صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
عصر روز دهم؛

تصوير اماكن مذهبي در سينماي ايران

محمد آقاسي
کد خبر: ۱۳۸۹۰۱
| |
10442 بازدید

دیگر سوال از اینکه آیا می توان در سینما و با سینما نگره دینی داشت و یا می توان میان این دو مقوله پیوند برقرار کرد برای ما مبهم نیست ، چرا که پاسخ آن مثبت است؛ و تجربه های جهانی و محصول های بومی موید این مطلب هستند. در فضاي انديشه و نظر نيز به عنوان نمونه در بين مسيحيان هاليوود سه راه برای بيان دين از طريق فيلم سازي مطرح بوده است:

1 ـ گروهي در پي صنعت موسيقي كليسايي رفتند و آن را براي انتقال پيام مسيحي راهي مناسب مبتنی بر اصل اعتقادي دانستند.

2 ـ برخی در پی ساختن فيلم هايي پول ساز كه انگيزه بيشتري داشتند، با مفاهيم و مضامين مسيحي بودند كه بيشتر تماشاگران آنها هم مسيحي بودند.

3 ـ فيلم هاي ديني با پيام محبت آميز كه لزوما مفاهيم مذهبي را در هم بر نداشتند نيز ساخته شده اند.

 اما در میان اندیشمندان و سینماگران ایرانی بر روی چگونگی استفاده از این ابزار برای نمایش مفاهیم و عناصر مذهبی اتفاق نظر وجود ندارد و هنوز هم شاهد تصویر سلیقه ای و ذوقی از دین در سینمای ایران هستیم. یکی از مواردی که چند سالی است نمایش آن در سینما و تلویزیون رایج شده و به عنوان نمادی از تفاوت و خلاقیت از آن یاد می شود، استفاده از اماکن مذهبی در سينما و ورود و حضور سینماگران در آنجاست. امكاني كه بسيار زيبا جلوه مي كند ولي بررسي آن نشان مي دهد كه خود باعث دوري از برخي مفاهيم و عناصر ديني مي گردد.

در سينماي جهان معاصر علاوه بر مشاهده كليسا و كنيسه،‌ تصوير اماكن مذهبي مسلمانان به كرّات ديده مي شود. مسجد و مناره و صداي اذان را هر چند نه لزوما برای تبلیغ و تایید در فيلم ها و به خصوص پس از واقعه يازدهم سپتامبر ديده ايم. شايد بارزترين مثال اين تصوير فيلم ضد مسلماني «محاصره» (The SIEGE) باشد كه با صداي اذان از بلنداي مناره آغاز مي گردد. اما غالب اين فيلم ها كه مسجد و يا اماكن مسلمانان را به تصوير كشيده اند،‌ از نمادهايي غير شيعي سود جسته اند.

نمادها و تصاویر اماکن شیعی بیشتر در سینمای ایران قابل جستجو است. در دهه 60 سینمای ایران و با توجه به شرایط حاکم بر جامعه ایرانی، تصویر مسجد و به ویژه اقامه نماز و صدای اذان را داشته ایم که به مرور زمان و به فراخور، این تصاویر در سینمای ایران حفظ شده است. همین طور بُقاع متبرک امامزادگان و یا تصویری نمادین از آنها را در فیلم هاي زيادي دیده ایم. اما در سال های اخیر دوربین سینمایی به حرم های مطهر امامان شیعه وارد شده است و داستان فیلم در آنجا اتفاق می افتد. این ورود دوربین به جایی است که تعداد زیادی از مردم هر ساله خود را به آنجا می رسانند و به زیارت می پردازند. نخستین بار «هرشب تنهایی» رسول صدر عاملی درون حرم مطهر امام رضا علیه السلام رفت و امروز بر پرده سینماهای کشور نخستین فیلم سینمایی که دوربینش وارد حرم مطهر امیرالمومنین علی علیه السلام و حرم نورانی امام حسین علیه السلام شده است را شاهدیم: عصر روز دهم

خط اصلی روایت فیلم جز در مقوله یک زیارت سینمایی جدید و جذاب نیست و كارگردان بناي روايت ماجرای خانواده ای را دارد که دو پاره شده. یکی از دختران خانواده ای خرمشهری در پی اشغال شهر، در منزل جا می ماند و توسط سربازی بعثی كه فرزند دار نمي شده بزرگ می شود و دیگری در دامان مادر رشد می کند. ريختن سقف و ديوارها حائلی میان مريم و مادرش و نوزاد خانواده مي شود و سپس خواهری در ایران و خواهری در عراق زندگی می کنند. مادر واقعی دختر همواره از زنده بودنش می گوید و اینکه باید پیدا شود. مریم شیرازی که اکنون پزشک شده به همراه تیم هلال احمر برای کمک به عراق اعزام می شود و مصمم به جست‌وجو براي يافتن خواهر گمشده‌اش مي‌پردازد و در این راه از هیچ خطری ابا ندارد و همه جور خطري را به جان مي خرد.

 از اين جاست كه تكراري بودن مضمون را مي توان كشف كرد چرا كه مخاطب شبیه همین ماجرا را در «خاک سرخ» ابراهیم حاتمی کیا و یا «کیمیا»ی احمد رضا درویش دیده اند؛ و فیلم های دیگر وطنی و غیر وطنی با اندک تفاوتی موضوع جدا ماندن دو خواهر و يا دو قسم شدن خانواده را دستمایه ساخت فیلم خویش قرار داده اند. حتی صحنه منقلب شدن سرباز بعثی توسط مقام ولایی اهل بیت علیهم صلوات الله را نه در حرم و به اين زيبايي ولی نزديك به مضمون،‌ در«دست های خالی» ابوالقاسم طالبی و «دل شکسته» علی رویین تن داشته ایم و دیده ایم.

 اگر گفته عوامل فیلم که هدف از ساختن آن را تشدید و تعمیق دوستی میان دو ملت عراق و ایران دانسته اند بدانیم، باز هم اتفاقی که متمایز کنده باشد نیفتاده است. کیومرث پوراحمد در «اتوبوس شب» همین مضمون را ارائه داده و درویش هم در «دوئل» تلاش می کرد پيوندهاي دو ملت را در دوستي و خويشاوندي براي مخاطب تصوير نمايد. اساسا این حرکت آشتی میان دو ملت هم نه خیلی ضروری است ، چرا که اعتقادات مشترک فرهنگی این صلح را به چه در زمان جنگ و چه در حال حاضر به وجود آورده است و حتی پیوندهایی بسیار عمیقتر را می توان دید که دوربین سینما هیچ گاه توانایی به تصویر کشیدن آن را ندارد؛ و نه خیلی حیاتی تر از به تصویر کشیدن حماسه دفاع ملی ایران در برابر تجاوز حکومت دیکتاتور عراق است که با این بهانه ها از زیر بار مسوولیت فرار کنیم.

با تجزیه قطعات پازل داستان به تكراري بودن خیلی از اجزای آن پي مي بريم اما فيلم دو ویژگی دیگر همراه خود دارد که آن را از سایر فیلم ها متمایز نماید. نخست آنکه تصویري از عراق بعد حکومت صدام و نیز پس مانده های حزب بعث را مشاهده می نماییم و دوم اماکن شیعی عراق را شاهديم.

مریم که حس گناه بیست و پنج ساله مقصر بودن در گم شدن خواهر را بر دوش احساس می کند، در دوره ای پا به این کشور نهاده که ديكتاتور عراق در حال محاکمه است. مردم عراق در خانه ها و قهوه خانه ها مشغول تماشاي محاكمه هستند كه به درگيري مخالفان و موافقان منجر مي شود. حزب بعث بر روی کار نیست، اما طرفدارن باقی مانده آن مشغول ترور و جنایت در جامعه عراقند و از قضا پدر ناتنی خواهر او که «رحمه» نام دارد هم از بعثی های متعصب است که برای حفظ دخترش حاضر است دست به هر جنایتی بزند.

تصویر عراق تحت اشغال و نا امن به خوبی تصویر شده است، کشوری بحران زده که هر روز یا بمبی در آن منفجر می شود و یا هرکس مشغول تسویه حساب های فردی و شخصی است.

کشوری که در زمان دیکتاتور عراق از زیرساخت های مناسب سیاسی، اقتصادی و فرهنگی برخوردار نبوده و اکنون معضلات و مشکلات آن دوره هم به چشم می خورد. در قسمت وصال مادر و فرزند در نگهباني مرزي آمريكايي ها پس از تعقيب و گريز در حاشيه مراسم عزاداري، هم شاهد انفجار بمب و شاهد شهادت مادر هستیم. در این عراق پر هیاهو شخصیت های فیلم به روز عاشورا رسیده اند و شاهد تصاويري مستند از عزاداري اهالي روستاي «تواريج» هستیم. تصویری که بین الحرمین، این مکان ملکوتی را در برابر چشم بینندگان قرار می دهد.

داشتن تجربه تصويري حضور در اماکن مذهبي شيعه فی نفسه مثبت است. اما چه ضرورتی حس شده که در بین این همه مفاهیم دینی و عناصر مذهبی، این فضا به تصویر کشیده شود؟ اگر صرفا بحث یک تجربه مطرح باشد و یا اینکه مدال اولین بر کارنامه کاری تهیه کننده و کارگردان مدنظر باشد که کاری عبث را ملاحظه مي نماييم. در مورد ایده و نيت تعامل میان دو ملت هم پیشتر سخن گفتیم.

 اگر تلاش می شود تا تصویر زیبایی از شیعه نمایش داده شود که متاسفانه چندان در این امر موفق نبوده ایم. چرا که پیوند میان سه عنصر اساسی شیعی یعنی حماسه و احساس و عقل را كه در دهه محرم مي بايست به نمايش بگذاريم نمی بینیم. داستان جدایی از خواهر، ازدواج با دکتر، خرمشهر اشغال شده، محرم و عزای حسینی و نهایتا عراق مصیبت زده مجموعه ای از داستان ها و روایت هاست که دیگر اجازه تامل بر این رویکرد را به کارگردان نداده است و سوالي هم به ذهن مي رسد كه اين مردم روستاي تواريج كجا بودند كه براي ياري حسين بن علي عليه السلام نيامدند؟ آيا از حماسه كربلا كه مكان و زمان را درنورديده تنها بايد اين عزاداري بماند و ذكر شود؟ ورود دوربين به حرم تنها تفاوتش نشان دادن عزاداري است؟ يعني نشان دادن امري كه مردم به صورت خودجوش انجام مي دهند. اگر مساله تبلیغ و ترویج زیارت برای مردم مطرح باشد و یا اینکه تبيين اين نكته كه به مخاطب بگوییم عزاداری مساله خوبی است که تیر به خطا زده ایم. سالیان سال است که در بهترین بستر مردم خود مشغول این کار هستند و با بهترین ابزار آن را از نسلی به نسل دیگر منتقل كرده و مي نمايند.

 به نظر می رسد حضور دوربین در مكان هاي اين چنيني ما را در غفلت ارائه پیام های دینی و استفاده از مفاهیم دینی فرو می برد. چرا كه بي شك هر مخاطبي اين تصاوير را ببيند و دل در گرو محبت اهل بيت صلوات الله عليهم اجمعين داشته باشد،‌ متاثر خواهد شد. نكته ديگر آنكه این فیلم در ایام محرم هم اکران می شود. همانطور كه هر شب تنهايي هم در ايام ولادت امام هشتم عليه السلام اكران شد. اگر اين روند ادامه يابد احتمالا بعد از مدتی سینماهای ما هم مناسبتی می شود و در برخی از ایام سال نمی شود تصویر دین را در سینما دید. اين در حالي است كه بايد فرهنگ ديني كه در متن جامعه وجود دارد در سراسر سال و در تمامي عرصه هاي زندگي آنها و به خصوص سينما حاضر باشد. البته نه به صورت شعاري كه مخاطب شعورش را مورد هجمه ببيند. بلكه به صورت هنرمندانه و گونه اي كه او هر روز با دين زيست مي كند.

به تصویر کشیدن ایثار و احسان، شهادت و انتظار، صدق در گفتار و رفتار، معاد اندیشی و هزاران مفهوم برآمده از مذهب بسیار دشوار تر از به تصوير كشيدن اماکنی است که مردم با دیدن عکس آنجا بر دیوار منزل هم اشک می ریزند و یاد آنجا همیشه در دلشان زنده است و به شوق زيارت دلشان رقيق مي شود. اگر اهميت به تصوير كشيدن اين مفاهيم براي ما روشن باشد ديگر به صرف داشتن حرم در پس زمينه فيلم توجه نمي كنيم و يا وقتي پس زمينه اثرمان چنين جاي مهم و معنوي مي گردد تلاش مي كنيم داستاني فاخر را انتخاب كنيم. آنچه و آنكه زيارت براي آدمي به ارمغان مي آورد تربيت انساني است و ايكاش كه اين معنا را لااقل در فيلم همانند «هرشب تنهایی» که تکامل روحی یک انسان را نمایش می داد، مشاهده مي كرديم. نه اینکه این مضمون هم کمال آنچه باشد که در نظر است، بلکه سینما باید دقت بیشتری در ارتباط با عناصر مذهب داشته باشد.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟
آخرین اخبار