فكر نميكردم آن دختر كشته شود
کد خبر: ۲۵۶۵۷۱
| | 6270 بازدید
دارا، پسر 20سالهاي كه متهم است دختر جواني به نام تينا را با انگيزه سرقت خودرواش به قتل رسانده عصر روز شنبه توسط ماموران پلس آگاهي تهران بزرگ و تحت تدابير امنيتي به محل حادثه برده شد تا صحنه قتل را بازسازي كند.
به گزارش شرق خودرويي كه متهم سوار آن بود ساعت 18:45 دقيقه به محل جنايت در خيابان هشتم گاندي رسيد و سپس دارا در برابر جمعيت زيادي از مردم كه براي تماشا در محل حضور داشتند و همچنين مقامات پليس آگاهي و خبرنگاران جزييات حادثه را شرح داد. دارا هنگام بازسازي صحنه گفت: «در خيابان بالايي محل حادثه كافيشاپي است كه آن روز در آنجا نشستم و با دوستانم شيشه مصرف كردم و بعد از آن هم با دختر مورد علاقهام قرار گذاشتم تا با هم بيرون برويم. به همين دليل دوستانم را ترك كردم و وارد اين كوچه (خيابان هشتم گاندي) شدم تا از پلههاي انتهاي آن به سمت خانه بروم. به مادرم تلفن كردم و از او ماشينش را خواستم ولي او گفت نميتواند ماشين را به من بدهد. داخل كوچه كه شدم پژو206 نقرهاي كه رانندهاش يك خانم بود داخل پيچيد و وسط كوچه ايستاد. ميخواست پارك كند. آينهاش به ماشين بغلي خورد. آن دختر نميتوانست درست پارك كند. پياده شد و از من كمك خواست. او ميخواست به كلاس زبان برود و خيلي هم عجله داشت.»
متهم به قتل ادامه داد: «من پشت فرمان نشستم و خانم صاحب ماشين فاصله گرفت. همان موقع موبايلش زنگ خورد و عقب آمد. من هم حالم بد بود و استرس شديدي داشتم. دو، سه شب هم بود نخوابيده بودم. اين فكر به سرم زد كه ماشين را بدزدم و سر قرار بروم. دنده عقب گرفتم. مقتول هنوز با تلفن صحبت ميكرد. او ناگهان به وسط كوچه آمد. همان لحظه من هم به عقب رفتم و گلگير سمت راست به پاي مقتول خورد و او زمين افتاد. مردم زيادي در كوچه بودند و با ديدن اين صحنه به سمتم هجوم آوردند. من هم ترسيدم و سرعتم را بيشتر كردم. مقتول سرش به ماشين بغلي يا زمين اصابت كرد. دقيقا نگاه نميكردم چون داشتم عقب را ميديدم. همانطور مسيرم را ادامه دادم و وارد خيابان وليعصر شدم. مردم دنبالم بودند و به ماشين مشت و لگد ميزدند. گفتم اگر بايستم جانم در خطر است براي همين تصميم گرفتم فرار كنم. يك پرايد نقرهاي دنبالم آمد ولي من وارد خيابان توانير شدم و بعد به بزرگراه حكيم رفتم و فرار كردم.»
سرهنگ عباسعلي محمديان، رييس پليس آگاهي تهران بزرگ بعد از اتمام اظهارات متهم و بازسازي صحنه جرم بين خبرنگاران حاضر شد و گفت: عامل جنايت خيابان گاندي بهزودي محاكمه و مجازات ميشود. آنچه كه مسلم است دادستان تهران و سرپرست دادسراي ناحيه 27 تصميم دارند پرونده در كوتاهترين زمان رسيدگي شود و اين متهم هم به مجازات خود برسد. خانواده مقتول هم خواستار مجازات قاتل در كوتاهترين زمان هستند. او ادامه داد: در اين پرونده مقتول با اين تصور كه متهم با انگيزه نوعدوستي قصد كمك به او را دارد اين اجازه را به او داد كه پشت فرمان خودرو قرار بگيرد اما متهم دست به چنين عملي زد و دختر جوان يك روز بعد در بيمارستان جان سپرد. ماموران پليس آگاهي پس از اطلاع از اين جنايت تحقيقات شبانهروزي را در اين رابطه آغاز كردند و با وجود اينكه سرنخ بسيار كمي از متهم در دست داشتيم در كمتر از دو ماه موفق به دستگيري او در حاشيه تهران شديم.
سرهنگ محمديان در پايان تاكيد كرد: در تحقيقات انجامشده مشخص شد متهم به نحوي آسيبديده اجتماع است و متاسفانه بيتوجهي والدين باعث گرايش او به اعتياد شده و همچنين سرقتهايي كه اين جوان انجام داده به دليل اعتياد بوده است. در پايان اين مراسم پدر مقتول گفتههاي خود مبني بر حرفهاي بودن دخترش در رانندگي را تكرار كرد و اعترافات متهم را دروغ دانست و گفت: ماجرا به نحوه ديگري بود چون قبل از اينكه دخترم فوت كند من به او رسيدم و او ماجرا را در آمبولانس برايم شرح داد. متهم به دختر من گفته بود صاحب ماشين عقبي است و به اين بهانه كه دخترم به خودرو او زده است تينا را از ماشين پايين آورد و بعد پشت فرمان پريد و باقي حوادث پيش آمد.
گفتوگو با متهم به قتل
دارا در حاشيه مراسم بازسازي صحنه در گفتوگويي كوتاه به سوالات خبرنگار ما پاسخ داد.
چند خواهر و برادر داري؟
تكفرزند هستم. پدر و مادرم هم جدا شدهاند.
سابقهداري؟
چهار سابقه دارم. مواد مخدر و سرقت داخل خودرو. چهار سال است معتاد شدهام.
چطور شد معتاد شدي؟ اولين روزي را كه مواد مصرف كردي به خاطر داري؟
16 سالم بود، در كافيشاپ همين كوچه بالايي نشسته بوديم كه دوستم گفت چيزي دارد كه اگر بكشم حالم را خوب و به قول معروف فازم را عوض ميكند. او مواد را داد و من هم كشيدم.
فكر ميكردي روزي به اتهام قتل دستگير شوي؟
اصلا. چون من فكر كردم اتفاقي نيفتاده و آن دختر فقط يك كوفتگي ساده دارد. اصلا تصور نميكردم او بميرد چون خيلي آرام به ماشين خورد. سرعت خيلي كم بود. در فاصله اين چند متر مگر من چقدر ميتوانستم با ماشين او سرعت بگيرم كه باعث مرگ شود؟ خيلي سرعتم كم بود.
چرا نايستادي تا ببيني چه شده است؟
ميخواستم اين كار را بكنم اما مردم زيادی هجوم آوردند. خيلي ترسيدم.
بعد از فرار كجا رفتي؟
رفتم پارك پرديسان و ماجرا را براي دوست دخترم توضيح دادم و گفتم صددرصد دنبال من ميگردند. بعد به خيابان شريعتي رفتيم و ماشين را پارك كردم و به كن رفتيم.
ميداني پدر و مادر مقتول به خواسته دخترشان اعضاي بدن او را اهدا كردهاند؟
نه نميدانم. الان هم نميتوانم به پدر مقتول نگاه كنم.
چطور دستگير شدي؟
بعد از آن ماجرا تصميم گرفتم ترك كنم. به یک كمپ ترك اعتياد در كرج رفتم كه دستگير شدم. تا آن موقع نميدانستم آن دختر مرده است.
به گزارش شرق خودرويي كه متهم سوار آن بود ساعت 18:45 دقيقه به محل جنايت در خيابان هشتم گاندي رسيد و سپس دارا در برابر جمعيت زيادي از مردم كه براي تماشا در محل حضور داشتند و همچنين مقامات پليس آگاهي و خبرنگاران جزييات حادثه را شرح داد. دارا هنگام بازسازي صحنه گفت: «در خيابان بالايي محل حادثه كافيشاپي است كه آن روز در آنجا نشستم و با دوستانم شيشه مصرف كردم و بعد از آن هم با دختر مورد علاقهام قرار گذاشتم تا با هم بيرون برويم. به همين دليل دوستانم را ترك كردم و وارد اين كوچه (خيابان هشتم گاندي) شدم تا از پلههاي انتهاي آن به سمت خانه بروم. به مادرم تلفن كردم و از او ماشينش را خواستم ولي او گفت نميتواند ماشين را به من بدهد. داخل كوچه كه شدم پژو206 نقرهاي كه رانندهاش يك خانم بود داخل پيچيد و وسط كوچه ايستاد. ميخواست پارك كند. آينهاش به ماشين بغلي خورد. آن دختر نميتوانست درست پارك كند. پياده شد و از من كمك خواست. او ميخواست به كلاس زبان برود و خيلي هم عجله داشت.»
متهم به قتل ادامه داد: «من پشت فرمان نشستم و خانم صاحب ماشين فاصله گرفت. همان موقع موبايلش زنگ خورد و عقب آمد. من هم حالم بد بود و استرس شديدي داشتم. دو، سه شب هم بود نخوابيده بودم. اين فكر به سرم زد كه ماشين را بدزدم و سر قرار بروم. دنده عقب گرفتم. مقتول هنوز با تلفن صحبت ميكرد. او ناگهان به وسط كوچه آمد. همان لحظه من هم به عقب رفتم و گلگير سمت راست به پاي مقتول خورد و او زمين افتاد. مردم زيادي در كوچه بودند و با ديدن اين صحنه به سمتم هجوم آوردند. من هم ترسيدم و سرعتم را بيشتر كردم. مقتول سرش به ماشين بغلي يا زمين اصابت كرد. دقيقا نگاه نميكردم چون داشتم عقب را ميديدم. همانطور مسيرم را ادامه دادم و وارد خيابان وليعصر شدم. مردم دنبالم بودند و به ماشين مشت و لگد ميزدند. گفتم اگر بايستم جانم در خطر است براي همين تصميم گرفتم فرار كنم. يك پرايد نقرهاي دنبالم آمد ولي من وارد خيابان توانير شدم و بعد به بزرگراه حكيم رفتم و فرار كردم.»
سرهنگ عباسعلي محمديان، رييس پليس آگاهي تهران بزرگ بعد از اتمام اظهارات متهم و بازسازي صحنه جرم بين خبرنگاران حاضر شد و گفت: عامل جنايت خيابان گاندي بهزودي محاكمه و مجازات ميشود. آنچه كه مسلم است دادستان تهران و سرپرست دادسراي ناحيه 27 تصميم دارند پرونده در كوتاهترين زمان رسيدگي شود و اين متهم هم به مجازات خود برسد. خانواده مقتول هم خواستار مجازات قاتل در كوتاهترين زمان هستند. او ادامه داد: در اين پرونده مقتول با اين تصور كه متهم با انگيزه نوعدوستي قصد كمك به او را دارد اين اجازه را به او داد كه پشت فرمان خودرو قرار بگيرد اما متهم دست به چنين عملي زد و دختر جوان يك روز بعد در بيمارستان جان سپرد. ماموران پليس آگاهي پس از اطلاع از اين جنايت تحقيقات شبانهروزي را در اين رابطه آغاز كردند و با وجود اينكه سرنخ بسيار كمي از متهم در دست داشتيم در كمتر از دو ماه موفق به دستگيري او در حاشيه تهران شديم.
سرهنگ محمديان در پايان تاكيد كرد: در تحقيقات انجامشده مشخص شد متهم به نحوي آسيبديده اجتماع است و متاسفانه بيتوجهي والدين باعث گرايش او به اعتياد شده و همچنين سرقتهايي كه اين جوان انجام داده به دليل اعتياد بوده است. در پايان اين مراسم پدر مقتول گفتههاي خود مبني بر حرفهاي بودن دخترش در رانندگي را تكرار كرد و اعترافات متهم را دروغ دانست و گفت: ماجرا به نحوه ديگري بود چون قبل از اينكه دخترم فوت كند من به او رسيدم و او ماجرا را در آمبولانس برايم شرح داد. متهم به دختر من گفته بود صاحب ماشين عقبي است و به اين بهانه كه دخترم به خودرو او زده است تينا را از ماشين پايين آورد و بعد پشت فرمان پريد و باقي حوادث پيش آمد.
گفتوگو با متهم به قتل
دارا در حاشيه مراسم بازسازي صحنه در گفتوگويي كوتاه به سوالات خبرنگار ما پاسخ داد.
چند خواهر و برادر داري؟
تكفرزند هستم. پدر و مادرم هم جدا شدهاند.
سابقهداري؟
چهار سابقه دارم. مواد مخدر و سرقت داخل خودرو. چهار سال است معتاد شدهام.
چطور شد معتاد شدي؟ اولين روزي را كه مواد مصرف كردي به خاطر داري؟
16 سالم بود، در كافيشاپ همين كوچه بالايي نشسته بوديم كه دوستم گفت چيزي دارد كه اگر بكشم حالم را خوب و به قول معروف فازم را عوض ميكند. او مواد را داد و من هم كشيدم.
فكر ميكردي روزي به اتهام قتل دستگير شوي؟
اصلا. چون من فكر كردم اتفاقي نيفتاده و آن دختر فقط يك كوفتگي ساده دارد. اصلا تصور نميكردم او بميرد چون خيلي آرام به ماشين خورد. سرعت خيلي كم بود. در فاصله اين چند متر مگر من چقدر ميتوانستم با ماشين او سرعت بگيرم كه باعث مرگ شود؟ خيلي سرعتم كم بود.
چرا نايستادي تا ببيني چه شده است؟
ميخواستم اين كار را بكنم اما مردم زيادی هجوم آوردند. خيلي ترسيدم.
بعد از فرار كجا رفتي؟
رفتم پارك پرديسان و ماجرا را براي دوست دخترم توضيح دادم و گفتم صددرصد دنبال من ميگردند. بعد به خيابان شريعتي رفتيم و ماشين را پارك كردم و به كن رفتيم.
ميداني پدر و مادر مقتول به خواسته دخترشان اعضاي بدن او را اهدا كردهاند؟
نه نميدانم. الان هم نميتوانم به پدر مقتول نگاه كنم.
چطور دستگير شدي؟
بعد از آن ماجرا تصميم گرفتم ترك كنم. به یک كمپ ترك اعتياد در كرج رفتم كه دستگير شدم. تا آن موقع نميدانستم آن دختر مرده است.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


