مذاکراتی جدی و نه بیفایده
چند ماهی است که بحث برگزاری دوره دیگری از مذاکرات بین جمهوری اسلامی ایران و کشورهای 5+1 مطرح است؛ مذاکراتی که نخستین بار در تیر ماه سال 1387 برگزار شد و دکتر سعيد جليلي، نخستين بار در 29 تير ماه سال 1387 به عنوان مذاکره کننده ارشد ايران پشت ميز مذاکره با نمايندگان کشورهاي گروه 1+5 به رياست خاوير سولانا، نماينده تامالاختيار اين گروه نشست. اين مذاکرات در شرايطي انجام شد که ايران و گروه 1+5 به ترتيب در ارديبهشت و خرداد 1387 بستههاي پيشنهادي خود را رد و بدل کرده بودند. نکته قابل توجه این مذاکرات حضور ویلیام برز، نفر سوم وزارت خارجه آمریکا در مذاکرات بود که در نوع خود تحولی به شمار میآمد.
اما اکنون نماینده تامالاختیار جماعت 5+1 خانم کاترین اشتون انگلیسی است که مسئولیت سیاست خارجی اتحادیه اروپایی را بر عهده دارد؛ خانمی که چندان قابل اعتماد نیست. او تنها در یک مورد در زمان برگزاری مذاکرات آذر ماه سال گذشته موسوم به ژنو 3 به رغم توافقات انجام گرفته و تأکیدی که میان دوطرف برای پیگیری تنها نقاط مشترک دو بسته پیشنهادی در مذاکرات استانبول شده بود، بیانیهای صادر و عنوان کرد که موضوع برنامه هستهای ایران، مهمترین دستور کار مذاکرات بوده و در آینده خواهد بود. او در دوره جدید هم به نظر میرسد به دنبال شیطنت و بازی دادن ایران برای دست یافتن به اهدافی خاص است که در ادامه به آنها اشاره خواهم کرد.
بازی از چند ماه پیش و به دنبال شدت یافتن بیداری اسلامی در منطقه و سقوط دیکتاتورهای وابسته غرب در خاورمیانه آغاز شد. خانم اشتون، برای برگزاری دوره جدید مذاکرات نامه فرستاد و ایران هم پاسخ داد که ابایی از حضور در مذاکرات ندارد. پس از گذشت چند ماه و در حالی که بیش از یک سال از دوره گذشته مذاکرات میگذرد و نخستین نتایج انتخابات در کشورهای شمال آفریقا از پیروزی اسلامگرایان حکایت دارد، درخواست برگزاری مذاکرات داغتر شد؛ آن هم با رویکرد انداختن توپ در زمین ایران و فرستادن وزیر امور خارجه ترکیه به تهران.
سخنگوي کاترين اشتون روز سهشنبه 17 دی ماه اعلام کرد، براي آن که مذاکرات بتواند از سر گرفته شود، ايران بايد به نامه اتحاديه اروپا پاسخ دهد. به ترتيب اولويت آنها (ایران) بايد نخست به اين نامه (کاترين اشتون به سعيد جليلي ـ دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران ـ که از سرگيري بدون پيش شرط مذاکرات را خواستار شده بود) پاسخ دهند. سخنگوی خانم اشتون با ناديده گرفتن درخواست ايران از اتحاديه اروپا براي تعيين تاريخي براي دور جديد مذاکرات گفته که «توپ در زمين ايران است» و خاطرنشان کرده که اتحاديه اروپا همچنان در انتظار پاسخ ايران به نامه اکتبر خود است.
فردای این اظهارات وزیر خارجه ترکیه راهی تهران شد تا به هر قیمتی، زمینه برگزاری مذاکرات را فراهم کند. ادبیات گفتاری سخنگوی اشتون، نشان میدهد این ایران است که به دنبال مذاکره است و به تعبیری از ایران اصرار و از اروپاییها انکار، ادامه اظهارات نماینده خانم اشتون هم این تعبیر را تأیید میکند.
او گفته: ما براي آنها (نامهاي) نوشتيم و به طور کلي گفتيم که اگر ميخواهيد نشان دهيد که برنامه هستهاي شما صلحآميز است، خوشحال خواهيم شد به آن گوش کنيم و اين مذاکرات را شامل خواهد شد؛ اما سفر وزیر امور خارجه ترکیه نشان میدهد که غرب به شدت به برگزاری مذاکرات علاقهمند است؛ بنابراین، این تعبیر بیشتر واقعیت دارد که غرب با دست عقب میزند و با پا جلو میکشد. این غربیها هستند که میخواهند با برگزاری مذاکرات ژست دمکراتیک گرفته و توجیهی برای خود و لابیهای قوی صهیونیستی داشته باشد. این رفتار همچنان نشان میدهد که غرب در لوای گروه 5+1 همچون گذشته صادق نیست. چند دلیل عمده وجود دارد:
1 ـ از فحوای رفتار غربیها از جمله عملکرد خانم اشتون، رویکرد رسانههای غربی و رفتار دولتهای اروپایی به ویژه اعضای غربی 5+1، چنین برمیآید که مهمترین خواست آنها همچنان تعلیق برنامه هستهای ایران است. تأکید آنها بر اجرای قطعنامههای شورای امنیت و متهم کردن ایران به سرپیچی از اجرای آنها، سند سازی و گزارش سیاسی و جانبدارانه اخیر آمانو مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی علیه برنامه هستهای ایران، و تأکید غربیها بر محوریت موضوع هستهای در گفتوگوها از جمله در نامه اخیر خانم اشتون، حکایت از آن دارد که 5+1 چیز جدیدی را در مذاکرات دنبال نمیکند؛ موضوعی که به هیچ وجه مورد نظر ایران نیست و همواره تأکید شده است، هرگونه تعلیق و یا تعطیلی برنامه هستهای ایران جزو خطوط قرمز است؛ افزون بر اینکه ایران اعلام کرده است، مذاکرات باید پیرامون مسایل جهانی باشد و نه صرفا موضوع هستهای.
فاصله بین نظر غرب و ایران بسیار زیاد است و ایران به هیچ عنوان سخن تعلیق را نمیپذیرد بلکه بر این باور است، غرب و 5+1 باید ایران هستهای را به رسمیت بشاسند و دستور کار مذاکرات پیرامون حل و فصل مسائل جهانی و پیدا کردن راهکارهای جمعی باشد اما غرب به دنبا تعلیق و تعطیلی برنامه هستهای ایران به عنوان یک نماد مقاومت و روحیهزا در ایران و حتی در منطقه است.
2 ـ غربیها نه تنها سخنی از کاهش تحریمها نمیزند که بر تشدید تحریمهای خودساخته هم تأکید دارند. حتی در خصوص تعیین زمان مذکرات هم بازی میکنند تا حلقه فشار بر ایران را تنگتر کنند. خبرها از این حکایت دارد که مفاد متن تحریم جدید اتحادیه اروپایی در حال نهایی شدن است و وزرای خارجه 27 کشور عضو اتحادیه اروپایی قرار است در تاریخ 30 ژانویه 2012 در بروکسل جلسه ای داشته باشند و یکی از موضوعات دستور جلسه وزرای خارجه اتحادیه اروپایی تصویب متن قطعنامه تحریمی علیه ایران است که نام بانک مرکزی به نهادهای تحریمی علیه ایران افزوده خواهد شد؛ بنابراین، اتحادیه اروپایی میخواهد مذاکرات با ایران را به پس از تصویب قطعنامه اروپایی موکول کند.
اینکه سخنگوی اشتون عنوان میکند آنها نخست منتظر پاسخ آقای جلیلی در ارتباط با نامه ارسالی خانم اشتون بودند که در تاریخ 21 اکتبر 2011 درخواست از سرگیری مذاکرات را از ماه ژانویه سال 2012 داده بودند، نشان میدهد به دنبال بهانه تراشی و تأخیر مذاکرات گروه 1 + 5 از ماه میلادی ژانویه به بعد هستند و میخواهند آن را به بعد از نشست وزرای خارجه اتحادیه اروپایی در تاریخ سیام ژانویه 2012 بیندازند، زیرا به سادگی میتوانستند مذاکره با آقای جلیلی را پیش از جلسه 27 کشور عضو اتحادیه اروپایی در مورد تحریم ایران انجام دهند. این همان سیاست شکست خورده «چماق و هویج» است که ناکارآمدی آن اکنون با گذشت نزدیک به یک دهه بر همگان آشکار شده است.
3 ـ موضوع مبادله سوخت هم با توجه به تولید اورانیوم با غنای 20 درصد برای راکتور پزشکی تهران توسط ایران و ساخت میلههای سوخت تقریبا منتفی است؛ افزون بر اینکه بعید است در شرایط حساس کنونی جهانی و منطقه ای غرب برنامه هستهای ایران را به این راحتی به رسمیت بشناسد و پیروزی دیگری نصیب ایران شود؛ پیروزی که بار روانی آن در منطقه و جهان برای غرب مهلکتر به نظر میرسد.
4 ـ غرب نگران برنامه هستهای ایران نیست، چون بهتر از هر کسی میدانند، برنامه هستهای ایران در مسیر صلح آمیز حرکت میکند. اساسا جامعه اطلاعاتي و نظامي اسرايیل و آمريکا عقيده ندارد که برنامه هسته اي ايران تهديد شماره يک است. همه ارزيابيهاي اطلاعاتي موجود در آمريکا، اسراييل و اروپا، حاکي از آن است که ايران تنها درصدد دست يافتن به «وضعيت آستانه اي» است و هيچ تصميمي براي ساخت سلاح هسته اي نگرفته است؛ افزون بر اينکه حتي اگر با فرض و احتمال غربیها، ایران سلاح بسازد، از آن براي بازدارندگي استفاده خواهد کرد، نه حمله به يک کشور ديگر.
به همين دليل است، کساني مانند داگان و سلف او پاردو و به تازگی گزارش سازمان سیا آمریکا و موصاد اصرار دارند که تهديد ژئوپلتيک ناشي از بهار عربي بسيار بزرگتر از تهديد برنامه هستهاي ايران است. اتفاقا اظهارت اخیر وزیر دفاع آمریکا هم همین امر را تأیید میکند لئون پا نه تا، رییس سابق سازمان سیا که اکنون وزیر دفاع کابینه باراک اوباماست، روز یکشنبه 18 دی 1390 (8 ژانویه 2011) در گفتوگویی با شبکه تلویزیونی «سی.بی.اس» آمریکا این موضوع را که ایران در حال ساخت سلاح هستهای است، رد کرده و گفته: «در مورد اینکه آیا ایران در حال ساخت سلاح هستهای هستند یا خیر، باید گفت خیر. اما ما میدانیم که آنها در تلاش هستند تا به توان ساخت دست پیدا کنند».
اکنون پرسش این است، غربیها و حتی ترکیه که در ماههای اخیر رقابتهایی را در سطح منطقه با ایران آغاز و خوش رقصیهایی برای غرب و برخی کشورهای مرتجح عرب در منطقه داشته است، از برگزاری مذاکرات به دنبال چه هستند؟
پاسخهای بسیاری در این زمینه میتوان یافت؛ اما بررسی تحولات اخیر چند پاسخ را جدیتر میکند.
نخست: غرب و اروپا برای توجیه افکار عمومی و صهیونیستها مبنی بر اینکه موضع هستهای ایران همچنان در دستور کار است، چاره ای جز طرح مسأله ندارند. بزرگ کردن تهدید ایران از منظر غربیها جز با تمسک شدن به موضوع هستهای تهدید هستهای میسر نیست، زیرا موضوعاتی مانند حمایت از تروریسم و حقوق بشر، چندان در افکار عمومی جهان مقبول نمیافتد و کارنامه آنها با برخوردهایی که با اعتراضات در کشورهای غربی میشود، بدتر از هر کشور دیگری است.
دوم: مسأله هستهای موضوع خوبی برای اعمال فشار برایران و انحراف افکار عمومی از مسایل منطقه و درگیرکردن ایران به این موضوع و فاصله گرفتن از مسایل منطقه و امتیاز ندادن و امتیاز گیری از ایران در تحولا ت منطقه است. غرب به خوبی میداند که قافیه را در منطقه خاورمیانه باخته و یا در حال باختن است و برنده این تحولات، فکر و اندیشه ایران در رویارویی با زیاده خواهی غرب است. محور مقاوت همچنان سر پا و رو به جلوست و بازی علیه سوریه هم پاسخ نداده است؛ بنابراین، مطرح کردن موضوع هستهای ایران قدری از این فشارها بر غرب را میکاهد، ضمن اینکه میز مذاکرات هستهای تنها جایی است که رودر رو میتوانند با ایران سخن بگویند.
سوم: آنگونه که برخی از کارشناسان هم عنوان کردهاند، راهبرديترين نگراني غرب در مقطع کنونی اين است كه دو پديده همزمان رخ دهد: عميق شدن نفوذ استراتژيك ايران در منطقه در اثر روي كار آمدن اسلام گرايان و ورود برنامه هستهاي ايران به منطقه مصونيت.
اسرائيليها به ويژه بر این باورند، روزي كه اين دو عامل با هم درآمیخته شود، ديگر همه گزينهها براي به عقب بازگرداندن ايران پايان يافته است. از این روی، وارد کردن فشار دوچندان بر ایران و تعلیق حتی بخشی از برنامه هستهای ایران یک پیروزی بزرگ برای غرب به شمار میرود، زیرا غرب آن را ترمزی برای پیشرویهای مادی و معنوی ایران در همه زمینهها حتی در تحولات منطقه ای و جهانی میدانند.
توقف ایران به هر قیمتی یک استراتژی برای آمریکا و اسراییل است، این موضعگیری در سفر ماه گذشته خانم تسيپي ليوني، رهبر حزب كاديماي رژيم صهيونيستي به آمریکا و در دیدار وزیر دفاع آمریکا عنوان شد، آنها تأکید کردند که «جهان بايد ايران را متوقف كند لازم است كه بلا درنگ، تحريمهاي شديدتر و سختتر (عليه اين كشور) اعمال شود.»؛ این جملهای کوتاه اما گویا درباره موضوعات مطرح میان ایران و غرب به ویژه رژیم صهیونیستی و آمریکاست.
جهان چه چیز ایران را باید متوقف کند؟ ایران در چه مسیری حرکت میکند و رو به جلو میرود که باید متوقف شود و اینکه رژیم صهیونیستی و آمریکا نگران چه هستند؟ آیا برنامه هستهای ایران، آمریکا را نگران کرده و یا نفوذ معنوی و عمق استراتژیک ایران در منطقه؟ بنابراین غرب میپندارد، موضوع هستهای میتواند نقطه کانونی برای تحت فشار قرار دادن ایران باشد که صد البته توقف حتی بخشی از برنامه هستهای ایران، بسیار ایدهآل برای غرب است و این موضوع خط قرمز لایتغییر ایران است.
چهارم: مسأله ایران بهانه خوبی برای درگیر کردن روسیه و چین و چانه زنی با این دو کشور بر سر مسائل مهم جهانی است. شاید یکی از مهمترین اقدامات آمریکا در یک سال اخیر اعمال فشار بر روسیه و چین بیشتر از ایران است تا به برخی اقدامات غیر اصولی آنها علیه ایران گردن نهند. مهمترین این اقدامات حجم سنگین تبلیغات و موضع گیریهای آمریکا و رژیم صهیونیستی در ماههای اخیر مبنی بر انجام حمله نظامی علیه ایران بود. آنها هدف داشتند تا با این حجم از تبلیغات روسیه و چین را وادار به همراهی با خود کنند؛ بنابراین، غربیها بدشان نمیآید که با موضوع هستهای ایران بر روسیه و چین هم فشار بیاورند.
پنجم: اما ترکیه همان گونه که بسیاری از کارشناسان میگویند، فعال شدن ترکیه در زمینه مذاکرات ایران و غرب نشان دهنده این است که هدف کلیدی غرب همچنان ورود به مذاکرات با ایران است و همه فشارهای اخیر به ایران نیز قرار نیست به نتیجه ای جز ملاقات با ایران بر سر میز مذاکره ختم شود. از دید ایران، احتمالا دادن نقش به ترکیه در مذاکرات آتی با 1+5 مستلزم تعدیل نقش به شدت منفی این کشور در تحولات منطقه به ویژه در سوریه و همچنین اثبات بی طرفی ترکیه است که اکنون به نحو فزایندهای، متهم به همراهی با آمریکا در قبال انقلابهای اسلامی منطقه است؛ بنابراین ترکیه به دنبال احیای موقعیت تضعیف شده در خاورمیانه و اروپاست که با توجه به اقدام مجلس فرانسه رخ داده است.
برخی بر این باورند که جلو انداختن ترکیه برای احیای مذاکرات ایران و 1+5 به این دلیل انجام شده است که غربیها گمان میکنند ایران برای جلوگیری از تیرگی بیش از اندازه روابط خود با آنکارا هم که شده، در رد این مذاکرات منعطف تر رفتار خواهد کرد؛ این همان اشتباهی است که غرب در مذاکرات استانبول هم مرتکب شد.
بنابراین، چنانچه مذاکری بین ایران و 5+1 انجام شود، باید توجه داشته باشیم که:
1 ـ غربیها همچون گذشته صادق نیستند و به دنبال فشار بر ایران برای تعلیق حتی بخشی از برنامه هستهای خود و یا امتیاز دهی در صحنه خاورمیانهاند.
2 ـ غربیها جماعتی هستند که نه نتها ترور دانشمندان ما را تقبیح نکردهاند که با چراغ سبز آنها این عزیزان ترور میشود، جاسوسان (بازرسان غربی آژانس) آنها را شناسایی و گرای آنها را دادهاند و این موضوع نیز بخشی از سناریوی فشار بر ایران است.
3 ـ برای غرب جا بیفتد که ایران هیچ تقاضای جدیدی برای مذاکرات مطرح نکرده است، زیرا رسانههای غربی ظرف روزهای گذشته تلاش کردهاند این موضوع را القا کنند که ایران تحت تأثیر فشارها قرار گرفته و قصد بازگشت به میز مذاکرات را دارد. حال آنکه غرب تشنه تر از همیشه دنبال میزی میگردد تا با ایران رودررو صحبت کند.
4 ـ شرایط کنونی مذاکرات کاملا متفاوت از گذشته است. ایران اکنون حس میکند به دلیل شرایط بسیار خاص منطقه خاورمیانه که مهمترین مشخصه آن ضعف شدید آمریکا و اسراییل و قدرتیابی گروههای نزدیک به ایران است، دستور کار منطقهای میتواند و باید به متن مذاکرات ایران و 1+5 افزوده شود؛ افزون بر اینکه قدرت نماییهای اخیر ایران که اجرای این بسته با نشاندن پهپاد RQ-170 سازمان سیا در اوایل ماه دسامبر کلید خورد و آخرین حلقه آن اجرای رزمایش ولایت 90 در تنگه هرمز و تمرین واقعی بستن این تنگه به همراه اعلام خبر پرتودهی موفق سوخت راکتور آب سنگین اراک در مرکز تحقیقات هستهای تهران بوده، موضع ایران را بسیار قوی تر از گذشته کرده است؛ بنابراین، تعیین و اصرار بر دستور کار ی مشخص و کلانتر از موضوع هستهای ایران برای مذاکرات، امری جدی و ضروری به نظر میرسد تا فایده ای از آن برای ایران و ملتهای منطقه حاصل شود.


