کاربرد نظريه «روش عامل» در مذاكرات هستهاي
علي زينيوند
کد خبر: ۲۴۶۶۳۱
| | 6012 بازدید
هرچند پرونده هستهای ایران، امروز به موضوعی جهانی تبدیل شده است، بیگمان، معادله پیچیدهای است که یک سوی آن جمهوری اسلامی ایران و سوی دیگر آن ایالات متحده امریکاست. آمریکاییان با تعریف یک فرآیند و پروژه تعریف شده، توانستهاند این موضوع فنی و حقوقی را نخست سیاسی و بعد امنیتی کرده و به صورت غیرواقعی آن را به دغدغهای بینالمللی تبدیل کنند. از روزهای آغازین بهار امسال تاکنون نیز، اگر پس از گذراندن یک دوره پرتنش مناقشه بر سر این پرونده پرآوازه، شاهد فضایی عقلاییتر و منطقیتر در روند مذاکرات بین ایران و ۱+۵ هستیم، بدون شک چنین فضایی محصول اراده سیاسی دو طرف اصلی پرونده یعنی ایران و آمریکاست.هرچند اختلافات میان ایران و آمریکا محدود به پرونده هستهای نیست، تداوم مذاکرات هستهای و حل و فصل این موضوع پیچیده، میتواند آغازی بر پایان بیش از سه دهه روابط خصومتآمیز، پرتنش و پرهزینه برای طرفین باشد. درک عمیق و متقابل از منابع همدیگر و تمیز و تشخیص نگرشها، اصول، باورها و منافع حیاتی هر طرف توسط طرف مقابل، کلید معمای قفل روابط نه صلح نه جنگ سیوچند ساله تهران ـ واشنگتن است.
البته شایـد بهـرهگیری از نظریـه «روش عـامل» (Theory of Method Acting) توسط دولتمردان و تصمیمسازان و تصمیمگیران دو طرف، بتواند راهنمای عمل مناسبی در درک متقابل و تداوم مذاکرات هستهای و به دنبال آن حل و فصل اختلافات انباشته شده چند دهه گذشته باشد.
بر پایه این رهیافت، پژوهشگر، ناظر یا مذاکرهکننده، برای فهم و تفسیر رفتار یک بازیگر، موقتا خود را به جای او گذاشته و به جای آنکه از بیرون رفتار آن بازیگر را دیده و به تفسیر بکشد، خود راسا مبادرت به ایفای نقش او بنا بر شیوه نگرش و بینش خاصش از اوضاع میکند.
در واقع مشاهدهگر یا مذاکرهکننده، پای خود را در کفش دولت مورد نظر قرار داده و از دیدگاه او قضایا و فعل و انفعالات سیاسی و بینالمللی را مورد واکاوی و مداقه قرار میدهد. مثلا در موضوع هستهای، اگر طرف آمریکایی از نظریه «روش عامل» در مواجهه با ایران بهره بگیرد، احتمالا باید این واقعیت را درک کند که، ایرانیان از دستیابی به فناوری صلحآمیز هستهای صرفنظر نکرده و مذاکره از موضع زور را نخواهند پذیرفت.
از سوی دیگر، جمهوری اسلامی ایران نیز با ملحوظ داشتن این رهیافت بینالمللی، احتمالا به این نتیجه میرسد که بدون شفافسازی و جلب اعتماد فنی، حقوقی و حتی سیاسی طرفهای مذاکره، نخواهد توانست بدون تنش و احتمالا بحران، برنامه صلحآمیز هستهای خود را تداوم بخشد و حتی موضوع هستهای ممکن است به بهانهای برای ایجاد یک چالش بینالمللی مبدل شود.
اگر چنین رویکردی بر رفتار طرفین غالب شود، بدان معناست که بازی در درون زمینی در جریان است که قواعد آن، دو طرف را نه با چالش و خصومت و بهانهجویی برای پایان ناقص بازی، که به انعطاف و واقعیتپذیری و قاعدهمندی برای پایان رضایتبخش آن، رهنمون میسازد.
با چنین نگرشی باید امیدوار بود که نه تنها مذاکرات هستهای سوم خرداد در بغداد مثبت بوده و تداوم خواهد یافت، بلکه بازگشایی و رمزگشایی از پروندهها و موضوعات دیگر مورد اختلاف بین ایران، غرب و ایالات متحده و حلوفصل منطقی و عقلایی آنها دور از تصور نیست.
منبع: روزنامه ملت ما
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


