چند فدراسیون در اختیار کارمند بازنشسته!
تحول اساسی در بدنه وزارت ورزش
جالب اینکه این گونه افراد، چراغ خاموش در فدراسیونها حرکت میکنند و به گونهای میکوشند، رییس و دبیر فدراسیون را بعضا در مباحث مالی یا اداری راضی نگه دارند و به همین دلیل به ورزشکاران و حتی کارکنان فدراسیونها احجاف بسیاری میشود. کارمند بازنشستهای را سراغ داریم که افزون بر دریافت حقوق بازنشستگی، با دو و یا سه فدراسیون پیمانی کار میکند...
کد خبر: ۱۹۴۹۴۴
| | 9621 بازدید
سرویس ورزشی «تابناک» ـ چارت جدید ورزش ایران، در حالی شکلگیری خود را آغاز کرده که دکتر محمد عباسی تأکید بر بهره از نیروهای متخصص و متعهد و انرژیک را در این بخش در دستور کار وزارت ورزش و جوانان قرار داده است؛ رویکرد محمد عباسی به دور از جار و جنجالهای معمول بر این امر واقع شده که در مدیریتهای تخصصی مثل فدراسیونهای ورزشی از افراد متخصص استفاده شود و تأکید فراوانی بر تک شغله بودن افراد دارد.
این بحث در حالی در دستور کار معاونت وزارت ورزش و جوانان قرار گرفته که حمید سجادی به خوبی میداند که در فدراسیونهای ورزشی چه نقاط ضعف و قوتی وجود دارد و چه پیچشها و نقاط کوری هست که بعضا، مانع رشد و ترقی فدراسیونهای ورزشی شده و همین موانع جزیی و اندک، گاه آنچنان دست و پاگیر است که میبینیم برخی اعزامها در لحظه اخر لغو میشود و یا به دلیل تفکرات قدیمی و کهنه برخی آدمهای بازنشسته و از دور خارج شده که به هر نحوی خود را در فدراسیونها ماندگار کرده اند، بسیاری از امور مهم این فدراسیونها را دچار چالش کرده است.
هستند نمونههایی که به رغم بازنشستگی و کهولت سن، باز هم در فدراسیونهای گوناگون رخنه کردهاند و هم اجازه ورود تفکرات جدید و جوان را به بدنه ورزش نمی دهند و هم به دلیل همان تفکرات خاص و کهنهای که دارند، امور ورزش را میخواهند همانند امور اداری خشک و بدون انعطاف انجام دهند.
اگر سری به فدراسیونهای ورزشی بزنید، از این دست آدمها زیاد پیدا میشوند و از آنجا که امور حساسی مانند مالی و یا اداری را این گونه آدمها در دست دارند، با قهرمانان و ورزشکاران مطرح رشتههای ورزشی برخوردی دلسرد کننده میکنند و همین برخوردهاست که نارضایتیها را در ورزش بعضا به اوج خود رسانده است.
فدراسیون تنیس روی میز یک نمونه روشن و عینی است که ملی پوشان تنیس روی میز برای بازگشت خود شرط گذاشته اند که یا فلانیها یا ما!
جالب اینکه این گونه افراد چراغ خاموش در فدراسیونها حرکت میکنند و به گونهای میکوشند رییس و دبیر فدراسیون را فقط در مباحث مالی یا اداری راضی نگه دارند و به همین دلیل، به ورزشکاران و حتی کارکنان فدراسیونها احجاف زیادی صورت میگیرد.
کارمند بازنشستهای را سراغ داریم که علاوه بر دریافت حقوق بازنشستگی با دو سه فدراسیون به صورت پیمانی کار میکند و جالب اینکه نبض این فدراسیونها را با سیستم خاص خود به دست گرفته و امور مالی فدراسیونهای بزرگی چون انجمنهای ورزشی، کبدی و... را در دست گرفته، حال آنکه این فدراسیونها به صورت قانونی هم خزانهدار دارند، هم امور مالی و اداری و هم کارپرداز و دیگر مسئولیتهای معمول در فدراسیونهای ورزشی را.
اما نکتهای که برخی از کارکنان این فدراسیونها درباره چنین افرادی مطرح میکنند و یک مقدار هم نگران کنندهتر از سایر مباحث مالی و اداری است؛ اینکه این افراد با نفوذ فکری در جمع جوانان حاضر در فدراسیونها تفکراتی را ترویج میدهند که زیبنده اینگونه فدراسیون نهاد و نظام جمهوری اسلامی نیست به ویژه در فدراسیونی مثل کبدی که رییس آن سابقه مدیریت سی ساله در ورزش دارد و از جمله جانبازان دفاع مقدس هم هست، همینطور فدراسیون انجمنهای ورزشی که رییس آن مراحل ترقی را بر پایه لیاقت و شایستگی پله به پله از ریاست تربیت بدنی یک شهرستان آغاز کرده و تا معاونت سازمان تربیت بدنی را هم رفته و اکنون هم ریاست فدراسیونی را بر عهده دارد که چهارده انجمن بزرگ را در قالب خود دارد.
یکی از نقاط کور و ضعف فدراسیون شنا هم همین موارد بود و مشابه همین افراد باعث آن اتفاقات در شنا شدند و نمونههای بسیاری که در این مبحث نمیگنجد و هدف ما این است که از این طرف قضیه هم نگاهی به فدراسیونها داشته باشیم، چرا که شاید خیلی این موارد در چرخه فدراسیونها دیده نشوند، ولی بازخورد کار آنها بسیار تأثیرگذار است و البته همواره اینها به سمت رییس غش میکنند و خیلی سر سازگاری با دیگران از جمله داوران و مربیان و قهرمانان و کارکنان فدراسیونها ندارند.
در همین حال، اینگونه افراد از آنجا که کار خاصی ندارند و از بابت معیشت زندگی آسوده خاطرند فقط تلاش میکنند چند پرونده مالی را برای رییس جمع و جور کنند و بعد هم از این اتاق به آن اتاق سرکشی میکنند و مباحثی را بین جوانان شاغل مطرح میکنند که چیزی جز ناامیدی پیامد دیگری ندارد و این است حکایت تکراری و قدیمی در فدراسیونها و اگر یک ورزشکاری یک روزی یک نامهای بخواهد و یا پاداشی را بخواهد بگیرد آنچنان او را وارد پیچ و خم بورکراسی اداری میکنند که ورزشکار و داور و مربی قید حق الزحمه خود را هم میزنند.
دکتر عباسی و به خصوص سجادی که خود عمری را در فدراسیونها سپری کرده حتما خوب میدانند که چرخه ورزش با وجود همین افراد هیچگاه سرعت نخواهد گرفت و ضررهای ناشی از این موارد در حالی به بدنه ورزش وارد میشود که جوانان تحصیل کرده و خوش نام و عاشق کاری در همین فدراسیونها یا باید کارهای تدارکاتی و خدماتی انجام دهند و یا اصلا اجازه ورود به بدنه فدراسیونها را پیدا نمیکنند.
آیا سجادی که خود از جنس ورزش است و همه این موارد را با پوست گوشت خود لمس کرده در رویکرد جدید نمیخواهد، خونی تازه به شریان فدراسیونهای ورزشی وارد کند و یا او را هم اینگونه افراد دربر خواهند گرفت و راه را برایش پر پیچ و خمتر خواهند کرد؟
البته سازمان بازرسی و حراست ورزش هم اگر به این موارد ورود کنند و پرونده این افراد را مرور کند، چیزهای مهمتر و حساستر و بهتر و بیشتری نصیبشان خواهد شد. در هر حال ما میگوییم و مینویسیم تا وظیفه خود را انجام داده باشیم و بقیه اش در اختیار خود ورزشیها و روسا و مدیران تصمیم گیرنده... .
این بحث در حالی در دستور کار معاونت وزارت ورزش و جوانان قرار گرفته که حمید سجادی به خوبی میداند که در فدراسیونهای ورزشی چه نقاط ضعف و قوتی وجود دارد و چه پیچشها و نقاط کوری هست که بعضا، مانع رشد و ترقی فدراسیونهای ورزشی شده و همین موانع جزیی و اندک، گاه آنچنان دست و پاگیر است که میبینیم برخی اعزامها در لحظه اخر لغو میشود و یا به دلیل تفکرات قدیمی و کهنه برخی آدمهای بازنشسته و از دور خارج شده که به هر نحوی خود را در فدراسیونها ماندگار کرده اند، بسیاری از امور مهم این فدراسیونها را دچار چالش کرده است.
هستند نمونههایی که به رغم بازنشستگی و کهولت سن، باز هم در فدراسیونهای گوناگون رخنه کردهاند و هم اجازه ورود تفکرات جدید و جوان را به بدنه ورزش نمی دهند و هم به دلیل همان تفکرات خاص و کهنهای که دارند، امور ورزش را میخواهند همانند امور اداری خشک و بدون انعطاف انجام دهند.
اگر سری به فدراسیونهای ورزشی بزنید، از این دست آدمها زیاد پیدا میشوند و از آنجا که امور حساسی مانند مالی و یا اداری را این گونه آدمها در دست دارند، با قهرمانان و ورزشکاران مطرح رشتههای ورزشی برخوردی دلسرد کننده میکنند و همین برخوردهاست که نارضایتیها را در ورزش بعضا به اوج خود رسانده است.
فدراسیون تنیس روی میز یک نمونه روشن و عینی است که ملی پوشان تنیس روی میز برای بازگشت خود شرط گذاشته اند که یا فلانیها یا ما!
جالب اینکه این گونه افراد چراغ خاموش در فدراسیونها حرکت میکنند و به گونهای میکوشند رییس و دبیر فدراسیون را فقط در مباحث مالی یا اداری راضی نگه دارند و به همین دلیل، به ورزشکاران و حتی کارکنان فدراسیونها احجاف زیادی صورت میگیرد.
کارمند بازنشستهای را سراغ داریم که علاوه بر دریافت حقوق بازنشستگی با دو سه فدراسیون به صورت پیمانی کار میکند و جالب اینکه نبض این فدراسیونها را با سیستم خاص خود به دست گرفته و امور مالی فدراسیونهای بزرگی چون انجمنهای ورزشی، کبدی و... را در دست گرفته، حال آنکه این فدراسیونها به صورت قانونی هم خزانهدار دارند، هم امور مالی و اداری و هم کارپرداز و دیگر مسئولیتهای معمول در فدراسیونهای ورزشی را.
اما نکتهای که برخی از کارکنان این فدراسیونها درباره چنین افرادی مطرح میکنند و یک مقدار هم نگران کنندهتر از سایر مباحث مالی و اداری است؛ اینکه این افراد با نفوذ فکری در جمع جوانان حاضر در فدراسیونها تفکراتی را ترویج میدهند که زیبنده اینگونه فدراسیون نهاد و نظام جمهوری اسلامی نیست به ویژه در فدراسیونی مثل کبدی که رییس آن سابقه مدیریت سی ساله در ورزش دارد و از جمله جانبازان دفاع مقدس هم هست، همینطور فدراسیون انجمنهای ورزشی که رییس آن مراحل ترقی را بر پایه لیاقت و شایستگی پله به پله از ریاست تربیت بدنی یک شهرستان آغاز کرده و تا معاونت سازمان تربیت بدنی را هم رفته و اکنون هم ریاست فدراسیونی را بر عهده دارد که چهارده انجمن بزرگ را در قالب خود دارد.
یکی از نقاط کور و ضعف فدراسیون شنا هم همین موارد بود و مشابه همین افراد باعث آن اتفاقات در شنا شدند و نمونههای بسیاری که در این مبحث نمیگنجد و هدف ما این است که از این طرف قضیه هم نگاهی به فدراسیونها داشته باشیم، چرا که شاید خیلی این موارد در چرخه فدراسیونها دیده نشوند، ولی بازخورد کار آنها بسیار تأثیرگذار است و البته همواره اینها به سمت رییس غش میکنند و خیلی سر سازگاری با دیگران از جمله داوران و مربیان و قهرمانان و کارکنان فدراسیونها ندارند.
در همین حال، اینگونه افراد از آنجا که کار خاصی ندارند و از بابت معیشت زندگی آسوده خاطرند فقط تلاش میکنند چند پرونده مالی را برای رییس جمع و جور کنند و بعد هم از این اتاق به آن اتاق سرکشی میکنند و مباحثی را بین جوانان شاغل مطرح میکنند که چیزی جز ناامیدی پیامد دیگری ندارد و این است حکایت تکراری و قدیمی در فدراسیونها و اگر یک ورزشکاری یک روزی یک نامهای بخواهد و یا پاداشی را بخواهد بگیرد آنچنان او را وارد پیچ و خم بورکراسی اداری میکنند که ورزشکار و داور و مربی قید حق الزحمه خود را هم میزنند.
دکتر عباسی و به خصوص سجادی که خود عمری را در فدراسیونها سپری کرده حتما خوب میدانند که چرخه ورزش با وجود همین افراد هیچگاه سرعت نخواهد گرفت و ضررهای ناشی از این موارد در حالی به بدنه ورزش وارد میشود که جوانان تحصیل کرده و خوش نام و عاشق کاری در همین فدراسیونها یا باید کارهای تدارکاتی و خدماتی انجام دهند و یا اصلا اجازه ورود به بدنه فدراسیونها را پیدا نمیکنند.
آیا سجادی که خود از جنس ورزش است و همه این موارد را با پوست گوشت خود لمس کرده در رویکرد جدید نمیخواهد، خونی تازه به شریان فدراسیونهای ورزشی وارد کند و یا او را هم اینگونه افراد دربر خواهند گرفت و راه را برایش پر پیچ و خمتر خواهند کرد؟
البته سازمان بازرسی و حراست ورزش هم اگر به این موارد ورود کنند و پرونده این افراد را مرور کند، چیزهای مهمتر و حساستر و بهتر و بیشتری نصیبشان خواهد شد. در هر حال ما میگوییم و مینویسیم تا وظیفه خود را انجام داده باشیم و بقیه اش در اختیار خود ورزشیها و روسا و مدیران تصمیم گیرنده... .
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


