خاطرات دختری شجاع از آبادان
کد خبر: ۲۰۲۸۸۷
| | 7131 بازدید
سرویس دفاع مقدس ـ شبها مرتب هواپیما می آمد و پالایشگاه را می زد. خمپاره و کاتیوشا هم می زدند. توی حیاط ما همیشه دوده می نشست. کارمان شده بود گوش کردن به اخبار تا بفهمیم چه خبر است و چرا هیچکس کاری نمی کند. مهران مرتب می آمد و می گفت: باید بچه ها را بردارین و از شهر برین. خطرناکه. عراقی ها دارن پیشروی می کنن. چند روز از شروع حمله های هوایی گذشته بود که من و مهری رفتیم پیش دوستانمان سعیده و فریده حمیدی. آنها خانه بزرگی در منطقه شهری فرح آباد در ایستگاه 6 آبادان در نزدیکی خانه ما داشتند. پدرشان بازاری بود. گفتیم: حالا چی کار کینم؟ کجا بریم تا کمک کنیم؟ همراه حمیدی ها و زهره آقاجری رفتیم بیمارستان هلال احمر.
به گزارش «تابناک»، این بخشی بود از کتاب «دختران ا.پی.دی» که خاطرات خواهر امدادگر مینا کمایی را بازگو کرده است.
مینا کمایی از دختران شجاع آبادان بود که در آن شهر ماند و به همراه تعدادی از دوستانش کار امدادرسانی به مجروحان را انجام داد؛ آن هم در روزهای خطرناک آغاز جنگ تحمیلی.

او در مصاحبه با لیلا محمدی خاطرات خود را بازگو کرده است که خواننده کتاب را به روزهای آغاز تجاوز رژیم بعث عراق به ایران اسلامی می کشاند.
کتاب توسط واحد زنان دفتر ادبیات وهنرمقاومت حوزه هنری با 112 صفحه و قیمت 600 تومان با شمارگان 4400 نسخه به بازار آمده است که گوشه هایی ناگفته از حضور زنان در دفاع مقدس را بازگو می کند.
به گزارش «تابناک»، این بخشی بود از کتاب «دختران ا.پی.دی» که خاطرات خواهر امدادگر مینا کمایی را بازگو کرده است.
مینا کمایی از دختران شجاع آبادان بود که در آن شهر ماند و به همراه تعدادی از دوستانش کار امدادرسانی به مجروحان را انجام داد؛ آن هم در روزهای خطرناک آغاز جنگ تحمیلی.

او در مصاحبه با لیلا محمدی خاطرات خود را بازگو کرده است که خواننده کتاب را به روزهای آغاز تجاوز رژیم بعث عراق به ایران اسلامی می کشاند.
کتاب توسط واحد زنان دفتر ادبیات وهنرمقاومت حوزه هنری با 112 صفحه و قیمت 600 تومان با شمارگان 4400 نسخه به بازار آمده است که گوشه هایی ناگفته از حضور زنان در دفاع مقدس را بازگو می کند.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


