تهران- 25 بهمن 89/ سپهر عاطفه
عاطفه تلقانی در وبلاگ خود آورده است: ساعت حدود شش بود که شماره اش رو گرفتم. خیلی طول نکشید تا پاسخم رو بده.
گفتم: شنیدم صادقیه خیلی شلوغ بوده. راحت رسیدین؟ اوضاع چطوره؟
گفت:
ترافیک سنگینه اما اتوبوس و سواری مسافربر نیست.
گفتم: پس بهتره برگردی
منزل خاله. شب میاییم دنبالت.
گفت: نه می رم خونه. ارتباط قطع شد.
بی بی
سی گزارش می کرد و من نگران تر می شدم. تلفن همراهش هم بوق های عجیب و
غریب می زد. گزارش ها حاکی از اعتراض های مردمی بود و تلاش زیادی می شد تا
تهران و اصفهان و شیراز و مشهد ملتهب نشون داده بشه. از مادر خبری نبود.
دیگه طاقت نیاوردم. مرخصی خواستم و راه افتادم. در حال پایین اومدن از
سرازیری جام جم بودم که گوشی منزل رو برداشت.
گفتم: شنیدم درگیری شدید
بوده! راحت رسیدی؟
گفت: ببخشید نمی تونم زیاد صحبت کنم. چند دقیقه دیگه رو
گوشیم زنگ بزن.
۵ دقیقه بعد زنگ زدم. گفتم:چرا رفتین بیرون؟
گفت: داریم می
ریم سینما. گفتم: خانم منتقد جشنواره ی فیلم فجر نگفتی از میدون آزادی تا
میدون ولیعصر چه خبر بود؟
گفت: طول کشید اما بالاخره اتوبوس اومد. تا
چهارراه ولیعصر درگیری خاصی ندیدم. بالا هم خبر خاصی نبود.
گفتم: مگه
سینما بازه؟بی بی سی از گاز اشک آور و درگیری معترضان و مامورها گزارش می
ده.
گفت: به جز ازدحام مردم و ترافیک درگیری ندیدم. البته می شه گفت که
قدرت نمایی مامورا بود که دلهره ایجاد می کرد و ادامه
داد:دیگه رسیدیم.باشه بعدا صحبت می کنیم.


