صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

صرفا جهت اطلاع رسانه ملی!

ر ـ ثرایی
کد خبر: ۱۸۴۱۶۸
| |
16856 بازدید
|

گویند در حوزه درسی، کسی با جناب «اخفش» همراه نمی شد. او در کنج عزلت زانوی تنهایی به هم چفت می کرد و سر بر خطوط یکنواخت کتاب می دوخت. روزی از جایی می گذشت، چشمش به بزی افتاد که بوته ای علف را می کشد تا از ریشه برکند. سرش به بالا و پایین می جنبید. برق از سرش جهید! بز را خرید و همدم خود ساخت. ریش بز را گرفت و کتاب را روبه‌روی خود گشود و می خواند. آنگاه رو به بز کرده، می گفت: آیا مطلب مرا تأیید می کنی؟ و با دستش ریش بز را به پایین می کشید. گاهی هم زیر چانه بز می زد تا سرش را بالا دهد و دلش خوش باشد که رأی مخالفی هم دارد!

قصه مکرر نقد پذیری در جامعه ما همین گونه است. آن مسئولی که می گوید نقدم کنید، می خواهد منتقدش چون بز اخفش باشد تا هر جا خواست به نشانه تأیید سرش را پایین بکشد و آنگاه که باب میلش نبود، زیر چانه اش زده، جار بزند که: ایهاالناس ببینید، من مخالف و منتقد هم دارم!

این بلیـّه، یک رویه عمومی شده و زدودنش نیاز به فرهنگ سازی دارد؛ اما در دنیایی که حتی خریدن یک «پفک نمکی» هم به نگاه رسانه ـ به ویژه تلویزیون ـ ختم می شود، کسی جز رسانه نمی تواند کاری کند. رسانه «بما هو رسانه» وسیله ای بی روح و جامد است، کاری نمی تواند بکند؛ شاید نخبگانند که باید بیایند این ابزار را در دست بگیرند. با این وصف، رسانه می تواند ادعا کند که من در این حوزه یک پایم لنگ است و نخبگانِ هر حوزه در فرهنگ سازی وظیفه دارند.

اما قطعا هر کس که ابزار به دست اوست، وظیفه اش سنگین تر است. امتیازی دارد که دیگران ندارند. به آن ابزار خو کرده. در آن ابزار متخصص شده. بودجه مردم را به جیب زده و از همین راه به آوازه رسیده است. رسانه آنقدر نقش آفرین شده که به ناگاه گمنامی را نامدار می کند. گاه به مجلسش می فرستد و گاه کرسی مجلس را از او می ستاند. کسی را بر کرسی مدیریتی کشور می نشاند. گاه پس می زند. با یک گزارش کسی را عزل می کند. کسی را توبیخ می کند و با این همه، آرام و نرم نرمک، در جامعه فرهنگ سازی می کند.

هرچند وظیفه هر صنف که بخشی از فرهنگ جامعه را به دوش دارد، این است که از رسانه بهره ببرد، چون راه دیگری نیست، اما رسانه ملی اگر ملی است، نمی تواند خود را تبرئه کند. نمی تواند بنشیند و بگوید: این گوی و این میدان. بیایید برای فرهنگ سازی در راستای مسئولیت خود از من استفاده کنید. به فرض هم که چنین ادعایی کند و میدان بدهد، باز ناشیانه، توپ را در زمین خود انداخته است، چون در جامعه ما، دست کم بخشی از آنان که در سطح کلان و تصمیم گیر، بر کرسی های مدیریتی تکیه می زنند، محصول تعامل با رسانه‌اند.

کافی است، نخبه یا متخصص باشی اما مورد غضب رسانه واقع شوی! کجا می توانی توانایی خود را به معرض دید بگذاری؟ باید نخست روشن شود که نخبگانند که رسانه ای می شوند یا اینکه دست کم برخی از آنان که نخبه اند، محصول بهای رسانه‌ای اند؟ قطعا درصدی از ایشان مدیون نگاه ویژه رسانه به خود هستند. چون نخبگانی هم هستند که در رسانه مجال عرضه پیدا نمی کنند و این دور همچنان ادامه دارد؛ یعنی باز هم نخبگان همسو با رسانه که گاهی پرورده خود رسانه هستند، می توانند ندای رسانه را اجابت کنند، به شرطی که میانه شان با رسانه به هم نخورده باشد.

اینکه رسانه برای کم کاری خود در بخشی، بیاید و دیگران را متهم کند، درست مثل آن است که کسی سوار بر اسب، لگام در دست، می تازد و بگوید هر کس می خواهد به مقصد برسد، دم اسبم را بگیرد و با من بیاید تا به مقصدش برسانم! نه! این نمی شود تو لگام را دستش بده خودش یاد می گیرد. یا دست کم حالا که سواری، او را هم مثل خودت سوار کن و با هم بروید.

رسانه ملی یک ساپورتچی و پشتیبانی کننده نیست. او حتی رئیس یک دانشگاه هم نیست، خودش دانشگاه است، دانشگاهی که باید همه به فراخور توان خود در آن بیایند ورزیده شوند و فرهنگ و اقتصاد و علم و پویایی را به جامعه تزریق کنند؛ اما رسانه، با حصاری که دور خود تنیده، جرأت را از مراکز تأثیرگذار گرفته است. کسی نمی تواند برای بلند مدت برنامه ریزی فرهنگی رسانه ای کند. بهتر بگویم نمی تواند به رسانه نزدیک شود.

مدیران رسانه ملی سیاست‌گذار یا سیاستمدار؟

همراهی نخبگان با رسانه، ممکن نیست مگر با بها دادن به منتقد، مگر با گشودن درهای بسته. رسانه باید از خودشیفتگی و تملق، به درآید. باید به خودخوری روی آورد. این را می توان از حرکات و سکنات مجریانش دید. می توان از اهمیت دادن به سخنان رئیس محترم رسانه فهمید. نیاز به بررسی ندارد. من یک مورد خودخوری مثبت را به روشنی در کارگردان «مختارنامه» دیدم؛ آنجا که در برنامه صندلی داغ، از اینکه نتوانست قسمت مربوط به صحنه حضرت عباس ـ علیه السلام ـ را به نماش گذارد، صادقانه جلوی دوربین بغض کرد.

مدیران رسانه ملی باید از روزی که حکم ولی امر مسلمین برایشان بی واسطه یا با واسطه امضا شد، یاد بگیرند که سیاستمدار نیستند و نباید به خود و چهره سیاسی خود بیندیشند.. ضمن آنکه هرچه از دنیا و مسئولیت بیشتر بگریزی، بیشتر خودش به سراغت خواهد آمد. باید پیش از آنکه زحمات یک هنرمند، به هدر رود و این گونه شکسته شود، تدبیر بیندیشند.

مثلا به سادگی می شد پیش از ساختن آن قسمت تأثیرگذار از حماسه ابالفضل العباس (ع) طرح آن را به افکار عمومی عرضه کرد، نقد مردم و دلسوزان را شنید و پیش از ساختن، واکنشِ افکار عمومی را اعمال کرد، تا اگر واکنش ها منفی بود، از همان نخست ساخته نشود و بیت المال هدر نرود، نه اینکه ساخته و بعدا به هر دلیلی پخش نشود. صحنه ای که به تاثر کارگردان، گویا اوج حماسی و عاطفی و مذهبیِ سریال بود و با همه سریال برابری می کرد.

نقدهای جلوی دوربینی و نجابت مردم

صدا وسیما با چه مجوزی از برنامه های خود تعریف می‌کند؟ اصلا سهم قانونی و شرعی صدا و سیما که بخشی از بیت المال است در این استفاده چقدر است و با سهم فلان دستگاه گمنام که بی ادعا با همه انگ ها و سختی ها به خدمتگزاری مشغول است، چه تفاوتی دارد؟

تعریف از خود که نقد نیست. نقد آن است که عیب های واقعی و حقیقی بیان شود. اینجا آنقدر دست به عصا راه می روند و حتی آنجا که مثلا می خواهند نقد شدید کنند، آنچنان محتاطند که با هیچ معیار علمی جور درنمی آید. نقد یعنی اینکه سره از ناسره بیرون بیاید، تأثیرش در برنامه ها به روشنی دیده شود، شکل برنامه ها، محتوای برنامه ها، جهت گیری و قالب برنامه ها دگرگون شود. نیازی هم نیست به مردم بگویند. مردم خود می بینند و قدردان خواهند بود. مردم ما نجیبند؛ شاید تعریف و تمجیدهای جلوی گزارشگران صدا وسیما هم ناشی از این نجابت باشد. کمی هم مأخوذ به حیا هستند. وقتی دوربین صدا وسیما جلوی آنها می رود و می پرسد حال من چطور است؟ دلداری‌اش می دهند. حتی اگر خطایی هم کرده و برنامه اش نگرفته به کمکش می آیند و او را تبرئه می کنند.

این را در همه نقدهای جلوی دوربینی می توان دید؛ اما این نمی تواند معیار واقعی سنجش برنامه باشد. باید زمینه دیگری برای نقد فراهم آورد. این خصیصه را هم باید همین رسانه اصلاح کند. مگر فرهنگ سازیِ نقد بی پروا، جز با تزریق جسارت و صراحت لهجه، ممکن است؟ چه کسی باید فرهنگ سازی کند جز رسانه ملی؟ چرا در دنیای مجازی، ورق برمی‌گردد؟ نقدها به شدت بی رحمانه می شود؟ البته به این طرف هم نمی توان غلتید و همه نقدها را منصفانه دید. به همان دلیلی که در آنجا ملاحظه می شود در اینجا ممکن است بی پروایی و زیاده روی شود. ممکن است نقدها در اینجا از راه خارج شود. اما رسانه باید در عمل نقد واقعی و علمی و از روی انصاف را در جامعه نهادینه کند. نجابت حقیقی باید اینجا خودش را نشان دهد.

رسانه ملی و قانون منع استفاده از ماهواره

رسانه ملی تا پا روی خود نگذارد نمی تواند کمکی به پیشرفت جامعه کند. باید بداند منافعش مساوی با منافع نظام نیست. همان گونه که برای خود دل می سوزاند برای ارکان دیگر نظام هم دل بسوزاند. این روزها ناجا تجهیزات ماهواره را جمع می کند. چه قبول کنیم، چه نکنیم، آنکه این دستگاه را خریده و نصب کرده با گل و شیرینی به استقبال نمی آید. اگر چنین کار نجیبانه ای هم بکند، دست کم از اینکه ناجا به حریمش ورود کرده، ناراحت است. اما قبول کنیم که ناجا دارد به قانون عمل می کند. اگر بازخواستی باشد آن است که چرا تاکنون به قانون عمل نکرده، تا این وسیله فراگیر شود و حالا آن را عملی کند؟ عمل به قانون که بازخواست ندارد. اما افکار عمومی دست کم آنان که ماهواره دارند الان بازخواستش می کنند.

کیست که باید این اقدام قانونی ناجا را در افکار عمومی جامعه جا بیندازد؟ صداوسیما چرا ورود نمی کند؟ واقعا باعث تعجب است! رسانه ای که از رئیس جمهور می پرسد چرا ناجا به تار موی دختران گیر می دهد ـ با علم به اینکه دارد وظیفه قانونی‌اش را انجام می دهد ـ چرا اینجا سکوت را در پیش گرفته؟ واقعا چرا؟ مگر نه اینکه به اعتراف خود رسانه ملی نزدیک به 50 درصد مردم ماهواره دارند؟ مردمی که به خاطر نجابتشان، در فرهنگشان نیست پلیسی جلوی منزلشان ترمز کند، یعنی نیمی از جمعیت کشور منتظرند تا ناجا بر پشت بامشان فرود آید! و قانون را اجرا کند؟ دو دل هم هستند اگر می دانستند ناجا جدی است شاید خودشان جمع می کردند. اما چرا سکوتِ رسانه ای؟

اینجا هم شاید آن خودشیفتگی، صنفی نگری و ترس از اینکه گردی بر پیراهن فاخرش بنشیند، مانع می شود! چون می پندارد اقبال عمومی نیست و خودش زیر سوال می رود و البته چرا اقبال عمومی به قانون نیست؟ چون رسانه ملی در این چند سال ساکت بوده. اگر باید برای مخرب بودن ماهواره فرهنگ سازی شود، باز هم این رسانه است که باید به جنگ رسانه می آمد و نیامد. نمی شود از سایت و روزنامه انتظار داشت. من می گویم بدترین تاثیری که قانون منع استفاده از تجهیزات ماهواره دارد، همین است که دلمان را خوش کردیم به ممنوع بودن. آن وقت، کنار گود نشستیم. کسی نمی تواند یقه رسانه ملی را بگیرد. جوابش این خواهد بود «ممنوع است، استفاده نشود!»

این بهترین پاسخ رسانه است! اما اگر آزاد بود آن وقت همه می آمدند و یقه مسئولان و خصوصا رسانه ملی را می گرفتند که شما برای مقابله با ترویج شیطان پرستی چه کردی؟ برای عادی نشان دادن روابط جنس مخالف، برای بی بند و باری، برای مخالفت صریح با مذهب حقه شیعه، برای دعوت به مسیحیت، برای دفاع از حقانیت ولی فقیه، برای دفاع از معصومیت و مظلومیت جوانان این مرز و بوم و برای چه و چه... چه کردی؟ آن وقت راحت می شد بازخواست کرد، اما الان نمی شود. رسانه پشت این سنگر قانونی، کاملا ماهرانه و بی پروا گارد گرفته است.

سکوتی مبهم و معنادار در پس این دور باطل، نهفته است. این برخورد که البته قانونی است، هیچ نتیجه ای که برای نظام نداشته باشد در انتخابات آینده ثمره اش دیده خواهد شد. بر این اورم، قانون ماهواره که در کمیسیون فرهنگی مجلس، در حال رسیدگی است، اگر این مجلس به آن رسیدگی و یک سره اش نکند انتخابات آینده، رقابتِ تمام عیار، بر سر مسائل فرهنگی و اجتماعی خواهد شد که ماهواره هم بخش مهم آن است و به نفع نظام تمام نمی شود. مواجهه ای که باید از هم اکنون رسانه ملی برایش برنامه ریزی کند. دست رسانه های بیگانه و معاند را از هم اکنون بخواند. صدای منتقد را در این باره بشنود و فرهنگ سازی را هنرمندانه و متعهدانه آغاز کند.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۷
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۵۶
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۵۲ - ۱۳۹۰/۰۵/۲۸
اینجا را خوب اومدی انصافا: بدترین تاثیری که قانون منع استفاده از ماهواره دارد، این است که دلمان را خوش کردیم به ممنوع بودن. آن وقت، کنار گود نشستیم. کسی نمی تواند یقه رسانه ملی را بگیرد. جوابش این خواهد بود «ممنوع است، استفاده نشود!»

اما اگر آزاد بود آن وقت می آمدند و یقه رسانه ملی را می گرفتند که تو چه کردی؟
چون الان نه رسانه کار فرهنگی می کند و نه می شود جلوی ماهواره را گرفت
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۲۵ - ۱۳۹۰/۰۵/۲۸
کافی است نخبه یا متخصص باشی اما مورد غضب رسانه واقع شوی! کجا می توانی توانایی خود را به معرض دید بگذاری؟
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۲۸ - ۱۳۹۰/۰۵/۲۸
من یک مورد خودخوری مثبت را به وضوح در کارگردان «مختارنامه» دیدم، آنجا که در برنامه صندلی داغ، از اینکه نتوانست قسمت مربوط به صحنه حضرت عباس علیه السلام را به نماش گذارد، صادقانه جلوی دوربین بغض کرد.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۱۵ - ۱۳۹۰/۰۵/۲۸
تحلیل عمیقی بود متشکرم.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۲۱ - ۱۳۹۰/۰۵/۲۹
گل گفتی و در سفتی.
مهدی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۰۹ - ۱۳۹۰/۰۵/۳۰
خوب بود متشکرم
محمد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۳۹ - ۱۳۹۰/۰۶/۰۱
درصورتی که درخوشبینانه ترین حالت تصورکنیم روزی همه برنامه ها یسیما اصلاح شود تبلیغات تجاری آن دم خروسی است که تمام مرزهای شرع واخلاقیات درآن زیر پاگذاشته می شود
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۲۵ - ۱۳۹۰/۰۶/۰۱
من از مخالفان ماهواره بودم ولی متا سفانه به دلیل مزخرف بودن برنامه های رسانه ملی به سراغ ماهواره رفتم.ازماست که برماست
خلیلی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۲۶ - ۱۳۹۰/۰۶/۰۱
جای تعجبه !تابناک که چند وقته مجیز گوی مجریان و خبرنگاران وبرنامه های رسانه ملی شده ،توصیه می کنم سردبیران محترمش این مطلب رو بخونن تا فکر نکن مردم فرق خبر رو با تبلیغات و زد وبند در غالب خبر رو نمی فهمند حالا نقادی حرفه ای پیش کش
علیرضا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۲:۱۲ - ۱۳۹۰/۰۶/۰۳
بابا یه کم سیاسی تر
یه کم بیش تر انتقاد کنید
کی به کیه
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟