8 ميليون جوان آماده ازدواج اما ...
مريم نظری
کد خبر: ۲۵۵۳۱۱
| | 5325 بازدید
نگاهي به آمار سالهاي گذشته نشان مي دهد كه ميانگين سن ازدواج ايراني ها 6 سال افزايش داشته است و امروز 8 ميليون جوان ايراني در شرايط ازدواج هستند و ترجيح دادهاند فعلا مجرد بمانند. دليلش را توقعات بالاي جوانان بدانيم يا بيكاري و عدم مسئوليت پذيري، انگار دهه 90 قرار است دهه اي براي معضل به تاخير افتادن ازدواج جوانان ايراني باشد. اين يعني ميليون ها پدر و مادر، هنگام نگاه كردن به جوان مجردشان نگراني در چشم هايشان موج مي زند. براي پدران و مادراني كه فرزند دختر دارند ماجرا پيچيده تر است، چرا كه بر اساس عرف ايرانيها، دختران بايد منتظر بمانند تا بالاخره روزي مردي رويايي سوار بر اسب سپيد در قامت خواستگار زنگ خانه آنها را به صدا درآورد. آرزويي كه براي بسياري از دختران هنوز تحقق نيافته ، چراكه جامعه شناسان مي گويند بسياري از پسران جوان نميخواهند زير بار مسئوليت بروند.
پيش از اين صاحبنظران همگي بر وجود مشكلات اقتصادي به عنوان يكي از عوامل به تعويق افتادن ازدواج تاكيد كرده اند اما علاوه برآن نسبت به دخالت عوامل فرهنگي و عدم آمادگي رواني براي ازدواج نيز هشدار داده اند. به همه اينها توقعات بالا را هم اضافه كنيد. نتيجه ميشود افزايش سال به سال ميانگين سن ازدواج كه همچنان سير افزايشي را در كشور ما ميپيمايد. محمدباقر پيشنمازي معاون فرهنگی و تربیتی وزیر ورزش و جوانان، يكي از افرادي است كه معضلات فرهنگي را مهمترين عامل بالا رفتن سن ازدواج مي داند. او مدتي پيش در گفتوگو با همشهري آيه گفته بود:« بخشی از دغدغهها، دغدغهای اقتصادی است اما تحقیقات انجام شده نشان میدهد که علل فرهنگی بر علل اقتصادی غلبه دارند. اگر چنین مسئلهای درست باشد، باید در مناطقی که افراد دارای رفاه اقتصادی بیشتری هستند و درآمد بالاتری دارند سن ازدواج پایینتر باشد، در صورتیکه اتفاقا برعکس است؛ یعنی در همین موقعیتها علاقه کمتری به ازدواج وجود دارد، زیرا بسیاری از شيرينيهای ازدواج قبل از ازدواج چشیده شدهاند؛ دقیقا برخلاف آن چیزی که خداوند مقدر کرده.
البته مشکلات اقتصادی را انکار نمیکنم اما بپذیرید که اگر انگیزه ازدواج وجود داشته باشد، با شرایط ساده هم میتوان ازدواج کرد.» با اين حال، روز گذشته دكتر محمد اسماعيل مطلق رئيس دفتر سلامت جمعيت، خانواده و مدارس وزارت بهداشت با ابراز نگراني از افزايش سن ازدواج در كشور گفت:«8 ميليون جوان در كشور آماده ازدواجند. دولت بايد مسئله مسكن و اشتغال آنها را حل كند و خانوادهها نيز بايد از نظر فرهنگي و عاطفي كمك كنند تا اين جوانان ازدواج كنند. خيرين نيز از نظر مالي كمك كنند تا جوانان براي ازدواج مشكل نداشته باشند.» به گفته او:«پيش از اين ميانگين سن ازدواج 21سال بود كه اكنون به 27 سال رسيده است. همچنين فاصله فرزندآوري پس از ازدواج بسيار طولاني شده است.»
ايران، كشوري اسلامي است و بنابر روايات، مسلمانان دينشان كامل نمي شود مگر با ازدواج. حجت الاسلام تاجلنگرودي دراينباره به تهران امروز ميگويد:«روایتهای بسیاری داریم که ازدواج در سنين پایین را توصیه میکنند.مرحوم مجلسی در بحارالانوار از یکی از ائمه معصوم روایت میکند افرادی که در سن کم ازدواج میکنند، شیطان را به ضجه میاندازند؛ چون با ازدواج دین انسان کامل میشود. صرف نظر از روایتها، ازدواج در سنین جوانی، انسان را از بسیاری از بلاها دور میکند.» او در ادامه به بررسي اين موضوع از نظر اجتماعي مي پردازد و ميگويد:«اگر بخواهیم از نظر اجتماعی این موضوع را بررسی کنیم، فکر میکنم یکی از دلایل اصلی این تاخیرها را باید در پدران و مادران و ارزشهای پوچی که بر اساس آنها برای فرزندانشان تصمیم میگیرند جستوجو کرد.
من بارها از پدرانی که به بهانههایی مثل نداشتن خانه و ماشین، راه خواستگار دخترشان را برای ازدواج سد میکنند سوال کردم وقتی خودتان ازدواج کردید، خانه و ماشین داشتید؟ پاسخ بیش از نیمی از آنان به این سوال منفی بود و عوض شدن زمانه و ضرورت داشتن این امکانات در جامعه امروز را توجیهی برای سختگیریهایشان میدانند.»
اگر تعدادشان زياد نباشد، كم هم نيستند! پسراني كه خدمت سربازي نرفته اند و به گفته دکتر سید حسن حسینی، رئیس گروه مطالعات اجتماعی دانشگاه تهران، به همين دليل از ازدواج محروم شده اند. او مي گويد:«خدمت سربازی وقفهای در دوران جوانی پسران ایجاد میکند که بهقول خودشان آنها را دو سال از زندگی عادی عقب میاندازد و شاید بسیاری از پسران از زیر بار سربازی شانه خالی کنند اما کارت پایان خدمت یکی از شروط اصلی والدین دختر برای رضایت به ازدواج است و آمارهای بسیاری در دست است که نشان میدهد بسیاری از پسران بهدلیل نداشتن کارت پایان خدمت، اجازه ازدواج برایشان صادر نمیشود.»
اما او به موارد ديگري هم اشاره مي كند:«تامين مخارج زندگی مشترک تنها با داشتن یک شغل مناسب با درآمد مکفی و در مرحله بعد داشتن امنیت شغلی تامین میشود. اما مطالعات نشان میدهد نداشتن شغل مناسب و استرسی که جوانان برای پیدا کردن آن دارند، در اولویتهای اول برای منع ازدواج قرار گرفته اند.» همين كه حرف از زندگي مشترك به ميان مي آيد، همه از داشته هاي پسر مي پرسند. خانه، ماشين، درآمد ماهانه و...به گفته دكتر حسيني:«مسکن نخستین شرط خانمها برای شروع یک زندگی مشترک است. اگر این تغییر و خواسته را کنار شرایط وخیم مسکن قرار دهیم، مسکن را در یک تحلیل منطقی میتوانیم در ردیف اصلیترین دلیل تاخیر در ازدواج پسران بدانیم. این روزها پیدا کردن یک خانه کوچک در وسط شهر سرمایهای بیش از ۳۰میلیون تومان میطلبد و تهیه این پول برای بسیاری از جوانان مقدور نیست.»
يك دليل مهم ؛ روابط پيش از ازدواج
در سال هاي گذشته برخي جامعهشناسان و روانشناسان نسبت به روابط دختران و پسران در جامعه هشدار دادهاند. اتفاقي كه به گفته آنها بر به تاخير افتادن ازدواج موثر است. دکتر امیر حسین بانکی عضو هیات علمی دانشگاه اصفهان نيز در گفت و گو با تهران امروز بيشترين تقصيرها را به گردن معضلات فرهنگي مي اندازد. او ميگويد:«در گذشته ازدواج بدون رابطه قبلي صورت ميگرفت اما متاسفانه پسران جوان امروزي به دليل برقراري روابط پيش از ازدواج، سلايق و توقعاتشان تغيير كرده است.»
محمدباقر پيشنمازي معاون وزیر ورزش و جوانان نيز با اين نظر موافق است. او مي گويد:«اما بهنظر میرسد بعضی از افراد، جاذبهها و شیرینیهای بعد از ازدواج را قبل از ازدواج تجربه میکنند. به همین دليل است كه ازدواج برایشان جذابيتی ندارد و علاقه به ازدواج هم کاهش میيابد. میانگین سن ازدواج بین روستاها، شهرهای کوچک و کلانشهرها نشان میدهد هرچه از محیطهای کوچک بهسمت محیطهای بزرگتر میرویم، سن ازدواج افزایش پیدا میکند. درواقع در محیطهایی که نظارت بیشتری وجود دارد، پایبندی به اصول و اخلاق بیشتر است، حدود بهتر رعایت میشوند و اشتیاق به ازدواج هم بیشتر است.» اما دكتر بانكي در ادامه عوامل تاثيرگذار ديگري را نيز برمي شمارد كه عدم آموختن مهارت هاي زندگي به جوانان در صدر آن ها قرار دارد:«پسران اين نسل براي عهده دار شدن مسئوليت زندگي تربيت نشده اند و دلشان نمي خواهد زير بار مسئوليت زندگي بروند. از آن طرف هم دختران هم حاضر نيستند توقعات خود را پايين بياورند تا زندگي مشترك شكل گيرد.»
دختران تغيير كرده اند
هيچكس نمي تواند منكر تغيير دختران اين نسل با مادران و مادربزرگهايشان باشد. اين روزها دختران درس خوانده اند و با فشار دادن چند دكمه به دنيايي از اطلاعات در دنياي مجازي متصل مي شوند، اتفاقي كه نگرش دختران را به زندگي تغيير داده است. دكتر حسيني ميگويد:«تحصیلات باعث میشود که دختران نسبت به مطالبات قانونی خود آگاهی پیدا کنند و تن به ازدواج با هر کسی ندهند. از سوي دیگر با ورود آنان به دانشگاهها و کسب مقام و مرتبه علمی، سقف آرزوهایشان برای انتخاب همسر بلندتر میشود و وسواس بیشتری بهخرج میدهند. همه این دلایل که نتیجه ورود زنان به دانشگاههاست، باعث شده است سن ازدواج در دختران هر روز بالاتر برود.» اما اين همه ماجرا نيست.
دختران پس از تحصيل مي خواهند كار كنند. اتفاقي كه بسياري از زنان در نسلهاي گذشته در خواب هم نمي ديدند. دكتر حسيني مي گويد:«در سالهاي گذشته به دلیل وجود برخی هنجارها و ارزشهای سنتی، فرصت ورود زنان در اجتماع و فعالیتهای اجتماعی شان کم بود و بسیاری از دختران برای فرار از محدودیتهای خانه پدری، بدون در نظر گرفتن بسیاری از ملاکها تن به ازدواج میدادند اما این روند امروز تغییر کرده و در بسیاری از موقعیتهای شغلی، زنان از مردان پیشی گرفتهاند و تعداد زنان شاغل هر روز بیش از پيش میشود. نتیجه اینکه دیگر محدودیتی نیست که دختران برای فرار از آن تن به ازدواج دهند و شاید بسیاری از آنان، تجرد را به تاهل ترجیح دهند.» گذشته از آن نيازهای مالی دختران بعد از ورود به عرصه کار کاهش می يابد و این استقلال مالی نیز دلیلی برای سخت شدن انتخاب آنان می شود.
منبع: تهران امروز
پيش از اين صاحبنظران همگي بر وجود مشكلات اقتصادي به عنوان يكي از عوامل به تعويق افتادن ازدواج تاكيد كرده اند اما علاوه برآن نسبت به دخالت عوامل فرهنگي و عدم آمادگي رواني براي ازدواج نيز هشدار داده اند. به همه اينها توقعات بالا را هم اضافه كنيد. نتيجه ميشود افزايش سال به سال ميانگين سن ازدواج كه همچنان سير افزايشي را در كشور ما ميپيمايد. محمدباقر پيشنمازي معاون فرهنگی و تربیتی وزیر ورزش و جوانان، يكي از افرادي است كه معضلات فرهنگي را مهمترين عامل بالا رفتن سن ازدواج مي داند. او مدتي پيش در گفتوگو با همشهري آيه گفته بود:« بخشی از دغدغهها، دغدغهای اقتصادی است اما تحقیقات انجام شده نشان میدهد که علل فرهنگی بر علل اقتصادی غلبه دارند. اگر چنین مسئلهای درست باشد، باید در مناطقی که افراد دارای رفاه اقتصادی بیشتری هستند و درآمد بالاتری دارند سن ازدواج پایینتر باشد، در صورتیکه اتفاقا برعکس است؛ یعنی در همین موقعیتها علاقه کمتری به ازدواج وجود دارد، زیرا بسیاری از شيرينيهای ازدواج قبل از ازدواج چشیده شدهاند؛ دقیقا برخلاف آن چیزی که خداوند مقدر کرده.
البته مشکلات اقتصادی را انکار نمیکنم اما بپذیرید که اگر انگیزه ازدواج وجود داشته باشد، با شرایط ساده هم میتوان ازدواج کرد.» با اين حال، روز گذشته دكتر محمد اسماعيل مطلق رئيس دفتر سلامت جمعيت، خانواده و مدارس وزارت بهداشت با ابراز نگراني از افزايش سن ازدواج در كشور گفت:«8 ميليون جوان در كشور آماده ازدواجند. دولت بايد مسئله مسكن و اشتغال آنها را حل كند و خانوادهها نيز بايد از نظر فرهنگي و عاطفي كمك كنند تا اين جوانان ازدواج كنند. خيرين نيز از نظر مالي كمك كنند تا جوانان براي ازدواج مشكل نداشته باشند.» به گفته او:«پيش از اين ميانگين سن ازدواج 21سال بود كه اكنون به 27 سال رسيده است. همچنين فاصله فرزندآوري پس از ازدواج بسيار طولاني شده است.»
ايران، كشوري اسلامي است و بنابر روايات، مسلمانان دينشان كامل نمي شود مگر با ازدواج. حجت الاسلام تاجلنگرودي دراينباره به تهران امروز ميگويد:«روایتهای بسیاری داریم که ازدواج در سنين پایین را توصیه میکنند.مرحوم مجلسی در بحارالانوار از یکی از ائمه معصوم روایت میکند افرادی که در سن کم ازدواج میکنند، شیطان را به ضجه میاندازند؛ چون با ازدواج دین انسان کامل میشود. صرف نظر از روایتها، ازدواج در سنین جوانی، انسان را از بسیاری از بلاها دور میکند.» او در ادامه به بررسي اين موضوع از نظر اجتماعي مي پردازد و ميگويد:«اگر بخواهیم از نظر اجتماعی این موضوع را بررسی کنیم، فکر میکنم یکی از دلایل اصلی این تاخیرها را باید در پدران و مادران و ارزشهای پوچی که بر اساس آنها برای فرزندانشان تصمیم میگیرند جستوجو کرد.
من بارها از پدرانی که به بهانههایی مثل نداشتن خانه و ماشین، راه خواستگار دخترشان را برای ازدواج سد میکنند سوال کردم وقتی خودتان ازدواج کردید، خانه و ماشین داشتید؟ پاسخ بیش از نیمی از آنان به این سوال منفی بود و عوض شدن زمانه و ضرورت داشتن این امکانات در جامعه امروز را توجیهی برای سختگیریهایشان میدانند.»
اگر تعدادشان زياد نباشد، كم هم نيستند! پسراني كه خدمت سربازي نرفته اند و به گفته دکتر سید حسن حسینی، رئیس گروه مطالعات اجتماعی دانشگاه تهران، به همين دليل از ازدواج محروم شده اند. او مي گويد:«خدمت سربازی وقفهای در دوران جوانی پسران ایجاد میکند که بهقول خودشان آنها را دو سال از زندگی عادی عقب میاندازد و شاید بسیاری از پسران از زیر بار سربازی شانه خالی کنند اما کارت پایان خدمت یکی از شروط اصلی والدین دختر برای رضایت به ازدواج است و آمارهای بسیاری در دست است که نشان میدهد بسیاری از پسران بهدلیل نداشتن کارت پایان خدمت، اجازه ازدواج برایشان صادر نمیشود.»
اما او به موارد ديگري هم اشاره مي كند:«تامين مخارج زندگی مشترک تنها با داشتن یک شغل مناسب با درآمد مکفی و در مرحله بعد داشتن امنیت شغلی تامین میشود. اما مطالعات نشان میدهد نداشتن شغل مناسب و استرسی که جوانان برای پیدا کردن آن دارند، در اولویتهای اول برای منع ازدواج قرار گرفته اند.» همين كه حرف از زندگي مشترك به ميان مي آيد، همه از داشته هاي پسر مي پرسند. خانه، ماشين، درآمد ماهانه و...به گفته دكتر حسيني:«مسکن نخستین شرط خانمها برای شروع یک زندگی مشترک است. اگر این تغییر و خواسته را کنار شرایط وخیم مسکن قرار دهیم، مسکن را در یک تحلیل منطقی میتوانیم در ردیف اصلیترین دلیل تاخیر در ازدواج پسران بدانیم. این روزها پیدا کردن یک خانه کوچک در وسط شهر سرمایهای بیش از ۳۰میلیون تومان میطلبد و تهیه این پول برای بسیاری از جوانان مقدور نیست.»
يك دليل مهم ؛ روابط پيش از ازدواج
در سال هاي گذشته برخي جامعهشناسان و روانشناسان نسبت به روابط دختران و پسران در جامعه هشدار دادهاند. اتفاقي كه به گفته آنها بر به تاخير افتادن ازدواج موثر است. دکتر امیر حسین بانکی عضو هیات علمی دانشگاه اصفهان نيز در گفت و گو با تهران امروز بيشترين تقصيرها را به گردن معضلات فرهنگي مي اندازد. او ميگويد:«در گذشته ازدواج بدون رابطه قبلي صورت ميگرفت اما متاسفانه پسران جوان امروزي به دليل برقراري روابط پيش از ازدواج، سلايق و توقعاتشان تغيير كرده است.»
محمدباقر پيشنمازي معاون وزیر ورزش و جوانان نيز با اين نظر موافق است. او مي گويد:«اما بهنظر میرسد بعضی از افراد، جاذبهها و شیرینیهای بعد از ازدواج را قبل از ازدواج تجربه میکنند. به همین دليل است كه ازدواج برایشان جذابيتی ندارد و علاقه به ازدواج هم کاهش میيابد. میانگین سن ازدواج بین روستاها، شهرهای کوچک و کلانشهرها نشان میدهد هرچه از محیطهای کوچک بهسمت محیطهای بزرگتر میرویم، سن ازدواج افزایش پیدا میکند. درواقع در محیطهایی که نظارت بیشتری وجود دارد، پایبندی به اصول و اخلاق بیشتر است، حدود بهتر رعایت میشوند و اشتیاق به ازدواج هم بیشتر است.» اما دكتر بانكي در ادامه عوامل تاثيرگذار ديگري را نيز برمي شمارد كه عدم آموختن مهارت هاي زندگي به جوانان در صدر آن ها قرار دارد:«پسران اين نسل براي عهده دار شدن مسئوليت زندگي تربيت نشده اند و دلشان نمي خواهد زير بار مسئوليت زندگي بروند. از آن طرف هم دختران هم حاضر نيستند توقعات خود را پايين بياورند تا زندگي مشترك شكل گيرد.»
دختران تغيير كرده اند
هيچكس نمي تواند منكر تغيير دختران اين نسل با مادران و مادربزرگهايشان باشد. اين روزها دختران درس خوانده اند و با فشار دادن چند دكمه به دنيايي از اطلاعات در دنياي مجازي متصل مي شوند، اتفاقي كه نگرش دختران را به زندگي تغيير داده است. دكتر حسيني ميگويد:«تحصیلات باعث میشود که دختران نسبت به مطالبات قانونی خود آگاهی پیدا کنند و تن به ازدواج با هر کسی ندهند. از سوي دیگر با ورود آنان به دانشگاهها و کسب مقام و مرتبه علمی، سقف آرزوهایشان برای انتخاب همسر بلندتر میشود و وسواس بیشتری بهخرج میدهند. همه این دلایل که نتیجه ورود زنان به دانشگاههاست، باعث شده است سن ازدواج در دختران هر روز بالاتر برود.» اما اين همه ماجرا نيست.
دختران پس از تحصيل مي خواهند كار كنند. اتفاقي كه بسياري از زنان در نسلهاي گذشته در خواب هم نمي ديدند. دكتر حسيني مي گويد:«در سالهاي گذشته به دلیل وجود برخی هنجارها و ارزشهای سنتی، فرصت ورود زنان در اجتماع و فعالیتهای اجتماعی شان کم بود و بسیاری از دختران برای فرار از محدودیتهای خانه پدری، بدون در نظر گرفتن بسیاری از ملاکها تن به ازدواج میدادند اما این روند امروز تغییر کرده و در بسیاری از موقعیتهای شغلی، زنان از مردان پیشی گرفتهاند و تعداد زنان شاغل هر روز بیش از پيش میشود. نتیجه اینکه دیگر محدودیتی نیست که دختران برای فرار از آن تن به ازدواج دهند و شاید بسیاری از آنان، تجرد را به تاهل ترجیح دهند.» گذشته از آن نيازهای مالی دختران بعد از ورود به عرصه کار کاهش می يابد و این استقلال مالی نیز دلیلی برای سخت شدن انتخاب آنان می شود.
منبع: تهران امروز
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


