وقتي ياغيها، رام ميشوند
کد خبر: ۲۱۲۱۲۰
| | 2555 بازدید
تيم ملي ايران تحت هدايت كارلوس كيروش بدون ترديد تفاوتهاي اساسي با تيم ملي زمان افشين قطبي يا علي دايي و امير قلعهنويي دارد. اينكه براي قضاوت در مورد عملكرد يك مربي بايد دو سال به او زمان داد و بعد وارد مرحله تجزيه و تحليل شد حداقل در مورد تيم ملي ايران كه سالي يك بار مربي عوض ميكند صدق نميكند. در ورزش ايران كه اساسا به لحاظ ساختاري و پايههاي مديريتي فقير است و استعدادهاي بالقوه و پرشماري دارد، استفاده از روش گلخانهاي براي تدارك ديدن تيمهاي آبرومند بهترين راهكار ممكن است. در اين روش استعدادها از بدنه ورزشي كه ضعف امكانات و برنامهريزي دارد جدا و در محيطي جداگانه تيمار ميشوند. امكانات سخت افزاري و آموزشي اين محيط به هيچ عنوان با محيط خارج همخواني ندارد و استعدادهاي حاضر در آن فضاي مهياتري را براي نزديك شدن به سقف تواناييهاي خود تجربه ميكنند. شايد سرمربي جديد تيم ملي ايران هنوز نتوانسته باشد ايدههاي تاكتيكي و
ايده آلهايش را در تيم ملي جا بيندازد اما آثار ذهنيت حرفهاي و خواستههاي متفاوت او از بازيكنان تيم ملي در نحوه بازي تيم ديده ميشود.كيروش و خوليو ولاسكو تقريبا به صورت همزمان در تيمهاي ملي فوتبال و واليبال ايران مشغول بهكارشدندومسلم است كه امروز نميتوانيم بگوييم نتايج درخشانتيم ملي واليبال ايران درمسابقات جهاني را به واسطه حضوركوتاهمدت ولاسكو در ايران نبايد به پاي او نوشت. كيروش هم درهمين مدت زمان كوتاه توانسته تغييرات تازهاي را در گلخانه تيم مليفوتبال ايران ايجاد كند.آنچه شايد در ظاهر سهل و كوچك به نظر برسداما در محصول نهايي تفاوت قابل اعتنايي را ايجاد كرده است.
همه زير پرچم كيروش
يكدستي و رواج عادت« اطاعت از سرمربي» كه در فوتبال ايران هميشه كمياب بوده، يكي از مهمترين ويژگيهاي تيم كارلوس كيروش است. حتي ميروسلاو بلاژويچ هم كه با كارنامه سومي جام جهاني به ايران آمد از باندبازيهاي تيم ملي و مصاحبه آتشين بازيكناني كه از او تحت عنوان يك مربي سياه باز و بيدانش كه در تيم ملي كرواسي هم كارهاي نبوده نام ميبردند در امان نماند. بلاژويچ مجبور شد در حساسترين مقطع رقابتهاي مقدماتي جام جهاني چند بازيكن را از اردوي تيم ملي كنار بگذارد. اين اتفاق در مقاطعي كه مربيان داخلي هدايت تيم ملي را بر عهده داشتند بسيار پررنگتر بود و بخصوص در دوران امير قلعهنويي و افشين قطبي به اوج خود رسيد. بازيكناني مثل علي سامره و پيروز قرباني شديدترين مصاحبهها را عليه قلعهنويي انجام دادند و در زمان افشين قطبي حتي كار به جايي رسيد كه بازيكناني كه از سوي او در تركيب اصلي قرار ميگرفتند – مثل جواد نكونام و جلال حسيني - هم اعتقادي به آقاي سرمربي نداشتند و عليه او صحبت ميكردند. جو حاكم بر تيم كارلوس كيروش در تاريخ فوتبال ايران بيهمتاست. چه آنهايي كه در تركيب اصلي هستند، چه آنهايي كه روي نيمكت ذخيرهها مينشينند و چه مدعياني كه به اردو دعوت نميشوند به تصميم سرمربي تيم ملي احترام ميگذارند و ديدگاهها و روش كار او را قبول دارند. در اين فضا انتقادات گاه و بيگاهي هم كه مطرح شده بيش از آنكه جو تيم ملي را تحت تاثير قرار دهد، شخص منتقد را زير سوال برده است. بازيكناني مثل علي كريمي و فرهاد مجيدي كه همواره در ميان ياغيان و معترضان فوتبال ايران دستهبندي ميشدند و به دفعات از اردوي تيم ملي قهر كردند؛ براي حضور در تيم كيروش اعلام آمادگي كردند و كار كردن زير نظر اين مربي را افتخاري بزرگ دانستند. وقتي كيروش بازوبند كاپيتاني تيم ملي را به جواد نكونام سپرد همه منتظر تولد حواشي جديد بودند اما علي كريمي اين بار بدون حرف و حديث تصميم سرمربي را پذيرفت و گفت: «حرف، حرف كيروش است.»
پاداشها و جرايم آنلاين
هرچند به توجه ويژه كارلوس كيروش به بازيكنان استقلال و پرسپوليس و دعوت تعداد زيادي از بازيكنان اين دو تيم به اردوي تيم ملي انتقادات زيادي وارد شده اما از اين واقعيت هم نميتوان گذشت كه در تيم كيروش بازيكناني به ميدان ميروند كه بهترين عملكرد را ارائه ميدهند و در رقابت براي قرار گرفتن در تركيب اصلي عملكرد بازيكنان در تمرينات و مسابقات اهميت زيادي دارد. كيروش بر خلاف مربيان داخلي نسبت به بازيكنان ملي پوش ذهنيت قبلي ندارد و بدون توجه به سابقه و باشگاه آنها بازيكني را به ميدان ميفرستد كه شايستهتر است. محمدرضا خلعتبري در بازي برگشت ايران و بحرين مرتكب اشتباهي شد كه در نهايت گل حريف را رقم زد. او به طور كلي در آن بازي عملكرد خوبي نداشت و به همين دليل در بازي بعدي مقابل اندونزي در 15 دقيقه پاياني به زمين آمد. ميلاد ميداوودي در نيمه اول بازي رفت مقابل بحرين در تهران ضعيف بود و به دليل درگيري بيدليل با بازيكن حريف يك كارت زرد هم گرفت. كيروش او را بلافاصله بين دو نيمه تعويض كرد و در بازي بعدي در منامه هم اين بازيكن را در دقايق پاياني به زمين فرستاد. وقتي كريم انصاري فرد در اولين مسابقاتي كه كيروش به عنوان سرمربي روي نيمكت ايران نشست نتوانست در نقش يك گلزن شش دانگ ظاهر شود، كيروش محمد قاضي را در پست مهاجم نوك تست كرد و عملكرد خوب اين بازيكن او را به يكي از بازيكنان ثابت تيم ملي ايران تبديل كرد. نيمكت نشيني احسان حاج صفي و استفاده از مهرداد پولادي بسيار باانگيره را هم ميتوان در همين قاب قرار داد. نتيجه اين سياست را ميتوان در روحيه متفاوت ملي پوشان در تمرينات تيم ملي ديد. در تيم ملي فعلي كيفيت بازيكن متضمن جايگاه اوست و حتي آنهايي كه از مرز صد بازي ملي عبور كردهاند هم حاشيه امنيت ندارند.
سورپرايزهاي سرمربي
در فهرست بازيكنان منتخب كارلوس كيروش اسامي حساسيت برانگيزي وجود دارد كه البته در فضاي كم سابقه«حمايت و اطاعت از سرمربي»فعلا انتقاد تندي نسبت به دعوت از آنها مطرح نشده اما ترديدي نيست كه اولين ناكامي كيروش با اشاره منتقدان به حضور اين بازيكنان در اردوي تيم ملي همراه خواهد شد. اعتقاد كيروش به بازيكناني مثل مازيار زارع، جواد كاظميان و غلامرضا رضايي سئوال برانگيز است. زارع نزديك به دو سال است كه در پرسپوليس فراتر از يك بازيكن معمولي ظاهر نميشود اما كيروش به عنوان بازيكن ذخيره پست هافبك دفاعي به او اعتقاد دارد و در يكي از مسابقات حتي از زارع در پست دفاع مياني هم بازي گرفت. افت غلامرضا رضايي در پرسپوليس كه با ناكامي او در باز كردن دروازهها به مدت 18 هفته همراه بود هم باعث نشد كيروش اين بازيكن را به تيم ملي دعوت نكند و در تركيب اصلي قرارش ندهد. جواد كاظميان هم در شرايطي به تيم ملي دعوت شد كه در پرسپوليس روي نيمكت ذخيرهها مينشست و هنوز به دايره بازيكنان ثابت اين تيم راه پيدا نكرده بود. حسين ماهيني، مهرداد پولادي و محمد قاضي از ديگر بازيكنان مورد علاقه كيروش در تيم ملي ايران هستند كه البته برخلاف نفرات قبلي كارنامه خوبي را هم از خود به جاي گذاشتند و خيلي زود همه را مجاب كردند كه ميتوانند مهرههاي موثري براي تيم ملي باشند.
تهران امروز
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


