تحلیل هاآرتص از وضعیت جدید صهیونیست ها؛
سردرگمی تل آویو در حفظ امنیت در برابر تهدید ایرانی
ایران در قیاس با یمن یا لیبی، کشوری منطقی تر و در مقایسه با عربستان، دمکراتیک تر است؛ نسبت به پاکستان نیز دارای نظامی باثبات است؛ افزون بر این که همه این کشورها تا پیش از رویارویی با بحران های داخلی دارای روابط دیپلماتیک گسترده ای با آمریکا بودند/تحریم ها نتوانست مردم ایران را علیه دولتشان بشوراند، اختلافات سیاسی در داخل حکومت ارتباطی با مسایل هسته ای ندارد، تلاش ها برای ایجاد اختلال در توانمندی های فنی ایران با بهره از تحریم ها با شکست روبه رو شد
سرویس بین الملل ـ بدون تردید، اظهارات رییس سابق موساد، بیشتر از کشتی های شرکت برادران «افر»، توجه رسانه های جهان را به خود جلب کرد؛ اما کدام یک امنیت [رژیم] اسراییل را بیشتر تهدید می کند: این که یک شرکت اسراییلی با ایران روابط تجارتی داشته باشد یا اظهارات قاطع «ایهود باراک» درباره غیرمحتمل بودن حمله ایران به اسراییل حتی در صورت دستیابی به بمب هسته ای؟
به گزارش «تابناک»، روزنامه «هاآرتص»، چاپ سرزمین های اشغالی، در یادداشتی با مطلع بالا نوشت: شاید خطر واقعی، ریشه در اختلاف نظرهای موجود میان کارشناسان و مقامات امنیتی [رژیم] اسراییل داشته باشد که هر یک به روش خود، زمان دقیق دستیابی تهران به قابلیت های هسته ای را پیش بینی می کنند و درباره گزینه نظامی به بحث و تبادل نظر می پردازند و همزمان بر این مسأله صحه می گذارند که حمله نظامی، می تواند برای اسراییل فاجعه بار باشد.
به واقع، خطر استراتژیکی که [رژیم] اسراییل را تهدید می کند، سردرگمی، روشن نبودن و از همه مهمتر، اختلاف نظر میان سازمان های اطلاعاتی در زمینه تهدیدات موجود است. آیا به گفته «مئیر داگان»، ساخت بمب هسته ای ایرانی تا سال 2015 یا به گزارش مقامات اطلاعاتی تا سال 2013 به طول خواهد انجامید؛ بحران در سوریه و مصر، گشایش گذرگاه رفح یا به رسمیت شناخته شدن کشور مستقل فلسطینی توسط سازمان ملل در ماه سپتامبر؟
گاه نیز این گونه به نظر می رسد که تهدید واقعی، استدلالی است که اسراییل از موجودیتش مطرح می سازد؛ برای نمونه، ایران از یک سو تهدید به شمار می رود و از سوی دیگر، کشتی های «افر» و اظهارنظرهای «داگان» و «باراک»، پوچ بودن مسیر جنگ علیه تهدید ایرانی را نشان می دهند.
بیش از سی سال است که انواع تحریم ها علیه تهران انجام شده است؛ اما هر بار پس از اعلام کارساز بودن آنها، مشخص می شود که برای بسیاری از شرکت ها یک فرصت تجاری مناسب بوده است. در واقع با اذعان بر معاهدات تجاری گسترده کشورهایی چون چین، روسیه، پاکستان، ترکیه، ونزوئلا و قطر با این کشور، نمی توان انتظار یک تغییر شگرف را داشت.
تحریم ها نتوانست مردم ایران را علیه دولتشان بشوراند، اختلافات سیاسی در درون حکومت ارتباطی با مسایل هسته ای ندارد، تلاش ها برای ایجاد اختلال در توانمندی های فنی ایران با استفاده از تحریم ها با شکست روبه رو شد و استفاده از ویروس های کامپیوتری، هرچند پیشرفت برنامه هسته ای ایران را برای مدتی به تأخیر انداخت، تهران با برخورداری از دانش و منابع لازم، ثابت کرد که می تواند در برابر تحریم ها مقاومت کند.
کنگره آمریکا به تازگی لایحه دیگری برای اعمال تحریم های سخت تر مطرح ساخته است که تنها اقدامی یکسویه از سوی آمریکاست، نه جامعه بین الملل. رویکرد دیپلماتیک شش عضو دایمی شورای امنیت نیز با موفقیت همراه نبود و حالا با حذف گزینه نظامی از سوی مقامات اسراییل نیز راهکاری باقی نمانده است.
اما می توان ماهیت تهدید ایرانی را به گونه ای دیگر تعریف کرد. مذاکرات را می توان به جای گفت وگو پیرامون انواع سلاح ها، در خصوص جایگاه این کشور در جهان از سرگرفت تا از این راه، بتوان تشریح کرد که چرا به جای پاکستان و هند، ایران یک تهدید جهانی به شمار می رود.
ایران در قیاس با یمن یا لیبی، کشوری منطقی تر و در مقایسه با عربستان، دمکراتیک تر است؛ نسبت به پاکستان نیز دارای نظامی باثبات است؛ افزون بر این که همه این کشورها تا پیش از رویارویی با بحران های داخلی، دارای روابط دیپلماتیک گسترده ای با آمریکا بودند. از این حیث زمان آن رسیده است که در دیپلماسی چماق و هویج، به جای چماق این بار سیاست هویج دنبال شود.
به گزارش «تابناک»، روزنامه «هاآرتص»، چاپ سرزمین های اشغالی، در یادداشتی با مطلع بالا نوشت: شاید خطر واقعی، ریشه در اختلاف نظرهای موجود میان کارشناسان و مقامات امنیتی [رژیم] اسراییل داشته باشد که هر یک به روش خود، زمان دقیق دستیابی تهران به قابلیت های هسته ای را پیش بینی می کنند و درباره گزینه نظامی به بحث و تبادل نظر می پردازند و همزمان بر این مسأله صحه می گذارند که حمله نظامی، می تواند برای اسراییل فاجعه بار باشد.
به واقع، خطر استراتژیکی که [رژیم] اسراییل را تهدید می کند، سردرگمی، روشن نبودن و از همه مهمتر، اختلاف نظر میان سازمان های اطلاعاتی در زمینه تهدیدات موجود است. آیا به گفته «مئیر داگان»، ساخت بمب هسته ای ایرانی تا سال 2015 یا به گزارش مقامات اطلاعاتی تا سال 2013 به طول خواهد انجامید؛ بحران در سوریه و مصر، گشایش گذرگاه رفح یا به رسمیت شناخته شدن کشور مستقل فلسطینی توسط سازمان ملل در ماه سپتامبر؟
گاه نیز این گونه به نظر می رسد که تهدید واقعی، استدلالی است که اسراییل از موجودیتش مطرح می سازد؛ برای نمونه، ایران از یک سو تهدید به شمار می رود و از سوی دیگر، کشتی های «افر» و اظهارنظرهای «داگان» و «باراک»، پوچ بودن مسیر جنگ علیه تهدید ایرانی را نشان می دهند.
بیش از سی سال است که انواع تحریم ها علیه تهران انجام شده است؛ اما هر بار پس از اعلام کارساز بودن آنها، مشخص می شود که برای بسیاری از شرکت ها یک فرصت تجاری مناسب بوده است. در واقع با اذعان بر معاهدات تجاری گسترده کشورهایی چون چین، روسیه، پاکستان، ترکیه، ونزوئلا و قطر با این کشور، نمی توان انتظار یک تغییر شگرف را داشت.
تحریم ها نتوانست مردم ایران را علیه دولتشان بشوراند، اختلافات سیاسی در درون حکومت ارتباطی با مسایل هسته ای ندارد، تلاش ها برای ایجاد اختلال در توانمندی های فنی ایران با استفاده از تحریم ها با شکست روبه رو شد و استفاده از ویروس های کامپیوتری، هرچند پیشرفت برنامه هسته ای ایران را برای مدتی به تأخیر انداخت، تهران با برخورداری از دانش و منابع لازم، ثابت کرد که می تواند در برابر تحریم ها مقاومت کند.
کنگره آمریکا به تازگی لایحه دیگری برای اعمال تحریم های سخت تر مطرح ساخته است که تنها اقدامی یکسویه از سوی آمریکاست، نه جامعه بین الملل. رویکرد دیپلماتیک شش عضو دایمی شورای امنیت نیز با موفقیت همراه نبود و حالا با حذف گزینه نظامی از سوی مقامات اسراییل نیز راهکاری باقی نمانده است.
اما می توان ماهیت تهدید ایرانی را به گونه ای دیگر تعریف کرد. مذاکرات را می توان به جای گفت وگو پیرامون انواع سلاح ها، در خصوص جایگاه این کشور در جهان از سرگرفت تا از این راه، بتوان تشریح کرد که چرا به جای پاکستان و هند، ایران یک تهدید جهانی به شمار می رود.
ایران در قیاس با یمن یا لیبی، کشوری منطقی تر و در مقایسه با عربستان، دمکراتیک تر است؛ نسبت به پاکستان نیز دارای نظامی باثبات است؛ افزون بر این که همه این کشورها تا پیش از رویارویی با بحران های داخلی، دارای روابط دیپلماتیک گسترده ای با آمریکا بودند. از این حیث زمان آن رسیده است که در دیپلماسی چماق و هویج، به جای چماق این بار سیاست هویج دنبال شود.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۵
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۷۵
پاسخ ها
http://nasimesharq.blogfa.com/
| ۱۲:۰۳ - ۱۳۹۰/۰۳/۱۶
محمدباقر
| ۱۴:۴۸ - ۱۳۹۰/۰۳/۱۶
پاسخ ها
ناشناس
| ۰۱:۴۶ - ۱۳۹۰/۰۳/۱۶
ناشناس
| ۱۳:۳۳ - ۱۳۹۰/۰۳/۱۶
پاسخ ها
ناشناس
| ۰۱:۲۹ - ۱۳۹۰/۰۳/۱۶
ناشناس
| ۰۴:۳۴ - ۱۳۹۰/۰۳/۱۶
ناشناس
| ۱۱:۳۰ - ۱۳۹۰/۰۳/۱۶
این ها کی میخواند بفهمند که در درازنای تاریخ ایران تنها چند سده جلو نبوده وگرنه ایران همیشه اقای جهان بوده و به یاری خدا زین پس هم خواهد شد.
با سپاس ازین خبر تابی جون.
جاوید ایران
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۸:۰۶ - ۱۳۹۰/۰۳/۱۶
ناشناس
| ۰۹:۰۲ - ۱۳۹۰/۰۳/۱۷
ببخشيد عضو ششم شوراي امنيت كدام كشوره ????
مفهوم دموکراسی رو هم ...
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



