صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

پیرمرد آنقدر یک دنده بود که تسلیم اصرارش می شدیم...

حکایت این آدم ها، حکایت انسان هایی است که شاید رفتار و گفتارشان در چهارچوب عقل ابزاری بشر امروزی نمی گنجید و نوع نگاه و دریچه ای که آنها از زاویه آن به پیرامون خود می نگریستند، شاید اکنون برای بسیاری از ما نامفهوم و حتی در تناقض با عقل و منطق جلوه کند، با این همه اما...
کد خبر: ۱۴۲۶۵۸
| |
10536 بازدید
|
سرویس دفاع مقدس «تابناک» ـ حکایت آدم های جنگ، حکایت انسان هایی است که شاید رفتار و گفتارشان در چهارچوب عقل ابزاری بشر امروزی نمی گنجید و نوع نگاه و دریچه ای که آنها از زاویه آن به پیرامون خود می نگریستند، شاید اکنون برای خیلی از ما نامفهوم و حتی در تناقض با عقل و منطق جلوه کند، با این همه اما، شاید تنها صفای درون، پاکی، زلالی، خلوص و اعتقاد راسخ به هدف که رستگاری را برایشان به ارمغان آورد، بتواند دلیل و برهان قاطعی باشد برای ما، تا بفهمیم آنها را و تلاش کنیم تا بشویم آن گونه که آنها بودند.

حاج مجمود هدایت پناه، یکی از همین آدم هاست که روایتی هر چند کوتاه از زندگی او، شاید تلنگری باشد برای همه ما که بدون شک غافلیم و در خسران... .

نخست:
حاج محمود هدايت پناه، بوي عمليات را كه مي‌شنيد، كار كشاورزي را رها مي‌كرد و يكراست خودش را به لشكر مي‌رساند. فرقي هم نمي‌كرد كه چند تا از بچه هايش در لشكر باشند. مي‌گفت: به من چه؟ احمد و مهدي و عليرضا و محمدرضا و غلامرضا براي خودشان به جبهه مي‌روند، من هم براي خودم. هيچ كس هم نمي‌تواند من را به شهر برگرداند.


احمد، پدرش ـ حاج محمود ـ را در آغوش گرفته است و مي‌بوسد

يك دنده بود. تازه از موي سفيدش هم خجالت مي‌كشيديم و تسليم اصرار و قاطعيتش مي‌شديم.


حاج محمود و احمد در ميان رزمندگان اسلام
 
دوم:
مرحله دوم عمليات بدر بود كه احمد را در كنار پدرش حاج محمود ديدم. سلام كردم. با گرمي پاسخم دادند و احمد از من خواست تا بين آنها قضاوت كنم. سپس ادامه داد: من فرمانده توپخانه لشكر هستم و بنا بر فتواي حضرت امام، اطاعت از فرمانده واجب است، ولي پدرم كه يكي از نيروهاي من است، از من اطاعت نمي‌كند و هر چه به او مي گويم كه نبايد به خط مقدم برود، نمي‌پذيرد.

حاج محمود ديگر طاقت سكوت نداشت. با دستپاچگي گفت: آقا سيد! مگر اطاعت از پدر واجب نيست؟ من مي‌گويم بايد به خط مقدم بروم ولي احمد قبول نمي‌كند. اصلا تو بگو آيا ايستادن در برابر پدر، گناه نيست؟

مات و مبهوت مانده بودم. پدر و پسر مانند دو كودك با هم جر و بحث مي‌كردند و از من قضاوت مي‌خواستند. هر دو را در آغوش گرفتم. صورت هايشان را بوسيدم و گفتم: من كه گيج شدم. شما خودتان با هم كنار بياييد.


شهيد احمد هدايت پناه در كنار برادر شهيدش غلامرضا / احمد فرزندش را هم در آغوش دارد
 
سوم:
حاج محمود تا پايان جنگ تحميلي در جبهه‌ها ماند  و شهادت احمدش در عمليات كربلاي 5 و غلامرضايش در عمليات والفجر10 و بارها مجروحيت خود و ديگر فرزندانش او را از جبهه جدا نكرد.

سال 1388 بود كه حاج محمود هدايت پناه ـ كشاورز و رزمنده دفاع مقدس ـ بر اثر عوارض شيميايي و مجروحيت هاي پی در پی به ديدار شهيدانش شتافت... .


مادر در آغوش احمد... و هر دو با هم مي‌خندند
 
چهارم:
سال هاست كه همسر او و مادر دو شهيدش، وقتي دلش مي‌گيرد بر مزار آنها مي‌رود و با آنها درد دل مي‌كند؛ مادري كه در شهادت فرزندانش مي‌گفت: همه خانواده ام قربان امام خميني...

www.sayyedhhp.blogfa.com  

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
برچسب ها
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۷۰
مجید
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۵:۳۵ - ۱۳۸۹/۱۰/۲۶
سلام
واقعا اگر این قهرمانان شهید نبودند چه میشد؟
پاسخ ها
محمد
| Azerbaijan |
۱۷:۴۵ - ۱۳۸۹/۱۰/۲۶
اگر این قهرمانان و رگ غیرت برآمده ها نبودند الآن همه ما داشتیم عربی حرف میزدیم و هرکدوم دست کم دو سه تا خواهر و برادر حرومزاده داشتیم
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۰:۵۹ - ۱۳۸۹/۱۰/۲۷
یکی منظور اون یکی رو نفهمیده. شاید اون من باشم. اما کاش شهیدان تو روزهای سخت با ما بودند. این روزها مثل همت و باکری می خواهد.
نیما
|
United Arab Emirates
|
۱۶:۲۱ - ۱۳۸۹/۱۰/۲۶
خداوند این رزمنده پیر و فرزندان شهیدش احمد و غلامرضا را بیامرزد-
همیشه خاطرات این مرحوم و فرزندان شهیدش را در صف نماز جماعتهای مساجد اعظم و امام حسین شمالی دزفول به یاد دارم .
از همسایه های شهیدان هدایت پناه
AMIR
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۶:۲۹ - ۱۳۸۹/۱۰/۲۶
اي كاش بودند و فرشته ميماندند.
پاسخ ها
محمد
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۰:۲۸ - ۱۳۸۹/۱۰/۲۸
اگر بودند یا باید تن به دوران می دادند و یا گوشه ای سر در گریبان گذشته فرو می بردند
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۶:۳۳ - ۱۳۸۹/۱۰/۲۶
خداوند همه آن ها را غریق رحمت خود کند
ناشناس
|
Netherlands
|
۱۷:۱۷ - ۱۳۸۹/۱۰/۲۶
ما به این شهدا مدیونیم و در مقابل خونشان پاسخگو، ای کاش به جای این همه دعواها که ریشه در دنیا طلبی دارد قدری به خود آییم و به فکر بهبود و اصلاح کشورمان باشیم.
حسين حسيني
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۷:۴۵ - ۱۳۸۹/۱۰/۲۶
سرزمين نينوا يادش به خير . . .
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۸:۲۹ - ۱۳۸۹/۱۰/۲۶
ما مانده ايم و يك دنياشرمندگي.....
حسين حسيني
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۸:۲۳ - ۱۳۸۹/۱۰/۲۶
سرزمين نينوا يادش به خير . . .
صداقت
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۰:۰۰ - ۱۳۸۹/۱۰/۲۶
چرا کامنت مطالبی را که چندروز از انتشارشان می گذرد وچندهزار خواننده داشته اند نمی زنید ومطلبی را پس ازیک ساعت از انتشارش کامنت می زنید. این نوع کامنت گذاری معلوم است که توسط خودتان انجام می گیرد.و جالب نیست بگذارید هرچه چیز سیر طبیعی خود را طی کند. شهیدان خودشان بزرگند ونیازی به این بازی ها ندارند.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۰:۱۶ - ۱۳۸۹/۱۰/۲۶
خداوند آنان را غریق رحمت نماید که فرشته های خداوند بر روی زمین بودند
پاسخ ها
ایرانی
| Iran (Islamic Republic of) |
۲۳:۰۵ - ۱۳۸۹/۱۰/۲۷
این فردی که نظر منفی گذاشته یا بی سواد است که فرق منفی و مثبت را نمیداند یا قطعاً یکی از جنود الشیطان است که از فرشته های خدا بر روی زمین فراری است!
حمیدرضا
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۰:۲۳ - ۱۳۸۹/۱۰/۲۶
زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست . مقام معظم رهبری
ای خوشــــــــا با فرق خونین در لقای یار رفتن
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟