استیلی چرا رفت؟
"از همین جا کنارهگیریام را از تیم پرسپولیس اعلام میکنم." این جملات مردی است که هواداران پرسپولیس هفتهها منتظر شنیدنش بودند. حمید استیلی پس از شکست سنگین مقابل استقلال سرانجام پذیرفت که نمیتواند پرسپولیس را به جایگاه شایستهای برساند. استعفای استیلی سرنوشتی محتوم بود که از مدتها قبل پیش بینی میشد زمانی رخ میدهد و شاید فقط دیر یا زود داشته باشد و حتی حضور رویانیان هم نتوانست مانع "سوخت و سوز" آن شود! همه چیز البته آنچنان که باید شفاف به نظر نمیرسد و این طور نشان میدهد که مشکل فعلی پرسپولیس حلقههای گمشدهای هم دارد؛ حلقههایی که شاید کمتر دیده شده است.
کد خبر: ۲۰۹۴۴۰
| | 4760 بازدید
ایسنا، شکست 3 بر صفر سرخپوشان مقابل استقلال دیگر جای حرف و حدیث و توجیه و بهانهای برای حمید استیلی باقی نگذاشت تا این مربی در حالی که فشار سنگین تماشاگران را احساس میکرد، در مقابل دوربین تلویزیونی استعفایش را اعلام کند. عدم نتیجه گیری در لیگ، این سرمربی را به این نتیجه رسانده بود که شاید همانند دایی بتواند با نتیجه گرفتن در جام حذفی به گونهای سرپوش بر نتایج لیگ بگذارد و خودش را مربی موفقی معرفی کند. خصوصا با اتفاق تلخی که در دو هفته گذشته رخ داد و کاهش سهمیهی ایران در لیگ قهرمانان آسیا باعث افزایش اهمیت جام حذفی شد. اما استیلی نتوانست پا جای پای دایی بگذارد. جدایی استیلی از پرسپولیس سرآغاز تغییرات در این تیم بود که البته ممکن است و فقط ممکن است شوک مثبتی به تیم وارد کند. اما این پایان همه ماجرا نیست. شانههای استیلی توانایی این را نداشت که فشار این بار کج را تحمل کند. در ادامه نگاهی به وضعیت تیم پرطرفدار پایتخت خواهیم داشت تا معلوم شود این بار کج چگونه و توسط چه کسی روی شانه استیلی قرار گرفت.
* پردهی آخر در یک نگاه
پرسپولیس در آخرین حضور حمید استیلی روی نیمکت این تیم، مقابل رقیب سنتی که کاملا مشخص بود از نظر نفرات، وضعیت روحی و سایر فاکتورهای لازم برای موفقیت وضعیت به مراتب بهتری دارد، با زحمت 90 دقیقه بازی را نگه داشت، اما مشخص بود که بازیکنان این تیم تنها برای گل نخوردن تلاش میکنند و برای رسیدن به دروازهی حریف برنامهای ندارند. رسیدن به وقت اضافی و ضربات پنالتی هدفی بود که سرخپوشان در داربی 73 دنبال میکردند. هدفی دو قسمتی که البته تنها قسمت اولش تحقق پیدا کرد، اما گلهای جباری و شریفات اجازه نداد تا پرسپولیس در روزی که حقش نبود به مرحلهی نیمه پایانی راه پیدا کند. هواداران پرسپولیس از همان نیمهی نخست وقتهای تلف شده که دیگر امیدی به بازگشت پرسپولیس نداشتند، هجمه شعارها و ناسزاها را علیه استیلی آغاز کردند تا سرمربی سرخها با چشمانی هم رنگ لباس این تیم در پایان بازی استعفایش را اعلام کند؛ استعفایی که رویانیان آن را پذیرفت تا استیلی روز هجدهم آذر پس از 171 روز حضور روی نیمکت پرسپولیس به کارش پایان دهد.
* در رختکن چه گذشت؟
بازیکنان پرسپولیس در پایان بازی به خوبی میدانستند که خبرنگاران بیرون رختکن منتظر مصاحبه هستند. از مصاحبهی تمام آنها میشد این طور استنباط کرد که این حرفها با هماهنگی صورت گرفته است. اگر این فرضیه درست باشد، فقط معلوم نبود چه کسی این هماهنگی را انجام داده است. اما به هر حال کسی که این هماهنگی را انجام داده بود، نشان داد که در این کار مهارت کافی دارد و تقسیم مصاحبه بین بازیکنان را به خوبی انجام داده است! بازیکنان پرسپولیس پس از خروج از رختکن مصاحبههایی با محور یکسان انجام دادند و به نوبت از سازمان لیگ، فدراسیون، برنامهریزی مسابقات و زود برگزار شدن بازی انتقاد کردند. مصاحبهی سرخپوشان به گونهای انجام میشد که خبرنگاران به خوبی میدانستند که نفر بعدی درمصاحبهاش چه چیزی عنوان خواهد کرد. البته هماهنگی به گونهای حرفهای انجام شده بود و بازیکنان بسته به سطح تکنیکی و تواناییشان در دریبلزنی از عزیزمحمدی و سازمان لیگ انتقاد کردند! به این ترتیب طبیعی بود که انتقادهای تیز و گزنده از زبان علی کریمی مطرح شود و دیگران هر یک به نوبهی خود و در حد و اندازهی نامشان زبان به انتقاد بگشایند. وضعیت روحی - روانی بازیکنان پس از شکست سنگین مقابل استقلال البته به گونهای نبود که بتوان از آنها پرسید در صورتی که بازی در زمان معین (10 روز دیگر) برگزار میشد، قرار بود چه معجزهای برای تیم بحرانزده پرسپولیس رخ دهد که آنها تا این اندازه سازمان لیگ را مقصر شکست قلمداد کردند؟ و آیا اصولا مشکل پرسپولیس فقط زمان برگزاری بازی بود؟
* نگاهی به گذشته. سناریوی حضور استیلی در پرسپولیس چگونه نوشته شد؟
با وجود منطقی دانستن انتقادهای مطرح شده علیه سازمان لیگ، پذیرفتن این توجیهها برای شکست پرسپولیس مقابل استقلال و ناکامی کل فصل کمی ساده انگارانه به نظر میرسد. سرنوشت پرسپولیس جایی دیگر رقم خورد. جایی که رفاقتها باعث روی کار آمدن استیلی شد و مدیران وقت باشگاه برای فرار از این اتهام، سناریویی ضعیف و البته باورناپذیر را طراحی کردند تا کسی باور نکند که استیلی به دلیل رفاقت سرمربی شده است. آنها در رسیدن به این هدف خود البته کاملا ناموفق بودند چرا که کمتر کسی بود که نداند ماجرای تشکیل کمیتهی فنی پرسپولیس، برنامه خواستن از گزینهها، تعیین مهلت 12 ساعته برای دایی و ... تنها نمایشی است، هر چند که در این بین گفته شد به خاطر عدم پذیرفتن پیشنهاد پرسپولیس از سوی دایی، کمیته فنی استیلی را انتخاب کرد.
مدیران وقت باشگاه پرسپولیس نتوانستند برای کنار گذاشتن دایی و آوردن استیلی توجیهی فنی و باورپذیر ارائه دهند. این را به خوبی میشد از شعار "دایی دایی" هزاران هواداری که در ورزشگاهها حضور داشتند متوجه شد، البته این شعار به نمادی از اعتراض هواداران تبدیل شده بود. آنها نتوانستند و یا حداقل نخواستند بپذیرند که مردم، فوتبال و معادلاتش را میفهمند و حس میکنند. کمیتهی فنی پرسپولیس که به گفته بسیاری فرمایشی بود، رای به استیلی داد تا آرزوی دیرینه او محقق شود. تکلیف دایی که کاملا مشخص بود، اما حمید درخشان - دیگر گزینهای که برنامه داده بود - آَشکارا دلخور شد و زمانی که با شاهین بوشهر، پرسپولیس را شکست داد، نسبت به تصمیم گیری کمیتهی فنی باشگاه پرسپولیس و عدم ضابطه گرایی در این کمیته انتقاد کرد. واقعیتی که باید پذیرفت این است که مدیران وقت پرسپولیس در زمانی که باید به جذب بازیکن و بستن تیم فکر میکردند بیشتر در این اندیشه بودند که چگونه کنار گذاشتن دایی و آوردن استیلی را موجه جلوه دهند. جدا از خرید کریمی که آن هم به واسطه علاقه و تعصب شخصی خودش رقم خورد و پرسپولیس همین چند برد معدود را هم مدیون اوست، مدیران وقت این باشگاه در فصل نقل و انتقالات کاملا رقابت را به همتایشان واگذار کردند. حالا کمتر کارشناسی است که به ضعیف بسته شدن پرسپولیس و نیمکت کم مهرهی این تیم اذعان نکند.
حالا در بازی با احساسات هواداران میلیونی پرسپولیس، خشم و آشفتگی مردم و تمام لحظات سخت و تلخی که برای آنها رقم خورد، اگر سهم قبلیها بیشتر از استیلی و بازیکنان نباشد، کمتر نیست. آوردن استیلی با توجه به کارنامهاش در استیلآذین و شاهین بوشهر به زعم بسیاری اشتباه بود؛ اشتباهی که شاید دانسته صورت گرفت. این آغاز کار پرسپولیس در مسیری سخت بود و باری کج بر دوش استیلی که به رغم تمام تلاشها و رفت و آمدها در پستهای مختلف، سرانجام بر زمین افتاد و کسی نتوانست مانع این اتفاق شود.
* حضور رویانیان و انگیزشی که ثمر نداد
با تصمیم وزارت ورزش سرانجام باشگاههای پرسپولیس و استقلال صاحب هیات مدیره شدند. جدا از موضوع نحوه انتخاب اعضای هیات مدیرهی دو باشگاه که موضوع این بحث نیست، سردار رویانیان که پیش از این سابقه مدیریت در ورزش را نداشت، به عنوان مدیرعامل باشگاه پرسپولیس انتخاب شد و کسی به چرایی این تصمیم فکر نکرد. انتخابی که واکنشهای مثبت و منفی را به دنبال داشت. رویانیان البته بدون توجه به واکنشها کارش را در پرسپولیس آغاز و تلاش کرد برای غرق نشدن باشگاه قدمهایی بردارد. ایجاد انگیزش در بازیکنان از طریق پاداشهایی که بعضا بیمورد هم بود، یکی از راههای او بود. چند برد پیاپی و یک رقمی شدن ردهی پرسپولیس در جدول تا اندازهای امید هواداران را برای بازگشت تیم محبوبشان به روزهای اوج افزایش داده بود، تا جایی که رویانیان هم نسبت به انتقادهای صورت گرفته از پرسپولیس واکنش نشان داد و عنوان کرد که از زمان حضور او تیم نتایج خوبی گرفته است، اما روزهای خوش پرسپولیس بسیار کم دوام بود و غیر از مسائل فنی، انواع و اقسام حاشیههای عجیب و غریب مانند ماجرای شیث و نصرتی، اخراج یک روزه خوردبین، اختلاف معمارزاده با استیلی و ... هم در این تیم رخ داد تا وضعیت پرسپولیس بحرانیتر شود.
رویانیان البته نشان داد که به هیچ وجه قصد ندارد با شیوههای نظامی باشگاه را اداره کند. رعایت اخلاق حرفهای، حمایت از مربی با وجود نتایج غیرقابل قبول و فرصت دادن به استیلی نشان میداد که رویانیان در ادارهی باشگاه پرسپولیس خودمحور عمل نمیکند و به خوبی از مشورت افراد ورزشی بهره میبرد. شاید رویانیان هم پس از اندکی پی برد که استیلی مرد نیمکت پرسپولیس نیست و حتی گفتوگویی هم با اسون گوران اریکسون نامدار داشت، اما صلاح دید آن قدر به استیلی زمان دهد تا خودش به این نتیجه برسد که نمیتواند پرسپولیس را به جایی برساند. اتفاقی که با شکست مقابل استقلال و کنار رفتن از جام حذفی رخ داد و استیلی بر خلاف میل رویانیان "شکستخورده" از پرسپولیس جدا شد.
* تلاش نافرجام استیلی برای اثبات نقشش در قهرمانی 86
حمید استیلی برای پیوستن به پرسپولیس علاقه زیادی داشت و البته این علاقهاش را کتمان نمیکرد. مرد مستعفی پرسپولیس در نخستین مصاحبهاش بعد از انتخاب به عنوان سرمربی ضمن تایید رفاقت و رابطهی صمیمانهاش با کاشانی، عنوان کرد "گناهی ندارد که رفیق کاشانی است." در این مورد البته حق با اوست. علاقهی استیلی برای حضور روی نیمکت پرسپولیس به عنوان نفر اول البته نه ارتباطی با سرخپوش بودن او در زمان بازیگریاش داشت و نه پرسپولیسی بودن او و نه رفاقتش با کاشانی. اصل ماجرا چیز دیگری بود و داستان به 4 سال پیش باز میگشت.
پرسپولیس پس از قهرمانی در نخستین دوره ی لیگ برتر که با گل ابراهیم اسدی به دست آمد دیگر طعم قهرمانی را نچشیده بود و هواداران این تیم به نوعی تشنه قهرمانی بودند. افشین قطبی کسی بود که عطش هواداران را فرونشاند و قهرمانی را با پیروزی تاریخی و خاطرهانگیز مقابل سپاهان در آخرین لحظه به هواداران هدیه داد. استیلی که به عنوان دستیار در کنار قطبی حضور داشت همیشه رنج برد از این که این موفقیت نه به پای او که به پای قطبی نوشته شد، در حالی که تیم را او بسته بود و خود او بود که زمینه را برای حضور قطبی مهیا کرده بود.
استیلی از آن پس همیشه از فضای غیرحرفهای حاکم بر فوتبال ایران رنج برد. رنج برد از این که کسی ننوشت و نگفت که او هم در قهرمانی پرسپولیس نقش داشت. البته استیلی تاحدی هم انتظارش بیش از اندازه بود و نخواست سهم اندکی که برایش در موفقیت پرسپولیس در نظر گرفته شده بود را بپذیرد چرا که معتقد بود خوب بستن تیم از مهمترین عوامل موفقیت است و این کاری است که او انجام داده، غافل از این که به طور طبیعی سرمربی تیم مسئول نتایج فنی است و همچنان که پس از شکست سرمربی بازخواست میشود، در موفقیت و رسیدن به افتخار هم سرمربی اولین نفری است که مورد ستایش قرار میگیرد و این مساله کاملا طبیعی است که نقش قطبی در قهرمان کردن پرسپولیس پررنگتر از او جلوه داده شود. استیلی حتما این نکته را میپذیرد که در موفقیت تیم بارسلونا با وجود فراهم بودن همه شرایط از جمله یک آکادمی بسیار قوی، داشتن بازیکنان طرازاول و چندین و چند مساله دیگر باز هم نام گواردیولا به عنوان یکی از ارکان موفقیت نامبرده میشود و نه مثلا تیتو ویلانوا، زوبی زارتا و یا تیکی بگریستین!
استیلی با انگیزه و امید زیادی روی نیمکت نشست. آمد تا نشان دهد در حق او اجحاف شده و کسی تاثیرش را در قهرمانی سال 86، آنچنان که باید - به زعم خودش - ارج ننهاده است. فرصت برای استیلی البته فراهم بود و او تیمی را تحویل گرفت که وضعیت مناسبی نداشت و در صورتی که میتوانست به رویایش جامهی عمل بپوشاند، مربی رویایی پرسپولیس لقب میگرفت، چرا که نتایج ضعیف در لیگ و آسیا همگان را به این باور رسانده بود که از این پرسپولیس چیزی جز حداکثر قهرمانی در جام حذفی بر نمیآید و استیلی میخواست ثابت کند که میتواند. تلاش کرد تا نشان دهد که به او کم لطفی شده که او را یک سرمربی با کارنامهی قوی نمیدانند. اما شاید فراموش کرد که انگیزه تنها یکی از عوامل رسیدن به موفقیت است. استیلی تلاش کرد تا نقشش را در قهرمانی پرسپولیس پررنگ جلوه دهد اما بی شک در حال حاضر مردم نقش او را در شکست و ناکامی پرسپولیس بسیار پررنگتر از نقش او در موفقیت و قهرمانی چهار سال پیش میدانند و این شاید از هر شکست دیگری برای استیلی سختتر باشد.
* چرا پرسپولیس خوب بسته نشد؟
سرمربی پرسپولیس که البته دیگر باید از پیشوند "سابق" برای او استفاده کرد، اعلام کرده بود که تیم در نیم فصل باید بازیکن جذب کند و تقویت شود و این یعنی اعتراف صریح به نداشتن بازیکن با کیفیت به تعداد لازم. در ضعیف بسته شدن پرسپولیس البته مدیران سابق باشگاه هم نقش داشتند و چنانچه صحبتش رفت در این زمینه عملکرد قابل قبولی نداشتند، اما سرمربی تیم هم در این قضیه بی تقصیر نبود چرا که اصولا وظیفهی فنی بر عهدهی سرپرست یا مدیرعامل باشگاه نیست و این مربی است که باید اعلام کند به چه بازیکنانی نیاز دارد.
اگر استیلی که اکنون صراحتا اعلام میدارد پرسپولیس خوب بسته نشده، به دنبال بهانهای برای شکست نیست و واقعا به این گفته خود اعتقاد دارد، باید پاسخگوی این سوال باشد که چرا در آغاز فصل مدام به هواداران وعده می داد که "پرسپولیس را از هفتهی Nام ببینید"؟ اگر میدانست که پرسپولیس مهرههای لازم را در اختیار ندارد، چرا تلاش کرد با دادن چنین وعدههایی بر ضعف فنی تیمش سرپوش بگذارد. اگر هم ابتدا چنین اعتقادی نداشت و در طول فصل به این نتیجه رسید که بازیکنانش کیفیت لازم برای نتیجه گرفتن ندارند، باز هم باید خود او را مقصر قلمداد کرد که ارزیابی درستی از وضعیت بازیکنان و سطح فنی آنها نداشته است.
پرسپولیس در خریدهای فصل نقل و انتقالات عملکرد خوبی نداشت. در حالی که استقلال یکی پس از دیگری به شکار ستارههای ملیپوش مشغول بود، مرتبا اعلام میشد که بازیکنان مورد علاقهی پرسپولیس به دلیل دریافت پیشنهادهای بالا و عدم توجه به سقف قرارداد حاضر به پوشیدن پیراهن پرسپولیس نشدهاند. نکتهای که شاید بهتر بود ابتدای فصل به آن توجه میشد، اهمیت حضور ستاره در تیم برای رسیدن به قهرمانی بود. بزرگترین تیمهای دنیا با بهترین مربیان، چه در سطح باشگاهی چه در سطح ملی بدون داشتن ستاره به موفقیت نرسیدهاند.
*چرا خرید ستاره اجتناب ناپذیر است؟
تامین بازیکن در سراسر دنیا دو راه بیشتر ندارد. راه آسان و نه چندان حرفهای که البته بسیار هزینه بر هم هست، اختصاص سرمایهی کلان و تزریق بودجه برای خرید ستارههاست و راه دوم که نیاز به برنامهریزی دقیق و حساب شده دارد، تاسیس آکادمی و بازیکن پروری است. به مورد دوم که در فوتبال ایران نباید امید چندانی داشت چرا که فعالیت آکادمی و استعدادیابی به شکل اصولی و درست در هیچ کجای ایران انجام نمیشود. در این صورت راهی نمیماند جز خرید بازیکن بزرگ و باتجربه. کاری که پرسپولیس انجام نداد. واکنش استیلی به خرید بازیکنان بزرگ - مثلا مهدوی کیا - نشان میداد که وی چندان تمایلی به خرید نامهای بزرگ ندارد. این عدم تمایل شاید از اینجا ناشی میشد که استیلی میخواست ثابت کند که میتواند تیم را با همین وضعیت به قهرمانی در لیگ برساند. کاری که دایی در طی یک سال و نیم موفق به انجام آن نشده بود.
* نگاهی به عملکرد فنی استیلی
در خوب بسته نشدن تیم پرسپولیس در ابتدای فصل تردیدی وجود ندارد و اینکه سرخپوشان مهرههای کارآمد کمتری حداقل نسبت به استقلال دارند، مسالهای است که نیازی به دلیل و برهان ندارد، اما برای بررسی عملکرد استیلی و دادن نمره به کارنامهی کاری وی باید این مساله را در نظر گرفت که آیا پرسپولیس در حد همین داشتهها هم نتیجه گرفت؟ پاسخ منفی است.
استیلی در مصاحبهی خود عنوان کرد که بضاعتش در پرسپولیس همین بوده است. البته وضعیت روحی و روانی نابسامان او هنگام انجام این مصاحبه باعث شد تا دقیق مشخص نشود منظورش از این حرف چه بوده است؛ بضاعت فنی خودش یا بضاعت موجود در باشگاه؟ اگر منظور استیلی این بود که با این بضاعت باشگاه امکان این وجود نداشته که نتایج بهتری رقم بخورد، قضاوت با هواداران پرسپولیس. درست است که پرسپولیس به اندازهی استقلال ستاره در اختیار نداشت، اما پرسپولیس از همین بضاعت موجود هم خوب استفاده نکرد. استیلی نتوانست از بازیکنانی مانند کریمی، رضایی، نوری، هاشمیان، بادامکی، فشنگچی، کاظمیان و ... به خوبی استفاده کند.
استیلی که برای توجیه نتایج ضعیف پرسپولیس از عباراتی مانند" این بهترین بازی پرسپولیس بود"، "توپهایمان به گل تبدیل نشد"، " شعارهای هواداران به ما استرس داد" و چند جملهی نام آشنای دیگراستفاده میکرد و حتی انتقاد هواداران را هم برنتابید و از آنها خواست به ورزشگاه نروند، آیا میتواند توضیح دهد در پانزده هفتهای که از لیگ گذشت چه تغییری در وضعیت فنی و تاکتیکی پرسپولیس رخ داد و چه تاکتیکی غیر از ختم شدن تمام توپها به کریمی برای پرسپولیس در نظر گرفته شد؟
استیلی در هفتههای نخست مدام به هواداران وعده میداد که تیمش در آینده بهتر میشود و به زمان احتیاج دارد، اما توضیح نداد که تیمش دقیقا چرا به زمان نیاز دارد. کارشناسان و اهالی فوتبال به خوبی میدانند تیمی به زمان نیاز دارد که یا تعداد زیادی بازیکن اضافه کرده باشد چرا که هماهنگی بازیکنان جدید زمان بر است (مانند مانچینی و منچسترسیتی) یا تاکتیک و سبک جدیدی از بازی در تیم پیاده شده باشد که بازیکنان به آن عادت نداشته باشند و برای جا افتادن شرایط جدید به زمان نیاز باشد ( مانند کونته در یوونتوس، یا مورینیو در رئال مادرید). درحالی که در پرسپولیس عملا هیچ یک از این دو اتفاق رخ نداده بود چرا که نه شاکلهی تیم پرسپولیس به طور کلی عوض شده بود و نه نشانهای از یک تحول تاکتیکی زمان بر در تیم دیده میشد.
* استعفا با طعم ترس از برکناری؟
استعفای استیلی مورد موافقت رویانیان قرار گرفت و عاشوری به طور موقت هدایت پرسپولیس را عهده دار شد تا سرمربی بعدی مشخص شود. استعفا از سوی یک مقام مسئول پس از ناکامی به نوعی یک عمل پسندیده شمرده میشود، البته در صورتی که از نوع اختیاری و آگاهانه آن باشد. اما در ایران استعفاهایی از نوع اجباری، قهر و آشتی، تهدیدی و فرمایشی وجود دارد که درهیچ کجای جهان نمیتوان نمونهای مشابه آن پیدا کرد. سرمربی سابق سرخپوشان هم البته نوع جدیدی اضافه کرد که در انواع قبلی نمیگنجد و باید برای آن اسم جدیدی هم پیدا کرد. رویانیان صراحتا اعلام کرد که پیش از بازی به استیلی اولتیماتوم داده و داربی را آخرین فرصت او دانسته بود و این نشان میدهد که استعفای استیلی نه از سر احساس مسئولیت و طیب خاطر که با هدف فرار از اخراج صورت گرفته و در واقع استیلی تا آخرین لحظهای که امید داشته برکنار نشود استعفا نکرده و تنها زمانی به این کار تن داده که اطمینان پیدا کرده که رفتنی است و چه بهتر این جدایی برچسب اخراج به خود نگیرد. چه بسا اگر چنین اولتیماتومی در کار نبود، استیلی همچنان مانند گذشته وعدهی نتیجه گرفتن در آینده را میداد و بعد از شکست سنگین در داربی 73 هم چنین تصمیمی نمیگرفت.
* آیندهای مبهم در انتظار سرخها. چه کسی ریسک میکند؟
پرسپولیس وضعیت مساعدی ندارد. باید صبر کرد و دید رویانیان کدام مربی را میتواند برای پذیرفتن هدایت این کشتی درهم شکسته متقاعد کند. با وضعیت نابسامان در لیگ، شرایط بد روحی و روانی بازیکنان، قرعهی سخت در لیگ قهرمانان آسیا، حذف از جام حذفی و ... کمتر مربی سرشناسی پیدا میشود که اعتبارش را در چنین شرایطی خرج کند. البته شاید هم عطش مطرح شدن باعث ریسک کردن شود چرا که به هر حال پرسپولیس روی کاغذ نهم است و کسی در چنین شرایطی انتظار درخشش در نیم فصل دوم را ندارد و چند پله صعود هم میتواند برای این تیم نتیجهی خوبی تلقی شود. شاید هم رویانیان با وجود آنچه همیشه در رسانهها تکذیب شده مذاکراتش را با مربیان خارجی موردنظرش نهایی کرده و قید مربی داخلی را زده است. پاسخ این اما و اگرها در آیندهی نزدیک مشخص خواهد شد.
شاید شرایط فعلی پرسپولیس درس عبرتی باشد برای مدیران تا همه چیز را فدای خود و خواستههایشان نکنند و اندکی آینده نگری را سرلوحهی کار قرار دهند.
ایسنا برای پیگیری وضعیت پرسپولیس، تماسهایی با مدیران سابق باشگاه انجام داد که تا زمان ارسال این گزارش پیگیریها به جایی نرسید.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


