تباني را دوباره بكش سردار
رسول بهروش
کد خبر: ۲۴۱۹۳۹
| | 5352 بازدید
1- تئاتر فوقالعادهاي بود. روزي كه بازيكنان فوتبال لباس «بازيگري» به تن كردند، بيش از 70 هزار تماشاگر وفادار پرسپوليس، شاهد اكران يكي از نفرتآلودترين نمايشهاي دنيا شدند؛ نمايشي از تبار كم فروشي، كارشكني و ببخشيد، اما «بيغيرتي»! اين پرسپوليس، بارسلونا نيست. قرار هم نبود 60 موقعيت گل ايجاد كند يا 6 بار دروازه پرافتخارترين تيم آسيا را باز كند، اما دستكم اين انتظار ميرفت كه به اندازه يك تيم معمولي، يك گروه عادي دوستان كه گاهي براي تفريح به پارك ميروند يا يك تيم مدرسهاي كه به شرط مدالهاي حلبي ميدان منيريه با هم بازي ميكنند، انرژي بگذارند و كمي جديتر با حريف مسلح خودشان بجنگند. تاريخ فوتبال ايران شايد هرگز اين روز ننگين را از ياد نبرد؛
روزي كه هافبكها از توپ فراري بودند، مدافعان همه تلاششان را براي رفاه حال فورواردهاي حريف به كار ميگرفتند و مهاجمان كيمياگر، موقعيت گل تيم خودي را تبديل به فرصت صددرصدي براي رقيب ميكردند! خوش به حالت آودوكيچ كه فارسي بلد نيستي، «جلسه محرمانه» نميداني يعني چه، در هيچ مكتبي درس «ائتلاف نامشروع» نخواندهاي، واحد «كلهكردن مربي» را پاي درس هيچ آموزگاري پاس نكردهاي و پاك و بيادعا، فقط به اداي دين به باشگاه خارجي نگونبختي فكر ميكني كه از آن حقوق ميگيري. كاش ما هيچكدام فارسي نميدانستيم. دستور زبان ما، اين روزها شكل پيچيدهاي به خودش گرفته است. افسوس!
2- حرف تازه برايمان چه داري آقاي كريمي؟ گوشههاي آستينات را بگرد، شايد هنوز مصاحبهاي، جنجالي چيزي براي به هم ريختن تيم در آن باقي مانده باشد. امروز ميل نداريد پيراهن هيچكدام از بازيكنان حريف را توي صورت همبازيتان بكوبيد؟ شايد هم اين آسمير بوسنيايي است كه بايد لباس شلهوب يا يوسف عربي را بگيرد و با غيظ و غضب حواله صورت كاپيتان تيمش كند. راستي اين شما بوديد كه با سايت شخصيتان مصاحبه فرموديد و از مردم خواستيد به استاديوم بيايند؟ شايد باورتان نشود، اما آنها آمدند، بعد از دو شكست چهارگله هم آمدند، مردانه و با غيرت، ايستادند و تيمشان را تشويق كردند، اما «شما» براي آنها چه كرديد؟ پاسهاي سحرآميز علي كريمي ديروز كجا بودند؟ دريبلهايش چرا نميگرفتند؟ آن تيزهوشي معروف چه شده بود؟ يعني باور كنيم علي كريمي هم...؟
کاش «وجدان»اين بازيكن چندصدميليوني هم به اندازه تماشاگر فقير و گمنام روي سكوها، حساس و شكننده بود. كاش تخم غيرت و اخلاق حرفهاي را ملخ نخورده بود. كاش يك تار موي اين هواداران باوفا و كم توقع،روي سر آنهايي ميروييد كه براي فرار از ليست اخراجيها، كمتر به قتل صاحب اين فهرست بستند و در دو راهي بقاي خودشان و مردي كه آنها را نميخواهد، درهم شكستن غرور و عاطفه چند ده ميليون مردم مايوس و بيپناه را انتخاب كردند.
3- در آخرين روزهاي زمستان 90 بود كه محمد رويانيان به روند خيانتهاي هميشگي بسياري از مسوولان فوتبال ايران به درك و شعور مردم پايان داد و براي اولين بار از وقوع تباني در تيم فوتسال باشگاهش سخن گفت. اگر هنوز روزمرگيها و ميان مايگيهاي دنياي سياه فوتبال آخرين رمق سردار را نگرفته باشد و اگر هنوز بتوان رد شجاعت و قاطعيت نظامي را در وجود او پيدا كرد، منتظر ميمانيم تا رويانيان همين روزها براي دومين مرتبه عليه خيانت و تباني بشورد و اينبار پرده از خبائث مشتي فرومايه بدكردار در تيم «فوتبال» باشگاهش بردارد. اگر قرار است دوباره خودمان را به گمراهي بزنيم يا كماكان در باد شعار دروغين و توخالي «فوتبال پاك ايراني»بخوابيم، كلاه عقل و فهممان همچنان پس معركه باقي خواهد ماند. كافي است اندكي از دنياي توهم و اين خوشخيالي بدخيم دور شويم تا بدانيم همه موجودي مصطفي دنيزلي نگونبخت در اين بازي، همان دو بازيكني بود كه خودش خريد
آسمير بوسنيايي كه پيش چشم منع كننده ورود گلرهاي خارجي به ايران درخشش معناداري داشت و مهرداد پولادي كه بين ايرانيها استثنائا «دويدن» را براي «رسيدن» انتخاب كرد. ديروز تصميمگيري براي هوادار پرسپوليس سخت نبود. اين را ميشد از يكپارچگيشان و شعارهايي كه ميدادند، فهميد. وقتي مصطفي دنيزلي به نيمكتش نگاه ميكند و همدلتر از ممدوتال بوركينافاسويي كسي را نميبيند و وقتي مجبور است به ضعيفترين مدافعش پناه ببرد تا حداقل در 5 دقيقه آخر مسابقه، بازي با الهلال را به يك نبرد 4 به 11 تبديل كند، تكليف خيلي چيزها روشن ميشود. خشت به خشت اين فوتبال را انگار از آتش حرام روي هم چيدهاند. مشغول چه كاري هستيم اين روزها؛ آبرو ميفروشيم، تباهي ميخريم و سياهي پسانداز ميكنيم.
4- پرسپوليس مردني نيست. اين پيغامي است براي همه آنهايي كه آخرين فاز عملياتشان را عصر سهشنبه با موفقيت به پايان رساندند و لابد حالا خيلي خوشحالاند. حضور پرشور دهها هزار تماشاگر مشتاق و وفادار بعد از اين همه ناكامي و تحقير، دوباره نشان داد اين بناي بزرگ و باشكوه، بهرغم همه تركهايي كه برميدارد، فروشكستني نيست. اين فقط خيانتكاران هستند كه با تبهكاريشان، چوب حراج به معصوميت و معرفت و محبوبيتشان ميكوبند و براي هميشه تصويري سياه و كدر از خودشان در حافظه تاريخ به جا ميگذارند.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


