رکورد شکنی در المپیک؛ رویکرد فردی یا موفقیت سازمانی؟
روز گذشته، سیامین دوره رقابتهای المپیک تابستانی با خاموش شدن مشعل المپیک در لندن پایان یافت و این پایانی بود بر رؤیاییترین المپیک تاریخ ایرانیان. به دست آوردن دوازده مدال و تصاحب عنوان هفدهم جدول توزیع مدالها، یکی از بهترین نتایج تاریخ ورزش ایرانیها را رقم زد.
اما پرسش اینجاست:
آیا موفقیتها را باید به حساب توسعه ورزش کشورمان گذاشت یا تنها این رویکرد فردی برخی ورزشکاران و تیمها بوده که این نتیجه را رقم زده است؟
برخی این حرکت را در ادامه روند توسعهای ورزش کشور میدانند و مسابقات آسیایی گوانگجو را به عنوان شاهد مثال میآورند که در آن هم تیم کشورمان، نتیجهای دور از انتظار به دست آورد و هم با به دست آوردن بیست مدال طلا، بهترین نتایج خود را در مسابقات آسیایی کسب کرد.
آنان همچنین کسب مدال المپیک در رشتهای مانند پرتاب دیسک را ـ که برای نخستین بار مدالی از آن نصیب ورزشکاران کشورمان میشد ـ یکی دیگر از دلایل توسعه سازمان یافته و با برنامه ورزش کشورمان میدانند.
اما در مقابل، مخالفان اتفاقات لندن ۲۰۱۲ را بیشتر به حساب افراد میگذارند. آنان بر این باورند که اگر ورزش ما سازمان یافته بود، رویدادهایی که برای تیمهای تیراندازی و قایقرانی رخ داد، پیش نمیآمد. آنان میگویند، اگر مدالهای کشتی فرنگی از جمع مدالهای کاروان کشورمان را کسر کنیم، نتیجه به دست آمده، چیز چندان درخوری نیست.
موفقیت احسان حدادی در پرتاب دیسک را هم به حساب تلاشهای فردی خودش میگذارند و اینکه بدون مربی و با هزینه شخصی برای مسابقات آماده شد. آنها معتقدند اگر ورزش ما توسعه یافته بود، در سالهای گذشته نیز این پیروزیها تکرار میشد، نه اینکه تیمهای ورزشی کشورمان، مقطعی و تنها در آوردگاه المپیک به موفقیتهای چشمگیر دست یابند.
نظر شما در این باره چیست؟
* آیا باید موفقیت کاروان ورزشی کشورمان را به حساب توسعه همهجانبه ورزش و مدیریت ورزشیمان بگذاریم، یا آن که این تکستارهها بودند که پرفروغ ظاهر و موجب موفقیت کاروان ورزشی ما شدند؟
* اگر این موفقیتها را به حساب توسعه همهجانبه ورزشی بگذاریم، آیا باید امیدوار باشیم در المپیک برزیل هم نتایجی با این کیفیت به دست آوریم؟
مگر موقعیت بدون برنامه میشه ؟
بله همون المپیک پکن رده 50 دوباره اتفاق می
افتاد
انصافا اگر تیم ایران نتیجه نمی گرفت داد خیلی ها بلند می شد که ای وای مقصر دولت است و چه
ولی حالا که موفقیت نسبی کسب شده تمام آن به حساب موفقیت با رویکرد فردی گذاشته می شود . بابا کینه هم حدی دارد.
واقعا کسی که شبانه روز زیر سخت ترین فشارهای تمرین ، بدون هیچ تفریحی!و از خانواده به دور! حقش فقط 200 سکه است!
تا قبل از همین المپیک آقای وزیر ورزش با افتخار وعده ی 60 سکه ای به مدال آوران طلا داده بودند! در صورتی که این آقا به عنوان وزیر ورزش اصلا خبر نداشتند که در المپیک پکن پاداش 100 سکه ای یرای مدال آوران طلا در نظر گرفته شده یود!!!!(به گواه همان برنامه تلویزیونی ارتباط مستقیم با لندن و مصاحبه آقای فردوسی پور با ایشان) که پس از آن بود که پاداش به 200 سکه ارتقا یافت!!!اما آیا بازهم برای کسی که از زندگی خود برای حداقل یک سال گذشت نموده است200 سکه کافیست!!!
در صورتی که در همین کشور همسایه آذربایجان جایزه نفر اول یک میلیون یورو بود!
والله 200 سکه شاید تو همین محله ی نازی آباد ما (واقع در جنوب شهر تهران) فقط بشه یک خونه 65 متری گرفت اونم نه نوساز!
اگه همهی 12 مدال شانسی و در نتیجه تلاشهای فردی بوده پس نتایج تیم بسکتبال و والیبال چی؟ مگه در دنیای حرفه ای جای برای شانس و تلاش بدون برنامه ریزی وجود داره؟ آیا مربی درجه آقای احسان حدادی به هزینه ی شخصی استخدام شده بود؟
اگر فردی بود تیم وزنه بردای با افردای شرکت می کرد که سن انها بالا بیست سال باشه اگه دقت کنید تمامی افراد از سنین پایه شروع کردن
بوکس کاران کشور ما دیگه زنگ تفریح نیستند واسه بوکسور های دیگر کشورها مقام ششمی بانوی تیر انداز دختر 17 ساله که در قایق رانی شرکت
مگه میشه یک موقیت بدون برنامه باشه
حالا چی شده آقایان دارند با این مدالها پز میدن نمیدونم.
تابناك تو يه منافق به معناي واقعي هستي
به این میگن کار مدیریتی و اصولی و پایه ای.
نه اینکه بعد از 50 سال در کشتی فرنگی.
بعد از 1.000.000 ( یک میلیون ) سال در دو میدانی.
راستی در کشتی آزاد ما چندم شدیم مگه مدعی نبودیم.
اما در سایر رشته ها زیاد موفق نبودیم،در کشتی آزاد و تکواندو،برکناری سرمربیان موفق در چند ماه مانده به المپیک به ما ضربه زد و دیدیم که یوسف کرمی که چند قهرمانی جهان داره چطور مغلوب شد و مهدی تقوی که قهرمان جهان شده بود نتونست حتی یک پیروزی به دست بیاره،چون کار رو از کاردان گرفتن و به آدمایی دادند که از شورای شهر به ورزش برگشته بودند!
سایر رشته ها هم که کلا هیچ وقت مدعی نبودیم و نیستیم،به جز دو میدانی که حدادی عزیز با استعداد مادرزادی خودش موفق شد کاری بکنه کارستان
این موفقیتم فقط به دلیل تک ستاره های ورزش و وجود مردانی مثل آقای بنا بود.
حالا می پرسین دلایلم چیه منطقم بر چیه؟
1- در کشتی آقای بنا یک جنگ و نبرد دو سویه داشته! تربیت و آماده سازی شاگردانش که کار راحتی بوده براش چون هم خودش تخصص لازم رو داره و هم این که خودش و ورزشکارهاش انگیزه و اشتیاق لازم رو.
بنابراین مشکلترین قسمت نبردشون نبرد با افکار و کم کاریه مسئولین بود
ثانیاً عمده موفقیت ما کما فی السابق در کشتی و وزنه برداری محقق شد بنابراین ما رو قوت ها مون باقی بودیم اما رو ضعف هامون باز کار نکردیم
در حالی که موفقیت یعنی حفظ قوت ها و تحول در جبران ضعف ها.
تازه توی تکواندو هم که اصلاً حرفش رو نزن
بنابراین باز توی قوت ها یک پله تنزل داشتیم
مدیران ما متأسفانه متأسفانه کاربلد و دلسوز و فروتن نیستند
ظاهر گرایی، تملق، بی تخصصی ، ریاکاری، عدم در نظر گرفتن رضای خداوند متعال، عدم میهن پرستی توی مدیریت سازمانی ما موج می زنه
یادتونه راهپیمایی المپیکمون چه بی نظمی بود توش. مدیران کاروان رژه رفتند نه ورزشکاران
درست می شه یه روزی به خدا




