تغيير در رويكرد ايران و آينده مذاكرات هستهاي
پیش از این، در یادداشتی۱ گفته شد که مهمترین علت دست نیافتن به توافق در مذاکرات هستهای میان جمهوری اسلامی ایران و گروه ۱+۵، وجود شکاف عمیق در مبانی ذهنی و تفاوت در رویکردهای طرفین نسبت به موضوعات و مسائل بینالمللی، به ویژه حقوق، امنیت و سازمانهای بینالمللی است و اشاره شد تا هنگامی که فاصله میان برداشتهای ذهنی متفاوت و شکاف میان رویکردهای مذاکراتی طرفین کاهش نیابد، دسترسی به توافق در آینده نیز دشوار خواهد بود.
در واقع تا پیش از مذاکرات مسکو، طرف ایرانی با این مبنای ذهنی که هدف و انگیزه قواعد و مقررات جهانی، ایجاد «عدالت» و «برابری» بوده و باید در برگیرنده حقوق و منافع برابر کلیه اعضای جامعه بینالمللی باشد، با نگاهی آرمانگرایانه خواهان به رسمیت شناختن حقوق هستهای خود بوده و با در پیش گرفتن «رویکرد حقوقی ـ نهادی» بیشتر بر قواعد و مقررات بینالمللی، به ویژه اساسنامه آژانس بینالمللی انرژی اتمی و پروتکل الحاقی بر شناسایی حقوق هستهای جمهوری اسلامی ایران تأکید کرده است.
طرف مقابل نیز با ذهنیتی کاملا متفاوت و برداشتی متضاد از هدف قواعد و مقررات حقوقی که بر ایجاد «نظم» و «امنیت» مبنتی است و با نگاهی «واقعبینانه» در پی به دست آوردن اعتماد و اطمینان در زمینه عدم تهدید امنیت و نظم بینالمللی مورد نظر خود توسط ایران بوده و با «رویکرد سیاسی ـ امنیتی» بر ضرورت اعتمادسازی توسط این کشور در زمینه عدم تلاش برای دسترسی به فناوری تولید سلاحهای هستهای تأکید کرده است.
با وجود این، سخنان دبیر شورای امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران و معاون وی پس از مذاکرات مسکو، نشاندهنده تحولی ظریف ولی مهم در رویکرد مذاکراتی جمهوری اسلامی ایران است. گویا، این تحول کمتر مورد توجه ناظران واقع شده است. در واقع این سخنان طرف ایرانی برای نخستینبار بر ضرورت «اقدامات اعتمادسازی» که طرف مقابل باید داشته باشد و بر اینکه راهکار اصلی حل موضوع جلب اعتماد ملت ایران و پاسخی مناسب به اقدامات اعتمادساز گذشته و حال جمهوری اسلامی ایران است، تأکید کرد.
به بیان دیگر، گویا جمهوری اسلامی ایران با درک درست این واقعیت که روند قبلی مذاکرات به دلیل تضاد مذکور با چالشهای بزرگی روبهرو بوده و امکان رسیدن به توافق را بسیار مشکل میسازد و با آگاهی از این که «رویکرد سیاسی» در مذاکرات فرصت و امکان بیشتری را برای تفاهم و توافق به دست میدهد، در جریان مذاکرات مسکو در اقدامی آگاهانه و البته واقعبینانه «رویکرد حقوقی ـ سیاسی» را جایگزین «رویکرد حقوقی ـ نهادی» کرده تا ضمن کاستن از شکاف میان رویکردهای پیشین و متضاد طرفین، ضمن پافشاری بر حقوق خود، با انجام مذاکره بر وجه سیاسی مشترک نهفته در رویکردهای طرفین، امکان و فرصت بیشتری برای کسب نتیجه و حصول به توافق فراهم آورد.
بنابراین، با توجه به نزدیکتر شدن رویکرد مذاکراتی طرفین، هرچند باید چشمانداز مثبتی برای مذاکرات و رسیدن به یک نوع تفاهم را در چهارچوب این رویکرد ترسیم کرد، ولی با توجه به اینکه ادامه مذاکرات در چهارچوب رویکرد مشترک سیاسی از یک طرف بر عنصر قدرت و از طرف دیگر بر ملاحظات و محدودیتهای طرفین قرار دارد، این چشمانداز با ابهام و پیچیدگیهایی که بیشتر ناشی از شرایط سیاسی داخلی و بینالمللی طرفین است، روبهروست.
در این میان ملاحظات داخلی از اهمیت بیشتری برخوردار بوده و از این حیث شرایط سیاسی داخلی ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران، به عنوان طرفین اصلی این مذاکرات تعیینکننده تراز شرایط داخلی سایر طرفها به شمار میرود. هر دو کشور آمریکا و ایران با انتخابات ریاستجمهوری در آینده نه چندان دور مواجه هستند و شرایط سیاسی داخلی ناشی از انتخاب روسای جمهور بعدی دو کشور در این زمینه بسیار تعیینکننده خواهد بود.
تا آن زمان شرایط داخلی طرفین تغییر محسوسی نخواهد داشت و زمامداران کنونی دو طرف ضمن ادامه مذاکرات، بر مواضع کنونی خود پافشاری خواهند کرد. جمهوری اسلامی ایران از حقوق مورد نظر و مسلم خود کوتاه نیامده و ایالات متحده آمریکا، پیگیر تشدید تحریمها علیه کشور خواهد بود و از تلاش برای هر گونه اقدام نظامی علیه ایران پرهیز خواهد کرد.
-------------------------------
پينوشت:
1ـ روزنامه ملت ما،8 /3/1391 یادداشت صفحه اول مذاكرات بغداد؛ تضاد مباني و رويكردها
منبع: ملت ما


