ماماهاي بيكار؛ روي دست نظام سلامت
امروز جهان بيش از هر زمان ديگري به ماما نيازمند است. اين شعار سال گذشته روز جهاني ماما بود، اما انگار در كشور ما زياد نيازي به ماما نيست زيرا يك بار ديگر روز جهاني ماما در سكوت نسبي خبري گذشت. همگان آنقدر درگير مساله رها شدن يا نشدن بيماران در بيابان بودند كه زياد توجهي به مسائل ديگر نداشتند. شايد هم اين سكوت بد نبود، حداقل شعارهايي داده نشد كه در 364 روز ديگر فراموش شود. روز ماما همامسال مانند بقيه روزها بود.
سالانه شاهد حدود يك ميليون و 200 هزار تولد در كشور هستيم. 22 درصد از زنان ايراني در سنين باروري و 48 درصد كودكان، زير 15 سال هستند، از اين رو ميتوان ادعا كرد كه سلامت دوسوم جمعيت ايران با خدمات مامايي ارتباط دارد. براساس استانداردهاي بينالمللي بايد براساس هر 1000 تولد 30 تا 50 ماما در نظام بهداشت و درمان وجود داشته باشد. به رغم اين كه در كشور با خيل عظيم ماماهاي بيكار مواجه هستيم، اما به ازاي هر 1000 تولد تنها 12 ماما وجود دارد كه اين مساله نشان ميدهد هنوز از خيل عظيم نيروهاي جوان بااستعداد به دليل عدم شناخت جايگاه واقعي آن استفاده بهينه نشده است.
جلوگيري از مرگ مادران
در دنيا روزانه 1600 زن در اثر عوارض بارداري و زايمان جان خود را از دست ميدهند و بيش از 99 درصد اين مرگها در كشورهاي در حال توسعه اتفاق ميافتد. بيشترين علت مرگ مادران (حدود 60 تا 80 درصد) به علت خونريزي، زايمان سخت، فشار خون بالا، عفونت و عوارض سقطهاي غير بهداشتي بوده و بسياري از اين مرگها قابل پيشگيري هستند.
بهرغم پيشرفتهاي بسيار هنوز در كشور شاهد مرگ مادران باردار هستيم و با مرگ مادر، خانواده عضو اصلي خود را براي مديريت و مراقبت كودكان از دست ميدهد و سرانجام بقا و آموزش كودكان نامعلوم ميشود. به همين علت است كه پيشگيري از مرگ مادران يكي از اهداف مهم كشورهاست. گسترش زايمان طبيعي از برنامههاي محوري وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي است كه ترويج آن توسط ماماها امكانپذير است. ماماها با اخذ آموزشهاي لازم، قادر به كسب مهارتهاي باليني و مديريت به منظور نيل به هدف بهبود مداوم كيفي خدمات براي ترويج مادري ايمن خواهند بود.
افزايش سزارين
زايمان طبيعي يك سير طبيعي است و براي همين منظور طراحي شده، به همين دليل كمترين عوارض را براي فرد دارد. در مقابل، سزارين يك جراحي است و حين جراحي عوارض زيادي مانند خونريزي و عفونت ممكن است براي مادر به وجود آيد و خود بيهوشي نيز ممكن است داراي عوارضي براي فرد باشد.
متاسفانه آمار سزارين در كشور ما رو به افزايش است و علاقه مادران جوان به سزارين و جاذبه مالي اين عمل براي پزشكان بخش خصوصي موجب شده نهتنها ماما كه وظيفه اصلي را در تولد نوزادان دارد بيكار شود، بلكه سلامت جامعه نيز به خطر بيفتد.
آمارهاي پراكنده و غيررسمي نشان ميدهد حتي در شهرهاي كوچكي كه تا همين چند سال پيش يك سزارين هم انجام نميشد، زايمان به روش سزارين افزايش چشمگيري داشته است، به نحوي كه نهتنها شيوع اين روش در بيمارستانهاي خصوصي به صددرصد رسيده، بلكه حتي در بيمارستانهاي دولتي اين شهرستانها نيز ميزان انجام سزارين به 60 تا 70 درصد رسيده است.
حتي اگر آمار 15 درصدي (كه برآورد ميشود آخرين آمار كشوري سزارين باشد) را در نظر بگيريم بايد گفت اين ميزان در مقايسه با استاندارد سازمان بهداشت جهاني (8 تا 10 درصد) بسيار زياد است و بايد به كارگيري راههاي پيشگيرانه و اطلاعرساني از سوي مسوولان بخش سلامت در كشور ادامه يابد.
يكي ديگر از علتهاي اصلي گرايش به زايمان سزارين، دردهاي ناشي از زايمان طبيعي است و باورهايي كه در افراد به خاطر بيان تجربيات ديگران در مورد دردهاي ناشي از آن ايجاد شده است؛ از علتهاي ديگر ميتوان به بالا رفتن سن زايمان و زايمان اول در خانمها اشاره كرد و به دليل اينكه در جامعه امروز ديگر تعداد فرزندان كاهش يافته است، مادران ترجيح ميدهند همان يكبار زايمان بدون درد و عارضهاي داشته باشند و همچنين از ترس ايجاد عوارضي مانند افتادگي رحم، ترجيح ميدهند به روش سزارين زايمان كنند.
با توجه به عوارضي كه سزارين بعد از زايمان به فرد تحميل ميكند و هزينههاي بيمورد آن، زايمان طبيعي هم به نفع مادر است و هم دولت؛ به همين دليل طبق برنامهريزي دولت بايد اين ميزان كاهش يابد و البته رسيدن به اين هدف، همكاري همهجانبهاي را ميطلبد. يكي از دلايل افزايش آمار سزارين، بيتوجهي به نقش ماما در نظام خدمات سلامت كشور است.
نتايج مطالعات سازمان بهداشت جهاني نيز نشان داده است، 85 درصد مراقبتهاي زنان در جهان توسط ماماها صورت ميگيرد، همچنين در حضور ماما 60 درصد و در حضور متخصص زنان 20 درصد، زايمان به طور طبيعي انجام ميشود.
مشكل اشتغال باقي است
متاسفانه از 50 هزار جمعيت ماماي كشور، بيش از 35 هزار نفر آنها همچنان بيكارند. اين آمار را نوشين زندهزبان، عضو شوراي عالي نظام پزشكي كشور اعلام ميكند و ميافزايد: اگر جايگاهي براي ماماها تدوين و رديف استخدامي براي آنها در نظر گرفته شود، ماماها ميتوانند خدمات بهداشتي و درماني را با كمترين قيمت به اين قبيل افراد جامعه ارائه دهند؛ البته بايد به اين آمار افزود كه از بين شاغلين نيز طبق آمار تنها 10 الي 15 هزار نفر در خدمت مادران باردار هستند و بقيه به حرفه ديگري مشغول هستند.
نكته: عدم قرارداد بيمهها با ماما موجب ميشود ميل فرهنگي خانوادهها كه ترجيح ميدهند براي كوچكترين مشكلي به پزشك متخصص مراجعه كنند تشديد شود
در اجراي طرح پزشك خانواده، حدود 3 هزار ماما جذب شدهاند و قرار است 5 هزار ماماي ديگر نيز در قالب طرح پزشك خانواده جذب شوند، البته در اين صورت نيزشاغل شدن 8 هزار ماما در برابر 35 هزار ماماي بيكار رقم كوچكي است. علاوه بر اين، سالانه حدود 2 هزار نفر كارشناس مامايي نيز از دانشگاههاي كشور فارغالتحصيل ميشوند كه آنها هم دغدغه شغل دارند.متاسفانه جامعه مامايي يكي از بيشترين ميزانهاي بيكاري را بين فارغالتحصيلان رشتههاي پزشكي و پيراپزشكي دارد.
بيمه و مامايي
هزينههاي درماني در كشور ما بالاست و از توان بسياري از خانوادهها خارج است به همين دليل اغلب خانوادهها سعي ميكنند تا جايي كه ممكن است از خدماتي استفاده كنند كه تحت پوشش بيمه قرار دارد. چون تعرفههاي ماماها با بيمه محاسبه نميشود، مراجعان به سراغ پزشكاني ميروند كه قرارداد بيمهاي دارند.
در تمام دنيا خدمتدهنده تحت پوشش بيمه قرار ميگيرد و در واقع چه خدمت توسط پزشك انجام شود و چه ماما، ولي در كشور ما اينگونه نيست. عدم عقد قرارداد سازمانهاي بيمهگر و پذيرش سونوگرافي در دفترچه بيمه از سوي ماماهاي كشور موجب ميشود بيماران نتوانند از بيمه خدمات درماني و تامين اجتماعي استفاده كنند. عدم قرارداد بيمهها با ماما موجب ميشود ميل فرهنگي خانوادهها كه ترجيح ميدهند براي كوچكترين مشكلي به پزشك متخصص مراجعه كنند تشديد شود.
اين موضوع هم از نظر اقتصادي پرهزينه است و هم وقت متخصصان را به امور سادهتري كه از عهده ماما هم براحتي برميآيد اختصاص ميدهد. حتي براي سازمانهاي بيمهگر نيز هزينههاي بيشتري به وجود ميآورد.
يك روز براي ماما
پنجم ماه ميمصادف با 15 ارديبهشت، روز جهاني ماما نامگذاري شده است. براي اولين در سال 1980 اين روز به عنوان روز جهاني ماما پيشنهاد شد و سپس از سال 1992 به صورت رسمي اعلام گرديد. هدف از بزرگداشت روز جهاني ماما، افزايش آگاهي و تبادل اطلاعات بين آنها در راستاي سلامتي مادر و نوزاد است.
روز جهاني ماما، فرصت مناسبي است براي جلب توجه هر چه بيشتر مردم و مسوولان نسبت به جايگاه و اهميت حرفه مامايي در ارتقاي سلامت خانواده و تامين سلامت جامعه و از آن رهگذر، ساختن بستري مطمئن براي ترسيم آيندهاي روشن.
در اين روز مسوولان و سياستگذاران عرصه سلامت ميتوانند نسبت به نگاه و درك عميق به خدمات مامايي در كشور تجديدنظر كنند و نقش محوري مامايي را در تامين سلامت مادران و كودكان ـ كه اصليترين ركن تامين سلامت خانوادهها هستند ـ پررنگ نمايند.
متاسفانه اين روز در كشور ما با استقبال چنداني مواجه نميشود و عموما با دادن چند پيام كليشهاي از سوي مسوولان سلامت كشور، موضوع خاتمه پيدا ميكند.
از آموزش تا زايمان
طبق تعريف و آموزشهاي داده شده كار ماما شامل آموزش دوران بارداري، آماده كردن والدين براي پذيرش وظايف پدري و تنظيم خانواده و مراقبتهاي كودك و بعضي از بيماريهاي زنان است. او ميتواند در بيمارستانها، درمانگاهها، واحدهاي بهداشتي و منازل كار كند.
اما در كشور ما مردم، ماما را مترادف با كلمه زايمان و مراقبت دوران بارداري ميدانند، اين در حالي است كه حيطه خدمات مامايي بسيار وسيعتر و از ابتداي تولد تا انتهاي عمر است و ابعاد مختلف بهداشتي در زمينه بهداشت باروري، مشاوره، آموزش و آگاهي در دوران بلوغ، ازدواج، بارداري و يائسگي را شامل ميشود. اين آموزشها ضامن سلامت خانواده است.
بدون شك تغيير اين فرهنگ و رو آوردن به استفاده از تمام تجارب و مهارتهاي يك ماما نياز به فرهنگسازي دارد؛ مقولهاي كه اصولا كسي دوست ندارد وارد آن شود. متاسفانه نگاه درمان محوري ما در سالهاي اخير توجه ما را به تجهيزات پزشكي، مجهز كردن بيمارستانها و مراكز درماني و ابزار فيزيكي معطوف كرده و نيروي انساني فراموش شده است. در حالي كه در كشورهاي پيشرفته نظر بر اين است كه چنانچه در كنار ابزار و تجهيزات پزشكي از نيروي انساني استاندارد بهرهمند نباشيم نهتنها كمكي به مادر باردار نميشود بلكه در بسياري از موارد منجر به عوارض ناخواسته براي مادر و نوزاد ميشود.
هماكنون در بخش آموزشهاي دوران بلوغ به دختران نوجوان و خانوادهها مشكلات زيادي وجود دارد. بسياري از دختران نوجوان، بهدليل ناآگاهي از تغييرات دوران بلوغ در اين دوران دچار اختلالات هيجاني و مشكلات آزاردهندهاي ميشوند. استفاده از ماما در بخش بهداشت مدارس راهنمايي و دبيرستانها مشكلگشاي دختران نوجوان و خانوادههاي آنان خواهد بود. با در نظر گرفتن اين كه 50 درصد از جمعيت كشور و جمعيت دانشآموزي را زنان تشكيل ميدهند، حضور ماماها در مدارس ميتواند پديده بلوغ دختران را با سلامت همراه كند.


