در اين موقع عصباني شدم و با چاقوي آشپزخانه به همسرم حمله كردم و قصد داشتم با تهديد او را مجبور به بازگشت به خانه كنم كه مقابل خواستهام مقاومت كرد.
عامل جنايت يادآور شد: وقتي به همسرم ضربه زدم او نقش زمين شد. خواهر و مادرش با ديدن اين صحنه وحشت كرده بودند و با حملهور شدن به من قصد داشتند زنم را نجات دهند كه در اوج عصبانيت به آنها نيز حمله كردم. با ديدن هر سه نفرشان كه زخمي شده بودند، از خانه فرار كردم.
وي گفت: چند روز سرگردان بودم تا اينكه مطلع شدم خواهر همسرم فوت كرده است؛ بنابراين در خانه يكي از اقوامم در تهران مخفي شدم. عذابوجدان يك لحظه مرا رها نميكرد و از ترس قادر به تسليم شدن نبودم تا سرانجام پليس مرا دستگير كرد.


