پیشنهاد دایی به مجیدی، جباری و خلعتبری؟
طی یک عملیات 24 ساعته علی دایی قدرت خود را به رخ انصاری فرد کشاند تا دوباره نیمکت راه آهن را تصاحب کند.
به گزارش جام نیوز، اتفاقات باشگاه راه آهن طی 24 ساعت اخیر شگفت انگیز و در فوتبال دنیا شاید کم نظیر بوده است.
این که علی دایی به عنوان سرمربی راه آهن چند روز قبل به واسطه احتمال دریافت حکم سرمربیگری پرسپولیس به انصاری فرد و مالکان راه آهن برای ادامه همکاری با این تیم پاسخ منفی می دهد و سپس سرمربی پرسپولیس اعلام می شود و نامی از دایی نیست و راه آهن فروخته می شود و دایی پس از ناامیدی از پرسپولیس به مالکان تازه وارد راه آهن لبیک می گوید و در همین میان انصاری فرد به عنوان مدیر عامل انتخاب دوباره می شود و با یک سرمربی پرتغالی به توافق می رسد و به چند بازیکن زنگ می زند برای همکاری و می فهمد که بهمن دهقان (یار غار دایی) پیش تر با این بازیکنان تماس گرفته و انصاری فرد شاکی می شود و به دفتر مالک جدید می رود و دایی را کنار مالک جدید می بیند و در همان لحظه مالک جدید به او می گوید بی خیال سرمربی پرتغالی شو، چون ما دایی را می خواهیم سرمربی کنیم و انصاری فرد ناراحت می شود و استعفا می دهد.
نفسمان گرفت. اما این اتفاقات آن قدر به سرعت و عجیب رخ داد و به قول دایی «کجای دنیا این اتفاقات می افتد» که نتوانستیم حتی برای نفس گیری یک نقطه بین جملات بگذاریم.
اما این اتفاقات افتاده، انصاری فرد چه موفق، چه ناموفق، چه با کارنامه، چه بی کارنامه قربانی انتخاب دایی توسط خودش شد.
مثل شهریاری صبا و حبیب کاشانی پرسپولیس.
تمام این نفرات خودشان دایی را به تیمشان بردند اما در نهایت مجبور شدند بروند تا او به حیاتش ادامه دهد! بگذریم خبرها مهمتر از این اتفاقاتی است که کمتر به چشم آمده یا بعضی ها نمی خواهند کمتر به چشم بیاید.
دیروز یک خبر جذاب گرفتیم مبنی بر این که علی دایی از طریق دوستان نزدیک و همیشگی اش با چند بازیکن صاحب نام تماس گرفته است.
راست و دروغش به گردن راوی، اما شنیدیم که نزدیکان دایی از طرف او با محمد رضا خلعتبری، فرهاد مجیدی و مجتبی جباری تماس گرفته اند و این جمله را به صورت مشترک به آن ها گفته اند: «سلام ... علی آقا پیغام داده، داداش بیا راه آهن. همه چیز حله، خودم هم هستم. پول هم هست. فقط بگو چقدر می گیری داداش!»
این که این انتقال ها انجام می شود یا نه، بر ما پوشیده است. اما گفتیم این خبر را داشته باشید تا اگر فردا روزی این امر محقق شد نگویید از 90 بعید بود. همین!


