چرا اشتباه استیلی ادامه دارد ؟
اگر درگیری های دایی و کاشانی، کنار رفتن کاشانی، ماجرای شیث و نصرتی، ماجراجویی های رویانیان و نارضایتی بی دلیل سکوها وجود نداشت ....
همیشه راحت ترین راه تاختن بر تنهاترین ها بوده، حمله بر انسان بی دفاع بدون شک آسان تر از هر کار دیگری است. این روزها راه های تاختن بر حمید استیلی آن چنان باز است که از جراید گرفته تا شبکه های اجتماعی، از تاکسی تا دانشگاه هر جا بحث فوتبال می شود سریعا بحث حال و روز این روزهای پرسپولیس، نتایج ضعیفش و دانش کم حمید استیلی نقل مجالس است، گویا برای ورود به بحث های ورزشی حمید استیلی کوتاه ترین مسیر است.
پرسپولیس در این فصل حال و روز خوشی ندارد هنوز به نیم فصل نرسیده باخت هایش هم سنگ بردها و تساوی هایش به عدد ۵ رسیده است. همه خواهان برکناری حمید استیلی هستند، از سکوها تا مدیریت باشگاه. استیلی در شرایطی مربی پرسپولیس شد که جنگ سختی میان علی دایی ناکام ترین مربی تاریخ پرسپولیس و حبیب کاشانی درگرفته بود، طرفداران پرسپولیس در جنگ میان کاشانی و دایی پشت دایی ایستادند ولی استیلی از این موضوع بی خبر بود، او زمانی از این ماجرا خبر دار شد که هنوز هفتاد دقیقه از نخستین بازی تیمش در لیگ برتر نگذشته، نام علی دایی از سکوها شنیده می شد.
طرفداران آن روزها اگر فریاد علی دایی سرمی دادند، به این خاطر نبود که می خواستند دایی به این تیم بازگردد، علی دایی در یک فصل و نیم مربی گری در پرسپولیس فقط به لیگ یک سقوط نکرد، او بدترین نتایجی را که یک مربی می توانست با پرسپولیس بگیرد را به تنهایی کسب کرد، دو باخت متوالی در داربی، بیش از ده باخت تنها در ۳۴ مسابقه، باخت با نتایج ضعیف در مقابل تیم های نه چندان قوی و ... در میان رفتارهای نامهربانانه سکوها با حمید استیلی، آن روزها حبیب کاشانی به خوبی هوای استیلی را داشت، تنها مزیت حمید استیلی در مقایسه با شرایط کنونی، حمایت مدیریتی در دوره کاشانی بود، امری که با ورود رویانیان به پرسپولیس دیگر اثری از آن نبود. باید قبول کرد که حمید استیلی در این فصل نتایج قابل قبولی را کسب نکرد، هیچ فرد منصفی به او نمره قبولی نمی دهد ولی برای قضاوت شرایط استیلی نباید چند نکته را فراموش کرد:
۱ـ استیلی زمانی مربی پرسپولیس شد که درگیری میان کاشانی و دایی بروی عملکرد تیم و طرفدارانش تاثیر مستقیم گذاشته بود. اگر سکوها از استیلی حمایت می کردند بدون شک پرسپولیس نتایج بهتری کسب می کرد.
۲ـ از استیلی توقع کسب نتایج خوب دارند ولی بضاعت او را در نظر نمی گیرند، استیلی مربی بازیکنانی است که از لحاظ کیفی و روحی در بدترین شرایط دوران بازیگری خود به سر می برند. از پرسپولیس این روزها، کریمی را فاکتور بگیریم هیچ بازیکنی در حد پرسپولیس بازی نمی کند، محمد نوری، غلامرضا رضایی و مهرداد اولادی در فصل قبل بازی های فوق العاده ای انجام می دادند ولی در این فصل هیج نشانی از بازیکن لیگ برتری در آنها دیده نمی شود.
۳ـ کادر مدیریتی پرسپولیس در زمان رویانیان هرگز حمایتی درخور شان یک مربی را از حمید استیلی انجام نداد، استیلی در حال تمرین دادن بازیکنانش بود که پنجعلی به علی دایی پیشنهاد داد به پرسپولیس باز گردد. استیلی نتایج خوبی را کسب می کرد ولی رویانیان با افتخار از مذاکره با اریکسون سخن می گفت.
۴ـ پرسپولیس و استقلال هرگز بدور از حاشیه نبودند اما حاشیه های این فصل پرسپولیس در نوع خود بی سابقه بودند. تغییر کادر مدیریتی زودتر از هفته دهم، سایه سنگین بزرگانی همچون پروین، درگیری بی سابقه شیث و نصرتی، سکوهای همیشه ناراضی و ... این ها مسائلی بود که هر کدامشان برای برهم زدن آرامش یک تیم کافی بود و استیلی در این چند هفته تیمی نه چندان قدرتمند را با چنین مصائبی رهبری کرد.
نگارنده به هیچ عنوان قصد حمایت از نتایج ضعیف استیلی را ندارد ولی برای قضاوت کردن رفتار یک مربی در طول این چند هفته می بایست فاکتورهای ذکر شده را نیز در نظر گرفت، حمید استیلی از هفته اول هرگز سایه آرامش را بروی تیم تحت رهبری اش ندید، شاید اگر درگیری های دایی و کاشانی، کنار رفتن کاشانی، ماجرای شیث و نصرتی، ماجراجویی های رویانیان و نارضایتی بی دلیل سکوها وجود نداشت و از همه مهم تر اگر استیلی ابزارهای بهتری را در اختیار داشت، امروز نه او تحت این فشارها مربیگری می کرد و نه پرسپولیس در این جایگاه از جدول قرار میگرفت.
کمترین کاری که در قبال حمید استیلی در قاموس یک انسان و نه یک مربی فوتبال می توان انجام داد، رعایت کمترین حد از انصاف است، اگر به او کمی منصف تر نگاه کنیم و تمامی اشتباهات را بر گردن اون نیاندازیم، بهتر می توانیم در مورد شرایط این روزهای او و پرسپولیس اظهار نظر کنیم.


