سکوت مسئولین ستاد کل و وظیفه عمومی
سربازان غایب
حدود ۲۰ روز از پایان مهلت تعیین شده برای مشمولین غایب به منظور معرفی خودشان برای خدمت سربازی میگذرد، مهلتی که اینبار بنظر جدی میآمد، از یکسو قانون جدید وظیفه عمومی که تشدید برخورد را با مشمولان غایب در برنامه قرار داده بود و از سوی دیگر شکل ظاهری مهلت که با سایر بخششها تفاوت داشته و ۳ ماه فرجه خود معرفی برای مشمولان غایب در نظر گرفته بود، البته ستاد کل در بین این فرجه مدت خدمت سربازی را نیز ۳ ماه افزایش داد که ممکن است به دلایل مختلفی بوده باشد از جمله:
۱. استقبال زیاد مشمولین غایب در یک ماه ابتدای فرجه که ستاد کل با افزایش مدت خدمت خواسته از این استقبال بکاهد.
۲. استقبال کم مشمولین غایب که ستاد کل احساس کرده کمبود نیرو است و با این ۳ ماه افزایش دوره خواسته جبران کمبود نیرو نماید.
۳. پشیمانی از لطف به مشمولین غایب که خواسته به آنها بفهماند که حرف ستاد کل یکی است.
به هر حال مهلت تعیین شده به اتمام رسید و تصور این بود که بعد از اتمام مهلت شاهد موضع گیری مسئولین مربوطه در خصوص مشمولین غایب باشیم که تا کنون نبودهایم و البته هنوز هم خیلی دیر نیست ولی این سکوت بیش از اینکه نگران کننده باشد، نوید بخش است برای روزهایی بهتر برای مشمولین غایب چرا که بنظر میرسد مسئولین نظامی مربوطه خواه ناخواه در شرایطی قرار گرفتهاند که صلاح را در اعمال فشار به مشمولین غایب نمیدانند و علاقمند به گذر زمان و فرصت سازی برای تصمیماتی هستند که معضل مشمولین غایب را کاهش دهد.
به هر حال اکنون بصورت روزانه بر تعداد مشمولین غایب با سن بالای ۳۰ سال افزوده میشود و حداقل تخمین ما ۵۰۰ نفر در روز که حدود ۱۸۰ هزار نفر در سال است میباشد، این موضوع را هم مسئولین نظامی میدانند چرا که گاها در صحبتها آمارهایی میدهند که از آن آمارها، آمارهای دیگر استنتاج میشود، مثلا وقتی میخواهند معافیت دو برادری ندهند میگویند هم اکنون ۵۰۰ هزار نفر در سطح استفاده از این معافیت قرار دارند و سالانه هم ۷۰ تا ۷۵ هزار نفر در سطح استفاده از آن قرار میگیرند، خیلی ساده این نشان میدهد که احتمال شرایط دو برادری به اظهار سردار ۱ به ده برای یک مشمول میباشد و وقتی ۵۰۰ هزار نفر در سطح استفاده از آن قرار دارند که لااقل ۴۰۰ هزار نفر آنها غیبت دارند با همه تخفیفات خبر از حداقل ۳ میلیون مشمول غایب میدهد که حدود یک میلیون نفر از آنها بالای ۳۰ سال دارند.
این تعداد مشمول غایب برای ستاد کل مانند انباری پر از جنس میباشد که از طرفی مشتری برای آن ندارد، از طرفی هر روز تاریخ مصرف آن به انتها نزدیک میشود و از طرف دیگر دارد بابت انبارداری آن هزینه پرداخت میکند. نباید تصور کرد که مشمولین غایب برای سیستم وظیفه عمومی بدون هزینه هستند، حداقل هزینه این است که مشمولین غایب در جامعه نمیتوانند به درستی فعال باشند و بازده مناسب برای کشور داشته باشند، مالیاتی پرداخت نمیکنند و یا آنقدر که میتوانند موثر نیستند، کشور به این علت درصدی هر چند اندک از درامد و تواناییاش به هدر میرود که این میتوانست در سیکلی به خود سیستم نظامی کشور برگردد و از این بدتر اینکه مسئولیت این انبار و اجناس آن با مسئولین نظامی میباشد که حداقل وقتی با خودشان فکر میکنند، اگر ذرهای دلسوز باشند احساس نارضایتی از عملکرد خود خواهند کرد و این یعنی فشار فقط بر روی ما مشمولین غایب نیست که ناراحت باشیم، مطمئن باشیم همین فشار به حریف هم میآید، حالا اگر مسابقه ورزشی بود و ما کم میآوردیم، حریف پیروز میشد، ولی جریان ما این است که اگر کم بیاریم و یا نیاریم حریف باخته است، برد حریف تنها در این میتواند باشد که ما را از بازی خارج کند وگرنه ما اگر در بازی باشیم نتیجهای برای حریف نخواهد بود هر چند گاهی در زمین لگدی هم به ما بزند.
ادریس پویا / وبلاگ سربازان غایب
۱. استقبال زیاد مشمولین غایب در یک ماه ابتدای فرجه که ستاد کل با افزایش مدت خدمت خواسته از این استقبال بکاهد.
۲. استقبال کم مشمولین غایب که ستاد کل احساس کرده کمبود نیرو است و با این ۳ ماه افزایش دوره خواسته جبران کمبود نیرو نماید.
۳. پشیمانی از لطف به مشمولین غایب که خواسته به آنها بفهماند که حرف ستاد کل یکی است.
به هر حال مهلت تعیین شده به اتمام رسید و تصور این بود که بعد از اتمام مهلت شاهد موضع گیری مسئولین مربوطه در خصوص مشمولین غایب باشیم که تا کنون نبودهایم و البته هنوز هم خیلی دیر نیست ولی این سکوت بیش از اینکه نگران کننده باشد، نوید بخش است برای روزهایی بهتر برای مشمولین غایب چرا که بنظر میرسد مسئولین نظامی مربوطه خواه ناخواه در شرایطی قرار گرفتهاند که صلاح را در اعمال فشار به مشمولین غایب نمیدانند و علاقمند به گذر زمان و فرصت سازی برای تصمیماتی هستند که معضل مشمولین غایب را کاهش دهد.
به هر حال اکنون بصورت روزانه بر تعداد مشمولین غایب با سن بالای ۳۰ سال افزوده میشود و حداقل تخمین ما ۵۰۰ نفر در روز که حدود ۱۸۰ هزار نفر در سال است میباشد، این موضوع را هم مسئولین نظامی میدانند چرا که گاها در صحبتها آمارهایی میدهند که از آن آمارها، آمارهای دیگر استنتاج میشود، مثلا وقتی میخواهند معافیت دو برادری ندهند میگویند هم اکنون ۵۰۰ هزار نفر در سطح استفاده از این معافیت قرار دارند و سالانه هم ۷۰ تا ۷۵ هزار نفر در سطح استفاده از آن قرار میگیرند، خیلی ساده این نشان میدهد که احتمال شرایط دو برادری به اظهار سردار ۱ به ده برای یک مشمول میباشد و وقتی ۵۰۰ هزار نفر در سطح استفاده از آن قرار دارند که لااقل ۴۰۰ هزار نفر آنها غیبت دارند با همه تخفیفات خبر از حداقل ۳ میلیون مشمول غایب میدهد که حدود یک میلیون نفر از آنها بالای ۳۰ سال دارند.
این تعداد مشمول غایب برای ستاد کل مانند انباری پر از جنس میباشد که از طرفی مشتری برای آن ندارد، از طرفی هر روز تاریخ مصرف آن به انتها نزدیک میشود و از طرف دیگر دارد بابت انبارداری آن هزینه پرداخت میکند. نباید تصور کرد که مشمولین غایب برای سیستم وظیفه عمومی بدون هزینه هستند، حداقل هزینه این است که مشمولین غایب در جامعه نمیتوانند به درستی فعال باشند و بازده مناسب برای کشور داشته باشند، مالیاتی پرداخت نمیکنند و یا آنقدر که میتوانند موثر نیستند، کشور به این علت درصدی هر چند اندک از درامد و تواناییاش به هدر میرود که این میتوانست در سیکلی به خود سیستم نظامی کشور برگردد و از این بدتر اینکه مسئولیت این انبار و اجناس آن با مسئولین نظامی میباشد که حداقل وقتی با خودشان فکر میکنند، اگر ذرهای دلسوز باشند احساس نارضایتی از عملکرد خود خواهند کرد و این یعنی فشار فقط بر روی ما مشمولین غایب نیست که ناراحت باشیم، مطمئن باشیم همین فشار به حریف هم میآید، حالا اگر مسابقه ورزشی بود و ما کم میآوردیم، حریف پیروز میشد، ولی جریان ما این است که اگر کم بیاریم و یا نیاریم حریف باخته است، برد حریف تنها در این میتواند باشد که ما را از بازی خارج کند وگرنه ما اگر در بازی باشیم نتیجهای برای حریف نخواهد بود هر چند گاهی در زمین لگدی هم به ما بزند.
ادریس پویا / وبلاگ سربازان غایب
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۳
آنچه البته به جایی نرسد فریاد است
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟




