همه چيز تيم مان، به همه چيزش مي آمد!
1 -تنها يک هفته زمان از حذف تيم ملي کشورمان در جام پانزدهم لازم بود تا بغض کاپيتان اين لشکر شکست خورده در هم بشکند و در گفت و گويي کم نظير، به شدت از سرمربي سابق ايران انتقاد کند. اين صداي جواد نکونام است که افشين قطبي پاک دست، شيردل، سختکوش و جنتلمن را به دلالي، ترس، بي انگيزگي و حتي «بددهاني» متهم مي کند و به مناسبت جايگاه مهمي که در تيم آقاي امپراتور از آن برخوردار بود، باعث مي شود تحليل روزهاي پر از ابهام حضور پديده اي به نام«افشين قطبي» در فوتبال ايران، وارد فاز تازه تري شود و پيچيدگي بيشتري به خودش بگيرد. او از قطبي سخن مي گويد؛
مردي که امروز بيش از هر زمان ديگري در مظان اتهام تقلب و ناتواني است و از ديدگاه جواد نکونام، مقصر اصلي فاجعه دوحه تلقي مي شود. اين را به ويژه آنجا به وضوح متوجه مي شويم که نکونام در مورد امپراتور مي گويد:« او در حد تيم ملي ايران نبود»!
2 -حرف و حديث در مورد افشين قطبي و عملکردش، بسيار زياد است و اعتقاد داريم واکاوي چنين پديده اي، آنقدر ارزش دارد که حتي يک تيم مجرب ، به تحليل زواياي شخصيتي و اجتماعي وي بپردازند و دريابند که اقبال عمومي به کاراکتر مجهول و ناشناخته اي مثل او، دلالت بر کدام کمبودها و نقصان ها در فضاي فوتبال ايران دارد و اين مجموعه از چه کاستي هايي رنج مي برد که ناگهان چنين دست و دلبازانه همه اعتبارش را بدون هيچ پرسشي وقف مردي از گرد راه رسيده مي کند. در مورد توانايي هاي فني او نيز نزديک به چهارسال فعاليتش در فوتبال ايران، بسياري از مسايل را شفاف کرده و«آينده» در مورد باقي ابهامات روشنگري خواهد کرد.
با اين وجود، مطلب حاضر به نکته ديگري مي پردازد و اين بار از خود جواد نکونام پرسشي دارد؛ آقاي کاپيتان تيم ملي ايران، آقاي بازيکن شاغل در بهترين ليگ جهان و آقاي صاحب نظر در مورد شان و اندازه تيم ملي؛ شما خودت چقدر درحد اين تيم بودي و موفق شدي شايستگي هايت را در قامت يک سرباز ملي، به مردم ميهنت اثبات کني؟ آيا تا به حال به اين بخش داستان فکر کرده اي؟ مي بيني؛ قضاوت کردن، هميشه در مورد ديگران آسان تر است تا داوري راجع به خود!
3 -جواد نکونام عقيده دارد قرباني تاکتيک هاي غلط افشين قطبي بوده و به قول خودش در تيم او«حبس» شده است. اصلا قبول؛ اما آيا در اين تورنمنت، هرگز عرق جانانه جنگيدن روي جبين جواد«به اسارت رفته» ديده شد؟! آيا کاپيتان تيم ملي ما که بزرگ ترين پشتگرمي مان بود، هيچ گاه نشان از مردي داشت که دارد براي عاقبت به خيري تيمش، خودش را به آب و آتش مي زند؟ آيا حبس شدن در تاکتيک هاي غلط سرمربي، مجوز موجهي است براي اين که پرادعاترين ستاره حال حاضر فوتبال ايران، در حساس ترين مسابقه کشورمان و در مهم ترين منطقه زمين، بيش از ده توپ حياتي را لو بدهد و فرصت هاي متعدد هجوم به دروازه خودي را پيشکش رقيب قدرتمند و گردن کلفت کند؟
کژي ها و کاستي هاي تاکتيکي بازي نکونام را مي پذيريم، اما با غيبت دردناک فاکتور«کوشش» در بازي هاي او نمي توانيم کنار بياييم. نکونام حق دارد از قطبي انتقاد کند، اما در نقطه مقابل بايد اين حق را هم به ديگران بدهد که دست به گله از رفتار خود او در جام ملت هاي آسيا بزنند؛ اويي که هيچ نشاني از نسل کاپيتان هاي جنگجو و پرشور تيم هاي ملي پيشين ايران نداشت و جنگ راهبري مجموعه اش را در روز سرنوشت، به جي سونگ پارکي باخت که به معناي واقعي کلمه«درحد» فرماندهي تيم ملي کره جنوبي بود!
4 -يکي از مربيان سابق جواد نکونام در مورد تفاوت نمايش هاي ديروز و امروز او، مدعي شده است که اين هافبک، تا قبل از آغاز دوران طلايي اش در اسپانيا، به طور کامل در اختيار تيم ملي بود و براي اثبات خودش دست به هر کاري مي زد، اما حالا سال هاست که کارش شده فقط نمايش دادن و کمين کردن روي ضربات ايستگاهي، تا بيشتر گل بزند و به چشم بيايد! او ديگر آن نکوي نيکوي آن روزها نيست و متاسفيم از اين که اقرار کنيم در تيمي که همه چيزش به همه چيزش مي آمد، کاپيتان نکونام هم درحد تيم ملي ايران نبود!



