عامل جنايت در دفتر وكالت، در يكقدمي چوبه دار
کد خبر: ۲۵۱۷۶۴
| | 4482 بازدید
مردي كه همسرش را به دليل درخواست طلاق با ضربات چاقو به قتل رسانده بود با تاييد حكم قصاص از سوي ديوانعالي كشور يك قدم ديگر به مرگ نزديك شد.
به گزارش شرق، ماموران پليس دو سال قبل باخبر شدند قتلي در دفتر وكيلي در خيابان استاد نجاتاللهي اتفاق افتاده است. زماني كه ماموران به محل رسيدند متوجه شدند علاوه بر زني كه به قتل رسيده مردي هم با تينر سوزانده شده است.
بررسيهاي پليس فاش كرد، سحر، زن جوان كه با ضربات چاقو به قتل رسيده براي اينكه بتواند از شوهرش جدا شود وكيل گرفته بود و روز حادثه هم به همراه پدرش در دفتر وكيل با شوهرش قرار داشت. اطلاعات بهدستآمده گوياي آن بود كه سليمان- شوهر سحر- طبق قرار به دفتر وكيل رفته و در حملهاي ناگهاني ابتدا پدر سحر را با تينر سوزانده و بعد زن جوان را با ضربات چاقو از پا درآورده است.
پليس در ادامه بررسيهاي خود متوجه شد سليمان مدتها در خارج از كشور زندگي ميكرده و بعد از اينكه متوجه شده همسرش درخواست طلاق داده به ايران آمده و نقشه قتل را اجرا كرده است.
سليمان با توجه به مدارك بهدستآمده بازداشت و بازجوييها از او آغاز شد. حين بازجويي از سليمان پدر سحر نيز در بيمارستان مورد تحقيق قرار گرفت. اين مرد به ماموران گفت: سحر و سليمان از ابتداي ازدواجشان با هم مشكل داشتند و حتي يكبار هم جدا شدند اما به اصرار سليمان دوباره آشتي كردند و به خارج از كشور رفتند. بعد از مدتي دخترم دوباره به ايران برگشت و گفت ديگر نميخواهد با اين شرايط به زندگي مشترك ادامه بدهد و درخواست طلاق داد. ما وكيل گرفتيم و قرار شد كارها از طريق وكيل پيگيري شود. آن روز با سليمان در دفتر وكيل قرار داشتيم كه اين اتفاق افتاد.
اين مرد ادامه داد: زمان حادثه متوجه شدم كه سليمان قصد صدمه زدن به دخترم را دارد اما قبل از اينكه بتوانم واكنشي نشان بدهم او روي من تينر پاشيد و در حاليكه صورتم ميسوخت و نميتوانستم كاري انجام بدهم به سمت دخترم حمله كرد. دخترم خواست فرار كند كه نتوانست و سليمان ضربات را وارد كرد.
از سويي ديگر متهم كه در اداره آگاهي تحت بازجويي قرار گرفته بود، اتهام قتل را قبول كرد و گفت: سحر زن فاسدي بود و به همين دليل هم از او جدا شده بودم اما مدتي بعد به دليل پسرمان به زندگي مشترك برگشتيم. براي اينكه سحر دوباره به من خيانت نكند هرچه داشتم فروختم و با هم به باكو رفتيم تا در آنجا زندگي كنيم اما سحر اصلاح نشد و آنجا هم كارهاي بدي ميكرد. بعد از مدتي قهر كرد و به خانه پدرش در ايران برگشت. در آخرين تماسي كه با هم داشتيم گفت قصد جدايي دارد و وكيل گرفته و از من خواست به دفتر وكيلش بروم تا در مورد طلاق صحبت كنيم. خيلي عصباني بودم. تصميم گرفتم همه عصبانيت اين سالها را در دفتر وكيل بر سر سحر خالي كنم به همين دليل هم چاقو بردم تا سحر را بزنم. قصدي براي زخمي كردن پدرش نداشتم اما وقتي او را در دفتر وكيل ديدم براي اينكه نتواند جلو كارم را بگيرد روي او تينر ريختم و بعد سحر را با چاقو زدم.
بعد از پايان تحقيقات و صدور كيفرخواست عليه متهم، پرونده براي رسيدگي به شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد.
متهم وقتي پشت تريبون قرار گرفت، گفت: اتهام قتل را قبول دارم، سحر را كشتم چون مرتب به من خيانت ميكرد. وقتي با او ازدواج كردم خيلي به همسرم اعتماد داشتم و خيلي زود هم صاحب يك فرزند شديم. بعد از مدتي فهميدم سحر با كسي ارتباط دارد براي همين شكايت كردم و در دادگاه هم توانستم ادعايم را ثابت كنم و سحر محكوم شد. بعد ما از هم جدا شديم. ما پسري چهارساله داشتيم و وجود فرزندمان باعث ميشد با هم در ارتباط باشيم. مدتي بعد با وساطت فاميل دوباره آشتي كرديم چون فكر ميكرديم اگر با هم باشيم پسرمان آرامش بيشتري دارد.
متهم ادامه داد: براي اينكه سحر ديگر با آن مرد ارتباط نداشته باشد و كسي هم نتواند در زندگي ما دخالت كند تصميم گرفتم به خارج از كشور بروم. خوشبختي ما فقط چند هفته بود و با اينكه در باكو زندگي ميكرديم و سحر آنجا كسي را نميشناخت باز رفتارهاي ناشايستش را شروع كرد. من با او درگير ميشدم و از او ميخواستم اين كار را نكند. سحر بالاخره قهر كرد و به ايران
برگشت و بعد بقيه ماجراها اتفاق افتاد.
هيات قضات بعد از پايان جلسه دادگاه براي صدور راي دادگاه وارد شور شدند و متهم را با توجه به درخواست اوليايدم به قصاص محكوم كردند. اين حكم مورد اعتراض متهم قرار گرفت اما ديوانعالي كشور اعتراض را رد و متهم را به يكبار قصاص نفس و پرداخت ديه به شاكي ديگر پرونده كه صورتش سوخته بود، محكوم كرد.
به گزارش شرق، ماموران پليس دو سال قبل باخبر شدند قتلي در دفتر وكيلي در خيابان استاد نجاتاللهي اتفاق افتاده است. زماني كه ماموران به محل رسيدند متوجه شدند علاوه بر زني كه به قتل رسيده مردي هم با تينر سوزانده شده است.
بررسيهاي پليس فاش كرد، سحر، زن جوان كه با ضربات چاقو به قتل رسيده براي اينكه بتواند از شوهرش جدا شود وكيل گرفته بود و روز حادثه هم به همراه پدرش در دفتر وكيل با شوهرش قرار داشت. اطلاعات بهدستآمده گوياي آن بود كه سليمان- شوهر سحر- طبق قرار به دفتر وكيل رفته و در حملهاي ناگهاني ابتدا پدر سحر را با تينر سوزانده و بعد زن جوان را با ضربات چاقو از پا درآورده است.
پليس در ادامه بررسيهاي خود متوجه شد سليمان مدتها در خارج از كشور زندگي ميكرده و بعد از اينكه متوجه شده همسرش درخواست طلاق داده به ايران آمده و نقشه قتل را اجرا كرده است.
سليمان با توجه به مدارك بهدستآمده بازداشت و بازجوييها از او آغاز شد. حين بازجويي از سليمان پدر سحر نيز در بيمارستان مورد تحقيق قرار گرفت. اين مرد به ماموران گفت: سحر و سليمان از ابتداي ازدواجشان با هم مشكل داشتند و حتي يكبار هم جدا شدند اما به اصرار سليمان دوباره آشتي كردند و به خارج از كشور رفتند. بعد از مدتي دخترم دوباره به ايران برگشت و گفت ديگر نميخواهد با اين شرايط به زندگي مشترك ادامه بدهد و درخواست طلاق داد. ما وكيل گرفتيم و قرار شد كارها از طريق وكيل پيگيري شود. آن روز با سليمان در دفتر وكيل قرار داشتيم كه اين اتفاق افتاد.
اين مرد ادامه داد: زمان حادثه متوجه شدم كه سليمان قصد صدمه زدن به دخترم را دارد اما قبل از اينكه بتوانم واكنشي نشان بدهم او روي من تينر پاشيد و در حاليكه صورتم ميسوخت و نميتوانستم كاري انجام بدهم به سمت دخترم حمله كرد. دخترم خواست فرار كند كه نتوانست و سليمان ضربات را وارد كرد.
از سويي ديگر متهم كه در اداره آگاهي تحت بازجويي قرار گرفته بود، اتهام قتل را قبول كرد و گفت: سحر زن فاسدي بود و به همين دليل هم از او جدا شده بودم اما مدتي بعد به دليل پسرمان به زندگي مشترك برگشتيم. براي اينكه سحر دوباره به من خيانت نكند هرچه داشتم فروختم و با هم به باكو رفتيم تا در آنجا زندگي كنيم اما سحر اصلاح نشد و آنجا هم كارهاي بدي ميكرد. بعد از مدتي قهر كرد و به خانه پدرش در ايران برگشت. در آخرين تماسي كه با هم داشتيم گفت قصد جدايي دارد و وكيل گرفته و از من خواست به دفتر وكيلش بروم تا در مورد طلاق صحبت كنيم. خيلي عصباني بودم. تصميم گرفتم همه عصبانيت اين سالها را در دفتر وكيل بر سر سحر خالي كنم به همين دليل هم چاقو بردم تا سحر را بزنم. قصدي براي زخمي كردن پدرش نداشتم اما وقتي او را در دفتر وكيل ديدم براي اينكه نتواند جلو كارم را بگيرد روي او تينر ريختم و بعد سحر را با چاقو زدم.
بعد از پايان تحقيقات و صدور كيفرخواست عليه متهم، پرونده براي رسيدگي به شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد.
متهم وقتي پشت تريبون قرار گرفت، گفت: اتهام قتل را قبول دارم، سحر را كشتم چون مرتب به من خيانت ميكرد. وقتي با او ازدواج كردم خيلي به همسرم اعتماد داشتم و خيلي زود هم صاحب يك فرزند شديم. بعد از مدتي فهميدم سحر با كسي ارتباط دارد براي همين شكايت كردم و در دادگاه هم توانستم ادعايم را ثابت كنم و سحر محكوم شد. بعد ما از هم جدا شديم. ما پسري چهارساله داشتيم و وجود فرزندمان باعث ميشد با هم در ارتباط باشيم. مدتي بعد با وساطت فاميل دوباره آشتي كرديم چون فكر ميكرديم اگر با هم باشيم پسرمان آرامش بيشتري دارد.
متهم ادامه داد: براي اينكه سحر ديگر با آن مرد ارتباط نداشته باشد و كسي هم نتواند در زندگي ما دخالت كند تصميم گرفتم به خارج از كشور بروم. خوشبختي ما فقط چند هفته بود و با اينكه در باكو زندگي ميكرديم و سحر آنجا كسي را نميشناخت باز رفتارهاي ناشايستش را شروع كرد. من با او درگير ميشدم و از او ميخواستم اين كار را نكند. سحر بالاخره قهر كرد و به ايران
برگشت و بعد بقيه ماجراها اتفاق افتاد.
هيات قضات بعد از پايان جلسه دادگاه براي صدور راي دادگاه وارد شور شدند و متهم را با توجه به درخواست اوليايدم به قصاص محكوم كردند. اين حكم مورد اعتراض متهم قرار گرفت اما ديوانعالي كشور اعتراض را رد و متهم را به يكبار قصاص نفس و پرداخت ديه به شاكي ديگر پرونده كه صورتش سوخته بود، محكوم كرد.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


