تشدید جنگ ارزی در نرخ برابری دلار ـ یوآن؛
برتری اقتصادی آمریکا چگونه برگ برنده چین شد؟
سابق بر این، همه رقبای صنعتی آمریکا با نرخ ارزهایی کم و بیش در حدود دلار به رقابت با آمریکا میپرداختند و این مسأله محسوس نبود، ولی با ظهور چین با نرخ ارزی ده برابر کمتر، کم کم لطمات وضعیت موجود ارزی برابی آمریکا آشکار شد. در تجارت معمولا کالای کشوری که ارز ارزانتر و کمارزشتری دارد، در کشور مقصد هم ارزانتر به فروش میرسد و اصطلاحا میصرفد؛ البته به شرط بهرهوری بالا و نیروی کار ارزان که در چین بیش از همه جا هست.
کد خبر: ۲۰۳۸۳۶
| | 10536 بازدید
سرویس اقتصادی ـ چندی است که آمریکا همواره از دولت چین میخواهد ارزش یوآن را افزایش دهد تا از این راه بتواند از بیشتر یکطرفه شدن تراز تجاری دو کشور به سمت چین جلوگیری کند.
به گزارش «تابناک»، مقاومتهای چین در برابر این درخواست آمریکا که آن را به نوعی دخالت در امور داخلی اقتصاد خود میداند، سبب بروز اختلافات شدید در دو سال گذشته بین دو کشور شده که برخی از آن به جنگ ارزی تعبیر میکنند.
اما چرا دلار ارز بینالمللی شد؟
داستان از این قرار است که پس از جنگ دوم جهانی، آمریکا با دادن تعهد برابری هر یک دلار با مقدار مشخصی طلا و وعده انجام این تعهد در بانک مرکزی آمریکا در هر زمانی، موجباتی را فراهم آورد تا بانکهای مرکزی کشورهای آسیب دیده از جنگ در سراسر جهان برای آسانی مبادلات برخی از منابع، طلای خود را به دلار به عنوان ارز بینالمللی تبدیل کنند.
اما درست پس از یک دهه و اطمینان آمریکاییها از قطعیت بینالمللی شدن ارز خود و تبدیل آن به ذخیر بیشتر کشورها ـ بنا بر اعلامی رسمی ـ تعهد پیشین درباره تعویض دلار با طلا را ملغی اعلام کردند و عنوان شد دلار نیز مانند دیگر ارزهای جهان هیچ نسبت ثابتی با مقدار خاص طلا ندارد.
اما دیگر دیر شده بود و کشورهای جهان نمیتوانستند ذخایر عظیم دلاری را که در این مدت به جای طلا جمع کرده بودند، بیرون بریزند پس توافقی نانوشته در جهان سبب حمایت ناخواسته همه کشورها از بالا ماندن ارزش دلار شد؛ مقاومتی که همچنان و همواره وجود دارد.
اما این نقطه برتری آمریکایی چگونه به برگ برنده چین تبدیل شد؟
هرچند آمریکاییها سالهای سال به دلیل این ارزش کاهش نیافتنی دلار، هر چه خواستند دلار چاپ کردند و در ازای آن، منابع و مواد اولیه صنایع خود را به اقتصادشان وارد کردند، پایان این روزهای خوش نزدیک شده است. چین که نه تنها بزرگترین شریک تجاری آمریکا بلکه بزرگترین شریک تجاری بسیاری از کشورهای جهان است، بازی را به سمت دیگری برده است.
در تجارت، معمولا کالای کشوری که ارز ارزانتر و کمارزشتری دارد، در کشور مقصد هم ارزانتر به فروش میرسد و اصطلاحا میصرفد؛ البته به شرط بهرهوری بالا و نیروی کار ارزان که در چین بیش از همه جا هست و بالعکس، کشوری که ارز گرانتری دارد، قیمت کالایش هم در کشور مقصد گرانتر تمام میشود و البته خرید آن برای مردم کشور مقصد نمیصرفد، مگر آنکه کشور مقصد از تولید آن کالا عاجز باشد که البته چین از تولید هیچ کلایی عاجز نیست.
خوب در این میان و با این تفاوت، برابری زیاد یوآن و دلار طبیعی است که چه بلایی بر سر اقتصادهای طرف مقابل خواهد آمد؛ خواه آمریکا باشد یا ایران و یا یک کشور عربی که تنها نفت میفروشد و کالا وارد میکند. این در آخر بازار است که به تصرف کالاهای چینی درمیآید.
اما نکته جالب توجه اینجاست که یک اقتصاد رقیب برای آسیب ندیدن از این رابطه ارزی، میتواند بهای ارز خود را متقابلا کاهش دهد؛ اما چرا آمریکا به جای انجام دادن این کار همواره چین را برای افزایش ارزش یوآن تهدید میکند.
ارزش دلار با تزریق پول هم کاهش نیافت؟
دلیل این مسأله، همان برگ برنده سابق اقتصاد آمریکاست! وجود ذخایر فراوان دلار در بانکهای مرکزی کشورهای جهان حتی چین که آن کشورها حاضر نیستند ارزش این ذخایرشان از بین رود؛ مانع بزرگی در کاهش دادن ارزش دلار است.
شاید این باور نکردنی باشد، اما وقتی در سال گذشته اوباما مقامات چین را تهدید کرد که در صورت عدم افزایش ارزش یوآن 700 میلیارد دلار پول به بازار جهلانی تزریق و قیمت دلار را با افت ناگهانی روبهرو میکند؛ چینیها باز هم با بیتفاوتی به مسأله نگاه کردند، در حالی که بسیاری تحلیلگران اقتصادی، عملی شدن تهدید آمریکا را آغاز بزرگترین تحول ارزی جهان و از بین رفتن مزیت چین دانستند.
چند ماهی گذشت و 700 میلیارد دلار به بازار تزریق شد؛ اما چسبندگی ارزش دلار، مانع از بروز تغییر چشمگیر در نرخ برابری دلار شد.
این نقطه عطفی بزرگ در روابط تجاری چین و آمریکا بود که آمریکاییها را آگاه کرد، به سادگی و با دستچین در دام بزرگی افتادهاند که خود برای نظام ارزی جهان چیده بودند و امروز دیگر امکان کاهش دادن ارزش دلار و خروج از این دام وجود ندارد.
سابق بر این، همه رقبای صنعتی آمریکا با نرخ ارزهایی کم و بیش در حدود دلار به رقابت با آمریکا میپرداختند و این مسأله محسوس نبود، ولی با ظهور چین با نرخ ارزی ده برابر کمتر، کم کم لطمات وضعیت موجود ارزی برای آمریکا آشکار شد.
اوباما روز دوشنبه در حاشیه نشست رهبران گروه اپک، هشدارهایی به هوجین تائو داد که به باور کارشناسان از شدیداللحنترین برخوردهای آمریکا با چین درباره مسأله ارزی بوده است.
به گزارش «تابناک»، مقاومتهای چین در برابر این درخواست آمریکا که آن را به نوعی دخالت در امور داخلی اقتصاد خود میداند، سبب بروز اختلافات شدید در دو سال گذشته بین دو کشور شده که برخی از آن به جنگ ارزی تعبیر میکنند.
اما چرا دلار ارز بینالمللی شد؟
داستان از این قرار است که پس از جنگ دوم جهانی، آمریکا با دادن تعهد برابری هر یک دلار با مقدار مشخصی طلا و وعده انجام این تعهد در بانک مرکزی آمریکا در هر زمانی، موجباتی را فراهم آورد تا بانکهای مرکزی کشورهای آسیب دیده از جنگ در سراسر جهان برای آسانی مبادلات برخی از منابع، طلای خود را به دلار به عنوان ارز بینالمللی تبدیل کنند.
اما درست پس از یک دهه و اطمینان آمریکاییها از قطعیت بینالمللی شدن ارز خود و تبدیل آن به ذخیر بیشتر کشورها ـ بنا بر اعلامی رسمی ـ تعهد پیشین درباره تعویض دلار با طلا را ملغی اعلام کردند و عنوان شد دلار نیز مانند دیگر ارزهای جهان هیچ نسبت ثابتی با مقدار خاص طلا ندارد.
اما دیگر دیر شده بود و کشورهای جهان نمیتوانستند ذخایر عظیم دلاری را که در این مدت به جای طلا جمع کرده بودند، بیرون بریزند پس توافقی نانوشته در جهان سبب حمایت ناخواسته همه کشورها از بالا ماندن ارزش دلار شد؛ مقاومتی که همچنان و همواره وجود دارد.
اما این نقطه برتری آمریکایی چگونه به برگ برنده چین تبدیل شد؟
هرچند آمریکاییها سالهای سال به دلیل این ارزش کاهش نیافتنی دلار، هر چه خواستند دلار چاپ کردند و در ازای آن، منابع و مواد اولیه صنایع خود را به اقتصادشان وارد کردند، پایان این روزهای خوش نزدیک شده است. چین که نه تنها بزرگترین شریک تجاری آمریکا بلکه بزرگترین شریک تجاری بسیاری از کشورهای جهان است، بازی را به سمت دیگری برده است.
در تجارت، معمولا کالای کشوری که ارز ارزانتر و کمارزشتری دارد، در کشور مقصد هم ارزانتر به فروش میرسد و اصطلاحا میصرفد؛ البته به شرط بهرهوری بالا و نیروی کار ارزان که در چین بیش از همه جا هست و بالعکس، کشوری که ارز گرانتری دارد، قیمت کالایش هم در کشور مقصد گرانتر تمام میشود و البته خرید آن برای مردم کشور مقصد نمیصرفد، مگر آنکه کشور مقصد از تولید آن کالا عاجز باشد که البته چین از تولید هیچ کلایی عاجز نیست.
خوب در این میان و با این تفاوت، برابری زیاد یوآن و دلار طبیعی است که چه بلایی بر سر اقتصادهای طرف مقابل خواهد آمد؛ خواه آمریکا باشد یا ایران و یا یک کشور عربی که تنها نفت میفروشد و کالا وارد میکند. این در آخر بازار است که به تصرف کالاهای چینی درمیآید.
اما نکته جالب توجه اینجاست که یک اقتصاد رقیب برای آسیب ندیدن از این رابطه ارزی، میتواند بهای ارز خود را متقابلا کاهش دهد؛ اما چرا آمریکا به جای انجام دادن این کار همواره چین را برای افزایش ارزش یوآن تهدید میکند.
ارزش دلار با تزریق پول هم کاهش نیافت؟
دلیل این مسأله، همان برگ برنده سابق اقتصاد آمریکاست! وجود ذخایر فراوان دلار در بانکهای مرکزی کشورهای جهان حتی چین که آن کشورها حاضر نیستند ارزش این ذخایرشان از بین رود؛ مانع بزرگی در کاهش دادن ارزش دلار است.
شاید این باور نکردنی باشد، اما وقتی در سال گذشته اوباما مقامات چین را تهدید کرد که در صورت عدم افزایش ارزش یوآن 700 میلیارد دلار پول به بازار جهلانی تزریق و قیمت دلار را با افت ناگهانی روبهرو میکند؛ چینیها باز هم با بیتفاوتی به مسأله نگاه کردند، در حالی که بسیاری تحلیلگران اقتصادی، عملی شدن تهدید آمریکا را آغاز بزرگترین تحول ارزی جهان و از بین رفتن مزیت چین دانستند.
چند ماهی گذشت و 700 میلیارد دلار به بازار تزریق شد؛ اما چسبندگی ارزش دلار، مانع از بروز تغییر چشمگیر در نرخ برابری دلار شد.
این نقطه عطفی بزرگ در روابط تجاری چین و آمریکا بود که آمریکاییها را آگاه کرد، به سادگی و با دستچین در دام بزرگی افتادهاند که خود برای نظام ارزی جهان چیده بودند و امروز دیگر امکان کاهش دادن ارزش دلار و خروج از این دام وجود ندارد.
سابق بر این، همه رقبای صنعتی آمریکا با نرخ ارزهایی کم و بیش در حدود دلار به رقابت با آمریکا میپرداختند و این مسأله محسوس نبود، ولی با ظهور چین با نرخ ارزی ده برابر کمتر، کم کم لطمات وضعیت موجود ارزی برای آمریکا آشکار شد.
اوباما روز دوشنبه در حاشیه نشست رهبران گروه اپک، هشدارهایی به هوجین تائو داد که به باور کارشناسان از شدیداللحنترین برخوردهای آمریکا با چین درباره مسأله ارزی بوده است.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


