استعفای سیاسی یا سیاسیکاری در استعفا !
استعفا یا استیضاح ورزشی، همانطور که در دیگر گزارشهای پرونده این شماره هم به آن اشاره شد، در ایران مختصات و آداب و رسوم خاصی دارد. یکی از انواع متدهای استعفا در ورزش ایران در اصطلاح مدیریتی «استعفای سیاسی» یا «سیاسیکاری در استعفا» نامیده میشود. نوعی خاص و بهشدت رایج در ورزش که نیازمند همدلی و همراهی مدیران ارشد ورزش با مدیران مستعفی است.
استعفای سیاسی یا سیاسیکاری در استعفا همان نکته مهم و متاسفانه رایجی است که در ورزش ایران به عنوان راهی برای فرار از قانون مطرح است. روال کار این نوع کنارهگیری از قدرت هم معمولا تبانیهای پشت پرده، ارتباط دوستانه بیش از حد رئیس ورزش و رئیس یک مجموعه و شاید نیاز یک رشته به ادامه کار یک فرد بهطور درازمدت است. بر اساس این روش، رئیس یک سازمان ورزشی بعد از اتمام دوره ریاست خود و یا بعد از ایجاد فشار اعضای مجمع برای کنارهگیری، با حکم رئیس ورزش از مسئولیت خود کنار میرود اما بعد از یک مدت کوتاه، به عنوان سرپرست همین مجموعه یا مجموعه ورزشی دیگری منصوب میشود.
در خوشبینانهترین حالت، رئیس یک مجموعه موفق ورزشی از کار خود استعفا میکند و با حکم رئیس سازمان تربیتبدنی به عنوان سرپرست همین مجموعه تا اطلاع ثانوی منصوب میشود. این کار معمولا در زمانی رخ میدهد که دوره چهارساله مدیریتی رئیس یک مجموعه ورزشی به پایان میرسد و تا زمان برگزاری انتخابات دوباره این مجموعه ورزشی، سرپرستی این مجموعه را برعهده میگیرد. مثال این کار را میتوانید در فدراسیون ووشو مشاهده کنید. جایی که بعد از پایان کار رئیس وقت فدراسیون، مسئولیت سرپرستی موقت این مجموعه بار دیگر به رئیس واگذار شد و بعد از چند ماه حضور او بهعنوان سرپرست، اعضای مجمع عمومی فدراسیون بار دیگر این فرد را به عنوان رئیس فدراسیون برگزیدند.
از دیگر نمونههای مربوط به استعفای سیاسی میتوان به ماجرای برکناری رئیس اسبق هیات بسکتبال تهران اشاره کرد. حسن میرزاآقابیگ در آن روزها به شدت با برکناری خود مخالفت کرد و بعد از چند روز با حکمی جدید به عنوان معاون ورزشی اداره کل تربیتبدنی استان تهران مشغول بهکار شد! یعنی میتوان گفت که رئیس برکنار شده هیات بسکتبال تهران بعد از برکناری، مسئولیتی بالاتر از مسئولیت قبلی را بر عهده گرفت و ارتقای رتبه یافت. شایعات آن روزها نشان میداد که برکناری او به دلیل فشار بسیار زیاد مخالف سیاستهای این هیات صورت گرفته بود و علاقهمندی مدیرکل وقت تربیتبدنی پایتخت، او را بار دیگر در ورزش حاضر کرد.
یکی دیگر از نمونههای استعفای سیاسی را میتوان در همسو نبودن روسای وقت فدراسیونها با روسای جدید ورزشی عنوان کرد. روسای هیاتهای ورزشی معمولا با حضور رئیس جدید یک فدراسیون، از سمتهای خود کنارهگیری میکنند تا در اصطلاح عامیانه دست رئیس را برای انتخاب فردی جدید باز بگذارند. در انتخابات فدراسیون ژیمناسیتک سال82، هفده رئیس هیات بعد از انتخاب رئیس جدید فدراسیون از سمتهای خود کنارهگیری کردند تا با این کار اوج ارادت خود را به مدیر وقت این ورزش نشان بدهند. اتفاقی که درباره 5رئیس هیات بهطور عکس جواب داد و آنها هیچگاه نتوانستند به مسئولیتهای قبلی خود بازگردند. از ایندست نمونهها (که در میان دیگر نمونههای استعفای سیاسی رایجتر است) میتوان در حوزه نایبرئیس و دبیری فدراسیونهای ورزشی نیز به وفور پیدا کرد.
برخی از فعالان ورزشی نیز برای جلوگیری از صدور حکم برکناری خود، اقدام به استعفا میکنند. در ورزش ایران این مورد نیز ازجمله موارد رایج است که بعد از انتشار شایعاتی مبنی بر برکناری یک مدیر یا مربی ورزشی، این فرد از چند روز قبل به صورت ضمنی استعفا میدهد و حتی این کار را در برخی اوقات با انتشار بیانیه و به صورت مکتوب نیز پررنگ نشان میدهد. ماجرای استعفای جنجالی علیاصغر مدیرروستا از سرمربیگری تیم فوتبال پاس همدان، بعد از انتشار خبر کنارهگیری مدیرعامل وقت باشگاه، نمونه این نوع کنارهگیری بود. سرمربی این تیم درست در ساعاتی که جلسات برکناریاش از تیم همدانی برگزار میشد، در جمع خبرنگاران با اعلام این نکته که در شرایط فعلی نمیتواند به کار خود ادامه دهد از سمت خود استعفا داد و هیاتمدیره نیز بلافاصله با این اقدام او موافقت کرد. داستان کنارهگیری محمود یاوری از تیم فوتبال صبای قم نیز به همین شکل بود. سرمربی کهنهکار تیم با هماهنگی مدیرعامل و هیاتمدیره، پیش از صدور حکم برکناری از سمت خود استعفا داد تا بیش از 40سال اعتبار ورزشی خود بهواسطه فعالیت در فوتبال را از دست ندهد.
کنارهگیری به سبک مصطفوی
یک شیوه مدرن دیگر در موضوع استعفا و کنارهگیریهای ورزشی، بهزور اخراج کردن برخی مدیران با هزارویک بهانه و دلیل بوده است. ورزشیهای زیادی در تاریخ ایران بودهاند که به دلایل متعدد نتوانستند در مجامع عمومی رشته خود حضور دوباره داشته باشند و بنا به ایرادات متعددی که به نحوه فعالیتشان وارد بود، از سوی مجمع عمومی، با حکم اخراج روبهرو شدند! در اوال دهه60، بنا بر آن چیزی که معاون فنی سابق سازمان تربیتبدنی تایید کرده، دو نامزد ریاست بر یکی فدراسیونهای ورزشی با بهانههای متعدد سلب صلاحیت شدند و به این ترتیب نامزد مورد حمایت سازمان تربیتبدنی توانست رای اعضای مجمع را بهدست بیاورد. در آن سالها، کنار گذاشتن و اجبار به استعفا یکی از برنامهریزیهای متداول مدیران ارشد ورزش بود و در موارد متعددی شاهد کنارهگیری روسای فدراسیونها، مدیران باشگاه و تلاش غیرمستقیم برای کنار گذاشتن روسای هیاتهای ورزشی استانی بودهایم. در یکی دیگر از نمونههای تازه، میتوان به ماجرای اخراج داریوش مصطفوی از فدراسیون فوتبال اشاره کرد. مصطفوی که بازیکن سابق تیمهای استقلال و پرسپولیس بوده و در کارنامه خود حضور در تیم ملی و پستهای دبیرکل و نایبرئیس و ریاست فدراسیون را دارد به دلیل آنچه شکایت از فدراسیون نشینهای فعلی نامیده شده بود، از فوتبال اخراج شد! حکم مصطفوی از آندست احکامی بود که تا مدتها سوژه اول رسانههای ورزشی شد و مدیران فعلی فوتبالی هم درباره آن نتوانستند دلیل قانعکنندهای را بیان کنند.
استعفا به سبک دادکان
شیوههای مختلف کنارهگیری از مدیریت ورزش در دوسیه اول این شماره تماشاگر مورد بررسی قرار گرفته است. اما در تاریخ ورزش ایران، برخی کنارهگیریها اتفاقات خاص و عجیبی را بهعنوان حاشیه در کنار خود دیده که به سوژه اصلیتر از متن موضوع تبدیل شده است. از نمونههای خاص در استعفا و کنارهگیری ورزشی میتوان به نمونهای نادر بهنام استعفا به شیوه محمد دادکان اشاره کرد. رئیس سابق فدراسیون فوتبال کشورمان در شرایطی به کار خود در مجموعه فوتبال کشور پایان داد که بحث بر سر خواستن و نخواستن او تا ماهها سوژه اول رسانههای ورزشی بود. دادکان بعد از پایان رقابتهای جامجهانی و درست در لحظاتی که به قول خودش مشغول پاکنویس کردن متن نامه استعفا بود، از سوی رئیس سازمان ورزش برکنار شد. فیفا در این زمان وارد قضیه شد و برکناری رئیس فدراسیون فوتبال ایران را مغایر با اساسنامه تشخیص داد و این حکم را نقض کرد. دادکان هم که روحیه خاص و نسبتا عجیب و غریبی در این مسائل دارد، پای حکم فیفا ایستاد و اعلام کرد که من هرگز از فدراسیون فوتبال با میل شخصی کنار نرفتهام و بر اساس مقررات فیفا همچنان رئیس فدراسیون هستم.
این ماجرای دنبالهدار تا جایی ادامه پیدا کرد که بعد از بحث و بررسی و تبادلنظر و البته مذاکرات پشت پرده، در نهایت رئیس فدراسیون فوتبال رودرروی خبرنگاران قرار گرفت و استعفای خودش را اعلام کرد. در واقع مدل کنارهگیری دادکان از فوتبال ایران با این شیوه استعفا، به نمونهای نادر در ورزش تبدیل شد. استعفایی که نه بر اساس خواست شخصی رئیس فدراسیون که به دلیل فشارهای بیش از حد مدیران ارشد ورزش صورت گرفت و سالها بعد هم به عنوان یک اشتباه بزرگ مدیریتی، اعتراف مدیران ورزش را باعث شد. او در آخرین اظهارنظر خود روی صندلی ریاست فدراسیون به خبرنگاران گفته بود که من را استعفا دادند!
سایت گروه مجلات همشهری




