قیمتهای نجومی بلیت تئاتر و یک پیشنهاد!
علی میری
- ۱۵ هزار تومان؛ صندلیهای سالن پرشده. باید روی زمین بنشینید... (تماشاخانه ایرانشهر – یک هفته قبل)
- قیمت بلیت ۲۰ هزار تومان؛ ظرفیت سالن پرشده. اگر میخواهید با همین قیمت روی زمین بنشینید (تماشاخانه ایرانشهر –حدود یک ماه قبل)
- آقای محترم صندلیها پرشده قیمت بلیت ۷ هزار تومانه. روی زمین (تئاتر شهر – چهار روز قبل)
کافی است نگاهی به چهره در ظاهر راضی تمام کسانی که برای تماشای نمایشها به تماشاخانهای چون ایرانشهر و یا حتی تئاتر شهر آمدهاند -و البته بعضیهایشان باید روی زمین به تماشای نمایش بنشینند- بیاندازید تا مطمئن شوید که وضع فعلی پاسخگوی نیازهای اقتصادی بخش خصوصی و صد البته بخش خصوصی تئاتر ما نیست.
گرچه به همین سیستم فعلی فروش بلیت در تماشاخانه هم انتقادهای گستردهای چون آنچه در ذیل میآید وارد است:
۱ – تساوی قیمت بلیتها برای مخاطبانی که به دلیل کمبود فضا برای اجراها مجبورند ساعاتی را روی زمین به تماشای نمایشها بنشینند و افرادی که به سهولت روی صندلیهای خود به تماشای نمایشها مینشینند؛ اقدامی که به صراحت ظلم در حق خریداران بلیتهای تئاتر است.
۲ – از کارافتادن سامانههای اینترنتی رزرو بلیت در سایتهای تئاتر شهر و ایرانشهر که صدای بسیاری از مخاطبان حرفهای تئاتر را درآورده است.
۳ – افزایش سرسامآور قیمت بلیتهای تئاتر در سالنهای خصوصی و علاقه ستارههای سینما و تلویزیون برای به صحنه رفتن در این سالنها موجب شده تا جمعیت قابل توجهی از تئاتریهایی که درآمدهای آنچنانی ندارند نتوانند برای تماشای یک نمایش ۱۵ یا ۲۰ هزار تومان پرداخت نمایند.
با وجود این انتقادات، اما به دلیل فضای کم تماشاخانههای پایتخت و افزایش روزافزون تقاضای مخاطبان برای تماشای نمایشها از حیث جای دهی تماشاگران به تماشاخانه داران نمیتوان خرده گرفت. برای فائق آمدن به این مشکل به یقین مسندنشینان فرهنگی به فکر بودهاند اما تا کنون هیچ یک از اعضای خانواده تئاتر ثمره آنچنانی دریافت نکردهاند. به نظر نگارنده دست روی دست نهادن در شرایط فعلی، جز گرانتر شدن هر روزه بلیتهای تئاتر و محروم شدن طبقه متوسط و ضعیف هنری از تماشای تئاتر، به جایی نخواهد رسید. به همین الزام یک راهکار عملی برای عبور از این شرایط میتوان پیشنهاد داد:
یافتن حامیان تجاری و استفاده از تبلیغات خلاق بازرگانی در نمایشها به جای گران کردن بلیتها و فشار به مردم؛ به این صورت که مدیران تماشاخانه با رایزنی با مسئولان وزارت ارشاد و دیگر نهادهای زیربط و نیز همکاری و جلب نظر شرکتهای تجاری برای سرمایه گذاری تبلیغاتی در تئاتر و هماهنگی با گروههای هنری رابط میان این دو طیف شده و با در نظر گرفتن ضوابط اداری برای گروههای نمایشی اسپانسرهای تجاری یابند.
به دلیل عدم امکان دسترسی بعضی گروهها و یا بیشتر گروههای هنری به اسپانسرهای تجاری و احتمال عدم همکاری شرکتهای تجاری با گروهها، تنها مبادی رسمی قادر به اجرایی ساختن این ایده خواهند بود.
هر چند ممکن است به یقین پیش از این نیز چنین ایدههایی در مجامع فرهنگی به مشورت و نظرخواهی گذارده شده باشد و ثمرات اجرایی آنچنانی نصیب نه مجریان و نه سرمایه گذاران شده باشد، اما این نکته را نباید فراموش کرد که با جلب اعتماد شرکتهای تجاری بزرگ از بازدهی تبلیغاتی آنان و یافتن طرق صحیح تبلیغات تجاری در تئاتر، میتوان بخش کم درآمد جامعه را نیز به تماشای تئاتر نزدیک و علاقمند کرد.
- قیمت بلیت ۲۰ هزار تومان؛ ظرفیت سالن پرشده. اگر میخواهید با همین قیمت روی زمین بنشینید (تماشاخانه ایرانشهر –حدود یک ماه قبل)
- آقای محترم صندلیها پرشده قیمت بلیت ۷ هزار تومانه. روی زمین (تئاتر شهر – چهار روز قبل)
کافی است نگاهی به چهره در ظاهر راضی تمام کسانی که برای تماشای نمایشها به تماشاخانهای چون ایرانشهر و یا حتی تئاتر شهر آمدهاند -و البته بعضیهایشان باید روی زمین به تماشای نمایش بنشینند- بیاندازید تا مطمئن شوید که وضع فعلی پاسخگوی نیازهای اقتصادی بخش خصوصی و صد البته بخش خصوصی تئاتر ما نیست.
گرچه به همین سیستم فعلی فروش بلیت در تماشاخانه هم انتقادهای گستردهای چون آنچه در ذیل میآید وارد است:
۱ – تساوی قیمت بلیتها برای مخاطبانی که به دلیل کمبود فضا برای اجراها مجبورند ساعاتی را روی زمین به تماشای نمایشها بنشینند و افرادی که به سهولت روی صندلیهای خود به تماشای نمایشها مینشینند؛ اقدامی که به صراحت ظلم در حق خریداران بلیتهای تئاتر است.
۲ – از کارافتادن سامانههای اینترنتی رزرو بلیت در سایتهای تئاتر شهر و ایرانشهر که صدای بسیاری از مخاطبان حرفهای تئاتر را درآورده است.
۳ – افزایش سرسامآور قیمت بلیتهای تئاتر در سالنهای خصوصی و علاقه ستارههای سینما و تلویزیون برای به صحنه رفتن در این سالنها موجب شده تا جمعیت قابل توجهی از تئاتریهایی که درآمدهای آنچنانی ندارند نتوانند برای تماشای یک نمایش ۱۵ یا ۲۰ هزار تومان پرداخت نمایند.
با وجود این انتقادات، اما به دلیل فضای کم تماشاخانههای پایتخت و افزایش روزافزون تقاضای مخاطبان برای تماشای نمایشها از حیث جای دهی تماشاگران به تماشاخانه داران نمیتوان خرده گرفت. برای فائق آمدن به این مشکل به یقین مسندنشینان فرهنگی به فکر بودهاند اما تا کنون هیچ یک از اعضای خانواده تئاتر ثمره آنچنانی دریافت نکردهاند. به نظر نگارنده دست روی دست نهادن در شرایط فعلی، جز گرانتر شدن هر روزه بلیتهای تئاتر و محروم شدن طبقه متوسط و ضعیف هنری از تماشای تئاتر، به جایی نخواهد رسید. به همین الزام یک راهکار عملی برای عبور از این شرایط میتوان پیشنهاد داد:
یافتن حامیان تجاری و استفاده از تبلیغات خلاق بازرگانی در نمایشها به جای گران کردن بلیتها و فشار به مردم؛ به این صورت که مدیران تماشاخانه با رایزنی با مسئولان وزارت ارشاد و دیگر نهادهای زیربط و نیز همکاری و جلب نظر شرکتهای تجاری برای سرمایه گذاری تبلیغاتی در تئاتر و هماهنگی با گروههای هنری رابط میان این دو طیف شده و با در نظر گرفتن ضوابط اداری برای گروههای نمایشی اسپانسرهای تجاری یابند.
به دلیل عدم امکان دسترسی بعضی گروهها و یا بیشتر گروههای هنری به اسپانسرهای تجاری و احتمال عدم همکاری شرکتهای تجاری با گروهها، تنها مبادی رسمی قادر به اجرایی ساختن این ایده خواهند بود.
هر چند ممکن است به یقین پیش از این نیز چنین ایدههایی در مجامع فرهنگی به مشورت و نظرخواهی گذارده شده باشد و ثمرات اجرایی آنچنانی نصیب نه مجریان و نه سرمایه گذاران شده باشد، اما این نکته را نباید فراموش کرد که با جلب اعتماد شرکتهای تجاری بزرگ از بازدهی تبلیغاتی آنان و یافتن طرق صحیح تبلیغات تجاری در تئاتر، میتوان بخش کم درآمد جامعه را نیز به تماشای تئاتر نزدیک و علاقمند کرد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۴
پاسخ ها
رها ایروانی
| ۲۰:۰۳ - ۱۳۹۰/۰۸/۳۰
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



