عربستان در سراشیبی سقوط
علی اکبر عین اللهی
کد خبر: ۱۶۵۶۵۱
| | 5619 بازدید
عربستان سعودی در دو مرحله از زمامداری فرقه وهابیت، تلاش کرد نفوذ خود را در حوزه اسلامی به ویژه خاورمیانه گسترش دهد.مرحله نخست؛ تشکیل حکومت آل سعود با ایدئولوژی وهابیت
از سال 1800 تا 1932 بود که کشور عربستان با مرزهای کنونی با حمایت مستقیم انگلیس، که در سال 1927 به صورت توافقنامه درآمد، تشکیل شد. این کشور تلاش بسیاری کرد تا حوزه نفوذ خود را در آب های شمالی خلیج فارس گسترش دهد، ولی وضعیت منطقه و سیاستهای انگلیس و از جمله حضور قدرتی چون ایران در منطقه، باعث شد، عربستان به مرزهای کنونی قناعت کند و اختلافات مرزی با همسایگانش را برای روز مبادا نگه دارد تا در شرایط مقتضی به بسط قدرت اقدام کند.
مرحله دوم؛ تلاش عربستان برای گسترش نفود خود
دو اتفاق شرایط منطقه خاورمیانه را به کلی دگرگون و زمینه را برای گسترش نفود عربستان فراهم کرد. نخستین اتفاق بزرگ انقلاب اسلامی بود که معادلات هژمونی منطقه را بر هم زد و باعث شد غرب رویکردی معکوس در قبال ایران داشته باشد.
در این مرحله که از اوایل سال 1979 آغاز شد، غرب تلاش کرد کشورهای همجوار ایران را برای مقابله با انقلاب اسلامی تقویت و ازگسترش آن جلوگیری کند.
رویداد دوم مربوط به اواخر سال 1979 می شود که شوروی با توجه به ناتوانی عوامل حزب کمونیست در حفظ قدرت در مقابل مجاهدان وارد خاک افغانستان شد؛ غرب به دنبال زمین گیر کردن نظام کمونیست در افغانستان بود تا شکست در ویتنام را جبران کند. در این فرصت، تعصب مذهبی وهابیت و پول عربستان بهترین مدد کار غرب بود.
عربستان با تأمین نیرو و پول برای مجاهدان در ده سال اشغال افغانستان به شریک مورد اعتماد غرب تبدیل شد. اما با خروج شوروی در 1989 نیروهای تحت حمایت عربستان به فکر پاک سازی مجاهدان و تاسیس حکومت با الگوی وهابی افتادند. غرب که این حکومت را در تضاد با ایران می دید از تشکیل آن به صورت ضمنی حمایت می کرد. این در حالی بود که افغانستان و مصیبت های آن برای غرب و جهان که در حال مواجه با یک اتفاق بزرگتر از انتظارشان بودند، اهمیت چندانی نداشت و آن اتفاق چیزی نبود جز فروپاشی شوروی کمونیست که دو سال پس از خروج از افغانستان یعنی در سال1991 تحقق یافت.
غرب در آن شرایط به علت پیروزی بر رقیب سیاسی اش، غرق در غرور و شادی بود و از گسترش طالبانیسم که زاییده فکر وهابیت بود، به علت همسو بودن در مبارزه با شوروی و کمک به نهضت های ضد کمونیست حمایت و تصور می کرد ارباب این تفکر که در عربستان مستقر است، در راستای منافع آمریکا حرکت خواهد کرد.
اما این الگو چنان هیولا صفت بود که غرب اندکی پس از استقرار حکومت طالبان نسبت به آن موضع منفی گرفت و این در حالی بود که عربستان ضمن حمایت پشت پرده از این هیولا، تلاش داشت در افکار عمومی از آن دور بماند. عربستان در آن سال ها با گسترش اندیشه وهابیت نفوذ خود را در منطقه گسترش می داد.
این اندیشه به علت شرایط منطقه، تغییر موضع غرب نسبت به ایران، توجه دوباره به اسلام به برکت انقلاب اسلامی و همگرایی وهابیت با مذهب اهل سنت، تا زمان مناقشه یمن توانسته بود طرفدارانی اندک ولی متعصب در کشورهای عربی و آسیای میانه جذب کند.
آنگاه به دنبال مبارزه حوثی ها با دیکتاتور حاکم بر یمن، نخستین شکست عربستان در رویاروی با یک خواست منطقه ای تحقق یافت. در این شکست نیروی نظامی عربستان، مستقیم وارد عمل شد، ولی در مقابل نهضتی مردمی شکست خورد.
آثار این شکست بر جامعه عربستان به شرح زیر است:
1 ـ مقامات عربستان برای در امان ماندن از اندیشه حوثی ها در سرزمین خود، مجبور شدند اسماعیلی مذهب های مقیم مرز یمن را به دیگر مناطق عربستان انتقال دهند که این خود تأثیری اجتماعی و سیاسی بر جامعه عربستان به جای گذاشت.
2ـ مقوله اشتیاق به شهادت که مبلغان وهابیت برای مجاهدین تبلیغ می کردند در ارتش عربستان مصداق خارجی نداشت و ماهیت این ارتش تا دندان مسلح در رویارویی با مبارزان حوثی از پرده برون افتاد.
3ـ در افکار عمومی، عربستان و اندیشه وهابیت برای نخستین بار در حمایت از دیکتاتورهای منطقه در مقابل مردم ایستاد و این در حالی بود که تا پیش از این، عربستان در افکار عمومی حامی نهضت های اسلامی در کشورهای اسلامی و تازه استقلال یافته شوروی بود، ولی بدترین شرایط برای عربستان شرایط کنونی خاورمیانه است، زیرا اگر منطقه با شرایط کنونی شکل بگیرد، بلند پروازی ایدولوژیک و سیاسی عربستان بر باد خواهد رفت.
در مرحله آغاز بیداری اسلامی در منطقه، عربستان به نیابت از غرب تلاش کرد از سقوط بن علی حاکم تونس جلوگیری کند، اما مقاومت مردم با عث پیروزی آنها شد و بن علی به عربستان گریخت و به این ترتیب در افکار عمومی شکست دیگری برای عربستان ثبت شد.
با سرایت انقلاب به مصر، عربستان مجبور شد برای حفظ موقعیت سیاسی اش در منطقه همه تلاش خود را به کار گیرد تا از سرنگونی مبارک جلوگیری کند، زیرا سرنگونی مبارک برای عربستان شکستی وحشتناک بود و این امر باعث می شد مبارزان فلسطینی از یوغ سیاست سازش این کشور خلاص شوند و به این ترتیب عربستان دیگر نمی توانست خود را در پشت گروهی اندک که با پول و حمایت سیاسی عربستان سخنگوی فلسطین شده بودند، پنهان کند.
در ضمن، حمایت غرب از عربستان در منطقه برای آن است که عربستان حامی سیاست های غرب از جمله رسمیت یافتن رژیم صهیونیستی باشد. اما با توجه به شرایط کنونی، عربستان دیگر نمی تواند این نقش را غیر مستقیم و از طریق عوامل فلسطینی و با ایجاد اختلاف میان فلسطینی ایفا کند، لذا مجبور است بطور مستقیم به ایفای این نقش بپردازد و این باعث خواهد شد، ماهیت عربستان بیش از گذشته، برای ملت های منطقه روشن شود و عربستان از این موضوع وحشت دارد. از سوی دیگر، ملت مصر که ملتی فرهنگ ساز و ممتاز در منطقه است، از اردوی کشورهای سازشکار بیرون آمده و به کشورهای حامی مقاومت می پیوندند.
با توجه به ذهنیت مثبت نسبت به مردم مصر در جهان اسلام، آنها به زودی به الگویی برای دیگر کشورها تبدیل خواهند شد که این دردسر دیگری برای عربستان است.
عربستان در مسیر ضدیت با افکار انقلابی ایران، با دامن زدن به اختلافات مذهبی و ایران هراسی تلاش کرد در منطقه اخلال پدید آورد، ولی هم اکنون با پیوستن مردم مصر به صف طرفداران افکار انقلابی، خلع سلاح می شود که این امر برای سران عربستان کابوسی وحشتناک است.
از سوی دیگر، انقلاب یمن که انقلابی فراگیر و مردمی است موقعیت عربستان را در منطقه بیش از گذشته متزلزل کرده است، زیرا حمایت عربستان از دیکتاتور یمن تنفر شدیدی را در این کشور دامن زده است.
انقلاب بحرین و دخالت نظامی ریاض در آن، برای عربستان باتلاقی وحشتناک ایجاد کرده است که هر روز بیشتر در آن فرو می رود؛ بنابراین، دیر یا زود آل سعود تجربه ای مشابه آمریکا در ویتنام و شوروی در افغانستان تجربه خواهد کرد و این امر چنان پیامدهای منطقه ای و بین المللی و حتی داخلی برای عربستان رقم خواهد زد که نظام نا کارامد و موروثی عربستان نمی تواند در برابر آن چاره اندیشی کند.
از سوی دیگر، وضعیت داخلی عربستان سست و پیش بینی ناشدنی است. ساختار حکومتی این رژیم، پاسخگوی نیاز مردم این کشور نیست. همچنین اختلافات در هیأت حاکمه و پایبند نبودن هفت هزار شاهزاده سعودی به سنت خانوادگی، این رژیم را با خطرات جدیدی روبه رو کرده است.
اکنون عربستان، کشوری است که زعامت خود را در منطقه از دست داده است. از این بدتر کشورهای دوست دیروزش به کشورهای دارای موضع تبدیل شده اند و از آن بالاتر اختلافات داخلی، این کشور را هر روز بیش از روز پیش به سوی شرایط بحرانی می برد.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


