سيگار مرا ياد مرگ مياندازد
گفتگو با عضو كميته سياستگذاري كنترل دخانيات
کد خبر: ۱۶۷۵۱۵
| | 3373 بازدید
تابناک اجتماعی: از اواسط دهه 70 در كشور ما كميتهاي به نام كميته كشوري كنترل دخانيات تشكيل شد، در همان سالها (1377) بود كه سازمان جهاني بهداشت به تدوين كنوانسيون جهاني كنترل دخانيات اقدام كرد و ايران نيز سال 1384 به كنوانسيون جهاني دخانيات پيوست.
بعد از پيوستن ايران به اين كنوانسيون جهاني، قانون جامع كنترل و مبارزه ملي با دخانيات سال 85 در مجلس به تصويب رسيد و آييننامه اجرايي اين قانون نيز سال 86 ابلاغ شد.
از همان سال، ستاد اجرايي قانون جامع كنترل و مبارزه با دخانيات در كشور ما تشكيل شد و كميته كشوري كنترل دخانيات به همين ستاد پيوست.
هر چند كه همين چند پاراگراف تنها چكيدهاي از تاريخچه قانوني كنترل دخانيات در ايران محسوب ميشود، اما اگر خواندن مطالب بالا از شما 10 ثانيه وقت گرفته بايد بدانيد كه بر اساس آمار جهاني، در همين 10 ثانيه يك نفر در دنيا بر اثر مصرف سيگار، جانش را از دست داده است.
شايد به همين خاطر است كه دكتر حسن آذريپور، عضو كميته سياستگذاري ستاد اجرايي قانون جامع كنترل دخانيات در گفتوگو با جامجم ميگويد، با شنيدن نام سيگار به ياد مرگ ميافتد.
او كه از 14 سال پيش با عضويت در كميته كشوري كنترل دخانيات فعاليتش را براي كنترل مصرف سيگار و مواد دخاني در كشور آغاز كرده، در اين گفتوگو از روند اجرايي شدن قانون جامع كنترل و مبارزه ملي با دخانيات، جمعيت سيگاريها در كشور، گرايش زنان به مواد دخاني، مضرات اجتماعي و سلامت قليان و همه مضرات سيگار سخن گفته است.
وقتي كسي را در حال سيگار كشيدن ميبينيد از ذهنتان چه چيزي ميگذرد؟
در ذهن، كسي را ميبينم كه در آيندهاي نهچندان دوري دچار انواع و اقسام بيماريها خواهد شد.
خب، فرض كنيد همين چيز را كه از ذهنتان ميگذرد، با آن فرد در ميان بگذاريد، او هم در پاسخ به شما بگويد، پدر 90 سالهاش كه 50 سال هم سيگار كشيده بود به خاطر كهولت سن فوت شده و هيچ بيمارياي نداشت به او چه ميگوييد؟
به او ميگويم يك درصد بسيار نادري از مردم يعني حدود يك نفر از هر صدهزار نفر، ژني دارند كه نسبت به عوارض مخرب سيگار در بدن، مقاوم است كه البته از نظر پزشكي هم ثابت شده، بنابراين براي آن فرد توضيح ميدهم كه اگر پدر او داراي چنين ژني بوده، احتمال اين كه او هم همين ژن را داشته باشد، بسيار ضعيف است. از طرفي براي او توضيح ميدهم كه 95 درصد از كساني كه دچار سرطان ريه يا بيماريهاي مزمن تنفسي شدهاند، سابقه مصرف سيگار دارند و 85 درصد از كساني كه در بخشهاي ICU بيمارستانها بستري شدهاند، سابقه مصرف سيگار دارند، پس او به خاطر احتمالات اندك، نميتواند خطر مصرف سيگار را بپذيرد. در واقع او به خاطر كشيدن سيگار بايد عواقب خطرناكي را براي خود متصور شود كه احتمال جبران هم ندارد.
حالا كه به اينجا رسيديد، شايد آن فرد از شما بپرسد كه شما چه كاره هستيد، وقتي هم بفهمد كه شما مشغول چه كاري هستيد، ممكن است بگويد اگر سيگار بد است پس چرا كارخانه توليد سيگار در كشور مشغول به كار است كه اتفاقا متعلق به دولت هم هست. در اين صورت چه ميگوييد؟
به نظرم اين مساله فقط بهانهاي براي كشيدن سيگار است، چرا كه اگر كارخانه دخانيات در كشور باشد و وابسته به دولت هم باشد دليل خوبي براي كشيدن سيگار محسوب نميشود و اين استدلال درستي نيست. از طرفي براساس آمارها، سالانه حدود 50 ميليارد نخ سيگار در كشور مصرف ميشود كه فقط 12 ميليارد آن توسط شركت دخانيات توليد ميشود و حدود 38 ميليارد نخ آن يا به شكل قانوني يا قاچاق وارد ميشود. پس اگر شركت دخانيات را هم تعطيل كنيم فقط 12 ميليارد نخ سيگار حذف ميشود. يك بحث ديگر هم مطرح ميشود، ما در كشور نه كارخانه توليد مواد مخدر داريم و نه مزرعه كشت خشخاش در حالي كه چند ميليون معتاد داريم. پس اگر نبود اين فاكتورها سبب ريشهكن شدن اعتياد ميشد، پس نبايد در حال حاضر در كشور فرد معتادي ميداشتيم.
پس به اين فرد ميگفتم كه بودن يا نبودن شركت دخانيات تاثيري بر سيگار كشيدن و اثرات مخرب آن بر او ندارد.
اشاره كرديد كه 38 ميليارد نخ سيگار سالانه در كشور مصرف ميشود كه توليد داخل نيست از اين ميزان چقدر واردات قانوني و چقدر قاچاق است؟
البته اين آمار را بايد از مسوولان شركت دخانيات بپرسيد، اما تا جايي كه من اطلاع دارم حدود 30 ميليارد نخ از اين آمار، سيگار قانوني توليد داخل و وارداتي محسوب ميشود و حدود 20 ميليارد نخ آن قاچاق است.
به نظرم بهتر است من از قالب آن فرد سيگاري خارج شوم و به عنوان يك خبرنگار از شما بپرسم چطور ممكن است كه ميلياردها نخ سيگار به شكل قاچاق و بدون مشكل وارد كشور شود، در حالي كه با حذف 12 ميليارد نخ سيگار داخلي و سيگار وارداتي ميتوان عرضه سيگار و به تبع آن، تقاضاي آن را از بين برد؟
من مسوول اين قسمت نيستم. بايد برويد و از مسوولش سوال كنيد. پاسخ اين سوال بايد از سوي مسوولان مربوطه داده شود.
يعني شما به عنوان عضو كميته سياستگذاري ستاد اجرايي قانون جامع كنترل دخانيات، برايتان سوال پيش نميآيد كه چطور اين ميزان سيگار قاچاق وارد كشور ميشود؟
حرف من اين است كه من در اين جايگاه نميتوانم از سوي مسوول اين كار پاسخ دهم، درواقع همينطور كه با من مصاحبه ميكنيد، بايد برويد و از فرمانده نيروي انتظامي يا رئيس ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز مصاحبه كنيد و اين سوال را بپرسيد. من از طرف اين مسوولان نميتوانم پاسخگو باشم.
پس خود شما چنين سوالي برايتان پيش نيامده است؟
اگر جواب بدهم درواقع پاسخي از سوي يك مسوول ديگر دادهام كه ممكن است بعدا از من سوال شود كه چطور و از كجا اين پاسخ را مطرح كردهام، پس بايد از خود آن مسوول و از زبان او جواب داده شود.
پس درواقع نميخواهيد به اين سوال جواب دهيد؟
به نظرم بهتر است مسوول مربوط پاسخ دهد، اما در مورد سيگار قاچاق بايد بگويم كه در همه جاي دنيا سيگار قاچاق وجود دارد، مثلا در انگلستان كه يك جزيره محسوب ميشود، برعكس كشور ما كه مرزهاي مشترك زيادي دارد، حدود 10 درصد سيگار موجود در بازار آن، قاچاق است، در كانادا هم 10 درصد سيگار موجود در بازار آن، قاچاق است، درواقع نميتوانيم قاچاق سيگار را به صفر برسانيم، از طرفي راه مبارزه با سيگار قاچاق هم دنبال قاچاقچي در مرزها بودن نيست، بلكه راه مبارزه با قاچاق سيگار اين است كه جلوي خردهفروشي آن را بگيريد كه در قانون جامع كنترل دخانيات هم پيشبيني شده است.
قانون چطور اين مساله را پيشبيني كرده است؟
قانون نشانههاي تشخيص سيگار قاچاق را براي مصرفكننده روشن كرده است. قانون ميگويد سيگارهاي توليد داخل و وارداتي بايد هشدارهاي تصويري داشته باشد و البته بايد با پيام فارسي همراه باشد.
اما قرار بود براساس همين قانون آن تصاوير هر 16 ماه يكبار عوض شود كه حالا از 2 سال پيش تصاوير هشداردهنده روي پاكت سيگار همچنان ثابت مانده است.
بله درست است، اما همين كه دو سال است اين تصاوير هشداردهنده روي سيگار چاپ ميشود، اقدام خوبي محسوب ميشود، ضمن اين كه نشانه خوبي براي تشخيص سيگار قاچاق از غيرقاچاق است.
اما همين قانون جامع كنترل دخانيات مواد ديگري هم دارد كه هنوز اجرايي نشده است، البته در برخي موارد هم خوب اجرا شده است. در گذشته در خيلي از اماكن عمومي مانند سينما، اتوبوس و رستورانها سيگار براحتي استعمال ميشد، اما در حال حاضر به ندرت پيش ميآيد كه در يك مكان عمومي و فضاي بسته كسي به خودش اجازه بدهد، سيگار بكشد.
در بحث كلينيكهاي ترك سيگار هم براساس قانون جامع كنترل دخانيات، اقدامات موثري انجام شده است.
چه اقداماتي؟
در حال حاضر با كمك دانشگاههاي علوم پزشكي سراسر كشور در هر استاني دستكم يك كلينيك ترك سيگار داير است كه به شكل رايگان به سيگاريها كمك ميكند سيگار را ترك كنند. حتي در برخي استانها در هر شهرستاني يك كلينيك ترك سيگار مشغول به فعاليت است و اگر هم شهرستاني كلينيك نداشته باشد، پزشك يا كارشناس بهداشت آن شهرستان حتما درخصوص راهاندازي كلينيك ترك سيگار آموزش لازم را ديده است.
تعداد اين كلينيكهاي ترك سيگار در كل كشور چقدر است؟
بيش از 100 كلينيك ترك سيگار در كشور فعال است.
مثالهايي كه زديد فقط بخشي از اجراي قانون جامع كنترل دخانيات در كشور محسوب ميشود و هنوز خيلي از مواد اين قانون از جمله ممنوعيت فروش سيگار به افراد زير 18 سال يا عرضه سيگار در مراكز معتبر و قانوني، هنوز اجرايي نشده است.
قانون همه يا هيچ نيست بلكه در بستر زمان و گام به گام قابل اجراست و اين مختص قانون جامع كنترل دخانيات هم نميشود، هنوز هم در كشور ما قوانيني وجود دارد كه سالهاست مصوب شده، اما اجرا نشده است، مثلا قانون شوراهاي اسلامي شهر و روستا كه در قانون اساسي كشور پيشبيني شده بود، با تاخير چند سال، اجرا شد. پس تصويب قانون به اين معنا نيست كه دقيقا بعد از تصويب همه موارد آن اجرا شود، به هر حال اجراي همه مواد يك قانون زمانبر است و به بسترهايي نياز دارد كه بايد فراهم شود، قانون جامع كنترل دخانيات هم از اين موضوع مستثنا نيست.
البته از نگاه من به عنوان يك كارشناس، ايده آل اين است كه همه مواد اين قانون اجرا شود، اما بايد همه جوانب را در نظر بگيريم و توقع خارج از واقعيت نداشته باشيم، با اين نگاه به نظر ميرسد اجراي قانون روند به نسبت خوبي را طي كرده است.
چه تعداد از جمعيت كشور سيگاري هستند؟
براساس آمار موجود، حدود 12 درصد جمعيت بالاي 15 سال كشور، يعني حدود 9 ميليون نفر سيگاري هستند.
سيگاري يعني چه؟ منظورم اين است كه دقيقا به چه كسي سيگاري ميگويند؟
براساس تعريف جهاني به هر كسي كه 100 نخ سيگار كشيده باشد و اين سيگار كشيدن را به هر ميزان مثلا حتي ماهي يك بار يا خيلي بيشتر ادامه دهد، سيگاري است.
در واقع هماكنون در كشور، شركت دخانيات، قاچاق سيگار و 9 ميليون نفر سيگاري داريم و در عين حال قانون جامع كنترل دخانيات هم داريم كه از سال 85 تصويب شده است، چطور ميتوانيم همه اين مباحث را كنار هم داشته باشيم؟
ميتوانيم. همه جاي دنيا همين طور است، مثلا در چين 60 درصد مردان بالاي 15 سال، سيگاري هستند. كارخانه توليد سيگار دارند و اتفاقا قانون كنترل دخانيات هم در آنجا وضع شده است.
منظورم از اين سوال اين است كه در خيلي كشورهايي كه قانون كنترل مصرف دخانيات دارند، شركتهاي دخاني متعلق به بخش خصوصي است و توقع ميرود نظارتها و سختگيريها بيشتر باشد تا كشورهايي نظير ايران كه شركت دخانيات دولتي است.
اتفاقا برعكس اين تصور، دولتي بودن شركت دخانيات يك فرصت است نه يك تهديد، چراكه بر اين اساس دولت ميتواند به برخي فعاليتهاي اين شركت نظارت و دخالت بهتر و موثري داشته باشد.
تصميمي مبني بر خصوصيسازي شركت دخانيات گرفته شده است؟
اتفاقا حدود 8 سال پيش دولت لايحهاي را تقديم مجلس كرد كه براساس آن قرار بود شركت دخانيات خصوصي شود، اما همزمان با مطرح شدن اين موضوع از سوي دفتر منطقهاي سازمان جهاني بهداشت با وزارت بهداشت تماس گرفته شد كه اين اتفاق نيفتد، زيرا آنها معتقدند در صورت خصوصي شدن شركت دخانيات راههاي دور زدن قانون آسانتر ميشود و بهتر است كه شركت دخانيات زير نظر دولت فعاليت كند.
يكي از نگرانيهاي موجود در بحث سيگار، افزايش گرايش زنان به سيگار است، در اين زمينه آمار و مستندات دقيقي هم داريد؟
واقعيت است كه در سال 1378 وزارت بهداشت مطالعهاي تحت عنوان «سلامت و بيماري» انجام داد كه براساس آن 4/1 درصد جمعيت زنان بالاي 15 سال كشور، سيگاري بودند. در حال حاضر براساس آمار مركز بيماريهاي غيرواگير وزارت بهداشت، حدود 5 درصد جمعيت زنان بالاي 15 سال سيگاري هستند، در واقع طي 12 سال اخير اين آمار 3 برابر شده است، اگرچه اين آمار 5 درصدي به نسبت آمار زنان سيگاري كشورهاي توسعه يافته رقم پاييني است ـ چراكه شيوع استعمال سيگار در بين زنان كشورهاي توسعه يافته بين 22 تا 26 درصد است ـ اما به هر حال همين ميزان هم زنگ خطري براي كشور ما محسوب ميشود. مساله اين است كه شركتهاي دخاني در همه جاي دنيا روي جمعيت زنان كارهاي تبليغاتي ويژهاي انجام ميدهند، مثلا توليد سيگارهاي باريك يا بستهبنديهاي رنگي سيگار، در واقع براي زنان طراحي شده تا آنها را براي مصرف سيگار جذب كند.
ظاهرا مساله ايجاد گرايش به سيگار در جمعيت زنان، سابقه زيادي در كشورهاي توسعه يافته دارد؟
بله. اتفاقا شركتهاي دخاني در كشورهاي اروپايي و آمريكا از تفكرات فمينيستي زنان سوءاستفاده كردند و با اين شعار كه زنان هم ميتوانند مانند مردان سيگار بكشند، كارهاي تبليغاتي زيادي روي جمعيت زنان انجام دادند. در دهه 60 ميلادي، پوسته تبليغاتي جنجالبرانگيزي وجود داشت كه در آن زني با ظاهر مدرن در حال سيگاركشيدن بود و در پايين اين تصوير 2 زن با ظاهري معمولي و سنتي با حسرت در حال نگاه كردن به او بودند و اين جمله هم از سوي اين دو زن در پوستر نوشته شده بود: «نگاه كن! مثل مردها سيگار ميكشند.» در آن سالها (دهه 60 ميلادي) سيگاركشيدن زنان در مجامع عمومي مانند وضعيت كنوني كشور ما چهره خوبي نداشت و چنين تبليغاتي در كنار توليد سيگارهاي باريك كه تناسب اندام را يادآور ميشود يا بستهبنديهاي خوشرنگ، در گرايش زنان به سيگار، تاثيرگذار بود.
پس ممكن است در كشور ما هم سرعت گرايش به سيگار در زنان افزايش يابد؟
بله، همين طور است خصوصا كه پديدهاي به اسم قليان به افزايش گرايش به مواد دخاني در كشور دامن زده است.
منظورتان افزايش مصرف قليان در خانوادههاست؟
متاسفانه بحث جمعآوري قليان در كشور دچار سياسيبازي شد و روند درستي را طي نكرد، بهرغم اين كه بدنه كارشناسي درخصوص جمعآوري قليان، برنامهريزي و عملكرد مناسبي داشت.
اما به نظر ميرسد در بحث آموزش و فرهنگسازي ضعيف عمل كرديم؟
ببينيد در چرخه آموزش، نگرش و عملكرد، قبلا تصور ميشد كه بايد ابتدا آموزش لازم داده شود تا 2 هدف ديگر به نتيجه برسد، اما در علم نوين معتقدند كه بايد از همه اين عوامل همزمان استفاده شود، يعني همزمان با ممنوعيت مصرف قليان در قهوهخانهها و سفرهخانههاي سنتي، نسبت به مضرات آن هشدار داد تا به كاهش مصرف قليان در جامعه رسيد.
اما متاسفانه به جاي قهوهخانه و سفرهخانه سنتي، در حال حاضر، قليان در خانهها مصرف ميشود و حتي خانوادهها در پاركها و مهمانيهاي خانوادگي از قليان استفاده ميكنند.
البته آمار يا مستندات آماري وجود ندارد كه نشان دهد مصرف قليان در خانهها، بيشتر از زمان ممنوعيت مصرف قليان در سفرهخانهها و قهوهخانهها شده است.
ما از نظر آماري نميتوانيم مستند صحبت كنيم، اما به هر حال مشاهدات نشان ميدهد مصرف قليان در ميان خانوادهها افزايش يافته است.
بله، با افزايش شيوع قليان در كشور روبهرو هستيم و متاسفانه الگوي مصرف آن هم تغيير كرده است چرا كه در گذشته قليان بيشتر در مناطق جنوبي و از سوي زنان مسن مصرف ميشد، اما حالا از سوي زنان و جوانان هم مورد استفاده قرار ميگيرد. از طرفي شركتهاي دخاني هم با توليد توتونهاي ميوهاي و ترويج آن بين جوانان سعي كردهاند تا گرايش به قليان را افزايش دهند. از طرفي خانوادهها هم فكر ميكنند اگر با فرزندانشان بنشينند و قليان بكشند، در واقع ميتوانند با آنها دوست باشند و ارتباط خوبي با آنها برقرار كنند. متاسفانه باور غلطي هم وجود دارد كه مردم فكر ميكنند مصرف قليان ضرر كمتري دارد كه اين كاملا اشتباه است.
برگرديم به بحث افزايش مصرف سيگار در زنان. تاثير قليان براين مساله چيست؟
ببينيد در حال حاضر در فرهنگ ما، مصرف سيگار در زنان تا حدود زيادي تابو است، همين مساله سبب ميشود تا گرايش كمتري نسبت به مصرف سيگار در زنان داشته باشيم، اما از طرفي قبح كشيدن قليان براي زنان در خانوادهها در حال شكستن است، يعني پدر، مادر و حتي پسر و دختر جوان خانواده در كنار هم قليان ميكشند كه باعث ميشود فاكتوري كه سبب ميشد زنان به خاطر مسائل فرهنگي، كمتر به مواد دخاني گرايش پيدا كنند، از بين برود.
آقاي دكتر، سيگار اعتيادآور است؟
بله.
اعتياد جسمي يا رواني؟
هر دو، نيكوتين موجود در سيگار يك ماده اعتيادآور است، نيكوتين مثل هر ماده اعتيادآور ديگري اعتياد جسمي و رواني دارد كه البته اعتياد جسمي نيكوتين خفيف است، اما وابستگي رواني اين ماده بيشتر است. از طرفي چون مصرف سيگار غيرقانوني نيست و در خيلي از مراكز توزيع ميشود و مصرفش در فضاي باز بدون هر مشكل قانوني امكانپذير است، ترك آن هم براي فرد سيگاري سخت است.
شما سيگار ميكشيد؟
خير، اما قبل از اين كه وارد اين كار بشوم، سيگاري بودم.
چند سال پيش؟
حدود 14 سال پيش.
چرا ترك كرديد؟
خب وارد اين كار شدم (كميته كشوري كنترل مصرف مواد دخاني) و بعد از آن ديگر نكشيدم. اتفاقا همكاران به من ميگويند به اين دليل كه خودم سيگاري بودم و ترك كردم، صحبتهايم ميتواند تاثير بيشتري بر سيگاريها داشته باشد.
از نزديكانتان چه كسي سيگار ميكشد؟
همسران خواهرهايم سيگار ميكشند.
به آنها توصيه نميكنيد كه سيگار را ترك كنند؟
چرا، اما يادتان باشد كه ترك دخانيات يك خواسته شخصي است و كسي را به زور نميتوان به ترك سيگار وادار كرد، اما ميتوان سيگاركشيدن را قانونمند كرد و اين ميتواند تاثير داشته باشد، مثل ممنوعيت كشيدن سيگار در اماكن عمومي.
لطفا با سيگار يك جمله بسازيد.
خيلي در جمله ساختن خوب نيستم، اما بايد بگويم كه با سيگار به ياد مرگ ميافتم. بيماران زيادي را ديدهام كه به خاطر مصرف سيگار با بيماريهاي سختي مواجه شده و فوت كردهاند.
منبع: جام جم
بعد از پيوستن ايران به اين كنوانسيون جهاني، قانون جامع كنترل و مبارزه ملي با دخانيات سال 85 در مجلس به تصويب رسيد و آييننامه اجرايي اين قانون نيز سال 86 ابلاغ شد.
از همان سال، ستاد اجرايي قانون جامع كنترل و مبارزه با دخانيات در كشور ما تشكيل شد و كميته كشوري كنترل دخانيات به همين ستاد پيوست.
هر چند كه همين چند پاراگراف تنها چكيدهاي از تاريخچه قانوني كنترل دخانيات در ايران محسوب ميشود، اما اگر خواندن مطالب بالا از شما 10 ثانيه وقت گرفته بايد بدانيد كه بر اساس آمار جهاني، در همين 10 ثانيه يك نفر در دنيا بر اثر مصرف سيگار، جانش را از دست داده است.
شايد به همين خاطر است كه دكتر حسن آذريپور، عضو كميته سياستگذاري ستاد اجرايي قانون جامع كنترل دخانيات در گفتوگو با جامجم ميگويد، با شنيدن نام سيگار به ياد مرگ ميافتد.
او كه از 14 سال پيش با عضويت در كميته كشوري كنترل دخانيات فعاليتش را براي كنترل مصرف سيگار و مواد دخاني در كشور آغاز كرده، در اين گفتوگو از روند اجرايي شدن قانون جامع كنترل و مبارزه ملي با دخانيات، جمعيت سيگاريها در كشور، گرايش زنان به مواد دخاني، مضرات اجتماعي و سلامت قليان و همه مضرات سيگار سخن گفته است.
وقتي كسي را در حال سيگار كشيدن ميبينيد از ذهنتان چه چيزي ميگذرد؟
در ذهن، كسي را ميبينم كه در آيندهاي نهچندان دوري دچار انواع و اقسام بيماريها خواهد شد.
خب، فرض كنيد همين چيز را كه از ذهنتان ميگذرد، با آن فرد در ميان بگذاريد، او هم در پاسخ به شما بگويد، پدر 90 سالهاش كه 50 سال هم سيگار كشيده بود به خاطر كهولت سن فوت شده و هيچ بيمارياي نداشت به او چه ميگوييد؟
به او ميگويم يك درصد بسيار نادري از مردم يعني حدود يك نفر از هر صدهزار نفر، ژني دارند كه نسبت به عوارض مخرب سيگار در بدن، مقاوم است كه البته از نظر پزشكي هم ثابت شده، بنابراين براي آن فرد توضيح ميدهم كه اگر پدر او داراي چنين ژني بوده، احتمال اين كه او هم همين ژن را داشته باشد، بسيار ضعيف است. از طرفي براي او توضيح ميدهم كه 95 درصد از كساني كه دچار سرطان ريه يا بيماريهاي مزمن تنفسي شدهاند، سابقه مصرف سيگار دارند و 85 درصد از كساني كه در بخشهاي ICU بيمارستانها بستري شدهاند، سابقه مصرف سيگار دارند، پس او به خاطر احتمالات اندك، نميتواند خطر مصرف سيگار را بپذيرد. در واقع او به خاطر كشيدن سيگار بايد عواقب خطرناكي را براي خود متصور شود كه احتمال جبران هم ندارد.
حالا كه به اينجا رسيديد، شايد آن فرد از شما بپرسد كه شما چه كاره هستيد، وقتي هم بفهمد كه شما مشغول چه كاري هستيد، ممكن است بگويد اگر سيگار بد است پس چرا كارخانه توليد سيگار در كشور مشغول به كار است كه اتفاقا متعلق به دولت هم هست. در اين صورت چه ميگوييد؟
به نظرم اين مساله فقط بهانهاي براي كشيدن سيگار است، چرا كه اگر كارخانه دخانيات در كشور باشد و وابسته به دولت هم باشد دليل خوبي براي كشيدن سيگار محسوب نميشود و اين استدلال درستي نيست. از طرفي براساس آمارها، سالانه حدود 50 ميليارد نخ سيگار در كشور مصرف ميشود كه فقط 12 ميليارد آن توسط شركت دخانيات توليد ميشود و حدود 38 ميليارد نخ آن يا به شكل قانوني يا قاچاق وارد ميشود. پس اگر شركت دخانيات را هم تعطيل كنيم فقط 12 ميليارد نخ سيگار حذف ميشود. يك بحث ديگر هم مطرح ميشود، ما در كشور نه كارخانه توليد مواد مخدر داريم و نه مزرعه كشت خشخاش در حالي كه چند ميليون معتاد داريم. پس اگر نبود اين فاكتورها سبب ريشهكن شدن اعتياد ميشد، پس نبايد در حال حاضر در كشور فرد معتادي ميداشتيم.
پس به اين فرد ميگفتم كه بودن يا نبودن شركت دخانيات تاثيري بر سيگار كشيدن و اثرات مخرب آن بر او ندارد.
اشاره كرديد كه 38 ميليارد نخ سيگار سالانه در كشور مصرف ميشود كه توليد داخل نيست از اين ميزان چقدر واردات قانوني و چقدر قاچاق است؟
البته اين آمار را بايد از مسوولان شركت دخانيات بپرسيد، اما تا جايي كه من اطلاع دارم حدود 30 ميليارد نخ از اين آمار، سيگار قانوني توليد داخل و وارداتي محسوب ميشود و حدود 20 ميليارد نخ آن قاچاق است.
به نظرم بهتر است من از قالب آن فرد سيگاري خارج شوم و به عنوان يك خبرنگار از شما بپرسم چطور ممكن است كه ميلياردها نخ سيگار به شكل قاچاق و بدون مشكل وارد كشور شود، در حالي كه با حذف 12 ميليارد نخ سيگار داخلي و سيگار وارداتي ميتوان عرضه سيگار و به تبع آن، تقاضاي آن را از بين برد؟
من مسوول اين قسمت نيستم. بايد برويد و از مسوولش سوال كنيد. پاسخ اين سوال بايد از سوي مسوولان مربوطه داده شود.
يعني شما به عنوان عضو كميته سياستگذاري ستاد اجرايي قانون جامع كنترل دخانيات، برايتان سوال پيش نميآيد كه چطور اين ميزان سيگار قاچاق وارد كشور ميشود؟
حرف من اين است كه من در اين جايگاه نميتوانم از سوي مسوول اين كار پاسخ دهم، درواقع همينطور كه با من مصاحبه ميكنيد، بايد برويد و از فرمانده نيروي انتظامي يا رئيس ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز مصاحبه كنيد و اين سوال را بپرسيد. من از طرف اين مسوولان نميتوانم پاسخگو باشم.
پس خود شما چنين سوالي برايتان پيش نيامده است؟
اگر جواب بدهم درواقع پاسخي از سوي يك مسوول ديگر دادهام كه ممكن است بعدا از من سوال شود كه چطور و از كجا اين پاسخ را مطرح كردهام، پس بايد از خود آن مسوول و از زبان او جواب داده شود.
پس درواقع نميخواهيد به اين سوال جواب دهيد؟
به نظرم بهتر است مسوول مربوط پاسخ دهد، اما در مورد سيگار قاچاق بايد بگويم كه در همه جاي دنيا سيگار قاچاق وجود دارد، مثلا در انگلستان كه يك جزيره محسوب ميشود، برعكس كشور ما كه مرزهاي مشترك زيادي دارد، حدود 10 درصد سيگار موجود در بازار آن، قاچاق است، در كانادا هم 10 درصد سيگار موجود در بازار آن، قاچاق است، درواقع نميتوانيم قاچاق سيگار را به صفر برسانيم، از طرفي راه مبارزه با سيگار قاچاق هم دنبال قاچاقچي در مرزها بودن نيست، بلكه راه مبارزه با قاچاق سيگار اين است كه جلوي خردهفروشي آن را بگيريد كه در قانون جامع كنترل دخانيات هم پيشبيني شده است.
قانون چطور اين مساله را پيشبيني كرده است؟
قانون نشانههاي تشخيص سيگار قاچاق را براي مصرفكننده روشن كرده است. قانون ميگويد سيگارهاي توليد داخل و وارداتي بايد هشدارهاي تصويري داشته باشد و البته بايد با پيام فارسي همراه باشد.
اما قرار بود براساس همين قانون آن تصاوير هر 16 ماه يكبار عوض شود كه حالا از 2 سال پيش تصاوير هشداردهنده روي پاكت سيگار همچنان ثابت مانده است.
بله درست است، اما همين كه دو سال است اين تصاوير هشداردهنده روي سيگار چاپ ميشود، اقدام خوبي محسوب ميشود، ضمن اين كه نشانه خوبي براي تشخيص سيگار قاچاق از غيرقاچاق است.
اما همين قانون جامع كنترل دخانيات مواد ديگري هم دارد كه هنوز اجرايي نشده است، البته در برخي موارد هم خوب اجرا شده است. در گذشته در خيلي از اماكن عمومي مانند سينما، اتوبوس و رستورانها سيگار براحتي استعمال ميشد، اما در حال حاضر به ندرت پيش ميآيد كه در يك مكان عمومي و فضاي بسته كسي به خودش اجازه بدهد، سيگار بكشد.
در بحث كلينيكهاي ترك سيگار هم براساس قانون جامع كنترل دخانيات، اقدامات موثري انجام شده است.
چه اقداماتي؟
در حال حاضر با كمك دانشگاههاي علوم پزشكي سراسر كشور در هر استاني دستكم يك كلينيك ترك سيگار داير است كه به شكل رايگان به سيگاريها كمك ميكند سيگار را ترك كنند. حتي در برخي استانها در هر شهرستاني يك كلينيك ترك سيگار مشغول به فعاليت است و اگر هم شهرستاني كلينيك نداشته باشد، پزشك يا كارشناس بهداشت آن شهرستان حتما درخصوص راهاندازي كلينيك ترك سيگار آموزش لازم را ديده است.
تعداد اين كلينيكهاي ترك سيگار در كل كشور چقدر است؟
بيش از 100 كلينيك ترك سيگار در كشور فعال است.
مثالهايي كه زديد فقط بخشي از اجراي قانون جامع كنترل دخانيات در كشور محسوب ميشود و هنوز خيلي از مواد اين قانون از جمله ممنوعيت فروش سيگار به افراد زير 18 سال يا عرضه سيگار در مراكز معتبر و قانوني، هنوز اجرايي نشده است.
قانون همه يا هيچ نيست بلكه در بستر زمان و گام به گام قابل اجراست و اين مختص قانون جامع كنترل دخانيات هم نميشود، هنوز هم در كشور ما قوانيني وجود دارد كه سالهاست مصوب شده، اما اجرا نشده است، مثلا قانون شوراهاي اسلامي شهر و روستا كه در قانون اساسي كشور پيشبيني شده بود، با تاخير چند سال، اجرا شد. پس تصويب قانون به اين معنا نيست كه دقيقا بعد از تصويب همه موارد آن اجرا شود، به هر حال اجراي همه مواد يك قانون زمانبر است و به بسترهايي نياز دارد كه بايد فراهم شود، قانون جامع كنترل دخانيات هم از اين موضوع مستثنا نيست.
البته از نگاه من به عنوان يك كارشناس، ايده آل اين است كه همه مواد اين قانون اجرا شود، اما بايد همه جوانب را در نظر بگيريم و توقع خارج از واقعيت نداشته باشيم، با اين نگاه به نظر ميرسد اجراي قانون روند به نسبت خوبي را طي كرده است.
چه تعداد از جمعيت كشور سيگاري هستند؟
براساس آمار موجود، حدود 12 درصد جمعيت بالاي 15 سال كشور، يعني حدود 9 ميليون نفر سيگاري هستند.
سيگاري يعني چه؟ منظورم اين است كه دقيقا به چه كسي سيگاري ميگويند؟
براساس تعريف جهاني به هر كسي كه 100 نخ سيگار كشيده باشد و اين سيگار كشيدن را به هر ميزان مثلا حتي ماهي يك بار يا خيلي بيشتر ادامه دهد، سيگاري است.
در واقع هماكنون در كشور، شركت دخانيات، قاچاق سيگار و 9 ميليون نفر سيگاري داريم و در عين حال قانون جامع كنترل دخانيات هم داريم كه از سال 85 تصويب شده است، چطور ميتوانيم همه اين مباحث را كنار هم داشته باشيم؟
ميتوانيم. همه جاي دنيا همين طور است، مثلا در چين 60 درصد مردان بالاي 15 سال، سيگاري هستند. كارخانه توليد سيگار دارند و اتفاقا قانون كنترل دخانيات هم در آنجا وضع شده است.
منظورم از اين سوال اين است كه در خيلي كشورهايي كه قانون كنترل مصرف دخانيات دارند، شركتهاي دخاني متعلق به بخش خصوصي است و توقع ميرود نظارتها و سختگيريها بيشتر باشد تا كشورهايي نظير ايران كه شركت دخانيات دولتي است.
اتفاقا برعكس اين تصور، دولتي بودن شركت دخانيات يك فرصت است نه يك تهديد، چراكه بر اين اساس دولت ميتواند به برخي فعاليتهاي اين شركت نظارت و دخالت بهتر و موثري داشته باشد.
تصميمي مبني بر خصوصيسازي شركت دخانيات گرفته شده است؟
اتفاقا حدود 8 سال پيش دولت لايحهاي را تقديم مجلس كرد كه براساس آن قرار بود شركت دخانيات خصوصي شود، اما همزمان با مطرح شدن اين موضوع از سوي دفتر منطقهاي سازمان جهاني بهداشت با وزارت بهداشت تماس گرفته شد كه اين اتفاق نيفتد، زيرا آنها معتقدند در صورت خصوصي شدن شركت دخانيات راههاي دور زدن قانون آسانتر ميشود و بهتر است كه شركت دخانيات زير نظر دولت فعاليت كند.
يكي از نگرانيهاي موجود در بحث سيگار، افزايش گرايش زنان به سيگار است، در اين زمينه آمار و مستندات دقيقي هم داريد؟
واقعيت است كه در سال 1378 وزارت بهداشت مطالعهاي تحت عنوان «سلامت و بيماري» انجام داد كه براساس آن 4/1 درصد جمعيت زنان بالاي 15 سال كشور، سيگاري بودند. در حال حاضر براساس آمار مركز بيماريهاي غيرواگير وزارت بهداشت، حدود 5 درصد جمعيت زنان بالاي 15 سال سيگاري هستند، در واقع طي 12 سال اخير اين آمار 3 برابر شده است، اگرچه اين آمار 5 درصدي به نسبت آمار زنان سيگاري كشورهاي توسعه يافته رقم پاييني است ـ چراكه شيوع استعمال سيگار در بين زنان كشورهاي توسعه يافته بين 22 تا 26 درصد است ـ اما به هر حال همين ميزان هم زنگ خطري براي كشور ما محسوب ميشود. مساله اين است كه شركتهاي دخاني در همه جاي دنيا روي جمعيت زنان كارهاي تبليغاتي ويژهاي انجام ميدهند، مثلا توليد سيگارهاي باريك يا بستهبنديهاي رنگي سيگار، در واقع براي زنان طراحي شده تا آنها را براي مصرف سيگار جذب كند.
ظاهرا مساله ايجاد گرايش به سيگار در جمعيت زنان، سابقه زيادي در كشورهاي توسعه يافته دارد؟
بله. اتفاقا شركتهاي دخاني در كشورهاي اروپايي و آمريكا از تفكرات فمينيستي زنان سوءاستفاده كردند و با اين شعار كه زنان هم ميتوانند مانند مردان سيگار بكشند، كارهاي تبليغاتي زيادي روي جمعيت زنان انجام دادند. در دهه 60 ميلادي، پوسته تبليغاتي جنجالبرانگيزي وجود داشت كه در آن زني با ظاهر مدرن در حال سيگاركشيدن بود و در پايين اين تصوير 2 زن با ظاهري معمولي و سنتي با حسرت در حال نگاه كردن به او بودند و اين جمله هم از سوي اين دو زن در پوستر نوشته شده بود: «نگاه كن! مثل مردها سيگار ميكشند.» در آن سالها (دهه 60 ميلادي) سيگاركشيدن زنان در مجامع عمومي مانند وضعيت كنوني كشور ما چهره خوبي نداشت و چنين تبليغاتي در كنار توليد سيگارهاي باريك كه تناسب اندام را يادآور ميشود يا بستهبنديهاي خوشرنگ، در گرايش زنان به سيگار، تاثيرگذار بود.
پس ممكن است در كشور ما هم سرعت گرايش به سيگار در زنان افزايش يابد؟
بله، همين طور است خصوصا كه پديدهاي به اسم قليان به افزايش گرايش به مواد دخاني در كشور دامن زده است.
منظورتان افزايش مصرف قليان در خانوادههاست؟
متاسفانه بحث جمعآوري قليان در كشور دچار سياسيبازي شد و روند درستي را طي نكرد، بهرغم اين كه بدنه كارشناسي درخصوص جمعآوري قليان، برنامهريزي و عملكرد مناسبي داشت.
اما به نظر ميرسد در بحث آموزش و فرهنگسازي ضعيف عمل كرديم؟
ببينيد در چرخه آموزش، نگرش و عملكرد، قبلا تصور ميشد كه بايد ابتدا آموزش لازم داده شود تا 2 هدف ديگر به نتيجه برسد، اما در علم نوين معتقدند كه بايد از همه اين عوامل همزمان استفاده شود، يعني همزمان با ممنوعيت مصرف قليان در قهوهخانهها و سفرهخانههاي سنتي، نسبت به مضرات آن هشدار داد تا به كاهش مصرف قليان در جامعه رسيد.
اما متاسفانه به جاي قهوهخانه و سفرهخانه سنتي، در حال حاضر، قليان در خانهها مصرف ميشود و حتي خانوادهها در پاركها و مهمانيهاي خانوادگي از قليان استفاده ميكنند.
البته آمار يا مستندات آماري وجود ندارد كه نشان دهد مصرف قليان در خانهها، بيشتر از زمان ممنوعيت مصرف قليان در سفرهخانهها و قهوهخانهها شده است.
ما از نظر آماري نميتوانيم مستند صحبت كنيم، اما به هر حال مشاهدات نشان ميدهد مصرف قليان در ميان خانوادهها افزايش يافته است.
بله، با افزايش شيوع قليان در كشور روبهرو هستيم و متاسفانه الگوي مصرف آن هم تغيير كرده است چرا كه در گذشته قليان بيشتر در مناطق جنوبي و از سوي زنان مسن مصرف ميشد، اما حالا از سوي زنان و جوانان هم مورد استفاده قرار ميگيرد. از طرفي شركتهاي دخاني هم با توليد توتونهاي ميوهاي و ترويج آن بين جوانان سعي كردهاند تا گرايش به قليان را افزايش دهند. از طرفي خانوادهها هم فكر ميكنند اگر با فرزندانشان بنشينند و قليان بكشند، در واقع ميتوانند با آنها دوست باشند و ارتباط خوبي با آنها برقرار كنند. متاسفانه باور غلطي هم وجود دارد كه مردم فكر ميكنند مصرف قليان ضرر كمتري دارد كه اين كاملا اشتباه است.
برگرديم به بحث افزايش مصرف سيگار در زنان. تاثير قليان براين مساله چيست؟
ببينيد در حال حاضر در فرهنگ ما، مصرف سيگار در زنان تا حدود زيادي تابو است، همين مساله سبب ميشود تا گرايش كمتري نسبت به مصرف سيگار در زنان داشته باشيم، اما از طرفي قبح كشيدن قليان براي زنان در خانوادهها در حال شكستن است، يعني پدر، مادر و حتي پسر و دختر جوان خانواده در كنار هم قليان ميكشند كه باعث ميشود فاكتوري كه سبب ميشد زنان به خاطر مسائل فرهنگي، كمتر به مواد دخاني گرايش پيدا كنند، از بين برود.
آقاي دكتر، سيگار اعتيادآور است؟
بله.
اعتياد جسمي يا رواني؟
هر دو، نيكوتين موجود در سيگار يك ماده اعتيادآور است، نيكوتين مثل هر ماده اعتيادآور ديگري اعتياد جسمي و رواني دارد كه البته اعتياد جسمي نيكوتين خفيف است، اما وابستگي رواني اين ماده بيشتر است. از طرفي چون مصرف سيگار غيرقانوني نيست و در خيلي از مراكز توزيع ميشود و مصرفش در فضاي باز بدون هر مشكل قانوني امكانپذير است، ترك آن هم براي فرد سيگاري سخت است.
شما سيگار ميكشيد؟
خير، اما قبل از اين كه وارد اين كار بشوم، سيگاري بودم.
چند سال پيش؟
حدود 14 سال پيش.
چرا ترك كرديد؟
خب وارد اين كار شدم (كميته كشوري كنترل مصرف مواد دخاني) و بعد از آن ديگر نكشيدم. اتفاقا همكاران به من ميگويند به اين دليل كه خودم سيگاري بودم و ترك كردم، صحبتهايم ميتواند تاثير بيشتري بر سيگاريها داشته باشد.
از نزديكانتان چه كسي سيگار ميكشد؟
همسران خواهرهايم سيگار ميكشند.
به آنها توصيه نميكنيد كه سيگار را ترك كنند؟
چرا، اما يادتان باشد كه ترك دخانيات يك خواسته شخصي است و كسي را به زور نميتوان به ترك سيگار وادار كرد، اما ميتوان سيگاركشيدن را قانونمند كرد و اين ميتواند تاثير داشته باشد، مثل ممنوعيت كشيدن سيگار در اماكن عمومي.
لطفا با سيگار يك جمله بسازيد.
خيلي در جمله ساختن خوب نيستم، اما بايد بگويم كه با سيگار به ياد مرگ ميافتم. بيماران زيادي را ديدهام كه به خاطر مصرف سيگار با بيماريهاي سختي مواجه شده و فوت كردهاند.
منبع: جام جم
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


