بازتاب احتمال حضور مارادونا روي نيمكت ايران
حتي اگر پاسخ مارادونا به شايعه مربيگرياش در تيم ملي ايران يك لبخند تلخ باشد چيزي ازعلاقه رجال سياسي ايران براي ملاقات با مردي كه نفرتش از قدرتهاي استعمارگر بر كسي پوشيده نيست كم نميشود.
تهران امروز ، بعد تبليغاتي سفر ناگهاني مارادونا به ايران و احتمال مربيگري او درتيم ملي به حدي وسيع است كه فرداي روز مراسم تجليل از مدال آوران گوانگژو اظهارنظر كوتاه و البته رسمي رئيسجمهور روي جلد نشريات ورزشي و سياسي خودنمايي ميكرد. بازتاب اين خبر در سايتهاي خارجي هم قابل مشاهده است. خبرگزاري ورزش آلمان كه معمولا خبرهاي كوتاه و در عين حال مهم را روي خروجياش قرار ميدهد، روز گذشته از تشديد احتمال جلوس مارادونا روي نيمكت تيم ملي ايران خبر داد. در بخشي از خبر DPA آمده است:
«احتمال زيادي دارد كه ديگو مارادونا اسطوره فوتبال جهان، شغل تازهاي نزد ايرانيان بيابد. او كه در نقش سرمربي، تيم آرژانتين را در جامجهاني 2010 هدايت كرد و در مرحله يك چهارم نهايي مقابل آلمان 4 بر صفر شكست خورد و حذف شد، اكنون گزينه جدي مربيگري ايران است.» صرف نظر از بازتاب قابل توجه سفر احتمالي مارادونا به ايران، سازو كار مذاكره با او و طيشدن مسيري كه قرار است درنهايت به مربيگري مارادونا در تيم ملي ايران ميانجامد محل مناقشه منتقدان و مديران فدراسيون فوتبال است. به نظرمي رسد بيش از آنكه مديران ورزشي نقش پررنگي در ماجراي سفر مارادونا به تهران داشته باشند اين سياسيون هستند كه در تب و تاب نشاندن مرد محبوبشان پاي ميز مذاكره به سر ميبرند.
چه آنكه علي سعيدلو، لحظاتي بعد از اظهارات احمدينژاد در مورد احتمال سفر مارادونا به ايران، سياست سازمان متبوعش در قبال اين ماجرا را تسليم در برابر خواست رئيسجمهوري عنوان كرد. در همين قاب سايت خبري «لاتين» خبراحتمال مربيگري مارادونا در تيم ملي ايران را با تيتر كنايه آميزي به اطلاع مخاطبانش رسانده است. سايت لاتين با انتخاب تيتر «دست خدا به كشور اسلامي و خداطلب ايران ميرود» نوشت:« پرزيدنت احمدينژاد نيز تاييد كرد فوقستاره فوتبال آرژانتين بزودي به ايران سفر خواهد كرد.» در مهم ترين بخش اين خبر كه نوعي رمزگشايي از دلايل ملاقات قريب الوقوع مارادونا با سياستمداران ايراني محسوب ميشود به تدارك فدراسيون فوتبال ايران براي استقبال از سرمربي سابق آرژانتين اشاره شده است: «در ماههاي گذشته شايعات زيادي در مورد اعجوبه فوتبال جهان بهگوش رسيده. مارادونا كه به عنوان سرمربي آرژانتين در جامجهاني 2010 برابر آلمان شكست 4 بر صفر را پذيرفت، طرفدار جدي رهبران كوبا و ونزوئلا و دوست نزديك رهبر بوليوي،همپيمان ايران است. او در گذشته بارها شور و علاقه خود را نسبت به احمدينژاد ابراز داشته است.
براساس اخبار منابع غيررسمي در فدراسيون فوتبال ايران برنامههاي جدي براي استقبال و مذاكره با احمدينژاد در نظر گرفته شده است» بر اساس فضايي كه در داخل كشور ملموس است و آنچه در سايتهاي خارجي نيز به آن اشاره شده، نقش فدراسيون فوتبال ايران در اين ماجرا به مديريت تداركات استقبال از مارادونا محدود است. با اين حال علي كفاشيان كه طي چند روز گذشته در پي ملاقات با رئيس سازمان تربيتبدني براي كسب تكليف در مورد مربيان تيم ملي اميد به سرانجام نرسيده در يك اظهارنظر عجيب و ضدو نقيض از پيش شرطهاي فدراسيون فوتبال قبل از آغاز مذاكره رسمي با مارادونا خبر ميدهد:« ما مكاتباتي با مارادونا داشتيم تا به ايران بيايد اما نه براي مربيگري تيم ملي. مارادونا ابتدا بايد به ايران بيايد تا در مورد مربيگري در تيم ملي با او صحبت كنيم.
در مرحله بعد از او برنامه ميخواهيم.» از گفت و گوي سعيد فائقي با خبرنگار تهرانامروز زمان زيادي نگذشته. معاون اسبق رئيس سازمان تربيت بدني و مرد شماره يك ورزش ايران در دهه هفتاد صراحتا به سازوكار نامتعارف انتخاب سرمربي تيم ملي فوتبال در ايران اشاره كرد. به گفته فائقي بر اساس مصوبه شوراي عالي ورزش، سه گزينه نهايي سرمربيگري تيم ملي به رئيس سازمان تربيت بدني تقديم ميشود و از بين آنها يك نفر به عنوان سرمربي تيم ملي از كانال فدراسيون فوتبال معرفي ميشود.


