صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
چهلمين روز وداع با حجازی فرا رسید

وداع با اسطوره، چهل روزه شد

فوتبال براي او عشق به سرقت رفته ای بود. سال‌ها گذشت و او خاطرات رفتن به طرح 27 ساله‌ها، تبعيد به بنگلادش و هند و البته اخراج از استقلال را فراموش نکرد. آن دست‌ها، آن دست‌هاي زيبا هنوز خسته از تحمل درد کبود و زجر ديده، سمت آسمان را نشانه رفته بودند. اين تصوير تلخي از دیدار پایانی بود. زماني که چشمش بيش از يک متر را نمي‌ديد. او با صدايي که به نجوا و ناله شبيه بود، دست راست خود را بالا مي‌آورد و از کمک خدا مي‌گفت...
کد خبر: ۱۷۴۰۹۵
| |
46712 بازدید
|
سرویس ورزشی «تابناک» ـ  چهل روز از پرواز سلطان قلب های فوتبال ایران گذشت. از این روی، روز جمعه، دهم تیر ماه از ساعت 10 صبح در بهشت زهرا قطعه نام آوران و از ساعت 19:30 در مقابل درب منزل شخصی ناصر حجازی به آدرس میدان هروی، خیابان غیاثی، پلاک 22 مراسم گرامیداشت وی برگزار می شود.

دکتر حسن نمک‌دوست استاد روزنامه‌نگار، در خاطراتش از يک مصاحبه دانشجويي با ناصر حجازي مي‌گفت؛ زماني که او بايد اين مصاحبه را به عنوان نمونه کار به استادش تحويل مي‌داد، حجازي در آن گفت‌وگوي دانشجويي از شرايط آن روزها انتقاد کرده است. گفت‌وگو با حجازي جوان که حتما امروز هم شنيدني بود؛ اما نوار اين مصاحبه در اسباب‌کشي‌ها به يغماي روزگار رفت.

امروز تصادفا آرشيو روزنامه «دنياي‌فوتبال» را ورق مي‌زدم. تاريخ روزنامه مربوط به آخرين روز سرمربيگري حجازي در استقلال بود. کلا پیش از آنکه او جاي خود را به فيروز کريمي بدهد. در روزهايي که همه ما پذيرفته بوديم نيمکت استقلال به فيروز کريمي مي‌رسد. گزارش آن روز با سه عکس جذاب چيز ديگري را نشان مي‌داد. حجازي تر و تميز و خندان و با روحيه به میان زمين رفت و با بازيکنان جوان مشغول بازي بود... 24 ساعت  بعد بود که زمستان زندگي حجازي آغاز شد. او پست سرمربيگري استقلال را تحويل داد و کنار نشست، ظاهرا ماجرا دست ياري و لبخند بود، اما حجازي خيلي زود درد عميقش را بيرون ريخت؛ دردي که البته هرگز کاملا وجود او را ترک نکرد.

او پس از استقلال، هيچ‌ گاه نشستن روي نيمکت را تجربه نکرد و تيمي را تمرين نداد. او در قامت يک مربي بازنشسته کاملا رداي منتقد وضع موجود را بر تن کرد و هرچند در اين بين در کليپي تجاري حاضر شد و مدتي هم به مديريت فني تيمي در اسلواکي پناه برد، شغل اصلي‌اش همين بود که صدايش را پس از گفت‌وگوهاي جذاب تلفني روي کاغذ بياوريم و به چاپخانه بسپاريم.

عقاب در افق ظاهر می‌شود

از اواخر دهه‌ چهل و اوایل دهه پنجاه خورشیدی اما، آرام و خاموش دروازه‌بانی در افق فوتبال ایران ظاهر می‌شد و پیکر گرفت که از سنخ دیگر و در اندازه‌هایی تا آن ‌زمان ناشناخته بود. تماشاگران فوتبال در چهارچوب دروازه‌ی تیم تاج تهران (استقلال کنونی) جوان باریک، بلند و خوش‌سیمایی را می‌دیدند که شیوه‌ بازی غوغابرانگیزی چون عزیز اصلی و دیگر دروازه‌بانان آن ‌روزی فوتبال ایران نداشت و اهل شیرجه‌های دیدنی و پرش‌های محیرالعقول نبود. ولی این جوان، دو ویژگی حیرت‌انگیز داشت: نخست این ‌که تقریبا همیشه در جایی ایستاده بود که توپ فرود می‌آمد و دوم این‌که دستانش چون آهن‌ربا توپ را جذب می‌کرد.

این جوان کسی جز ناصر حجازی نبود. او به مرور زمان پخته‌تر و با تجربه‌تر می‌شد. از اوایل دهه‌ پنجاه، به ‌رغم حضور دروازه‌بانان تیزچنگی چون بهرام مودت، فرامرز ظلی، کیوان نیک‌نفس و منصور رشیدی در رقابت‌های فوتبال ایران، ناصر حجازی چون الماسی در درون دروازه می‌درخشید. او از همه‌ دروازه‌بانان هم عصر خود و نیز همه‌ دروازه‌بانانی که فوتبال ایران تا آن‌زمان به خود دیده بود، از نظر کیفیت یک سروگردن بالاتر بود.

زمینه‌های انقلاب در درون دروازه

در دهه‌ شصت میلادی، دو دروازه‌بان بزرگ در سطح جهان، درک از پست سنگربانی در زمین فوتبال را کاملا مدرنیزه و انقلابی کردند و به غنای فرهنگ فوتبال افزودند. این دو به ترتیب، لئو یاشین، دروازه‌بان تیم ملی شوروی و گوردن بنکس، دروازه‌بان تیم ملی انگلستان بودند. یاشین در سال ۱۹۶۰ با تیم ملی شوروی به مقام قهرمانی اروپا رسیده بود و بنکس در سال ۱۹۶۶با تیم ملی انگلستان به مقام قهرمانی جهان.

یاشین و بنکس، سه عامل دیگر را نیز به مختصات یاد شده افزودند: عوامل روانی، تاکتیکی و هماهنگ‌کننده. از آن پس، دروازه‌بان مدرن بازیکنی بود که از فکر خود به اندازه جسم خود و از پاهای خود به اندازه دستانش سود می‌برد. او به بازیکنی همپیوند با مجموعه‌ تیم تبدیل و در یکپارچگی آن ادغام می‌شد. ناصر حجازی در زمره ‌بازیکنانی بود که از همه‌ مختصات یک دروازه‌بان مدرن برخوردار بود و این ویژگی‌ها را با خود وارد فوتبال بومی ما ساخت.

شخصیتی محبوب فراتر از میدان‌های ورزشی

بی گمان، ناصر حجازی بهترین دروازه‌بانی است که تاریخچه‌ فوتبال ایران به خود دیده است. او بیش از یک دهه به عنوان برترین دروازه‌بان در فوتبال ملی ما حاکم بود و بر نسل دروازه‌بانان پس از خود تأثیری انکارناپذیر داشته است. همه‌ دروازه‌بانان پس از حجازی، او را که به حق لقب «عقاب آسیا» گرفته بود، الگوی خود می‌دانند. حجازی از آن سنخ بازیکنان انگشت‌شمار فوتبال ایران است که شاید مشابه او در آینده هرگز پدیدار نشود.

یادداشتی برای ناصر حجازی؛ چهلم تاریخچه چهل ساله فوتبال در برنا

«اسدی» نزدیک‌ترین دوست مرحوم ناصر حجازی در آستانه چهلمین روز در گذشت اسطوره، یادداشتی را به خبرگزاری برنا فرستاد که متن آن را در زیر می خوانید:

دلم می خواست باران بودم، تا غبار غم هایتان را می شستم

دلم می خواست آهنگ سازی بودم تا ناصر حجازی را آن گونه که بود می نواختم

دلم می خواست نقاشی چیره دست بودم تا تصویری از ارتفاع بلند عاطفه اش را می کشیدم

اما افسوس، افسوس که نه بارانم، نه آهنگ ساز و نه نقاش،

من اسدی، دوست و یار ناصر حجازی در سال های دور؛ در دیروز و باشو غریبه‌ای کوچک در امروز

ناصر حجازی روز دوشنبه، دوم خرداد، ساعت 10:30 با پرواز سیزده ـ نود ایران ایر با یک ربع تأخیر پرید؛ او پروازی فوق العاده با شکوه و فرودی اضطراری و به یاد ماندنی داشت. ناصر حجازی در این پرواز یک چمدان بار اضافی داشت، او تاریخچه چهل سالگی فوتبال ایران را با خود برد و امروز چهل روز از پرواز با شکوهش می گذرد.

چهل سالگی فوتبال، امشب چله نشین تو هستیم

این جا برای تو، به یاد تو و به خاطر تو نشستیم

چهل روز بی گفت و گو با تو، ناجوانمردانه گذشت

نمی خواهی بدانی که بر من و ما چگونه گذشت؟

چهل سال بودی برایم همیشه یک چهلستون

چهل روز که نیستی، تا ببینی من ماندم و یک بیستون

چهل سال بودی تو سرخط خبرهای ورزش

چهل سال کم نیست؛ آن هم بدون هیچ لغزش

چهل سال تو به فوتبال ایران جلوه های ویژه دادی

تو آن را قطع نکردی، تو به آن هم پلان و هم سکانس دادی

چهل روزه که تو در شرق بهشت و سبزه زاری

تو اینجا هم برای اهالی سینما یک شکوه علفزاری

چهل روز بود که می گفتند تو مرد روزهای خیلی سختی

چهل بار پاسخ دادم که تو برای مردم ایران تختی دیگری هستی

ناصر جان چهل روز پیش ما تو را به خاک نسپردیم

به عیسی، به موسی، به حضرت قسم که ما تو را به خدا سپردیم

ای داد و بیداد، امان از دست دوم خرداد، چهل روزگی ات مبارک باد

برو آنجا که تو را می خواهند، ما تنها نیستیم، خاطراتت با من و ما می گریند،

و با من و ما می خندند، دلم می خواهد پایان بخش نوشته‌ام از تکه کلام اصغر حاجیلو که خود دلسوخته ناصر حجازی است، استفاده کنم و بنویسم و فریاد بزنم:

ناصر داداش، منتظر نامه های بعدی من هم باش؛ خداحافظ رفیق.

بد نیست این نوشته را با یکی از آخرین سخنان خود ناصر حجازی به پایان بریم که بازتاب‌دهنده روحیه حساس او در برابر کژی‌ها و زشتی‌های جامعه و روایتگر اندوهی است که از نبود آزادی در میهن، بر دوش «عقاب آسیا» سنگینی می‌کرده است: «غم قفس به کنار. آنچه عقاب را پیر می‌کند، پرواز زاغ‌های بی‌سروپاست».

پژمان راهبر در اعتماد نوشت:

آن دست‌ها، آن دست‌هاي زيبا هنوز خسته از تحمل درد کبود و زجر ديده، سمت آسمان را نشانه رفته بودند. اين تصوير تلخي از دیدار پایانی بود. زماني که چشمش بيش از يک متر را نمي‌ديد. او با صدايي که به نجوا و ناله شبيه بود، دست راست خود را بالا مي‌آورد و از کمک خدا مي‌گفت. درباره ناصر حجازي يک نکته را با اطمينان مي‌شود به زبان آورد. اينکه او دوست نداشت بميرد. با اين همه، طرفدار و چهره‌اي که حتي بيماري مهلک سرطان پیش از روزهاي آخر به آن خطي نينداخته بود و با زندگي آرام کنار نازي خانم، آتيلا، آتوسا و امير ارسلان، تازه کلي هم آرزوي برآورده نشده همراه او بود؛ آرزوهايي که البته هرگز به آنها نمي‌رسيد.

مقاله اکونوميست درباره ناصر حجازي حيرت‌انگيز است و شگفت‌آور. مجله‌خوان‌ها مي‌دانند که وقتي يک مجله کاملا جدي و اقتصادي ـ سياسي يک صفحه از شماره آخر خود را به يک فوتباليست ايراني اختصاص بدهد، يعني اينکه ماجرا بيش از اينها اهميت دارد. اين چيزي است که پیشتر هرگز رخ نداده است. مقاله اکونوميست به سياق خاص اين نشريه نام ندارد؛ اما تجليل است از يک چهره محبوب ايراني که نويسنده با کمي اغراق با بينش سياسي وي را منتقد اوضاع ايران ناميده است. البته چه کسي است که نداند منتقد صفتي است برازنده ناصر حجازي. دکتر حسن نمک‌دوست استاد روزنامه‌نگار، در خاطراتش از يک مصاحبه دانشجويي با ناصر حجازي مي‌گفت؛ زماني که او بايد اين مصاحبه را به عنوان نمونه کار به استادش تحويل مي‌داد. حجازي در آن گفت‌وگوي دانشجويي از شرايط آن روزها انتقاد کرده است.
گفت‌وگو با حجازي جوان که حتما امروز هم شنيدني بود؛ اما نوار اين مصاحبه در اسباب‌کشي‌ها به يغماي روزگار رفت. امروز تصادفا آرشيو روزنامه «دنياي‌فوتبال» را ورق مي‌زدم. تاريخ روزنامه مربوط به آخرين روز سرمربيگري حجازي در استقلال بود. کلا قبل از آنکه او جاي خود را به فيروز کريمي بدهد. در روزهايي که همه ما پذيرفته بوديم نيمکت استقلال به فيروز کريمي مي‌رسد. گزارش آن روز با سه عکس جذاب چيز ديگري را نشان مي‌داد. حجازي تر و تميز و خندان و با روحيه به وسط زمين رفت و با بازيکنان جوان مشغول بازي بود... 24 سال بعد بود که زمستان زندگي حجازي آغاز شد. او پست سرمربيگري استقلال را تحويل داد و کنار نشست، ظاهرا ماجرا دست ياري و لبخند بود، اما حجازي خيلي زود درد عميقش را بيرون ريخت؛ دردي که البته هرگز کاملا وجود او را ترک نکرد.

او پس از استقلال هیچ گاه نشستن روي نيمکت را تجربه نکرد و تيمي را تمرين نداد. او در قامت يک مربي بازنشسته کاملا رداي منتقد وضع موجود را برتن کرد و هرچند در اين بين در کليپي تجاري حاضر شد و مدتي هم به مديريت فني تيمي در اسلواکي پناه برد، اما شغل اصلي‌اش همين بود که صدايش را بعد از گفت‌وگوهاي جذاب تلفني روي کاغذ بياوريم و به چاپخانه بسپاريم. او هميشه منتقد اهالي فوتبال و اهالي سياست بود؛ چه آنهايي که به ورزش آمده بودند و چه آنهايي که در فضاي سياسي و اجرايي زندگي مي‌کردند. تندي حرف‌هاي حجازي گهگاه آزاردهنده بود، اما لاجرم از كنه وجودش برمي‌خاست.

 فوتبال براي او عشقي بود که به سرقت رفته بود. سال‌ها گذشت و او خاطرات رفتن به طرح 27 ساله‌ها، تبعيد به بنگلادش و هند و البته اخراج از استقلال را فراموش نکرد. داربست‌ها، پوسترها و دروازه نمادين مقابل خانه حجازي ديگر جمع شده است. گرچه هنوز باورمان نمي‌شود که او ترک‌مان کرده باشد، اما خاک سردتر از اين حرف‌هاست. چهل روز گذشته و واقعا خبري از او نيست؛ کسي که پس از اين شکست آخري جاي خالي‌اش را بيشتر حس کرديم. «منتقد وضع موجود» ديگر در بين ما نيست.

منبع : سایت حجازی، گل، برنا و اعتماد

آخرین اخبار ورزشی ایران و جهان را در «تابناک» ورزشی بخوانید


مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۵۳
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۴۱ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۰
كاش مي شد عمر را تكثير كرد.روحش شاد...
شاهین
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۴۲ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۰
درگذشت اسطوره فوتبال را به تمامي ملت ايران تسليت عرض ميكنيم
پاسخ ها
حسینی
| Iran, Islamic Republic of |
۱۱:۱۳ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۱
میخوام بدونم این ... وجدانهایی که منفی دادند با چه چیزه تسلیت اسطوره مشکل دارند
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۴۲ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۰
واقعا باید تا فرصت داریم قدر هم رو بدونیم
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۴۲ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۰
خدایا اگر خطاهایی داشته از خطاهایش در گذر و به نیکی هایش بیفزا.آمین
کوروش
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۴۲ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۰
خداوند ايشان را كه اسطوره فوتبال ايران بودند را رحمت كند ، جدا كه حيف شد از ميان ما رفت
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۴۷ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۰
در ورزش ايران مرداني اينجنين كم داشتيم
او كه يك ورزشكار واقعي بود خداوند او را قرين رحمت فرمايد
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۰۳:۰۴ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۰
خب معلومه! لابد می خواستی ... بشه و بیاد در برنامه تلویزیون 90 بگه من سیاسی نیستم و پول دارم!!! یادش رفته به لطف مالدیو و بوتان و ... شد آقای گل!
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۴۹ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۰
چه زود چهلمين روز وداع با حجازی گذشت
رضا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۱:۰۴ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۰
سلام لطفا بررسي فرماييد گويا در ساعت حضور جلوي منزل اشتباهي رخ داده . با تشكر
مدیر پایگاه ممنون از دقت شما ، این مطلب عینا از سایت مرحوم حجازی گرفته شده و به این گونه است :

زمان و مکان مراسم چهلمین روز درگذشت ناصر حجازی
۷ تير ۱۳۹۰
چهل روز از پرواز سلطان قلبهای فوتبال ایران گذشت.از اینرو روز جمعه 10 تیر ماه از ساعت 10 صبح در بهشت زهرا قطعه نام آوران و از ساعت 19:30 در مقابل درب منزل شخصی ناصر حجازی به آدرس میدان هروی ، خیابان غیاثی ، پلاک 22 مراسم گرامیداشت وی برگزار می شود.

نام و یاد ناصر حجازی همیشه در ذهنها و قلبها باقی خواهد ماند.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۱:۰۴ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۰
خداوند درهاي رحمت خود را در ان ديار به رويش بگشايدو او را غريق رحمت بفرماي
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۱:۰۵ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۰
بعد از رفتن فهمیدیم کی بود. متاسفانه این عادت غم انگیز ما ایرونیاس که دیر متوجه رفتن و بودن آدما میشیم.
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۰:۳۳ - ۱۳۹۰/۰۴/۱۱
نه عزيز من. قبل از رفتن هم ميدونستيم كي بود، فقط ما ايرانيها بلديم بعد از رفتن طرف رو خيلي خيلي بالاتر از چيزي كه هست تعريف و تمجيد كنيم و ادا و اصول در بياريم. خب اين جزو تعارفات ماست ديگه. وگرنه حجازي هموني بود كه قبل از مردنش بود. ما چون از مرگ و تنهايي ميترسيم چون دلمون از مرگ ديگران يه طوري ميشه دلترسي خودمون رو در مرگ ديگران بيان مي كنيم. همين الان اگه زنده بشه و برگرده همه ميرن خونشون و به كارهاشون ادامه ميدن. ميدوني چيه قلب تو الان خيلي مهمه براي زندگيت، ولي حتي يك روز هم بهش فكر نميكني، وقتي كه ريپ ميزنه يادت مي فته كه اي بابا قلب هم داشتماااا اصلا فكرش نبودم. خوب بودن اينه كه همه چيز عادي باشه، نه اينكه براي خوب كار كردن قلبت هميشه جشن بگيري.
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟